پاورپوینت کامل گزیده­ خطبه­ بلیغ پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در مجلس شکوهمند غدیر ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل گزیده­ خطبه­ بلیغ پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در مجلس شکوهمند غدیر ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل گزیده­ خطبه­ بلیغ پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در مجلس شکوهمند غدیر ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل گزیده­ خطبه­ بلیغ پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در مجلس شکوهمند غدیر ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint :

۶

إحتجاج النبی(صلی الله علیه و آله) یوم الغدیر علی الخلق کلهم و فی غیره من الأیام بولایه علی­بن أبی طالب(علیه السلام) و من بعده من ولده من الأئمه المعصومین صلوات الله علیهم أجمعین.

حدّثنی السید العالم العابد أبو جعفر مهدی ابن أبی حرب الحسینی المرعشی رضی الله عنه قال: أخبرنا الشیخ أبو علی الحسن­بن الشیخ السعید أبی جعفر محمّدبن الحسن الطوسی رضی الله عنه، قال: أخبرنی الشیخ السعید الوالد أبو جعفر قدس الله روحه، قال: أخبرنی جماعه عن أبی محمّد هارون بن موسی التلعکبری، قال: أخبرنا أبوعلی محمّدبن همام، قال: أخبرنا علی السوری قال: أخبرنا أبو محمّد العلوی من ولد الأفطس ـ و کان من عبادالله ا لصالحین ـ قال: حدثنا محمّدبن موسی الهمدانی، قال: حدثنا محمدبن خالد الطیالسی، قال: حدثنا سیف بن عمیره و صالح­بن عقبه جمیعاً عن قیس ­بن سمعان عن علقمه­بن محمّد الحضرمی عن أبی جعفر محمّدبن علی(علیه السلام):

الحمدُلله الّذی علافی توَحّده، وَدَنی فی تَفَرُّده، وَجَلَّ فی سُلطانه و عظُمَ فی أرکانه، وَأحاط بکلّ شیء علماً، وهُو فی مکانه، و قهر جمیع الخلق بِقدرته و بُرهانه، مجیداً لم یَزَل، محموداً لایَزالُ، بارئُ المسموکات و داحِیَ المدحُوّات، و جبّارُ الأرَضینَ والسّماوات.

سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ ربُّ الملائکهِ والرّوح، مُتَفَضِّلٌ عَلی جمیع مَن بَراهُ متطوّلٌ علی جمیع من أنشأهُ.

یَلحظُ کلّ عینٍ والعیونُ لاتراهُ، کریمٌ حلیمٌ ذوأناه.

قَد وسِعَ کلّ شیء رحمتهُ، و منّ علیهم بِنعمته، لایعجَلُ بإنتقامه، ولا یُبادرُ إلیهم بِما استحقّوا مِن عَذابه.

قد فهِمَ السّرآئرَ وعَلِمَ الضّمآئر، وَلم تخفَ علیهِ المکنوناتُ، ولا اشْتبَهتْ علیهِ الخفیّات.

لهُ الإحاطه بکلّ شیءٍ، والغلبهُ عَلی کلّ شیءٍ والقُوّه فی کلّ شیءٍ والْقُدرهُ علی کلّ شیءٍ، ولیس مثلهُ شیءٌ، و هُو مُنشِئُ الشئ حین لا شیء دائمٌ قائمٌ بالْقسط، لا إله إلاّ هُو العزیز الحکیم…..؛ سپاس و ستایش خدایی را که در یکتایی­اش بلند مرتبه، و در عین یگانگی به موجودات نزدیک است، در سلطنتش شکوهمند و ارکان قدرتش با عظمت است. بدون هیچ حرکت و انتقالی علم و آگاهی­اش همه چیز را فرا گرفته است، با قدرت و برهانش بر عموم آفریدگان قاهر و غالب می­باشد.

