پاورپوینت کامل بصیرت در کلام حضرت علی ۶۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بصیرت در کلام حضرت علی ۶۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بصیرت در کلام حضرت علی ۶۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بصیرت در کلام حضرت علی ۶۷ اسلاید در PowerPoint :

۶۷

مقدمه؛

ابتدا لازم است مقصود از بصیرت روشن گردد و آن­گاه به اصل بحث پرداخته شود.

در بررسی هر امری، تجزیه مقدم بر ترکیب می­باشد؛ لذا در ابتدا بحث مفهوم­شناسی
موضوع ارائه می­گردد.

بصیرت در لغت به معنای: عبرت، ثبات در دین، حجت و استبصار در چیزی، علم و خبره،
زیرکی و گواه، و همچنین به معنای عقیده­ی قلب و یقین می­باشد.([۱])

بصیر بر دو وجه قابل استعمال است: ۱. مدرک شیءٍ مُبصَر ۲. عالم([۲])

ابن اعرابی می­گوید: ابصرالرجل: یعنی زمانی­که از کفر به سوی بصیرت ایمان خارج شد
در این­جا بصیرت را به ایمان نسبت می­دهند.([۳])

بصیرت در اصطلاح، روشنایی و نور خاصی است که در نتیجه­ی استضائه از چراغ وحی و
امامت در عمق جان انسان پدید می­آید و چراغ وحی و امام مقدمه­ی چراغ بصیرت در عمق
وجود انسانند.

اشخاص فاقد بصیرت، فاقد حیات انسانی هستند؛ چون اندیشه­ی آنان در تاریکی است و
حقیقت را نمی­بینند و به همین دلیل راه رشد و سعادت را هم نمی­شناسند.([۴])

قرآن کریم در مورد کسانی که چراغ بصیرت را در جان دارند و کسانی که فاقد این
چراغند؛ مقایسه­ای دارد.

)أو من کان میتاً فأحییناه و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات
لیس بخارج منها کذلک زیّن للکافرین ما کانوا یعملون(([۵])؛ آیا کسی که مرده [دل]
بود و زنده­اش گردانیدیم و برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن، در میان مردم
راه برود، چون کسی است که گویی گرفتار در تاریکی­هاست و از آن بیرون آمدنی نیست؟
این­گونه برای کافران آن­چه انجام می­دادند زینت داده شده است.

اهمیت بصیرت از آن­جا روشن می­شود که محور همه­ی افعال انسان می­باشد و عکس
العمل­های متفاوت افراد بر طبق آن شکل می­گیرد و ارزش و اعتبار انسان وابسته به نوع
بینش اوست.

قدر کل امرئ مایحسن ؛ هرکس آن­قدر می­ارزد که می­داند و مهم­تر از معیار ارزش
انسان که شناخت­های او می­باشد، معیار ارزش شناخت­هاست که چه شناختی برای انسان
سودمندتر و ضروری­تر است.([۶])

ما در این مقاله برآنیم که از منظر حضرت علی۷ به این موضوع بنگریم و ضمن آشنایی با
عوامل و منابع بصیرت؛ کلمات نورانی آن حضرت را چراغ راهمان سازیم.

عوامل و زمینه­های بصیرت

۱. تقوا و یاد حق؛ از مهم­ترین عوامل ایجاد بینش صحیح، تقوا می­باشد. و اولین شرط
در مسیر کمال انسان این است که برای اعمال و رفتارهای خود، معیار و ضابطه­ای در
اختیار داشته باشد و هواهای نفسانی را تحت کنترل بگیرد.

چنان­که حضرت علی۷ می­فرمایند:

اعلموا، عبادالله، أن التقوی دارحصن عزیز … ألا وبالتقوی تقطع حمه الخطایا…؛
ای بندگان خدا! بدانید که تقوا، دژی محکم و شکست ناپذیر است… آگاه باشید [که] با
پرهیزکاری، ریشه­های گناهان را می­توان برید…([۷])

برای این­که روشنی چراغ بصیرت تداوم پیدا کند، باید سدی محکم جلوی طوفان هوس کشیده
شود، و تقوا همان سد نیرومندی است که می­تواند طغیان هوس را در انسان مهار کند.

