پاورپوینت کامل راهبرد انسجام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل راهبرد انسجام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل راهبرد انسجام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل راهبرد انسجام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۸

آیهالله العظمی شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء در سال ۱۲۹۴ ه . ق در محله عماره نجف
دیده به جهان گشود. معظم له در زمینه ی فقه، اصول، کلام، فلسفه، حدیث و رجال، دانش
بسیار داشت و علاوه بر داشتن تبحر و توانایی علمی و علوم دینی، از ادیبان بزرگ به
شمار می رفت؛ همچنان که دیوان شعری نیز از وی به جای مانده است.

این عالم گران قدر از ایام جوانی در مبارزات سیاسی و حق طلبانه شرکت فعال داشت و در
مبارزه با استعمار انگلیس نقش مؤثری ایفا نمود.

افشای حقیقت استعمار آمریکا:

در گفت و گوی معظم له با سفرای انگلستان و آمریکا در بغداد چنین آمده است:

طلوع استعمار از دول غربی، بلکه از آمریکا بود؛ آمریکایی که به تازگی پا به مدرسه
استعمار گذارده و نزد استاد پیر خود چرچیل، شاگردی کرده؛ سپس گاه از موضع موافق و
گاه مخالف با او وارد عمل شده است. نزد این جماعت، استعمار مانند دزدی است که وارد
خانه ای می شود و همه وسایل و هرچه را به دستش می آید ـ جزیی و کلی ـ بر می دارد و
صاحب خانه هم تماشاگری است که هیچ نیروی دفاع ندارد؛ اگر فریاد بزند از در خطر بودن
جانش بیم ناک است، اگر هم گریه و زاری کند، دزد می گوید: من آمده ام اثاثیه تو را
بگیرم تا بدین وسیله خانه ات را آباد سازم و از خرابی و ویرانی حفظ و نگه داری کنم.
اگر همه ی اهل خانه برای اخراج دزدان شورش کنند، دزدان با آهن و آتش به مقابله با
آن ها می پردازند ـ چنان که فرانسه امروز با تونس و مراکش و الجزایر چنین می کند.
بر شما و نیز بر امم متحده و یا ملحده فرض واجب است که آن ها را از چنین اعمال وحشی
گرانه و ظالمانه باز دارند؛ البته ما می دانیم که شما این کار را به خاطر دل سوزی
در حق امتی که از هر سلاحی به جز سلاح ایمان و اخلاص در دفاع از حقش محروم است،
انجام نمی دهید؛ چرا که اصلاً در قاموس شما واژه های رحم و شفقت و دل سوزی وجود
ندارد؛ وجدان هایتان هم مانند قاموس هایتان از چنین مفاهیمی به کلی بیگانه اند،
بلکه از این جهت که دشمن کینه توز شما خود را به سلاح شفقت و دل سوزی مسلح نکند و
چهره ی شما را نزد سایر امت ها کریه و زشت جلوه ندهد، چنین واژه هایی را به عاریت
می گیرید. چنین اعمال فجیعی مایه ی روشنی چشم دشمن شما کمونیسم است.([۱])

شدیدتر از این لحن را آیهالله کاشف الغطاء با تعدادی از رجال انگلس در بغداد به کار
برد:

انگلیسی ها امتی قدرتمند و نژادی فعال هستند و از فرهنگ عالی و اخلاق فاضله نیز
برخوردارند…، ولی همه ی این ها مادام که در سرزمین خودشان و ارتباط متقابل با ملت
خودشان هستند، جاری است، امّا به مجرد این که پا از جزیره ی خود بیرون می گذارند و
در ارتباط با دیگران قرار می گیرند قضیه بر عکس می شود؛ همه فضایل تبدیل به رذایل
می شود و آن ها را وحشی های درنده و حمله کننده خواهی یافت؛ صداقت و راستی جایش را
به دروغ و حیله گری می دهد، وفا، به شکل خیانت در می آید، عهد و پیمان ها به انکار
بدل می شوند و عدالت در قالب ظلم و قساوت و بی رحمی ظاهر می شود.