بزرگواری­اش دایم و همواره مورد حمد و ستایش است. بر فرازنده­ی بلندی­ها و گُستراننده­ی سطح زمین و مسلّط بر زمین و آسمان­هاست. بسیار من‍‍زّه و پاک از هر عیب و بدی و آفریننده­ی فرشتگان و روح است. تفضّل کننده بر آنچه پدید آورده و افزون بخش بر آنچه که ایجاد کرده. هر چشمی را می­بیند، ولی چشم­ها او را نمی­بیند. کریم و بردباری که بندگان را مهلت داده، با آنان مدارا می­کند. رحمتِ وسیعش همه چیز را فرا گرفته، و با نعمتِ فراوانش به آن­ها احسان کرده است. در انتقام گرفتن [از گردنکشان] شتاب نکند و در عذابی که استحقاقش را یافته­اند، سرعت نگیرد.

مطالب پنهانی را می­فهمد و به آنچه در ضمیر و باطن افراد است علم دارد، که نهفته­ها بر وی پوشیده نیست و آنچه مخفی است موجب اشتباه او نمی­شود. او را بر همه چیز احاطه و غلبه است. توان و نیرویش در هر شیء نافذ و قدرتش بر همه چیز مسلّط است، او را هیچ مثل و مانندی نیست، هستی بخش اشیء است آن­گاه که هیچ چیز وجود نداشته است.

جاویدان موجودی که بر پای دارنده­ی قسط است. خدایی جز او که عزیز و حکیم است نمی­باشد.

… وأومن بِه و بِملآئکته و کُتبه و رُسُله، أَسمعُ أَمرهُ و أُطیعُ، و أُبادرُ إلی کلّ ما یرضاهُ، واستسلِمُ لقضائه، رغبهً فی طاعَتِهِ و خوفاً مِن عُقوبَته، لأنّهُ اللهُ الّذی لایؤمَنُ مَکرهُ ولایُخافُ جورُهُ.

وأُقرُّ لَهُ علی نفسی بالعُبودیّه وأَشهدُ لَهُ بالرّبوبیّهِ، وأُؤَدّی مآ أَوحَی إلَیّ حَذَراً من أن لا أفعَلَ فتحلَّ بی منه قارعهٌ لایدفعُها عَنِّی أحدٌ وَ إنْ عَظُمَتْ حیلتُهُ لا إله إلاّ هُو.

لأنّهُ قَد أعلمنی أنّی إن لَم أُبلّغْ ما أُنزلَ إلیّ فما بلّغتُ رسالتهُ، وقَد ضَمِن لی تبارکَ و تعالی العِصمهَ وَهُوَ الکافی الکریمُ فأوحی إلیّ؛ بسم الله الرحمن الرّحیم: یا أیُّها الرَّسولُ بلِّغ مَا أُُنزلَ إلیکَ مِن ربّکَ وإن لَّم تَفعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ واللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاس….([۱])

مَعاشِر النّاسِ ماقصّرتُ فی تبلیغِ مآ انزلَ الله تعالی إلیَّ وأنا مُبیّنٌ لکُم سببَ نُزولِ هذهِ الأیَه.

إنّ جبرئیلَ (علیه السلام) هَبَطَ إلیّ مِراراً ثلاثاً یأمرُنی عن السّلام ربّی وهُو السّلام أن أقومَ فی هذا المشهدِ واُعلِمَ کلّ أبیض و أسودَ أنّ علیّ­بن أبی طالب أخی و وصیّی و خلیفتی والإمامُ مِن بعدی الّذی محلُّهُ منّی محلّ هارونَ مِن موسی إلاّ أنّهُ لا نبیَّ بعدی. وَهُو ولیّکُم مِن بعدالله و رسوله، وقد أنزلَ الله تبارکَ و تعالی علیّ بذلک ءایهً مِن کتابه: إنّما ولیُّکُم اللهُ و رسولُهُ والّذین ءَامنُوالّذینَ یُقیمونَ الصّلوهَ و یُؤتُونَ الزّکهوهُم راکعُون([۲])

و علیُّ ابنُ أبی طالب(علیه السلام) أقام الصّلوه و ءَاتی الزّکاه و هُو راکعٌ یریدالله عزّوجلّ فی کلّ حال.