امیرالمؤمنین۷ در جای دیگر می­فرمایند: فان الله التقوی دواء داء قلوبکم و بصر عمی
أفئدتکم…؛ همانا تقوا و ترس از خدا، داروی بیماری­های دل­ها، روشنایی قلب­ها و
… است.([۸])

امام سجاد۷ می­فرمایند: برای بنده، چهار چشم است: دو چشم که با آن دو امر دین و
دنیایش را می­بیند و دو چشم که با آن دو امر آخرتش را می­بیند، پس چنان­چه خداوند
متعال خیر را به بنده­ای اراده کرد، دو چشم قلبش را باز می­کند سپس با آن دو غیب را
می­بیند و چنان­چه خداوند به بنده، غیر آن را اراده کرد، قلبش را با آن­چه در آن
است، ترک می­کند.([۹])

کسی که خداوند او را در پیکار با نفس یاری­اش دهد، چراغ هدایت در قلبش روشن شده و
دشواری­ها بر او آسان می­شود. چنان­که حضرت۷ می­فرمایند: … إن من أحب عبادالله
الیه عبداً أعانه الله علی نفسه، فاستشعر الحزن و تجلبب الخوف؛ فزهر مصباح الهدی فی
قلبه وأعدالقری لیومه النازل به … نظر فأبصر و ذکر فاستکثر…؛ ای بندگان خدا!
همانا بهترین و محبوب­ترین بنده نزد خدا، بنده­ای است که خدا او را در پیکار با نفس
یاری داده است، آن کس که جامه­ی زیرین او اندوه و لباس رویین او ترس از خداست، چراغ
هدایت در قلبش روشن شده و وسایل لازم برای روزی او فراهم آمده … همواره به یاد
خدا بوده و اعمال نیکو، فراوان انجام داده است…([۱۰])

یاد خداوند موجب آبادی قلب­هاست، چنان­که دومین وصیت امام۷ به فرزندشان، ذکر و یاد
حق می­باشد.

امام۷ اهل ذکر را به کسانی تشبیه فرموده­اند که در بیابان­ها، راه را به مردم نشان
می­دهند. زیرا انسان­ها را به سوی حقیقت که خداوند است، راهنمایی می­کنند. پیوسته
برای خداوند در هر دوره، بندگانی بوده که به اندیشه­ی آنان الهام می­کرده و در وادی
خردهایشان با آنان سخن می­گفته است.

… فاستصحبوا بنور یقظه فی الابصار والاسماع والافئده…؛ اینان به نور بیداری،
در دل­ها و چشم­ها و گوش­ها نور می­افشانند. اینان پرده­ی آن جهان را از جلوی چشم
مردم دنیا برداشته­اند. گویا ایشان چیزهایی را می­بینند که مردم نمی­بینند و
می­شنوند آن­چه را که دیگران نمی­شنوند.([۱۱])

نتیجه­ی تقوا شناخت و ساخت خویشتن است که انسان را به مقام والای محبوبیت می­رساند
و در این دنیا با بینایی نافذ می­نگرد و راهی را که باید سپری کند، با بینایی
شایسته تشخیص داده، مشعل­های فروزان الهی را که سر راهش نصب شده، شناخته و
ناهمواری­ها و فرو رفتن در فراز و نشیب­های راهش را پشت سر می­گذارد.([۱۲])

۲. نفی وابستگی­های مادی؛ یکی از عواملی که موجب بصیرت انسان می­گردد این است که
وابستگی­های مادی را از خود دور کند. حدیث قدسی به این مطلب اشاره دارد: یا دنیا!
اخدمی من خدمنی و اتعبی من تبعک؛ ای دنیا! به کسی که به من خدمت می­کند، خدمت کن و
کسی که دنبال تو می­آید را خسته کن!([۱۳])

حضرت امیر۷ نیز گرایش به دنیا را از صفات انسان­های کور می­شمرند که چیزی ورای دنیا
نمی­بینند، ولی شخصی که بصیر است، گرفتار دنیا نمی­شود و از دنیا توشه بر می­دارد:

وانما الدنیا منتهی بصر الأعمی ولا یبصر عمّا وراءها شیئاً، والبصیر ینفذها بصره و
یعلم أنّ الدار وراءها. فالبصیر منها شاخص، والأعمی إلیها شاخص والبصیر منها مترود
والأعمی لها متزود؛ و همانا دنیا نهایت دیدگاه کوردلان است که آن سوی دنیا را
نمی­نگرند، اما انسان آگاه نگاهش از دنیا عبور کرده، از پسِ آن، سرای جاویدان آخرت
را می­بیند، پس انسان آگاه به دنیا دل نمی­بندد و انسان کوردل تمام توجهش دنیاست.
بینا از دنیا زاد و توشه می­گیرد و نابینا برای دنیا توشه فراهم می­کند.

غرض حضرت، تنفیر از دنیا و توبیخ کسی است که نظرش را به سوی دنیا کوتاه کند.([۱۴])

حضرت در این فراز، به زیبایی تفاوت این دو را بیان می­فرمایند. استفاده از کلمات
“مِن” و “الی” که مقابل هم می­باشند که “مِن” ابتدا و “الی” انتها را نشان می­دهند،
به وضوح نشانگر اختلاف این دو صنف است.

