پاورپوینت کامل پیوستگی های پیامبر(ص) و زهرا(س) ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل پیوستگی های پیامبر(ص) و زهرا(س) ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پیوستگی های پیامبر(ص) و زهرا(س) ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل پیوستگی های پیامبر(ص) و زهرا(س) ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint :
۵۱
در این پژوهه با یاری جستن از سیره پیامبر(ص) و زهرای اطهر ۳ به بررسی پیوستگی های این دو نور پاک به یکدیگر می پردازیم.
ام ابیها
پیامبر(ص)فاطمه را ام ابیها می خواند. گزارش های بسیاری در این مورد وجود دارد که این لقب را پیامبر(ص)به فاطمه(س) داده است. امام صادق(ع)فرمود: اِن فاطمه(س) تکنی بأم أبیه[۱]
این کنیه بیانگر دو مطلب مهم است، حب پیامبر(ص) نسبت به زهرا(س) و دیگر این که نام گذاری او به این کنیه به دلیل محبت پدر نسبت به او است. علماء فن گفته اند: اطلاق این کنیه بر زهرا(س) بعد از کلمه «یحبها» دلالت بر شدت محبت دارد. توجه به این نکته لازم است که مراد از این لفظ معنای مجازی آن است.
در لغت کلمه ام به معنای اصل و ریشه است و غالبا به این معنا به کار می رود. فخر رازی گفته ام الجیش پرچم بزرگی است که در قلب سپاه است و ملجأ و مأوای افراد است. اما در مورد این کلمه احتمالات دیگری نیز وجود دارد برخی آن را به معنی ثمره گرفته اند زیرا قصد و مقصود از درخت ثمره آن است. در این صورت تمام این معانی و نکات لغوی در معنای ام ابیها نهفته است و معنای ام ابیها چنین می شود: فاطمه زهرا(س) اصل وجود نبی و حقیقت او است و وحدت نوری و وجودی آن ها امری ثابت شده است چرا که پیامبر(ص) خود فرمود: فاطمه روحی و بهجه قلبی، فاطمه منی و اَنا من فاطمه.[۲]
سیده نساء العالمین
یکی دیگر از جلوه های زهرا(س) در کلام پدر سیده نساء عالمیان است. این لقب که توسط پدر به زهرا(س) اعطاء شد، مورد اتفاق شیعه و اهل سنت است.
پیامبر(ص) بسیار زهرا(س) را با این لقب مورد خطاب قرار می داد و می فرمود: أما إبنتی فاطمه سیده نساء العالمین من الأولین و الأخرین و هی بضعه منی.[۳]
در متون تاریخی شیعه و اهل سنت گزارش های بسیاری در مورد سیده بودن زهرا(س) وجود دارد و از طریق بسیاری راویان چون عایشه، ام سلمه، حذیفه، سلمان و ائمه: و با مضامین مختلفی چون: سیده نساء العالمین،[۴] سیده نساء المؤمنین، سیده نساء اهل الجنه،[۵] سیده نساء العالمین من الاولین و الاخری،[۶] نقل شده است.
زهرا صدیقه کبری
یکی از خصوصیات بارز زهرا(س) که در کلام پدر تجلی یافت، صداقت اواست. پیامبر(ص) زهرا(س) را به لقب صدیقه مفتخر ساخت و فرمود: هی صدیقه الکبری و علی معرفتها دارت القرون الاولی.[۷]
و در گزارش دیگری پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود: علی(ع) سه نعمت به تو ارزانی شده که به احدی حتی به من عطا نشده است: پدر زنی چون من به تو ارزانی شده در حالی که من پدر همسری که پیامبر(ص) خداست ندارم. فرزندانی بسان حسن و حسین به تو داده شده که من مانند آن را ندارم. همسری گران قدر چون دخت فرزانه ام «صدیقه» به تو ارزانی شده که به من چنین موهبتی ارزانی نشده است.[۸] همان طور که از گزارش های فوق به دست می آید، اولین کسی که زهرا(س) را به این لقب مفتخر ساخت، شخص پیامبر(ص) بود.
کلمه صدیق از جهت لغت صیغه مبالغه بر وزن فعیل و به معنی کثیر الصدق می باشد. این لقب شریف و عظیمی است که خداوند در قرآن حضرت مریم۳ را با آن مدح کرده و فرموده: )مَا الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَهٌ کانا یَأْکُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ کَیْفَ نُبَیِّنُ لَهُمُ الْآیاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّی یُؤْفَکُونَ([۹]؛ مسیح، پسر مریم جز پیامبری نبود که پیش از او [نیز] پیامبرانی آمده بودند؛ و مادرش زنی بسیار راستگو بود. هر دو غذا می خوردند. بنگر چگونه، آیات [خود] را برای آنان توضیح می دهیم؛ سپس ببین چگونه [از حقیقت] دور می افتند.