شاهد من بر این مطالب، اعمال انگلیسی ها در مستعمراتشان است، مانند: هند، مصر،
بربر، عدن و مناطق نه گانه، بلکه عراق و فلسطین؛ و چه می دانید از آنچه این جماعت
در زمان اشغال فلسطین مرتکب شدند. آن ها ظلم و جور و قساوت را به حد اعلا رساندند
تا جایی که بر اساس تشخیص سگ ها به کشتار اعراب پرداختند. یکی از سگ هایشان را در
خیابان ها رها می کردند، آن سگ مقابل خانه ی هر یک از اعراب که می ایستاد با
دینامیت آن جا را منفجر می کردند، به طوری که مردان و زنان و بچه ها همراه خانه
طعمه شعله های آتش می شدند.([۲])

هشدار و انذار به جهان اسلام

حضرت امام کاشف الغطاء از زمانی که بنا به دعوت مجلس اسلامی اعلا در سال ۱۳۵۰ هجری
به قدس سفر کرد و با چشم خود یورش وحشیانه صهیونیست ها و پشتیبانی آشکار انگلیسی ها
را از آنان ـ با وجود کمی تعداد مسلمانان و نداشتن امکانات مبارزه، آن هم در برابر
این دو دشمن سرسخت ـ مشاهده و احساس خطر نمود و خود از نزدیک موضع درد را لمس کرد،
سخنرانی هایی را برای مسلمانان ترتیب داد و با سر دادن بانگ هشدار و انذار آن ها را
از در افتادن به گرداب بدبختی بر حذر داشت.([۳])

مقالات، خطبه ها و فریادهای آگاه کننده ی آن بزرگ مرد، مسلمانان را بیدار و آن ها
را برای مساعده و مجاهده آماده ساخت.

مواضع اصلاحی

نکته ای که طرح آن بسیار ضروری است این که؛ همه ی آرا و نظرات آیهالله العظمی کاشف
الغطاء با هدف اصلاح، نصیحت، ارشاد و انتقاد سازنده به منظور قطع ریشه ی فتنه ها و
بحران ها و ناآرامی ها صورت گرفت. هر شخص هوشیار و بصیر و صاحب وجدان با آگاهی از
نظرات معظم له به خوبی در می یابد که وی مصلحی بزرگ بود.

خاموش کردن فتنه حصان

مواضع اصلاحی معظم له در برابر شورش های عشایر و قبیله ها و نیز فتنه هایی که گاه
نابودی کامل بعضی جوامع اسلامی را در برداشت؛ حاکی از نقش کلیدی و مؤثر ایشان در
آگاهی بخشی مسلمانان و اصلاح و سازندگی امور زندگی و اجتماعی آنان است. بازگو کردن
نمونه ای از این تلاش ها با هدف آشنایی نسبت به تأثیر عمیق این گوهر گران بهای عالم
اسلام است.

از سوی فتنه گران کتابی به نام العروبه فی المیزان منتشر گردید که شیعیان عراق را
از قوم ساسانی معرفی می کرد و به همین دلیل خواستار طرد آنان از عراق بود. این کتاب
هنوز به نجف نرسیده بود که همه طبقات اعتصاب کردند و بازارها را بستند. آتش فتنه و
آشوب همه جا شعله می کشید، دامنه اعتصابات به شهرهای فرات از قبیل: حله، دیوانیه و
ناصریه کشیده شد و بسیاری از اعراب قبایل اطراف در نجف جمع شدند. اراذل و اوباش که
بسیاری از آن ها خواستار شورش و غارت بودند، از پی هم آمدند. این اوضاع سه روز
ادامه داشت. حکومت محلی سراسیمه و مضطرب بود و نمی دانست چگونه به آن ها ضربه بزند.
حاکم اداری که به کمک استاندار وقت و نیروهای پلیس کربلا به نجف آمده بودند، توسط
افراد مسلح محاصره شدند. فریاد جمعیت و ضجه های انزجار و نفرت فضا را پر و گوش
آسمان را کر ساخته بود.

آن روز گروهی از اهل علم و چهره های سرشناس به صحن شریف رفتند، ولی هرچه تلاش کردند
موفق به آرام نمودن جمعیت عصبانی نشدند. آیهالله کاشف الغطاء از آغاز حادثه در خانه
بود و به احدی از مردم اجازه ملاقات نمی داد. مردان مصلح و رجال حکومت متوسل به
امام گردیدند و استغاثه کنان به ایشان گفتند:

خون ما را حفظ کن، اگر شما موضع گیری نکنید و چاره ای نیندیشید، عراق به کلی
دگرگون می شود، و سررشته امنیت و آسایش از دست می رود. تاکنون هیچ وسیله ای کارساز
نبوده؛ مگر وسیله ای که شما به کار برید.

امام کاشف الغطاء فوراً به صحن شریف آمد و بر ایوان ایستاد و مردم را به سکون و
آرامش دعوت کرد و از آن ها خواست تا بعد از ظهر منتظر سخنرانی باشند؛ مردم نیز
فرمان آن بزرگ را مطاع شمردند و به تدریج آرام شدند. حدود دو ساعت قبل از غروب،
ایشان به منبر رفت و به ایراد خطبه پرداخت و مردم را از خطرات و آثار زیان بار چنین
حرکتی واقف ساخت و به آن ها گوشزد کرد که نتیجه چنین اقدامی درست برعکس خواهد بود.