و سألتُ جبرئیلَ أن یَستَعفِیَ لِی عَنْ تَبلیغِ ذَلک إلیکم أیّها النّاسُ لِعِلمی بقلّه المتّقین و کثرهِ المنافقین و ادغال الآثمین وخَتَل المستهزئین بالإسلام، الّذین و صفهَهُم اللهُ فی کتابه بأنّهم یقولون بألسنتهم ما لیس فی قلوبهم و یحسبونه هیّناً و هُو عنداللهِ عظیمٌ.([۳])

وکثره أذاهم لی فی غیر مرّهٍ حتّی سمّونی أُذناً، وزعموا أنّی کذلک لکثره ملازمته إیّای وإقبالی علیه حتّی أنزل الله عزّوجلّ فی ذلک قرءاناً و مِنهُم الَّذینَ یُؤذُونَ النّبیَّ وَیَقولونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خیرٍ لَکُم…([۴])

ولو شئتُ أن اسمّی [القائلینَ بذلک] بأسمائهم لَسَمَّیتُ، و أن أومیَ إلیهم بأعیانهم لأوْمأتُ وَ أنْ أَدلَّ علیهم لدللتُ، ولکِنّی والله فی أُمورهم قد تکرّمتُ. و کلّ ذلک لایرضیَ الله منّی إلاّ أن أُبلّغَ ما أنزلَ [الله] إلیّ ثُمّ تَلا: یا أیُّها الرَّسولُ بلِّغ مَا أُُنزلَ إلیکَ مِن ربّکَ وإن لَّم تَفعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ واللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاس…([۵])

فاعلموا معاشرالنّاس، أنّ الله قد نَصَبهُ لکم ولیّاً و إماماً مفترضاً طاعته علی المهاجرین والأنصار و علی التّابعین لهُم بإحسانٍ و علی البادی والحاضر و علی الأعجمیّ والعربیّ والحرّ والمملوک والصّغیر والکبیر و علی الأبیض والأسود و علی کلّ موحّدٍ ماضٍ حُکمهُ جائزٌ قولهُ نافذٌ أمرهُ.

ملعونٌ مَن خَالَفهُ، مرحومٌ من تبعهُ، و مؤمنٌ من صدّقهُ فقد غفراللهُ لهُ ولِمن سَمعَ منهُ وأَطاع لَهُ.

معاشرالنّاسِ إنّه آخرُ مقامٍ أقومَهُ فی هذا المشهد فاسمعُوا و اطیعوا، وانقادُوا لأمر ربّکم، فإنّ الله عزّوجلّ هو مولاکم و إلاهُکم، ثمّ مِن دونه محمّدٌ ولیّکم القآئمُ المخاطبُ لکُم ثمّ من بعدی علیٌّ ولیُّکم و إمامکم بأمر ربِّکم ثمّ الإمامه فی ذرّیّتی من ولده إلی یوم تلقون اللهَ و رسوله.

لاحلال إلاّ مآ احلّهُ اللهُ ولاحرامَ إلاّ ما حرّمهُ اللهُ.

عرّفنی [الله] الحلالَ والحرامَ، وأنا افضیتُ لِما علّمنی ربّی من کتابه و حلالِه و حرامه إلیه…؛

…. به او و فرشتگان و کتاب­ها و رسولانش ایمان دارم. امرش را می­شنوم و اطاعت می­کنم. در هر کاری که رضایت او در آن است سرعت می­گیرم. حکمش را گردن نهاده تسلیم می­شوم، چون طاعتش را مایل بوده از عقوبتش بیمناکم، زیرا او خدایی است که نه کسی ایمن از عذاب ناگهانی اوست و نه وحشت و ترسی از ظلمش دارد.