شخص بصیر از این منزل کوچ نموده و دنیا را به منزله­ی راه رسیدن به وطن و مکانش
می­داند. شخص فاقد بصیرت به دنیا ناظر است. زیرا او بعد از آن­که در این دنیا چیزی
را شناخت، گمان می­کند که این­جا قرارگاه است و نظرش را مصروف آن می­کند.([۱۵])

حضرت علی۷ در جای دیگری بیان می­فرمایند که نگاه به دنیا بر دو وجه متصور می­شود:

۱. خود دنیا مطلوب بالذات باشد که در این هنگام باز دارنده­ی یاد حق است.

۲. غرض از نگاه به دنیا، بصیرت یافتن و هدایت یافتن توسط آن باشد که چنین نگاهی
بسیار مطلوب می­باشد.

پس مقصود حضرت، خود جهان طبیعت با قواعد و شگفتی­هایش نمی­باشد، بلکه مقصود ارتباط
حیات طبیعی محض انسانی با رویه محسوسی از عالم طبیعت است و لذا می­فرمایند: … من
أبصر بها بصّرته و من أبصر إلیها أعمته؛ … کسی که با چشم بصیرت به آن بنگرد، او
را آگاهی ­بخشد و به آن کس که چشم به دنیا دوزد، کوردلش می­کند.([۱۶])

۳. بهره­گیری از ابزار شناخت؛ یکی از عواملی که انسان را به بینش صحیح می­رساند،
این است که از وسایلی که به این منظور در اختیار او قرار گرفته است، به خوبی
استفاده کند.

هر امری برای خود وسایل خاصی نیاز دارد. وسایل مورد نیاز بینایی، شنیدن سپس
اندیشیدن، نگریستن و آن­گاه بینش یافتن، عبرت گرفتن و قدم برداشتن در راه­های روشن
است.

حضرت، این بهره­گیری را وسیله بینایی معرفی می­فرمایند:

قد بصّرتم إن أبصرتم، و قد هدیتم إن اهتدیتم وأسمعتم إن استمعتم؛ اگر چشم بینا
داشته باشید، حقیقت را نشانتان داده­اند، اگر هدایت می­طلبید شما را هدایت کردند،
اگر گوش شنوا دارید، حق را به گوشتان خوانده­اند.([۱۷])

۴. عبرت؛ الفکر مرآه صافیه والاعتبار منذر ناصح؛ اندیشه، آینه­ا­ی شفاف و عبرت از
حوادث و بیم دهنده­ا­ی خیراندیش است.([۱۸])

اعتبار یعنی تأثر از آن­چه انسان از تحولات و عواقب در جوامع بشری می­بیند. خواه
کسانی که از اعصار تاریخ جلوتر بوده­اند و خواه در آن­چه حاضر است و روزها و
ماه­هایش بر او می­گذرد.([۱۹])

حضرت در جای دیگر اشاره دارند که فردی که اعتبار نمی­کند، فکر ندارد و کسی که فکر
ندارد، بصیرت ندارد.

نیز می­فرمایند:

فاتعظوا بالعبر النوافع واعتبروا بالای السواطع؛ ای بندگان خدا! از آن­چه عبرت­آور
و منفعت بخش است پند گیرید و از آیات روشن در عبرت فرو روید.([۲۰])

منابع بینش

۱. عقل؛ یکی از منابع بینش انسان، عقل می­باشد. تفکر و اندیشه، کاری است که در نظام
آفرینش بر عهده­ی عقل نهاده شده است. مراد از عقل در این­جا عقلی است که این مقدار
شناخت برایش حاصل شود که بتواند راه سعادت خویش را تشخیص دهد، چنان­که حضرت۷
می­فرمایند: کفاک من عقلک ما اوضح لک سبیل غیک من رشدک؛ عقل تو را کفایت کند که
راه گمراهی را از رستگاری نشانت دهد. و هم­چنین می­فرمایند:

والعقل حسام قاطع و قاتل هواک بعقلک؛ و عقل شمشیری است برّان و هوای نفس خویش را
با شمشیر عقل بکش.([۲۱])

امام۷ فکر را عامل بصیرت معرفی می­فرمایند:

من طال فکره حسن نظره؛ هرکس فکرش طولانی شود، بینایی او نیکو می­شود.([۲۲])

۲. علم و دانایی؛ امام علی۷ ضمن بیان ویژگی­های پیامبر اکرم۹ می­فرمایند:

مردمی که از شناخت عمقی بی­بهره­اند و شناخت آنان از هستی، منحصر به محسوسات است به
عنوان بیمارانی هستند که به ناآگاهی و سرگردانی مبتلا هستند. رسول اکرم۹ به عنوان
طبیب خبیر و متخصص است که خود به سراغ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.