نکته قابل توجه در گزارش فوق این است که مقام صدق و استقامت در قول و فعل، تالی تلو مقام نبوت است چرا که خداوند متعال فرموده: )وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئکَ رَفِیقاً(؛[۱۰] و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره ی کسانی خواهند بود که خدا ایشان را گرامی داشته [یعنی] با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگان اند و آنان چه نیکو همدمانند.
در رابطه با وجه تسمیه زهرا(س) به صدیقه وجوه مختلفی ذکر کرده اند از جمله این که: صدیقه نام گرفت به دلیل این که وحدانیت خداوند و نبوت پدرش و امامت همسر و فرزندانش را یکی بعد از دیگری، تصدیق کرد. او در حالی که طفل صغیری بود نبوت پدرش را تصدیق کرد و در همه احوال و افعال و اقوال به پدر خود اقتدا نمود. و پیامبر(ص) که اصدق قائلین و افضل صدیقین بود فرمود: «فاطمه صدیقه الکبری» و بدین ترتیب او را بر مریم برتری داد. عایشه نیز بارها بر این مطلب شهادت داده است. وی در چند مورد گفته است: ما رأیت إمرأه أصدق منها الا ابیها و ما رأیت أحدا أصدق لهجه منها إلا أن یکون الذی ولده.[۱۱]
من هیچ کسی را راستگو تر از او ندیدم به جز پدرش.
امام صادق(ع) نیز در ضمن روایتی به این ویژگی زهرا(س) از زبان جدش امیر مومنان اشاره کرده است.
روی الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ۷ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ۷ مَنْ غَسَلَ فَاطِمَهَ قَالَ ذَاکَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ کَأَنِّی اسْتَعْظَمْتُ ذَلِکَ مِنْ قَوْلِهِ فَقَالَ کَأَنَّکَ ضِقْتَ بِمَا أَخْبَرْتُکَ بِهِ قَالَ فَقُلْتُ قَدْ کَانَ ذَاکَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ فَقَالَ لَا تَضِیقَنَّ فَإِنَّهَا صِدِّیقَهٌ وَ لَمْ یَکُنْ یَغْسِلُهَا إِلَّا صِدِّیقٌ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ مَرْیَمَ لَمْ یَغْسِلْهَا إِلَّا عِیسَی[۱۲]
از امام صادق(ع) سؤال شد، چه کسی زهرا(س) را غسل داد؟ فرمود: امیر مؤمنان. این مطلب اندکی بر راوی گران آمد. امام که متوجه شد فرمود: این واقعیت بر تو گران آمد؟ گفتم آری. فرمود: نباید چنین باشد. چرا که فاطمه(س) صدیقه بود و جز صدیق کسی شایستگی غسل او را ندارد. آیا نمی دانی که مریم را کسی جز پسرش عیسی غسل نداد؟
شفاعتگر روز جزا
پیامبر(ص) در برخی از سخنان خویش دختر گرامی خود را شفاعتگر روز جزا خوانده است.
در مورد این مقام زهرا(س) در روایات چنین آمده: روزی جابر به امام باقر(ع) می گوید: فدایتان گردم، حدیثی در فضیلت جده تان برای من بیان نمایید تا با بیان آن برای شیعیان باعث شادی آن ها شوم. امام فرمود: زمانی که قیامت برپا شود،برای انبیاء منابری از نور قرار می دهند اما منبر من از همه منابر بالاتر است سپس ندا می رسد ای محمد خطبه بخوان و من خطبه ای می خوانم که مانند آن را هیچ نبی و رسولی نخوانده است…. سپس منادی ندا کند کجاست فاطمه(س)….. و او با هزاران فرشته وارد محشر شده و به طرف بهشت می رود، اما نزدیک در بهشت توقف می کند. به او خطاب می شود: دختر حبیب من چرا ایستادی؟ پاسخ می دهد: پروردگارا دوست دارم در چنین روزی قدر و ارزش مرا نمایان کنی. خداوند می فرماید: برگرد و بنگر هر کسی در قلبش محبت تو یا ذریه تو باشد، دست او را گرفته و داخل بهشت کن. قسم به خدا جابر در آن روز زهرا(س) مانند پرنده ای که دانه های خوب و مرغوب را از دانه های بد و پست جدا می کند، شیعیانش را از از میان دیگران جدا می سازد و شفاعت می نماید. زمانی که به در بهشت می رسند می ایستند از آن ها می پرسند، چرا توقف کردید؟ فاطمه(س) شما را شفاعت کرده است. آن ها نیز از پروردگار خود می خواهند ارج و مقام خود را ببینند، خطاب می رسد، ای حبیبان من برگردید و بنگرید چه کسی شما را به خاطر حب فاطمه(س) دوست راشته؟ چه کسی به خاطر محبت فاطمه(س) شما را اطعام نموده؟ چه کسی به خاطر حب فاطمه(س) دیگران را سیراب نموده؟ چه کسی به دلیل محبت فاطمه(س) غیبتی را از شما رد کرده است؟ دستش را بگیرید و داخل بهشت کنید.[۱۳]
زهرا نیز مانند پدر از وضعیت شیعیانش نگران است و همراه پدر تا کنارشعله های آتش می آید تا از میان امت پدرش، عده ای را شفاعت کند. این نگرانی به خوبی از متن گزارش های تاریخی نمایان است.