به مقام بندگی­ام در پیشگاه او اقرار می­کنم و به پروردگاری­اش گواهی می­دهم. آنچه که بر من وحی شده انجام می­دهم، زیرا می­ترسم که اگر انجام ندهم عذابِ کوبنده­ای از او بر من فرود آید که احدی قدرت ندارد آن را از من دفع کند، هرچند بسیار تدبیر و چاره سازی کند که جز او خدای چاره سازی نیست. همانا او به من اعلام فرمود که اگر آنچه بر من نازل شده ابلاغ نکنم وظیفه­ی رساندن پیغامش را انجام نداده­ام و خدای تعالی، هم ضمانت کرده که مرا حفظ کند، و نگه­داری آن کریم مرا کفایت می­کند؛ پس بر من وحی فرستاد: “به نام خدای رحمت­گر مهربان. ای پیامبر! آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، ابلاغ کن؛ و اگر نکنی پیامش را نرسانده­ای. و خدا تو را از [گزند] مردم حفظ خواهد کرد”. ای مردم! در رساندن آنچه خدای تعالی بر من نازل کرده کوتاهی نکرده­ام، و اینک سبب نزولِ این آیه را برای شما روشن می­سازم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد و سلام پروردگارم را ‍ـ که او خود سلام است ـ بر من ابلاغ نمود. فرمان داد که در این جمع و حضور همگانی­ برپا ایستم و بر هر سفید پوست و سیاه چهره­ای اِعلام کنم که علی فرزند ابوطالب برادر و وصیّ و جانشین من و امام است بعد از من. او کسی است که نسبت و منزلتش به من چون نسبت و موقعیّت­ هارون به موسی است، جز این­که بعد از من پیامبری نیست.

او بعد از خدا و پیامبرش ولیّ و سرپرست شماست. خدای تبارک و تعالی در این باب آیه­ای بر من فرو فرستاد: “همانا ولیّ امر و صاحب اختیار شما تنها خدا و رسول او و آن مؤمنانی خواهند بود که نماز به پا داشته، در حال رکوع [به فقیر] زکات می­دهند”.

علی تنها رادمردی است که نماز به پاداشت و در حال رکوع زکات پرداخت و اوست که در همه حال جز خدای عز‍‍ّوجلّ هدف و مقصود دیگری ندارد.

من از جبرئیل خواستم که از رساندن و گفتن این پیام به شما مرا مُعاف دارد، چرا که از کمی متّقین و زیادی منافقین و نیرنگِ گناهکاران و فریبِ مسخره کنندگانِ اسلام آگاه بودم و آنان که خداوند در کتابش وصف کرده، می­فرماید: به زبان­هایشان چیزی می­گویند که در دل­هایشان نیست، و این را برای خود کاری ساده و بی اهمیت حساب می­کنند در حالی که نزد خدا خطایی بزرگ است”. آنان که نه یک بار، بلکه همواره مرا بسیار می­آزردند تا جایی که مرا اُذُن حرف شنو و خوش باور نامیدند، به جهت همراهی زیاد علی با من و عنایت من به او، پنداشتند که این چنین هستم تا این­که خدای عز‍ّوجل در این باب آیه­ای نازل فرمود: “و از ایشان کسانی هستند که پیامبر را آزار می­دهند و می­گویند: “او زود باور است،” بگو: “گوش خوبی برای شماست”.

اگر می­خواستم گویندگانِ چنین گفتاری را نام ببرم، بیان می­کردم و به فرد فردشان اشاره می­نمودم و یک یکشان را معرفی می­کردم، امّا به خدا سوگند در مورد آن­ها بزرگواری می­کنم. تمام این­ها را خدا از من نمی­پذیرد و راضی نمی­شود، مگر آنچه خدا بر من فرو فرستاده برسانم. سپس تلاوت فرمود: “ای پیامبر! آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، ابلاغ کن؛ و اگر نکنی پیامش را نرسانده­ای و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه می­دارد”.

