پاورپوینت کامل برتری طلبی؛مانع بزرگ اتحاد ۶۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل برتری طلبی؛مانع بزرگ اتحاد ۶۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل برتری طلبی؛مانع بزرگ اتحاد ۶۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل برتری طلبی؛مانع بزرگ اتحاد ۶۵ اسلاید در PowerPoint :

۱۳

اشاره:

تاکنون سه مانع بزرگ اتحاد و برادری جوامع بشری که همانا دروغ پردازی، بدگمانی
و اتّهام است را در شماره های پیشین بررسی نمودیم. امتیاز جویی و فخر فروشی
چهارمین مانع برادری و هم دلی به شمار می آید که محور این نوشتار است.

دست یابی بشر به اتحاد و انسجام در سایه ی احسان و عدالت تحقق می یابد. امتیازجویی
و برتری طلبی نقش مخرّب را در هماهنگی، هم فکری و هم دلی دارد. اگر انسان ها بر
فطرت الهی و در پرتو رهنمودهای پیامبران زندگی کنند و دیوار تبعیض، امتیازطلبی و
افزون خواهی را گِرد خویش نیفرازند؛ در این صورت دیگران را به حساب می آورند و از
درد و رنج و نیاز و خدمات و توانایی هایشان آگاه می شوند و هم دلی و همراهی رو به
فزونی می گذارد. اگر بشر گرفتار بیماری عجب، تکبر، خودپسندی و خودبرتربینی شود،
دیوار جدایی را پایه ریزی نموده و هر روز بر طول و عرض و ارتفاع آن می افزاید؛
هرچه امتیاز طلبی گسترده و عمیق شود، اتحاد و انسجام آسیب پذیر شده و در خطر
فروپاشی قرار می گیرد.

در سایه ی زهد و ساده زیستی مدیران و مسؤولان، دیوار بلند ریاست و اشرافیت فرو می
ریزد، و من ها به سوی م پیش می رود. رابطه ی متقابل مردم و دولت مردان برقرار
می گردد و فضای زندگی و خلق و مرام مردم و کارگزاران به هم نزدیک می شود و خواسته
ها و نیازها، دردها و درمان ها، اهداف و آرمان ها شکل و ساختار مشابه و مشترک پیدا
می کند. تبعیض، امتیازجویی، برتری طلبی های بی دلیل، دشمن بزرگ اخوّت، برادری،
همدلی و همکاری است. برتری جویی اخلاق فرعون و قارون است که موجب می شود مسؤولان
جامعه حساب و کتاب خویش را از مردم جدا سازند و خود را در زندان تخیّل و مردم را
در زندان محرومیّت محبوس کنند. سردمداران قدرت و ثروت در جوامع بشری، نعمت ها و
امکانات و الطاف الهی را محصول دانش و هنر و شایستگی و پرکاری خویش می دانند و سهم
بیشتری از همه چیز می خواهند و قدرت و ثروت و شهرت و دانش و استعدادی که خداوند
برای خدمت رسانی و تأمین نیاز دیگران به آنان سپرده را، ابزار غرور و فخر فروشی و
تکبّر و امتیازجویی قرار می دهند.

به رخ کشیدن زر و زیورها، توصیف و تعریف های مغرورانه از سفرهای داخل و خارج ـ آن
هم با بودجه محرومان برشمردن آمار بالای حج و عمره، چگونگی پیمودن مدارج علمی و
دریافت مدرک دکتری و مراحل و حوادث آن روزها و سختی و آسانی نگارش پایان نامه
تحصیلی و … از جمله مصیبت هایی است که بسیاری آن را موجب عزّت خود می دانند.

به راستی چرا فراموش کرده ایم که امکانات و قدرت و شهرت و ثروت و دانش و هنر امانتی
است از جانب خدا که برای استفاده و بهره مندی بندگان او در اختیار ما گزارده شده
است.

چرا زبان ها سخن از وصف او نمی گویند، بلکه سخن از فهم و فضل و نام و مقام
خویش می سرایند؟!

خودنمایی، فضل فروشی، خودپسندی، غرور و تکبّر، نمایش آرشیو مدال ها، کلکسیون
تقدیرنامه ها، اسناد و مدارک و عکس و تصویرها، القاب و عناوین، مقامات و پست ها،
همه و همه نماد حسّ برتری جویی ما آدم هاست.