در برخی از گزارش ها پیامبر بعد از این که مقام شفاعت زهرا(س) را به او مژده می دهد، ویژگی های زنانی را که شفاعت زهرا(س) شامل آن ها می شود، بیان کرده می فرماید: می بینم دخترم فاطمه(س) را در روز قیامت که با هفتاد هزار ملک از هر طرف وارد محشر می شود و زنان مؤمن امتم را به سوی بهشت می برد.هر زنی که نماز های واجب خود را بخواند و روزه رمضان را بگیرد و حجش را به جا آورد، زکات مالش را دهد، همسرش را اطاعت نماید و علی(ع) را امام و ولی خود بداند، به شفاعت دخترم فاطمه(س) وارد بهشت خواهد شد.[۱۴]
پیامبر(ص) در کلام زهرا(س)
همانگونه که همگان می دانند، شرایط خاصی بر جامعه پس از پیامبر(ص) حاکم بوده است که بسیاری از وقایع و رخدادها را تحت الشعاع قرار داده بود. بیش از هرچیز دستگاه حاکمه و نتایج سقیفه باعث شده بود که جریان سیاسی خاصی در حاکمیت قرار گیرد. دستگاه حاکمه نیز بقاء خود را در گرو طراحی برخی قضایا می دید که بهناچار باعث انزوای سیاسی خاندان پیامبر(ص) می شد. لذا سخنان کمی از این بانوی برجسته در دست می باشد.
از جمله ی خطبه با شکوه زهرا(س) که می توان سیمای پر شکوه محمد(ص) را در آینه آن به تصویر کشید.
یکی از محور های اصلی در این خطبه اصل نبوت و پیامبر شناسی است. زهرا(س) در این جهت تلاش بسیاری از خود نشان داد و در وصف شخصیت پر شکوه پدر با بیانی زیبا چنین فرمود:
أشهد أن أبی محمد(ص)عبده و رسوله اختاره وأنتجبه قبل أن أرسله و سماه قبل أن اجتبله و اصطفاه قبل أن ابتعثه… فأنارالله بمحمد ظلمها…و قام فی الناس بالهدایه و أنقذهم من الغوایه و بصرهم من العمایه… ثم قبضه الله إلیه قبض رأفه و اختیار و رغبه….[۱۵]
شهادت می دهم که پدرم محمد(ص) بنده و فرستاده خداست. پیش از آن که او را برای نجات مردم بفرستد، وی را بر گزید و پیش از این که او را بیافریند، برای این مقام نامزدش ساخت و پیش از آن که او را مبعوث نماید او را بر گزید. خداوند متعال در پرتو نور افشانی های محمد، تاریکی ها را بر چید…او برای هدایت بشریت به په خواست و آنان را از گمراهی ها و اسارت رهایی داد و دیدگانشان را بینا ساخت…سپس خداوند مهربان روح مطهر پیامبرش را با نهایت مهر و محبت و از سر رغبت و رأفت به سوی خود برد.
همان طور که از متن خطبه به دست می آید، در کلام زهرا(س) چند ویژگی مهم برای رسول خدا ترسیم شده است:
بندگی شایسته و درحد اعلا
بندگی شایسته و در حد اعلا از ویژگی های بارز پیامبر(ص) بود، همان بندگی ای که به معنای خضوع کامل بنده در برابر پروردگار است. همان مقامی که در مناجات شعبانیه به آن اشاره شده و آمده: إلهِی هَبْ لِی کمالَ الانقطاعِ إلیک… همان عباد الله المخلصین که در قرآن ذکر شده است.[۱۶] بندگی که جز خدا کسی را نبیند و حرکت و سکونی جز با اراده و رضایت خدا ندارد. این جاست که سراسر زندگی او عبادت می شود.