پس بدانید ای مردم! خداوند علی را به سرپرستی شما منصوب کرده، و امام و پیشوایی که فرمان­برداری­اش بر مهاجرین و انصار و تابعین، بر بیابانی و شهری، غیر عرب و عرب، آزاد و بنده، کوچک و بزرگ، سفید و سیاه واجب و حتمی است و بر هر موحّدی فرمانش جاری و گفتارش روا و به جا و امرش نافذ است؛ هرکه او را مخالفت کند؛ ملعون است و کسی که پیروی­اش کند؛ مورد رحمت الهی است، و آن­که تصدیقش نماید؛ مؤمن است. سخن نیوش و طاعت پذیر او مشمولِ آمرزش خداوندی است. ای گروه مردم! این آخرین مقامی است که در حضور انبوه شما به سخن برخاسته­ام. به گفتارم گوش فرا داده، بپذیرید، و فرمان پروردگارتان را گردن نهید، که خدای عزّوجلّ اختیار دارد و معبود شماست، بعد از او پیامبرتان محمد(صلی الله علیه و آله) ولیّ و سرپرست شماست، پیامبری که در حضورتان به سخن ایستاده است، آن­گاه علی بعد از من به فرمان خداوند سرپرست و امام شماست، سپس امامت و رهبری تا ملاقات خدا و رسولش در رستاخیز بر ذریّه­ی من از فرزندان اوست.

جز آنچه خداوند حلال و حرام فرموده چیزی حلال و حرام نیست. خدا حلال و حرام را به من شناساند و من آنچه پروردگارم از حقایق قرآن و حلال و حرام به من آموخت به علی واگذار کردم….

معاشرَ النّاس لاتضلّوا عنهُ ولا تنفِرُوامنهُ ولا تستکبروا [ولا تستنکفوا] مِن ولایته، فهُو الّذی یهدی إلی الحقّ ویعمل به و یزهقُ الباطلَ و ینهی عنهُ، ولاتأخُذُه فی الله لومه لاَئمٍ.

ثمّ إنّه اوّلُ من ءَامن بالله و رسوله و هُوالّذی فَدی رسولَ الله بِنفسه وهُوالّذی کان مع رسول الله، ولآ أحد یعبُدُالله مع رسوله من الرّجال غیره.

معاشرالنّاس فضلّواه فقد فضّله الله، واقْبلُوهُ فَقَد نصَبَه الله. معاشرالنّاس إنّه إمامٌ مِنَ الله، ولن یتوبَ اللهُ عَلی أحدٍ أنکَرَ ولایتهُ ولن یغفرالله لهُ، حتماً علی الله أن یفعَلَ ذلک بِمن خَالَفَ أمره فیه و أن یعذّبهُ عذاباً نکراً أبدَ الآباد و دهر الدُّهور فاحذروا أن تُخالِفوه فَتصْلَوا ناراً وَقودُها النّاس والحجارَهُ أُعِدّت لِلْکافرین.

أیّها النّاسُ بی واللهِ بُشّرالأوّلون مِن النّبیّین والمُرسلین وَ أنا خاتم الأنبیاء والمرسلین، والحجّه علی جمیع المخلوقین مِن أهل السّماوات والأرضین.

فَمَن شکّ فی ذلِک فهو کافرٌ کُفرالجاهلیّه الأولی، وَمَن شَکَّ فی شیءٍ من قولی هذا فَقَد شکّ فی الکلّ مِنه، والشّاکّ فی ذلک فله النّارُ.

معاشِرالنّاس، حبّانی اللهُ بهذهِ الفضیله منّاً منهُ علیَّ وإحساناً منهُ إلیّ، ولآ إلهَ إلاّ هُو لهُ الحمدُ منّی أبدَ الآبِدین و دهرالدّاهرین علی کلّ حال.