اگرچه طبیعت انسان، برتری جو و امتیاز طلب است، ولی در چگونگی دست یابی به خواهش دل
بی راهه می رود و سرمایه های برتری و زمینه های افتخار گرفتار اشتباه و انحراف
می گردد؛ از این رو فخرفروشی فردی و اجتماعی به صورت یک عادت بروز می کند.

آیا انصاف نیست که صادقانه از کرم و لطف و بزرگی خدا سخن گوییم و از زندگی و
هوشیاری و دانش و کوشش دروغین خویش دم فرو بندیم؟!

سخن پیشوای پارسایان امیرالمؤمنین(ع) را به یاد آوریم که درباره برخی دانش آموختگان
فرمود: …بَلَی أصَبْتُ لَقنِاًغَیْرَ مَأمُونٍ عَلَیْه، مُسْتَعمِلاً آلهَ
الدِّینِ لِلدُّنیَا، وَمُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ الله عَلَی عِبَادِهِ، وَ
بِحُجَجِه عَلَی أولیَائِه…؛ تیزهوشانی می یابم، امّا مورد اعتماد نمی باشند،
دین را ابزاری برای دستیابی به دنیا قرار داده و با نعمت های خدا بر بندگان و با
برهان های الهی بر دوستان خدا فخر می فروشند….

راستی مگر قارون چه می گفت و چه می کرد؟ نعمت ها و داده های خدایی را دستاورد علم و
هنر خویش می دید. خداوند گنجینه هایی به او داده بود که حمل و نقل کلیدهای آن گروهی
از مردان توانمند را به زحمت می افکند، ولی او خدا و محرومان را فراموش کرد و
گرفتار امتیازجویی و نمایش تجمّل و طغیان و دلخوشی های کاذب شد.

(إنَّ قَارُونَ کَانَ مِن قَوْمِ مُوسَی فَبَغَی عَلَیْهِمْ وَءَاتَیْنَهُ مِنَ
الْکُنُوزِ مَآإنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَهِ أوْلِی الْقُوَّهِ
إذْقَالَ لَهُ قَوْمُهُ لاَ تَفْرَحْ إنَّ اللهَ لاَ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ)([۲])؛
قارون از قوم موسی بود و بر آنان ستم کرد، و از گنجینه ها آن قدر به او داده بودیم
که کلیدهای آن ها بر گروه نیرومندی سنگین می آمد، آن گاه که قوم وی بدو گفتند:
شادی مکن که خدا شادی کنندگان [بی جا] را دوست نمی دارد.

قارون حاضر به احسان و پرداخت زکات اموال خویش نبود و ثروت را برای خدمت رسانی نمی
خواست، بلکه درجهت نمایش و تفاخر و تحقیر بندگان خدا و تباه گری در زمین از آن بهره
می جست، و برای فرار از پرداخت زکات، موسای کلیم را متهم می کرد: (یَا أیُّهَا
الَّذِینَ ءَامَنُوا لاَتَکُونُوا کَالَّذِینَ ءَاذَوْامُوسَی فَبَرَّأهُ اللهُ
مِمَّا قَالُوا وَکَانَ عِندَاللهِ وَجِیه)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، مانند
کسانی مباشید که موسی را [با اتّهام خود] آزار دادند، و خدا او را از آنچه گفتند
مبرّا ساخت و نزد خدا آبرومند بود.

یک روز که قارون با آرایش کامل بیرون آمد، برخی ساده اندیشان که دنیا در نگاهشان
بزرگ بود، آرزوی دولت و ثروت او را بر زبان آوردند و گفتند: زندگی قارونی عزّت و
افتخار است.

قرآن از عالمان تیزبینی یاد می کند که نه تنها نمایش ثروت و اقتدار قارون، آنان را
نفریفت، بلکه به فریب خوردگان نیز هشدار دادند: (وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا
الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوَابُ اللهِ خَیْرٌ لِّمَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً
وَلاَ یَلَقَّهاَ إلاَّ الصَّبِرُونَ)؛ و کسانی که دانش [واقعی] یافته بودند،
گفتند: وای بر شما! برای کسی که گرویده و کار شایسته کرده پاداش خدا بهتر است، و
جز شکیبایان آن را نیابند..

تجمّل و اشرافی گری عزّت و افتخار نیست، بلکه ایمان و عمل صالح و صبوری در اطاعت و
بندگی و مقاومت در برابر معاصی خدا موجب کمال و سرافرازی است.