هدایت گر و وسیله و نجات مردم از گمراهی
از ویژگی های مهم پیامبر(ص)، در کلام دخترش،تلاش گسترده ایشان در جهت هدایت مردم است. مردم جاهلی که در قرآن وضعیت آن ها چنین ترسیم شده: )وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها([۱۷]؛ و برکنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید.
بت پرستی،انحرافات اعتقادی، فساد اخلاقی،خرافات،برادر کشی و قتل و غارت گری و… باعث شده بود که در پرتگاه جهنم قرار گیرند و این رسول خدا(ص) بود که با سعه صدر و صبر بسیار آن ها را از وضع بدی که در آن قرار داشتند، نجات دهد. و آن قدر در این راه متحمل زحمت گشت که خداوند خطاب کرد: ما این قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت اندازی.
آنچه تاکنون بیان شد، مقدمه ای بود بر آن که پیامبر(ص) و حضرت زهرا(س) از چه خصوصیات و ویژگی هایی، نزد یکدیگر برخوردار بوده اند. اما جان کلام در باب جلوه های رفتاری این دو بزرگوار بوده است؛ بنابراین لازم است در این جا به نمونه هایی از جلوه های رفتاری آنان پرداخته شود.
محبت و احترام متقابل
سبک وسیره رسول خدا(ص) در رابطه و برخورد با زهرا(س) بر محورمحبت و احترام و تکریم دور می زد و از عادات ایشان، ملاطفت و مهربانی با کودکان بود؛ زیرا که پیامبر(ص) به آن چه می گفت اعتقاد داشت. روایات بسیاری در مورد چگونگی برخورد با فرزندان از ایشان نقل شده است از جمله:
وَ عَنْهُ ۹ قَالَ: أَکْرِمُوا أَوْلَادَکُمْ وَ أَحْسِنُوا آدَابَهُمْ…[۱۸] فرزندان خود را گرامی داشته و به آنها احترام کنید و با آداب و روشی زیبنده آنها را بار آورید.
و در روایت دیگری فرمودند:
رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَعَانَ وَلَدَهُ عَلَی بِرِّهِ بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِ وَ التَّأَلُّفِ لَهُ وَ تَعْلِیمِهِ وَ تَأْدِیبِه[۱۹] خداوند رحمت کند بنده ای را که به وسیله نیکی و ایجادالفت و تعلیم و تأدیب فرزندش، او را بر نیکوکاری یاری دهد.
از عایشه نیز نقل شده که: زمانی که فاطمه(س) بر پیامبر(ص) وارد می شد او بسیار خوشحال می شد و دست فاطمه(س) را می بوسید و او را در جای خویش می نشاند.[۲۰]
احترام میان این پدر و فرزند به دلیل علاقه شدید میان آنها و معرفت کاملی بود که آنها نسبت به یکدیگر داشتند.
در ابتدای رسالت پیامبر(ص) به دلیل آزاد منشی پیامبر و رفتار صمیمانه ای که با مردم داشت افرادی به خود اجازه داده وایشان را محمد صدا زده و حتی در مواردی بر او پیشی گرفته و آن چنان که باید ادب حضورحضرت را رعایت نمی کردند لذا خداوند متعال به آن ها هشدار دادکه رسول خدا(ص) را آن گونه که یکدیگر را خطاب می کنید صدا نزنید.[۲۱]
بعد از نزول این آیه، علیرغم نزدیکی وصمیمیت خاصی که میان زهرا(س) و پدرش وجود داشت، اما ادب انسانی و خدایی زهرا(س) حکم می کرد که دستور خداوند را گردن نهد. لذا ایشان هم پدر را رسول الله خطاب می کرد، اما زمانی که پیامبر(ص) این کلمه را از او شنید فرمود: زهرا(س) جان پدر به قربانت! این آیه در رابطه با تو نیست تو همواره مرا پدر خطاب کن. پدر گفتن تو قلب مرا زنده و شاداب می کند و به رضایت خدا نزدیک تر است.[۲۲]
ازدواج زهرا(س)
پیامبر(ص) در جامعه ای که زنجیر های بسیاری بر دست و پای زنان بود و هیچ حق و حقوقی برای او فرض نمی شد، جریان خواستگاری را با دختر خود در میان گذارد و او را در این باره آزاد گذاشت تا در مورد آینده و مرد زندگی خود تصمیم بگیرد.
