پاورپوینت کامل اندر نادرستی خبر «طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَینا» ۴۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اندر نادرستی خبر «طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَینا» ۴۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اندر نادرستی خبر «طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَینا» ۴۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اندر نادرستی خبر «طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَینا» ۴۴ اسلاید در PowerPoint :

۱۳۳

در یکی از موضوعات مورد بحث در هجرت، استقبال از آن حضرت در آستانه ورود به قُبا
است و از روایات مشهورِ این استقبال، سرودی است که گفته می شود در آنجا توسط دختران
و کنیزکان خوانده شد. این سرود میان مردم شهرتی فراوان دارد اما تاکنون بحثی علمی و
دقیق درباره درستی آن انجام نشده است.

این نوشتار از دکتر انیس بن احمدبن طاهر اندونزیایی است که با عنوان «دراسه فی
حدیث: طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَینا، دراسه حدیثیه الخبر و النشید» در مجلّه مرکز بحوث
و دراسه المدینه المنوّره(۱)منتشر کرده است. در ترجمه، مطالب را تلخیص کرده و چکیده
استدلال ها را آورده ام.

راویِ اصلی این خبر عبیدالله بن محمد، معروف به «ابن عایشه بنت طلحه» است که گوید:
وقتی پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) وارد مدینه شد، زنان و کودکان این شعر را می
خواندند:

طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَینا *** مِنْ ثَنِیّاتِ الْوَداعِ

وَجَبَ الشُّکْرُ عَلَیْنا *** ما دَعا للهِِ داعِ

بررسی سندی

نخستین کتاب سیره ای، که این روایت در آن آمده، کتاب دلائل النبوه بیهقی است و سند
بیهقی

۱ . شماره ۱۲، محرم ـ ربیع الاول ۱۴۲۶، صص۸۸ ـ ۷۱

—————————————————

صفحه ۱۳۳

—————————————————

چنین است:

«أخبرنا أبوعمر و الأدیب، قال: أخبرنا أبو بکر اسماعیلی، قال: سمعت أبا خلیفه، یقول
سمعت ابن عائشه، یقول: لما قدم…» تا آخر همان نقلی که گذشت، سند دیگر بیهقی هم
چنین است: «أخبرنا أبو عمر وبن مطر، سمعت أبا خلیفه یقول: سمعت ابن عائشه: لما قدم
رسول الله…».

بیهقی می افزاید: علمای ما این خبر را مربوط به وقت ورود آن حضرت به مدینه، در
هنگام هجرت از مکه می دانند نه وقت آمدن آن حضرت از تبوک در ثنیه الوداع و خداوند
آگاه است.(۱) این روایت را خرگوشی (در شرف المصطفی) و دیگران، همه از طریق همین ابن
عایشه روایت کرده اند. مشکل اصلی در ابن عایشه است که سند او منقطع است; زیرا از وی
به آن طرف، دست کم نام چند نفر افتاده است. نام اصلی ابن عایشه چنین است: عبیدالله
بن محمدبن حفص بن عمربن موسی بن عبیدالله بن معمر تیمی (متوفای ۲۲۸). وی به دلیل آن
که از نسل عایشه دختر طلحه است، به ابن عایشه مشهور است. همان طور که از سال در
گذشت و نام اجدادش بر می آید، از وی تا عصر رسول(صلی الله علیه وآله) جای چندین نفر
در سند خالی است. این مشکل سندی سبب شده است تا اکرم ضیاء العمری ـ مورخ و سیره
شناس ـ بگوید: اخباری که درباره خواندن سرود «طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَینا» رسیده،
روایت صحیحی ندارد.

اما با وجود ضعف سند، گروه زیادی از عالمان، محدّثان و مورّخان; مانند ابن حبان،(۲)
ابن عبدالبرّ،(۳) ابن قیّم،(۴) ابن کثیر ،(۵) سمهودی(۶) و دیگران، آن را روایت کرده
اند. سند غریب دیگری هم برای آن هست که مراغی آورده و آن را به مالک بن انس منسوب
کرده، با این عبارت شگفت که: «صَعِدْتُ ذَوات الْخُدُورِ عَلَی الأجاجیر…» و سپس
آن اشعار را آورده است(۷) که مقصود روی بام هاست. اما منهای سند، اشکالاتی هم به
متن این سرود واردکرده اند; یکی این که در این سرود، نوعی نرمی و رقیق بودن هست که
در اشعار آن زمان وجود نداشته و به احتمال از اشعار قرن سوم است. دیگر آن که این
سرود بر وزن بحر «رمل» است، در حالی که وزن غالب بر اشعاری که مرتحلا سروده می شود،
«رجز» است. به علاوه چگونه است با این که هنوز نام یثرب «مدینه» نشده در این شعر
گفته می شود:

جئت شرّفت المدینه *** مرحباً یا خیر داع

۱ . دلائل النبوه، ج۲، صص۵۰۶ و ۵۰۷

۲ . الثقات، ج۱، ص۱۳۱

۳ . التمهید، ج۱۴، ص۸۲

۴ . زادالمعاد، ج۳، ص۵۵۱

۵ . السیره النبویه، ج۲، ص۲۶۹

۶ . وفاء الوفاء، ج۱، ص۲۶۲

۷ . تحقیق النصره، ص۴۰

—————————————————

صفحه ۱۳۴

—————————————————

نکته دیگر آن است که همین خبر به عبارت دیگری هم نقل شده; از جمله روایتی که مسند
است و سند آن به بریده بن حصیب می رسد، چنین است: پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله)از
یکی از جنگ ها باز می گشت، در این هنگام کنیز سیاهی آمد و گفت: ای پیامبر خدا، من
نذر کرده ام اگر شما سالم برگشتید بالای سر شما دف بزنم. حضرت فرمودند: اگر نذر
کرده ای بزن و الا خیر. کنیز گفت: نذر کرده ام. آنگاه پیامبر خدا(صلی الله علیه
وآله) نشست و آن کنیز دف زده و گفت:

طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَینا *** مِنْ ثَنِیّاتِ الْوداعِ

وَجَبَ الشُّکْرُ عَلَیْنا *** ما دَعا للهِِ داعِ(۱)

اشکال این است که ابن حبان این حدیث را در «صحیح» خود نیاورده و علاوه بر آن، نظر
چنین است که در اصل کتاب «مورد الضمان» هم نبوده و روی نسخه به خط دیگری به آن
افزوده شده است. در سبل الهدی و الرشاد (ج۳، ص۳۸۶) به نقل از «رزین»، یک بیت دیگر
هم به آن افزوده شده است:

اَیُّهَا الْمَبْعُوثُ فِینا *** جِئْتَ بِالاَْمْرِ الْمُطاعِ

ثنیه الوداع کجاست؟

ثنیات، جمع ثنیه و به معنای جای مرتفع است. برخی آن را مسیر در کوه (الطریق فی
الجبل) دانسته اند. وداع هم که از تودیع است. فیروز آبادی در این باره، ضمن اشاره
به اختلافی که در تفسیر محل آن است، می گوید: گفته شده است: ثنیات الوداع جای وداع
مسافران از مدینه به مکه است. نیز گفته شده، از این رو، این نام را بدان نهاده اند
که رسول در آن محل با کسی که در اواخر حیاتش او را در جای خود در مدینه گذاشت وداع
کرد. نیز گفته اند: آنجا محل وداع او با برخی از سرایایی است که اعزام می کرد و نیز
گفته شده، نام یک وادی در مدینه است و درست است که این یک نام جاهلی است و محل
تودیع مسافران است، این چیزی است که اهل سیره و تاریخ گفته اند.(۲)

در روایات درباره ثنیه الوداع چه آمده است:

در این باره چند روایت وجود دارد:

جابر می گوید: وقتی ما عازم تنبوک بودیم، به عقبه ای رسیدیم که در سمت مسیر

۱ . موارد الظمان، صص۴۹۳ و ۴۹۴

۲ . المغانم المطابه، ج۲، ص۷۰۷

—————————————————

صفحه ۱۳۵

—————————————————

شام بود. در این زمان زنان متعه ما آمدند و اطراف ما می گشتند. وقتی پیامبر(صلی
الله علیه وآله) آمد ،

مطلب را گفتیم. حضرت خشمگین شده بر خداوند درود فرستاد و از «متعه» نهی کرد. ما در
آنجا با آنان وداع کردیم. برای همین آنجا را «ثنیّه الوداع» گویند.(۱) سند این حدیث
ضعیف است.

در خبر دیگری آمده است: وقتی پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) از خیبر بر می گشت،
کسانی از آنجا زنانی را به عنوان متعه گرفته بودند. وقتی حضرت به مدینه رسید، به
اصحاب فرمود: زنان متعه خود را رها کنید. آنان چنین کردند و اینجا ثنیه الوداع
نامیده شد.(۲) سند این حدیث نیز ضعیف است.

روایتی دیگر از ابو هریره نقل شده است که: وقتی عازم تنبوک بودیم در ثنیه الوداع
فرود آم

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.