پاورپوینت کامل آسیب شناسی روانی زنان از دیدگاه امیرمؤمنان(ع) ۹۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آسیب شناسی روانی زنان از دیدگاه امیرمؤمنان(ع) ۹۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آسیب شناسی روانی زنان از دیدگاه امیرمؤمنان(ع) ۹۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آسیب شناسی روانی زنان از دیدگاه امیرمؤمنان(ع) ۹۸ اسلاید در PowerPoint :
۹۰
اشاره:
اگر دین ستیزان و دین گریزان عامل از دست رفتن حقوق زنان را مذهب و پیشوایان دین می دانند، به علت عدم آشنایی آنان با دیدگاه های جامع نگر دین نسبت به همه مسائل است. حقوق از دست رفته زنان، ارمغان شوم غرب است که زن را از حرّیت و حرمت طبیعی خود جدا ساخته است.
نگرش های حضرت علی(ع) به مسائل زنان، برخاسته از روان شناسی عمیق ایشان است. اگر بپذیریم که زن با ویژگی های زنانه خود، دارای ارزشی استقلالی است و تفاوت ها را عیب و نقص ندانیم، ظرفیت پذیرش سخنان حضرت علی(ع) را خواهیم یافت.
در شماره گذشته به نگره های روان شناختی امام علی(ع) و روان شناسی زن از دیدگاه ایشان اشاره شد و در این شماره از میان مباحث روان شناسی، به بحث آسیب های روانی زنان از دیدگاه آن حضرت می پردازیم.
قسمت دوم
آسیب شناسی روانی زنان
یکی از آسیب های روانی که امروزه دامن گیر بشر شده است و اختلالات روانی فراوانی را به همراه دارد، سردر گمی در رفتارهای جنسیتی است. به عبارت دیگر وقتی به فردی تکلیف خارج از فطرت و طبیعت او تحمیل گردد و با القاء های گوناگون از شاکله حقیقی خود خارج شود و نتواند در شمار افراد جنس مخالف هم قرار گیرد، دچار تحیر در رفتارهای جنسیتی می گردد و این ابتدای آسیب روانی است. با نگاهی به طرح های نظریه پردازان برابر نگر، می بینیم که تمامی سعی و تلاش آن ها برای ایجاد برابری بین زن و مرد و نادیده گرفتن تفاوت های جسمی، روانی و توانایی های شناختی آن هاست. در کشورهای پیشرفته جهان، آشکارا می توان شاهد افزایش مشکلات روانی در زنان و مردان بود؛ چرا که زنان حالات زنانه خود را کنار گذاشته و توانایی ها و ویژگی های مردانه را به گونه ای تقلیدی در خود ایجاد کرده اند و برای رسیدن به حالات مردانه جلوه های زنانه خویش را به فراموشی سپرده اند. از سوی دیگر مردان مشخصه ها و ویژگی های مردانه را کنار گذاشته اند و به توسعه بخش زنانه خویش پرداخته اند، تا امور زنانه را به خوبی انجام دهند.
این واژگونی جنسیتی ارمغانی جز تحیر و خود درگیری نخواهد داشت. بدیهی است که زنان با ویژگی های طبیعی زنانه و مادینگی که در وجودشان نهادینه شده است به صورت غیر منطقی و تهاجمی با تبلیغات ویژگی های مردانه روبه رو می شوند. از یک سو نهاد و سرشت آن ها پیام طبیعی برای آنان می فرستد که «زنانه بیاندیش، زنانه بنگر، مادرانه دوست داشته باش و زنانه عمل کن». از سوی دیگر پیام های تبلیغات پُست مدرن (past modern) برای او پیک می فرستد که «زنان و مردان برابرند، مردانه بیاندیش، در وادی های مردانه وارد شو، از کیفیت های زنانه دوری گزین و حق خود را این گونه از مردانی که در طول تاریخ به تو ستم کرده اند، بگیر».
