پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و احیای خاستگاه الهی دولت ۶۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و احیای خاستگاه الهی دولت ۶۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و احیای خاستگاه الهی دولت ۶۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و احیای خاستگاه الهی دولت ۶۷ اسلاید در PowerPoint :
۳۹
اشاره:
در این عنوان، آن نیستیم تا ادعا کنیم که خاستگاه الهی دولت اندیشهای بیسابقه در تاریخ شیعه بوده و برای نخستین بار توسط امام خمینی(ره) مطرح شده است، بلکه بر عکس، درصدد تبیین این نکتهایم که حضرت امام(ره)، نه از جایگاه مبتکر و مؤسس، بلکه از موضع احیاگر، این اعتقاد راسخ و اصیل اسلامی را تجدید حیات بخشید و گرد و غبار فراموشی را از آن زدود.
اصول و مبانی فکری دیدگاه امام خمینی(ره)
پاسخ به این پرسش که حاکمیت الهی از دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) بر چه پایه و اساسی مبتنی است و چنین اصلی را به کدام قاعدهی عقلی یا نص شرعی میتوان مستند دانست؟ آغاز سخن ما است.
حضرت امام(ره) در اینباره فصلی از کتاب کشف الأسرار را اختصاص میدهد؛ و برای اثبات کسی جز خدا حق حکومت بر کسی را ندارد، پس از اشاره به ضرورت عقلی قانون و حکومت برای بشر، میفرماید:
آنچه عقل خدادادی حکم میکند، آن است که: تأسیس حکومت به طوری که بر مردم به حکم خرد لازم باشد متابعت و پیروی از آن، از کسی روا و به جاست که مالک همه چیز مردم باشد و هر تصرفی در آنها بکند، تصرف در مال خود باشد و چنین شخصی که تصرف و ولایتش در تمام بشر به حکم خرد نافذ و درست است، خدای عالم است که مالک تمام موجودات و خالق ارض و سماوات است، پس هر حکمی که جاری کند در مملکت خود جاری کرده و هر تصرفی بکند در داده خود تصرف کرده است و اگر خدا به کسی حکومت داد و حکم او را توسط گفتهی پیغمبران لازم الإطاعه دانست، بر بشر نیز لازم است از آن اطاعت کند و غیر از حکم خدا و یا آنکه خدا تعیین کرده، هیچ حکمی را بشر نباید بپذیرد.([۱])
در ادامه با اشاره به اینکه این مبنای عقلی، مورد قبول هر انسانی که در آن تأمل نماید، میباشد، آن را با ذکر برخی از آیات قرآن مورد تأیید قرار داده و به این نتیجه میرسد که:
کسی جز خدا حق حکومت بر کسی ندارد و حق قانونگذاری نیز ندارد و خدا به حکم عقل باید خود برای مردم حکومت تشکیل دهد و قانون وضع کند و نیز جز سلطنت خدایی همه سلطنتها برخلاف مصلحت مردم و جور است و جز قانون خدایی همهی قوانین باطل و بیهوده است.([۲])
دیدگاه امام خمینی(ره) دربارهی منشأ حاکمیت که از فروع بینش توحیدی است،؛ همانگونه که به صراحت نشان میدهد، دو نتیجه را در بر دارد: یکی انحصار حق قانونگذاری به خداوند، و دیگری انحصار حق حاکمیت به او؛ زیرا با اعتقاد به مبدأ واجب هیچ یک از موجودات در هستی و کمالات خویش، صاحب اختیار و مالک نبوده و همه تحت حکم و فرمان حقتعالی قرار داشته و در تار و پود هستی و آثار وجودی خود قائم به اویند؛ از اینرو فرمانروایی و حکم کردن نیز منحصراً از آن اوست: )… کُلّ شَیْ ءٍ هالِکٌ إِلاّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ…(([۳])، پس احدی نمیتواند با استقلال و بدون استناد به اذن و فرمان رب مطلق و حاکم مطلق، فرمانروایی بر انسانها را به دست گیرد.