هنوز معظم له از منبر پایین نیامده بود که درهای بازار گشوده شد و بدون آن که قطره
ای خون ریخته شود و یا قیراطی مال به هدر رود؛ اوضاع به حال اول بازگشت. غرض ورزان
ناامید راه خانه پیش گرفتند. مراکز حکومتی از محاصره درآمد و استاندار وقت شبانه
برای عرض تشکر به زیارت امام کاشف الغطاء آمد.([۴])

ابطال عادت مذموم و ناپسند دهه ی اوّل ماه ربیع الاوّل

در نجف، کربلا و سایر شهرها و روستاهای عراق عادت زشتی رواج داشت که عوام الناس و
نادانان، بدان خو کرده بودند و آن این که؛ در دهه ی اوّل ربیع الاول با جار و جنجال
فراوان طبل و دهل می زدند؛ به گونه ای که صدای گوش خراش آن شبیه صدای توپ و تفنگ در
کوچه و خیابان به گوش می رسید و برای این عمل ناهنجار صحن شریف امیرالمؤمنین(ع) و
محل قبور علما را بر می گزیدند. در این ایام که آن را نهم ربیع و عیدالزهرا می
نامیدند اراذل و اوباش گمان می کردند انجام هر منکری در اماکن مذکور جایز است؛ به
همین منظور هرگونه آزار و اذیت و اهانت را نسبت به طلاب و اهل علم و محصلین مدارس
روا می دانستند. این عادت زشت ده ها، بلکه صدها سال ادامه داشت. زنان، مردان و
کودکان همگی بدان عمل می کردند و اهل علم و محصلین هم قدرت مخالفت با آن را
نداشتند.

امام کاشف الغطاء(قدس سره) خود را در پیشگاه الهی مسؤول دید. از آن جا که این بلا
فراگیر شده بود و موضوع کاملاً اهمیت داشت، تصمیم گرفت با بعضی از بزرگان و افراد
خیراندیش برای ممانعت از آن اقدامی مؤثر به عمل آورد؛ به همین منظور آن ها را دعوت
کرد و چنین گفت:

دیرزمانی است این عادت زشت در بین اراذل و اوباش رخنه کرده و ریشه کن کردن آن امری
محال به نظر می رسد. بیم آن می رود اگر شما هم به منبر روید در همان حال باز آن ها
با نواختن طبل و دهل مانع ایراد سخنرانی شوند که در این صورت فاجعه عظیم تر است.

در پایان فرمایشات خود فرمود:

من با توکل بر خدای تعالی در این راه فداکاری می کنم؛ اگر موفق شوم، خداوند را به
شکرانه چنین منّتی که بر من نهاده، سپاس می گویم، ولی در صورت عدم موفقیّت،
مسؤولیتی بر عهده نخواهم داشت. من اعلام می کنم عصر امروز سوم ربیع الاول در صحن
شریف منبر خواهم رفت.

در صحن شریف اراذل و اوباش همچنان سرگرم طبل و دهل کوفتن بودند. از شدت سر و صدا
خانه ها و صحن شریف تکان می خورد. آیهالله کاشف الغطاء بر منبر رفت و حدود دو ساعت
به ایراد خطبه پرداخت. صحن شریف مملو از جمعیت بود و تقریباً از همه طبقات در میان
آنان دیده می شد. امام با بیانی رسا خطبه ای ایراد کرد و همگان را از خطر این اعمال
و حرمت آن آگاه نمود؛ و به این ترتیب ریشه این عادت زشت و ناپسند را از بیخ و بن
برانداخت، به گونه ای که هیچ اثری از آن باقی نماند.

البته چنین تأثیر عمیقی آن هم بر نفوس سرکش و طاغی و قلب های متحجر و سخت تنها بدان
جهت نیست که ایشان مرجع تقلید و عالمی فقیه بود؛ چرا که علما و مقلَّدان فراوانند،
بلکه این موفقیت به خاطر لطف خاصی است که خدای تعالی به ایشان عطا فرمود و شاید
نشأت گرفته از صفای نیت و خلوص و اتصال به مبدأ اعلی و انقطاع الی الله و جوشش و
فیضان سرچشمه های الطاف الهی به سوی این حجّت خدا بر روی زمین بود.([۵])