پیامبر(ص) که به فرموده خداوند، بر همه مردم ولایت دارد[۲۳]، می توانست خیلی راحت بدون مطرح کردن موضوع با دخترش پاسخ مثبت یا منفی دهد. اما نزد زهرا(س) رفت و فرمود: تو نسبت به قرابت و خویشی ما با علی(ع) آگاهی و از برتری او در اسلام خبر داری. من از خدا خواستم بهترین و محبوبترین خلقش را نصیب تو کند و حال علی(ع) به خواستگاریت آمده است به او چه بگویم؟ زهرا(س) این مظهر حجب و حیا سرش پایین بود، اما مانند دفعات قبل رویش را بر نگرداند.پیامبر(ص) نیز انتظار بیشتر از این از دختر محجوب خود نداشت و رضایت او را دانست لذا با خوشحالی فرمود: الله اکبر، سکوتها اقراره. در این هنگام جبرئیل بر رسول خدا فرود آمده و فرمود: یا محمد او را به ازدواج علی(ع) در آور زیرا خدا از این وصلت راضی است.[۲۴] و سر انجام پیامبر(ص) با شکوه معنوی بسیار و در نهایت سادگی دختر خود را به خانه علی(ع) فرستاد.
زهرا(س) و مشکلات زندگی
ازدواج زهرا و علی(ع) در سال دوم هجرت انجام شد. این سال ها برای مسلمانان از جمله زهرا(س) و علی(ع) سال های سختی بود.
اصحاب صفه در بین مسلمین بدترین وضع را داشتند و بیشترین بار فشار را تحمل می کردند. مردمی که به دلیل نداشتن خانه، پیامبر(ص) در آخر مسجد محلی را در اختیار آنها قرار داده بود که در حد یک سر پناه بود. حضرت به آنها سرکشی می کرد و خرما میان آنها تقسیم می کرد. روزی یکی از آن ها به حضرت گفت: یا رسول الله۹ از بس خرما خوردیم جگرهای ما آتش گرفت. پیامبر(ص) فرمود: به خدا سوگند اگر می توانستم دنیا را در اختیار شما قرار می دادم…. لباس های آنها تا ساق پایشان هم نمی رسید. می گویند وضع آنها طوری بود که اگر کسی آنها را نمی شناخت می گفت آن ها دیوانه اند.[۲۵]
درچنین شرایطی زهرا(س) و علی(ع) زندگی خود را شروع کردند. این فشارها در خانه پیامبر(ص) وداماد ودخترش نیز کاملا نمود داشت. پیامبر(ص) معتقد بود، در زندگی برخود سخت گیرد و بسان محرومان زندگی کند تا محرومیت محرومان، آنان را از زندگی مأیوس نکند و به هیجان نیاورد تا سر از فرمان خدا برنتابند.
نمی توان پیشوای راستین مردم بود اما در سختی ها و مشکلات، درد و رنج آن ها را حس نکرد. زهرا(س) که به گواهی تاریخ در رفتار و کردار و اندیشه و گفتار و سیما شبیه ترین انسان ها به پیامبر(ص) خدا بود نیز کاملا این مسأله را درک می کرد و به آن پای بند بود.[۲۶] و اولین نمود آن را در شب زفاف فاطمه(س) آن زمان که لباس نو خود را به سائل می بخشد می توان مشاهده کرد. در ان شب زمانی که پدر به دیدار دخترش امد از او پرسید دخترم آیا تو لباس جدیدی نداشتی؟ چرا آن را نپوشیدی؟ پدر جان آن را به شخصی صدقه دادم. پیامبر(ص) فرمود: کار خوبی کردی اما اگر لباس قبلی خود را می دادی و لباس جدید را برای همسرت می پوشیدی برای تو توفیق حاصل می شد. زهرا(س) این پرورش یافته مکتب پدر گفت: من به شما اقتدا کردم زیرا زمانی که با مادرم خدیجه ازدواج کردید، همه آن چه را داشتید در راه خدا انفاق کردید و تا جایی پیش رفتید که لباس خود را هم دادید و به حصیری که زیر اندازتان بود اکتفا کردید تا سر انجام جبرئیل نازل شد و پیام آورد:
)وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلی عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً([۲۷]؛ و دستت را به گردنت زنجیر مکن و بسیار [هم] گشاده دستی منما تا ملامت شده و حسرت زده بر جای مانی. در این هنگام پیامبر(
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 