تضاد و تعارض میان پیام درونی و درخواست بیرونی موجب درگیری روانی در افراد می شود که حتی اگر آن را انکار کنند و نقش یک انسان سالم، مصمم و موفق را اجرا کنند، باز دوگانگی در شخصیت و رفتار آن ها به چشم می خورد و در برخوردهای آن ها اختلال روانی مشاهده می شود.
جان گری، روان شناس مشهور آمریکایی، می گوید:
«به یقین توسعه توانایی ذاتی هر جنسی، نشانه رشد است. برای جلوگیری از مشکلات بیشتر یاد بگیریم که در توسعه توانایی های جنسیتی خصائل و مشخّصه های اصلی جنسی خود را همیشه در نظر داشته باشیم».(۱ )
افسردگی، ارمغان برابرنگری
امروزه بسیاری از سردرگمی های افراد و اختلال ها و تعارضات روانی در آن ها ناشی از عدم قبول تفاوت های بین زن و مرد است. اگر این تفاوت ها به عنوان اسرار و رموز خلقت و به عنوان اصل اولیه پذیرفته شوند، هرگز زنان به فکر تشابه با مردان نمی افتادند و حتی فکر کردن در مورد آن را نوعی بی حرمتی به خود می دانستند. از سوی دیگر مردان نه تنها در حدود انجام رفتارهای زنانه نمی بودند، بلکه همان گونه که در نگرش های سنتی و مذهبی وجود دارد؛ این تشابه را برای خود عیب و ننگ می دانستند.
روان شناسان می گویند:
«نظریه های تساوی حقوق زن و مرد، نه تنها سبب گردیده که زنان توانایی ذاتی خود را کشف نکنند؛ بلکه به خطا مسیر غلطی را ارائه نموده که می گوید: زنان باید مثل مردان باشند. نتیجه آن شد که زنان به مقدار زیادی، حالت اصلی طبیعت زنانه خود را فراموش کرد ند».(۲ )
در ادامه می نویسند:
«و با پذیرش این واقعیت که چه کسی هستید و پذیرش تفاوت های دیگر، می توانید یاد بگیرید که توانایی ها و شایستگی های خود را بدون تسلیم خود واقعی توسعه دهید».
این که انسان آن گونه که نیست، خود را نشان دهد و صحنه زندگی او از مجرای طبیعی خارج شده و به صحنه نمایش حرکات و نیازها و جلوه های جنس دیگری تبدیل شود، بسیار دردناک است؛ زیرا در این صورت فرد مجبور است احساسات درونی و نیازهایش را به بند کشد و رفتارهای خود را بر اساس تعالیم عاریه ای به تصویر بکشاند. در این حالت احساسات پاک درونی به کجا خواهند رفت؟!
وبر جینیاساتیر می گوید: احساسات منفی پنهان شده، شبیه به دسته ای از سگ های گرسنه هستند که پیوسته چنگال های خود را به درهای بسته انبار مواد غذایی می کشند. برای بسته نگاه داشتن این در، انرژی زیادی مورد نیاز است. از سوی دیگر، کنار آمدن با احساسات زخم خورده و عواطف سر درگم و پریشان که اغلب در احساس و رفتار نا خودآگاه ما بروز می کنند، امری بس دشوار و به شکلی باور نکردنی توان فرساست و عارضه خستگی «ایتولوژی» که عارضه بی دلیل ظاهری است و بالاترین مورد شکایت خانم هاست، بروز می کند».(۳ ) به یقین انکار احساسات و یا مخفی نگاه داشتن آن ها انرژی زیادی می گیرد و فقدان انرژی، مساوی با افسردگی است. یکی از دلایل مهم افسردگی در جهان امروز، همین «واژگونی جنسیت» است که حتی برابرنگران به آن اشاره می کنند، ولی برای حل این مشکل روانی باز هم نسخه کلیشه ای برابری و تساوی را می پیچند، غافل از این که اگر چیزی به عنوان علت درد شناخته شد، نمی تواند درمان همان درد باشد!