توحید کلمه

در سال ۱۳۵۰ ه . ق یک صد و پنجاه نفر از شخصیت های سیاسی و مذهبی کشورهای مسلمان از
سراسر دنیا، در کنگره جهانی اسلام، گرد آمدند. مفتی بیت المقدس از سوی مجلس اعلای
فلسطین آیهالله کاشف الغطاء را به شرکت در این گردهمایی فرا خواند. و این در حالی
بود که فلسطین هنوز اشغال نشده بود و بیش از هفتاد هزار نفر از مردم فلسطین نیز به
بیت المقدس آمده بودند تا از سخنان رهبران فرقه های اسلامی و شخصیت های برجسته
سیاسی و مذهبی کشورهای مسلمان بهره جویند. رشید رضا (نویسنده سنی مذهب تفسیر
المنار) و علامه اقبال لاهوری نیز در این همایش بزرگ حضور داشتند. هر شب چند نفر از
دانشمندان سخنرانی می کردند. پس از نماز مغرب، بزرگان مجلس آیهالله شیخ محمدحسین
کاشف الغطاء را برای سخنرانی انتخاب کردند. آن بزرگوار در سخنرانی یک ساعت و نیم
خود چنان غوغایی برپا نمود و فکر و اندیشه را به اصلی ترین امور مسلمین راهنما
گردید که عظمت و شکوه اجتماع مسلمانان دوچندان شد.

گزیده ای از سخنان معظم له را در ذیل می خوانیم:

از نخستین شبی که با این اجتماع بزرگ روبه رو شدم، پیوسته خود را در میان ترس و
امید می بینم. گاه نسبت به این کنگره خوشبین هستم و گاه دلم شور می زند… ترس من
به چند دلیل است:

۱. شرقی ها، به ویژه مسلمانان … از پایداری در هدف برخوردار نیستند؛ چه بسا
مسلمانانی که حرکتی آتشین آغاز کردند، ولی پس از مدتی کوتاه حرکتشان به خاموشی
گرایید.

۲. اختلاف و جدایی از خصلت هایی است که درون ما ریشه دوانیده و ما را بیچاره ساخته
است. خداوند ما را به اتحاد و همبستگی فرمان می دهد و برادری و مسؤولیت در برابر
یکدیگر را وظیفه ما قرار می دهد. اختلاف اندیشه و آزادی فکر از ویژگی های انسان
است…، اما مصیبت این است که اختلاف نظر به دشمنی منجر شود. تردیدی نیست که ما پیش
از آن که سنّی یا شیعه، … باشیم، مسلمانیم. مسلمانان برادران یکدیگرند. آیا برادر
با برادر دشمنی می ورزد؟! یاران پیامبر(ص)، به ویژه پس از رحلت آن حضرت، در بسیاری
از مسایل فرعی اسلام با یکدیگر اختلاف داشتند، ولی وحدتشان به هم نخورد. همه پشت سر
یک امام جماعت نماز می خواندند و هرگز گروهی، دیگری را متهم به کفر نمی کرد؛ به
همین خاطر، اسلام در نیم قرن بر شرق و غرب جهان سایه افکند.

بر هر مسلمانی، به ویژه بر رهبران و دانشمندان، لازم است که در این دوران بسیار
سرنوشت ساز، تمام تلاش خود را برای وحدت میان مسلمانان به کار گیرد. معنای وحدت بین
شیعه و سنّی این نیست که به شیعیان بگوییم عقیده ی اهل سنّت را بپذیرند و به سنّی
ها بگوییم عقیده ی شیعیان را بپذیرند، اتحاد این است که با یکدیگر دشمنی نورزیم…

… کوشش کنید تا مسلمانان با یکدیگر متحد شوند. امیدوارم همان گونه که اسلام، در
آغاز، جهان را تکان داد، با تلاش شما، بار دیگر جهان اسلام را زنده سازد. مسلمانان
باید جهان را بسازند. دنیا امروز غرق در فساد و تبه کاری است.

مسلمانان باید زشتی ها را از تمام جهان پاک کنند…

ای یکتاپرستان! یکی شوید. من پیش از این، دو کلمه گفتم که امیدوارم از سخنان ماندنی
باشد. گفتم: گنبد اسلام بر دو پایه استوار است:

کلمه ی توحید و توحید کلمه. ای مسلمانان! اگر سخن ما یکی نشود، با اسلام وداع
کنیم…

۳. سومین بیماری ما این است که ما شرقی ها عادت داریم به جای عمل، حرف بزنیم و در
جایی که باید اندیشه ی خود را به کار بندیم، کارها را بدون فکر انجام دهیم.

هر ملتی با سه چیز می تواند قیام کند: مردم توانا، اندیشه ی درست و کوشش دایمی.