مایه های افتخار

حمایت از محرومان و تهی دستان و حل مشکل انسان های مظلوم و گرفتار جهان، پاسداری از
استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در برابر بیگانگان، گسترش ایمان و تقویت بینش و
فزونی دانش و خدمت رسانی به مردم را می توان مایه ی سرافرازی و سربلندی ذکر کرد.
عنوان قهرمانی جهان بدون آن که در مقام قرب الهی نقش ایفا کند، عنوانی دروغین و
فریبکارانه است.

اعزام تیم های ورزشی بانوان مسلمان به بازی های دنیای کفر؛ نشان غفلت، حماقت، فقدان
غیرت و دوراندیشی، اشتباه در ارزش ها و نشناختن مایه های افتخار و برتری است.

اگرچه خانه، ماشین و ابزار و وسایل زندگی نعمت به شمار می آید، ولی هرگز نشانه و
شایسته ی بالیدن و افتخار نیست.

تنوع در غذاهای گوناگون و چیدن سفره های رنگارنگ و میهمانی های تشریفاتی مایه
افتخار نیست. برتری و افتخار را در مبارزه با ظلم و استعمار و گشودن راه سلامت و
سعادت و عدالت و مهربانی با بندگان خدا باید جست.

عبادت و بندگی خدا و هماهنگی با نظام آفرینش افتخار است، ولی عقب ماندن از کاروان
هستی و پیمودن بیراهه ها و کژراهه های اسراف و اتراف و نمایش ثروت و شهرت و مدرک و
مدال و گواهینامه های دنیای کفر و نفاق و بیداد، ذلت و خفت است.

درگیری های شبانه روزی در رشته های گوناگون ورزشی نشان از آن دارد که ما در راه های
کسب برتری و افتخار دچار اشتباه شده ایم. به جای آن که فرهنگ، ایمان، علم،
اخلاق، کار و تولید و خدمات رسانی را مایه برتری و معیار ارزش بدانیم، برد و
باخت های ورزشی را معیار افتخار و برتری می دانیم و شگفتا که خواهران مسلمان را این
چاه می افکنیم و به قربانگاهی می بریم که با برنامه ریزی دشمنان و دوستان ناآگاه،
پسران و یوسفان عزیز را به بهانه ورزش و مسابقه بدانجا کشاندند و پدر و پسر را
گرفتار رنج و مصیبت نمودند.

آیا این همه نیروی جوان و بودجه و وقت و امکانات صدا و سیما را نمی توان در راهی
بهتر از این سرگرمی های جدال انگیز و مسابقات بی ثمر به کار گرفت و دانش و ایمان و
اقتصاد جامعه را بهبود بخشید و مسابقه را در میدان های علمی، کار و تولید، خدمت
رسانی، صنعت و … برگزار کرد؟!

به راستی آیا این همه بازی های پی در پی و مسابقات گوناگون ورزشی و نمایش همیشگی آن
از کانال های تلویزیونی، نوعی مفاخره و نمایش افتخارات کاذب و دروغین نیست که به
جای فرهنگ کار و تولید، فرهنگ بازی و مصرف گرایی می نشیند و بر بیت المال
مسلمین باری سنگین تحمیل می کند؟!

آیا تبلیغات بی حد و حصر مسابقات ورزشی کفّار و تشویق مسلمانان به ورزش های غیر
تولیدی و ورزش هایی که در خدمت دفاع، بهداشت و اخلاق جامعه و فرد نیست، سیاستی سالم
و مصحلت انگیز است؟ یا به دلیل غفلت، خیانت و عادت رسانه های کشور به لهو و لعب
باید انجام پذیرد؟!

وقتی فرهنگ اسلام؛ مفاخره، خودنمایی و نمایش آن در کارهای مباح را مذموم می داند،
آیا تبلیغ مسابقات ورزشی کفار نوعی تفاخر مدرن و بدل سازی از قهرمانان ورزشی به جای
قهرمانان راستین زندگی، و تلاش برای غافل نمودن و سرگرم ساختن و تغییر تدریجی ارزش
ها محسوب نمی شود؟!

از امیرالمؤمنین علی(ع) نقل شده است که فرمود:

من صنع شیئاً للمفاخره، حشره الله یوم القیامه أسود؛ هرکس چیزی (خانه یا وسیله)
برای تفاخر و برتری جویی بسازد، روز قیامت سیه چهره محشور خواهد شد.

در کتاب شریف اصول کافی آمده است: روزی سلمان با گروهی از قریش در مسجد نشسته
بودند. آنان به بیان نس

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.