معاشر النّاس فضلّوا علیّاً فإنّهُ أفضلُ النّاس بعدی من ذَکرٍ و أُنثی، بِنا أنزل اللهُ الرّزقَ و بَقِیَ الخلقُ، ملعونٌ ملعونٌ، مغضوبٌ مغضوبٌ من ردّ علیَّ قولی هذا، ولم یُوافِقْهُ.

ألا إنّ جبرئیلَ خبّرنی عنِ الله تعالی بذلکَ و یقول: مَن عَادی علیّاً ولم یتولّهُ فَعَلیْهِ لَعْنتی وَ غَضَبی؛ … وَلتنظُر نفسٌ مّا قدّمَت لِغدٍ…،([۶]) واتّقوا اللهَ أن تخالفوهُ فتزلّ قدمٌ بعدَ ثُبوتِها إنّ اللهَ خبیرٌ بما تعلمون.

معاشر النّاس، إنّهُ جَنْبُ الله الّذی ذُکِرَ فی کتابه، قال تعالی أن: تقول نفسٌ … یا حسرتا عَلی ما فَرّطتُ فی جَنبِ الله….([۷])

معاشرالنّاس، تدبّروا القرآن وافهموا ءَایاتِه، والنظُروا إلی مُحکماته ولا تتّبعوا مُتشابِهَهُ، فوالله لن یبیّن لکم زواجِرهُ ولا یوضِحَ لَکُم تفسیرهُ إلاّ الّذی أنا ءَاخذٌ بیده و مُصعِدُهُ إلیّ و شائلٌ بِعَضُدِه و مُعلّمُکُم.

إنّ من کنتُ مولاهُ فهذا علیٌّ مولاهُ و هُوَ علیّ­بنُ أبی طالب أخی و وصیّی و موالاتُهُ مِن الله عزّوجلَّ أَنزلها علیَّ.

معاشِرالنّاس، إنّ علیّاً والطّیّبین مِن وُلدی هُمُ الثّقلُ الأصغَرُ، والقرءَانُ الثّقلُ الأکبرُ فکلُّ واحدٍ مُنبِیءٌ عَن صَاحِبِه وَمُوافِقٌ لَهُ، لن یَفترقا حتّی یَردا علیّ الحوض، هُم امَنآءُ الله فی خلقه و حُکمآؤهُ فی أرضِه.

ألا وَقَدْ أدّیتُ، ألا وَقَدْ بَلَّغتُ، ألا وقد أسمعتُ، ألا وَقَدْ أوضَحْتُ، ألا و إنّ الله عز‍ّوجلّ قال، و أنا قلتُ عَنِ الله عز‍ّوجلّ: ألا إنّه لیسَ أمیرُالمؤمنین غَیرَ أخی هذا ولا تحلّ إمرَه المؤمنینَ بعَدِی لأحدٍ غیرهِ.

ثمّ ضَرَبَ بیده علی عَضُدِهِ فَرَفعهُ و کانَ مُنذَ اوّلِ ما صَعِدَ رسولُ اللهِ صلّی اللهُ علیهِ و الهِ، [شالَ علیّاً حتّی صَارَت رِجْلُهُ معَ رُکْبَهِ رسول­ِ الله]، ثمّ قال:

مَعاشرالنّاس، هذا علیٌّ أخی و وَصیّی وَ وَاعی و خلیفتی عَلی أمّتی و عَلی تفسیر کتابِ الله عزّوجلّ والدّاعی إلیه، والعاملُ بما یرضاهُ والمُحاربُ لأعدائه، والمُوالی عَلی طاعته، والنّاهِی عَنْ معصِیته. خلیفهُ رسول­الله و أمیرُالمؤمنین والإمامُ الهادی و قاتِلُ النّاکثینَ والقاسِطینَ والمارقینَ. أقولُ ما یُبدَّلُ القولُ لَدَیّ بأمر ربّی أقول:

اللّهمّ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.