سخنان آیهالله محمدحسین کاشف الغطاء(قدس سره) غوغایی برپا نمود. در آن شب با اصرار
از معظم له تقاضا شد که امام جماعت نماز عشا باشد؛ از این رو پذیرفت. تمامی علمای
اهل سنت، حتی وهابیون، ناصبی ها و خوارج نیز به او اقتدا کردند. از آن روز به بعد،
کاشف الغطاء امام جماعت کنگره شد. نماز جمعه هم به امامت او برگزار گردید. روزنامه
ها و مجله های کشورهای اسلامی سخنان کاشف الغطاء را چاپ کردند. از آن پس؛ بسیاری از
نویسندگان و دانشمندان اهل سنت نسبت به شیعه روش ملایم تری پیش گرفتند.

آیهاللهکاشف الغطاء پانزده روز در فلسطین ماند. به شهرها و روستاهای آن جا رفت و با
علما و مردم صحبت کرد و همه را به وحدت فرا خواند. بسیاری پس از سخنرانی او در
کنگره، وی را امام کاشف الغطاء می خواندند، دانشمندان اهل سنت از وسعت نظر، قدرت
بیان و سخنان پر مغز او به شگفت آمده بودند. هنگامی که معظم له به عراق بازگشت،
بسیاری از طلاب و فضلای حوزه علمیه ی نجف که آوازه ی سخنان او در کنگره و تأثیر آن
را در روزنامه ها خوانده بودند، به پیشوازش آمدند. حسینیه کرخ بغداد آکنده از جمعیت
شد. روزنامه نگاران، شاعران، شخصیت های فرهنگی و سیاسی عراق در حسینیه گرد آمدند.
آیهاللهکاشف الغطاء(قدس سره) برای مردم صحبت کرد و آن ها را از آنچه در کنگره گذشت،
مطلع ساخت.

مردم کوفه نیز از او دعوت نمودند تا به شهرشان بیاید. مسجد بزرگ کوفه، هزاران نفر
را در خود جای داد این عالم جلیل و گران مایه روح تشنه ی مردم کوفه را سیراب نمود.
سخنرانی او به نام الاتحاد و الاقتصاد چند بار چاپ گردید. این جمله از سخنان او
است:

غرب به وسیله ی صنعت و مکیدن چشمه های ثروت شرق، بر آنان سیطره یافت. اسلام همه ی
راه های سالم به دست آوردن ثروت را بیان و ضرورت رشد اقتصادی را گوشزد کرده است.
سعادت کشورهای اسلامی با اتّحاد و اقتصاد به دست می آید.

فعالیت های علمی و فرهنگی

آیهالله محمدحسین آل کاشف الغطاء در سالیان تدریس با خیر و برکت خویش شاگردان
بسیاری را تربیت نمود. آیهالله العظمی سید محسن حکیم، آیهالله محمد جواد مغنیه
(نویسنده ی معروف) و شهید محراب آیهالله قاضی طباطبایی (امام جمعه ی تبریز) از
شاگردان اویند. تولیت مدرسه علمیه معتمد با پیشینه یک قرن بر عهده خاندان کاشف
الغطاء بود. این مکان که زمانی رونقی چشم گیر داشت، به مرور زمان رو به خرابی نهاد،
اما به همت معظم له بار دیگر بازسازی شد و جان گرفت. کتابخانه ی مدرسه ی کاشف
الغطاء از جمله کتابخانه های بزرگ نجف بود که کتاب های خطی کم یاب در آن وجود داشت.

فهرست تألیفات امام کاشف الغطاء

اکثر تألیفات امام کاشف الغطاء بیش از یک بار به چاپ رسیده؛ حتی بعضی از آن ها بیش
از ده بار چاپ و به زبان های مختلف ترجمه شده است. اولین اثر اعجاب برانگیز ایشان
کتاب الدین والاسلام است که در دو جزء به سال ۱۳۲۸ هجری در بغداد به چاپ رسیده
است. اگر کسی مدعی شود این کتاب در دو نوع خود نظیر ندارد، غلو نکرده است و مطالعه
آن شاهد این گفتار است.

کتاب دیگر ایشان مراجعات است که دو جزء آن در بیروت، صیدا و آمریکا چاپ شده است.

آثار دیگر ایشان عبارت است از: میثاق الوطنی، الأرض والتربه الحسینیه، السیاسیه الحسینیه، توضیح (دو جزء) آیات البینات (این کتاب رسایل چهارگانه در رد
بهاییه، وهابیه و طبیعیه است).