حضرت امام(ره) در آثار دیگر خود نیز به این مبنا ملتزم بوده و آن را طرح نموده است، مثلاً در رسالهی اجتهاد و تقلید آورده است:
تردیدی نیست که بر طبق اصل اولی، حکم احدی دربارهی دیگری نافذ نیست، چه آن حکم، “حکم قضایی” باشد و چه غیر آن، و چه “حاکم” آن پیامبر باشد، یا غیر او، و صرف نبوت، رسالت، وصایت و یا علم در هر درجهای و نیز دیگر فضایل، موجب نمیشود که حکم آن صاحب فضیلت نافذ بوده و گردن نهادن به آن لازم باشد. آنچه عقل بدان حکم میکند؛ این است که “حکم خداوند” در حق بندگانش نافذ است؛ چرا که او مالک و خالق آنها بوده و هرگونه تصرف و دخالتی در کار آنها، تصرف در ملک و سلطنت خود اوست؛ از اینرو تنها او استحقاق ذاتی فرمانروایی و سلطه بر همهی موجودات را دارد و سلطه و نفوذ فرمان و حکم دیگران، به جعل و تنفیذ او نیازمند است.([۴])
و بر این اساس که هرگونه حکومتی بر انسانها، نیاز به “مشروعیت الهی” دارد، حضرت امام خمینی(ره)، نظامهای سیاسی فاقد این پشتوانه را “جابرانه و ظالمانه” میشناسد؛ از اینرو به صاحب جواهر که ولایت و دخالت حاکمان غیر الهی در محدودهی کارهای مشروع و حلال را “ذاتاً “حلال دانسته و با صرفنظر از روایات مانعه، حکومت هر کس را در صورتی که تنها به امور مباح بسنده نماید، ذاتاً، مشروع و حلال میداند،([۵]) اشکال نموده و میفرماید:
حکومت به حکم عقل اختصاص به خدا دارد و اوست که بالذات اختیاردار آن میباشد، پس بهرهی هر کس از آن، به جعل و نصب الهی احتیاج دارد و هرکه بدون آن حکومت را در اختیار گیرد، دخالتش به عنوان “تصرف در سلطهی غیر” و غصب شناخته شده، و خود او “غاصب” و ظالم خواهد بود.([۶])
این دیدگاه حاکمیت الهی را به حاکمیت جعل قانون از سوی خداوند منحصر نمیداند؛ زیرا همانگونه که در جعل قانون نمیتوان مستقل عمل کرد، در مرحلهی اعمال قانون و استقرار آن نیز باید شخص حاکم به مشروعیت الهی اعتماد نماید.
بررسی نصوص شرعی
بیشترین اعتماد امام خمینی(ره) در بررسی مسأله حاکمیت از نقطه نظر فقهی، بر نصوص شرعی است. بررسی اینگونه نصوص از آیات و روایات، در زمینهی حکومت در عصر غیبت، در کتاب ولایت فقیه مطرح شده است، که پس از ارائه این فتوا: لازم است که فقها به طور اجتماعاً یا انفراداً حکومت شرعی تشکیل دهند، این امر اگر برای کسی امکان داشته باشد واجب عینی است و اگرنه، واجب کفایی است، نیز میفرماید: در صورتی هم که ممکن نباشد، ولایت ساقط نمیشود؛ زیرا از جانب خدا منصوبند.([۷]) نتیجهی این نصب در شرایطی که تشکیل حکومت برای فقیه امکانپذیر نباشد، این است که در حد توان باید وظایف حکومت را بر عهده گرفته، و تا آنجا که ممکن است برای عملی ساختن آنها، از قبیل گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمین اقدام نمایند.
امام خمینی(ره)، در رسالهی الإجتهاد والتقلید به مستندات شرعی حاکمیت الهی پیامبر خدا(ص) چنین اشاره فرمود:
خداوند، برای رهبری و حکومت، پیامبر(ص) را نصب نمود و آن حضرت، با “جعل الهی” و از طرف خداوند، بر مردم حکومت پیدا کرد؛ قال الله تعالی: )النَّبیُّ أولی بِالمُؤمِنینَ مِن أنفُسِهِم…( و قالَ الله تَعالیَ )یا أیها الذینَ امَنُوا أطیعُوا اللهَ وَ أطیعُوا الرَّسُولَ وَ أولیِالأمرِ مِنکم فإن تَنازَعتُم فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إلی اللهِ و الرَّسولِ…( و قال الله تعالی: )فَلا وَ ربِّکَ لایُؤمِنونَ حَتّی یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَینَهُم ثُمَّ لیَجِدُوا فِی أنفُسِهِم حَرَجاً مِمّا قَضَیتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسلیماً(،([۸]) و پس از رسول خدا، ائمه:، هر یک پس از دیگری، حاکم بر مردم بوده و در اثر نصب الهی و نصب پیامبر حکمشان نافذ بوده است.([۹])
حضرت امام(ره) در رسالهی دیگری پیرامون قاعدهی لاضرر دلالت آیات فوق را مورد بررسی قرار داده و در پرتو آن به این نتیجه میرسند که:
پیامبر علاوه بر منصب نبوت و رسالت برای تبلیغ احکام الهی، دارای مقام حکومت، رهبری و ادارهی جامعه بوده؛ چرا که از طرف خدا، “حاکم” بوده است. او از جنبهی “رسالت” از “خود” امر و نهی ندارد و صرفاً “احکام الهی” را “ابلاغ” نموده و دستوراتش “ارشاد” بدانهاست، چه اینکه مخالفت با این دستورات، “مخالفت با فرمان الهی” است، ولی وقتی رسول خدا به عنوان “حاکم جامعه” و زمامدار امت، فرمانی صادر میکند، مانند اینکه سپاهی را به یک منطقه اعزام مینماید، اطاعت از دستوراتش به عنوان “رهبر”، لازم است و باید به مانند فرمان خداوند، بدان گردن نهاد. آیاتی که اطاعت از آن حضرت را مستقلاً لازم شمرده، مثل: )أطیعُوا الله و أطیعُوا الرَّسول(و نیز: )وَما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهٍ إِذا قَضَی اللّهُ وَ رَسُولُهُ أمْرًا أنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ…(([۱۰])، ناظر به اوامر حکومتی حضرت است.([۱۱])
و پس از رسول خدا(ص)، این منصب در اختیار پیشوایان معصوم: قرار میگیرد و سپس از سوی آنان، فقیهان شایسته، عهدهدار این مسؤولیتاند. امام خمینی(ره) با توجه به روایت معروف امام عصر که در حوادث واقعه، مردم را به راویان حدیث ارجاع میدهد و آنان را حجت خود بر مردم، و خود را حجت خدا معرفی میکند: “و أما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلی رواه حدیثنا فإنّهم حجتی علیکم و أنا حُجَهالله علیهم”([۱۲]) میفرماید:
امروز فقهای اسلام “حجت” بر مردم هستند، همانطور که حضرت رسول۹ حجت خدا بود و همهی امور به او سپرده شده بود، فقها “از طرف امام(ع)”، حجت بر مردم هستند، همهی امور و تمام کارهای مسلمین به آنان واگذار شده است.([۱۳])
همچنین، این برداشت را از مقبولهی عمربن حنظله که امام صادق(ع) فرمود: فإنّی قَدْ جَعَلْتُهُ علیکُم حاکم نموده است: از کلام امام(ع) که من او (فقیه) را حاکم قرار دادهام، استفاده میشود که “آن حضرت” فقیه را در کلیهی شؤون قضاوت و نیز در کلیهی امور مربوط به ولایت و حکومت، حاکم قرار داده است.([۱۴])
معظمله پس از استقرار جمهوری اسلامی نیز در سخنان خود بارها این مبنا را مطرح فرمود. هنگام تدوین قانون اساسی که عدهای از ملیگرایان به مخالفت با اصل ولایت فقیه پرداختند، خطاب به خبرگان فرمود:
اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، ولایت فقیه در کار نباشد، طاغوت است. یا خدا، یا طاغوت. یا خداست، یا طاغوت. اگر به امر خدا نباشد، رییس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیر مشروع است. وقتی غیر مشروع شد، طاغوت است. اطاعت او اطاعت طاغوت است، وارد شدن در حوزهی او، وارد شدن در حوزهی طاغوت است. طاغوت وقتی از بین میرود که به “امر خد”ی تبارک و تعالی یک کسی “نصب” بشود.([۱۵])
آنچه در این خطاب آمده است، دقیقاً همان مطلب دو دههی قبل از آن است، که حضرت امام(ره) تحت عنوان ولایت جائر در کتاب المکاسب المحرمه مطرح نمود؛([۱۶]) و بر اساس آن، ملاک مشروعیت حکومتها را نه فقط در عملکرد آنها، بلکه قبل از آن در اذن الهی و حکومتِ مستند به آن دانست. چه اینکه خوش رفتاری و نیککرداری حکومت، تا وقتی با این اذن همراه نباشد، مهر طاغوتی بودن را از جبین آن پاک نمیکند؛ از اینرو حتی در مواردی که ایشان به رأی اعتماد اکثریت قاطع مردم به خود استناد جستهاند، به حق شرعیِ خویش نیز تصریح کردهاند؛ و به همین جهت در فرمان تشکیل شورای انقلاب آمده است:
“به موجب حق شرعی”، و بر اساس “رأی اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران”، که نسبت به اینجانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت، شورایی به نام شورای انقلاب اسلامی… شروع به کار خواهند کرد.([۱۷])
و نیز در حکم تنفیذ ریاست جمهوری با اشاره به ر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 