از درخشان ترین آثار علمی ایشان که منبعی سرشار از اصول و ضوابط عمومی در معاملات و
دقایق تشریع در فروع فقهی می باشد کتاب تحریر المجله در پنج جزء است. از دیگر کتب
قابل ذکر، سفینه النجاه در چهار جزء و فردوس أعلی است که در همان سال تألیف و
دوبار در نجف و تبریز چاپ شده است. بسیاری از تألیفات امام کاشف الغطاء هنوز منتشر
نشده که مهم ترین آن ها دایره المعارف العلیاء می باشد.

آثار و تألیفات امام کاشف الغطاء مشحون از مسحات الهیه و نفحات قدسیه است؛ به همین
دلیل بر روح انسان تأثیری ژرف دارد و همچون غذایی اشتهاآور پاسخ گوی نیاز فکری
جامعه است. به رغم کثرت این کتب هنوز هیچ کس کم ترین نقد یا اعتراضی به آن ها وارد
نکرده است و تحقق چنین اتفاق نظر و تأییدی در مورد یک فرد به ندرت رخ می دهد.

از میان ۸۰ اثر علمی و پژوهشی این عالم بزرگوار الفردوس الأعلی و أصل الشّیعه و
أصول ه زیباترین آن ها است.

سفر حج از جمله سفرهای پربار آیهاللهکاشف الغطاء بود. معظم له در این سفر با
دانشمندان اهل سنت حجاز به گفت و گو نشست و آن ها را به وحدت فرا خواند. نزهه
السمر ونهزه السفر سفرنامه حج ایشان است. سفر به سوریه و لبنان و بیداری و آشنا
کردن مسلمانان از ترفندهای استعمارگران و نیز ارائه ی راه کار های مبارزه با آن ها
ثمرات باقی و جاری این اقدام است. معظم له در این سفر با علمای شیعه و سنی سخن گفت.
پرهیز از اختلاف و همکاری دانشمندان شیعه و سنی از جمله موضوعات اصلی ایشان با
اندیشمندان است. پس از ازدواج در لبنان، ماه ها در آن جا اقامت گزید و به گفت وگو
با دانشمندان برجسته ی شیعه، سنی و مسیحی پرداخت. نقد مقاله ها و فعالیت های تبلیغی
و علمی نیز از جمله برنامه های معظم له در این مدت است. تا این که به مصر رفت و به
تدریس در الأزهر، بزرگ ترین حوزه ی علمیه ی جهان اهل سنت پرداخت. او که نفوذ
مسیحیت در مصر را احساس می کرد، با کشیشان درباره ی انجیل و حضرت مسیح(ع) سخن گفت و
اسلام را به آن ها معرفی کرد. التوضیح فی بیان ما هو إلانجیل و من هو المسیح
نوشته ی اوست که جلد اول آن در سال ۱۳۳۱ ه . ق در صید چاپ شد. مجتهد جوان، با
شور و شعف وصف ناپذیری به تبلیغ فرهنگ شیعه و دعوت تمام مسلمانان به یکپارچگی در
راه مبارزه با استعمار پرداخت.

دفاع از وطن

جنگ جهانی اول در سال ۱۳۳۲ ه . ق آغاز شد. انگلستان بسیاری از شهرهای عراق را تصرف
کرد. آیهاللهکاشف الغطاء برای شرکت در امر جهاد خود را به کوت که خط مقدم نبرد با
انگلیسی ها بود، رساند. به فتوای جهاد مراجع تقلید بسیاری از مجتهدان، استادان و
طلبه های حوزه های علمیه در خط مقدم جبهه با متجاوزان می جنگیدند. کاشف الغطاء نیز
بارها به جبهه رفت و در کنار رزمندگان سلحشور به دفاع از وطن پرداخت.

کنفرانس اسلامی پاکستان

جمعیت اخوت اسلامی کراچی دومین گردهمایی جهان اسلام را در سال ۱۳۷۱ ه . ق(۱۳۳۰ ه .
ش) برگزار کرد. آیهالله محمدحسین کاشف الغطاء برای سخنرانی به این همایش بزرگ دعوت
شد. بخشی از سخنان معظم له در آن گردهمایی چنین است:

… ما می گوییم مسلمانیم، ولی تاریخ ما مسیحی و زردشتی است. مسلمانیم، ولی روز
یکشنبه را تعطیل می کنیم. مسلمانیم، اما به زبان انگلیسی صحبت می کنیم. مسلمانیم،
اما از زبان عربی چیزی نمی دانیم، عربی، زبان قرآن را نمی دانیم، ولی به زبان
بیگانگان خوب حرف می زنیم. تنبلی و سهل انگاری چنان ما را فرا گرفته است که شنیده
ایم دانشمندان مسلمان این گردهمایی که درباره اسلام بحث می کند، هنگامی که مؤذن
بانگ بر می آورد: حیّ علی الصلوه بر نمی خیزند تا نماز بخوانند… ای مردم
مسلمان! نیروهای خود را در یک جا گرد آورید و صف ها را منظم کنید و اسلحه ها را بر
دوش بگیرید که سیاست جهان، کشورهای عربی و اسلامی را مورد حمله قرار داده است.

این سخنرانی به زبان های مختلف ترجمه و چاپ شد. معظم له چهل روز در پاکستان ماند و
به شهرهای لاهور، راولپندی، کشمیر آزاد (مظفر آباد) و پیشاور سفر نمود و با مردم و
علما صحبت کرد و آن ها را به وحدت، عمل به قرآن و مبارزه با استعمار فرا خواند.

فریاد عدالت

آمریکا در پوشش برگزاری سمیناری فرهنگی درصدد فریب دانشمندان مسلمان برآمد. جمعیت
آمریکایی دوست داران خاورمیانه از ۲۵ شخصیت برجسته مسلمان سراسر دنیا و ۲۵ شخصیت
مسیحی دعوت نمود تا در سمیناری که درباره ارزش های اخلاقی اسلام و مسیحیت، در تاریخ
۲۲ آوریل ۱۹۴۵. م در هتل امسادور، واقع در بحمدون لبنان برگزار می گردد، شرکت
کنند.

بسیاری از اندیشمندان مسلمان و مسیحی دعوت کنگره را پذیرفتند، اما کاشف الغطاء با
تیزبینی متوجه حیله ی آن ها شد. آمریکا، این ابرقدرت نو، که استعمار پیر انگلیس را
کنار زده بود، در جنگ سرد روانی علیه شوروی، از هر وسیله ای بهره می جست و اینک در
پوشش نوعی فعالیت فرهنگی می خواست اندیشمندان مسلمان و مسیحی را با خود همراه کند.
کاشف الغطاء در ۷۸ سالگی، بسان سیاست مداری جوان از تحولات سیاسی جهان با خبر بود.
وی در اندیشه بر ملا ساختن اهداف کنگره بود. اما چگونه؟! او در پاسخ به دعوت نامه ی
طولانی جمعیت دوست داران خاورمیانه، بسیار کوتاه نوشت: نمی توانم شرکت کنم.
کاشف الغطاء تا آغاز کنگره، یک ماه فرصت داشت. او در این مدت توانست نامه ای مفصل
درباره اهداف کنگره بنویسد و آن را هم زمان با برگزاری کنگره در لبنان پخش کند، و
بدین سان آمریکا را رسوا نماید. آگاهی او از اوضاع سیاسی و ترفندهای بسیار پیچیده ی
استعمارگران به خوبی در این نامه هویداست. مرجع تقلید شیعیان که بیشتر وقت خود را
به تدریس، تألیف، دیدار با مردم و پاسخ به سؤالات شرعی آنان می گذراند، از آخرین
تحولات سیاسی جهان به خوبی آگاه بود. چکیده ی پاسخ او به کنگره را با هم می خوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای گارلندایوانز هاپکینر، نایب رییس جمعیت دوست داران خاورمیانه… تمام
موضوع های مورد بحث در دو مطلب خلاصه می شود:

۱. ارزش های معنوی و نمونه های عالی اخلاقی در اسلام و مسیحیت.

۲. خطر کمونیسم برای بشریت و راه مبارزه با آن در اسلام و مسیحیت.

پیش از هر چیز باید بدانید که زبان عمل از زبان حرف برنده تر است. هزاران کنگره از
طرف آنان که پای بند به ارزش های معنوی نیستند، بی اثر است… ای مردم آمریکا! ای
دولت ایالات متحده! ای دولت انگلیس! آیا شما دارای چنین صفت هایی هستید؟! … آیا
جنایت هایی که شما در فلسطین کردید، شما را رو سیاه نکرد؟… مگر شما به آن ها پول
و اسلحه نمی دهید؟!… شما ۰۰۰/۹۰۰ عرب (فلسطینی) را بی خانمان، آواره بیابان ها،
زمین را بستر و آسمان را لحاف آن ها کردید! آن ها در وطن خود عزیز بودند و شما کاری
کردید که دل سنگ به حال آن ها می سوزد… آیا نرون (امپراتور روم و جنایتکار بزرگ
تاریخ) به اندازه شما جنایت کرد؟! شگفتا که شما از مسلمانان و اعراب انتظار هم کاری
دارید و از آن ها می خواهید که با شما هم فکری و هم کاری کنند! شما عرب را لگدمال
می کنید. با یک دست بر سرش می کوبید و با دست دیگر او را نوازش می کنید! اکنون شما
از در دیگری وارد شده اید. امروز از ما می خواهید که با شما در کنگره ها بر سر یک
میز بنشینیم و درباره ارزش های معنوی به مذاکره بپردازیم. آیا خون هایی که در
ایران، سوریه، مصر و لبنان ریخته می شود، ناشی از توطئه های شما نیست؟! آیا شما در
شرق و غرب جهان به مردم بی گناه ستم روا نمی دارید؟! تونس، مراکش و الجزایر در غرب
جهان، در آتش بیداد شما می سوزند و کره، هندوچین (ویتنام) و کنیا در شرق جهان، در
آتش شما خاکستر شدند. تمام این دشمنی های شما برای ماده پرستی شماست؛ همان چیزی که
در نامه خود از آن نکوهش کرده و آن را زنگ خطری برای مردم دنیا بیان کردید. آیا شما
چیزی جز ماده را می پرستید؟! آیا شما دینی غیر از دنیا پرستی دارید؟! شما بمب اتم
را برای چه ساختید؟! آیا تلاش شما در راه استثمار ملت ها و به بند کشیدن آن ها به
خاطر دنیاپرستی و پول پرستی تان نیست؟! تمام برنامه های شما ـ حتی آن هایی که به
نام دین انجام می دهید ـ به خاطر دنیاپرستی است…

… شما فلسطین را ذبح کردید، اما با دست دولت های عرب، بلکه با دست دولت های
اسلامی، تا ذبح شرعی باشد! به دست مسلمان و رو به قبله، تا برای شما و صهیونیست ها
خوردن آن حلال باشد! چرا که شما اهل دین(؟) و در پس ارزش های معنوی هستید! و جز
غذای پاک و حلال نمی خورید! شما به این اندازه جنایت بسنده نکردید، بلکه تلاش می
کنیدکه عرب را وارد پیمان دفاع مشترک کنید و این مرغ ضعیف و بی بال و پر را در دامی
دیگر بیندازید… کمک های مالی شما سرابی است که تشنه را می فریبد، اما سیرابش نمی
کند. آمریکا اگر یک دلار کمک می کند، ده برابر آن را پس می گیرد… بعضی می گویند:
انگلیس، فرانسه و دولت های اروپایی در پیمان آتلانتیک وارد شدند و استقلال خود را
از دست ندادند؛ بنابراین چه مانعی دارد که ما نیز در پیمان های دفاعی وارد شویم؟!
در پاسخ می گوییم: همین دولت ها هم استقلال سیاسی، دفاعی و اقتصادی خود را از دست
داده و تابع آمریکا شدند… مصالح ما هیچ گونه ارتباطی با مصالح آمریکا ندارد. آن
ها فقر، نادانی و عقب ماندگی ما را می خواهند و ما خواهان دانش، سعادت و پیشرفتیم.
آن ها می خواهند که ما به جان یکدیگر بیفتیم، و ما به دنبال برادری و اتحاد هستیم.

… من دولت های عربی را نصیحت می کنم که تسلیم دولت های استعماری نشوند؛ زیرا
مشکلی را برایشان حل نخواهد کرد. به جوانان می گویم که راه رهایی ما بازگشت به قرآن
و اسلام است. فرهنگ پربار اسلام می تواند پشتوانه ی مبارزه ی شما با استعمار باشد،
نه مرام کمونیستی که فرهنگ وارداتی است… اگر آمریکا بویی از انسانیت و معنویت
برده بود، سیاه پوست های آمریکایی الاصل را که در حال نابودی اند، حمایت می کرد…
اگر ذره ای عدالت در دولت آمریکا بود، با پانزده میلیون سیاه پوست این همه بدرفتاری
نمی کرد. دویست سال است که شما آمریکایی ها سیاهان را به بردگی گرفته اید… آمریکا
به اسرائیل کمک های نقدی می دهد و اسلحه ی فراوان در اختیار او می گذارد، اما در
مورد کشورهای عربی به جز وعده های توخالی، هیچ چیز به آن ها نمی دهد. اگر اسلحه ای
به کشورهای عربی بدهد، به این شرط است که با اسرائیل نجنگند. شگفتا! اگر ما با
اسرائیل نجنگیم، با که بجنگیم؟! ما جز اسرائیل دشمنی نداریم!

… ما این ذلت ها را چگونه فراموش کنیم و با شما سر یک میز بنش

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.