درصد افسردگی در میان زنان به طور تقریبی دو برابر مردان و این بیماری روانی در قرن حاضر به این میزان بالا رسیده است. در قرنی که ادعای تساوی زن و مرد مطرح شده است، آیا دلیل افسردگی زنان این نیست که با نادیده گرفتن تفاوت های بین زن و مرد، خود را با مردان مقایسه می کنند و می بینند که آن ها در عقل نظری، عقل اجتماعی، سیاست، توانایی های فضایی، ریاضیات و چرخش ذهنی از زنان قوی تر هستند؟ از این رو احساس حقارت کرده و بدون توجه به بینش درونی خود، حس تناسب، دمسازی، خصلت پیوند جویی، عقل عملی، عواطف و … که قوی تر از مردان است؛ دچار خود کم بینی و افسردگی ناشی از احساس تبعیض می شوند.
به یقین افسردگی زنان در عصر حاضر عارضی و ناشی از تبلیغات سوء است. تحقیقات نشان می دهد که شیوع افسردگی در زنان بیشتر از مردان است. یک محقق بزرگ به نام «مایراوایزمن» و همکارانش تحقیقی در زمینه افسردگی انجام داده اند، که نتایج آن چنین است:
«زنان در ۲۰ تا ۲۶% طول عمر خود، در خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند و میزان بستری شدن آن ها در بیمارستان ۶% است، در حالی که مردان در ۸ تا ۱۲% مدت عمر خود، در خطر افسردگی هستند و میزان بستری شدن آن ها ۳% است. احتمال ابتلا به افسردگی در زنان دو برابر مردان است».(۴ )
نتایج تحقیقات حاکی از آن است که سه گروه زنان، نوجوانان و افراد مسن بیش از دیگران دچار افسردگی می شوند؛ اگر چه محققان برابرنگر احتمال می دهند که علت افزایش میزان افسردگی در این سه دسته به خاطر این است که کنترل هر سه گروه در دست دیگران می باشد و خواسته ها و امیال دیگران بر آن ها تحمیل می شود. در حالی که می خواهند مستقل باشند، ولی در واقع باید گفت تا به حال هیچ گونه علت بیولوژیکی برای افسردگی بیان نشده و احتمالات و فرضیات ارائه شده در این رابطه قطعی نیست. به نظر ما احتمال دارد دلیل افسردگی نوجوانان و افراد مُسن رخداد تغییرات روحی و جسمی در آن ها باشد. نوجوانان که در مرحله بلوغ هستند، با ترشح هورمون ها و تغییرات فیزیکی بدن در معرض تحولات ویژه قرار می گیرند و عوارضی همچون حالت شک و تردید، نگرانی نسبت به آینده، عدم ثبات عواطف، فشار غریزه جنسی، خودخواهی، خیال پردازی، هویت و … به دنبال خواهند داشت. اگر با برخورد مناسب از سوی والدین و مربیان مجتمع های آموزشی روبه رو نشوند، دچار افسردگی، پرخاش گری و روان پریشی خواهند شد. از سوی دیگر افراد مُسن به علت از دست دادن قوای بدنی و تضعیف ارتباطات و از دست دادن شغل مورد علاقه و یا پراکندگی افراد خانواده و تنهایی و … دچار افسردگی می شوند، که اگر با تعلیمات مذهبی و اخلاقی آشنایی داشته باشند، از افسردگی و پژمردگی آن ها کاسته می شود.
در این میان، قشر زنان با توجه به ویژگی های خاصی که دارند، از جمله ارتباط گرایی و پیوند جویی، هم دلی و هم احساسی با دیگران که در درجه اول برای خودِ آن ها احساس رضایت می آورد، بینش درونی و الهام های راستین، معنویت گرایی و علاقه به دیگران، از نظر روانی نباید دچار مشکل قرن اخیر؛ یعنی افسردگی شوند و علت ها را باید در بیرون از سرزمین وجود آنان جستجو کرد. برای بررسی علت افسردگی زنان می توان به نظریات احتمالی گوناگونی که درباره علت های آن بیان شده است، توجه کرد:
الف. علل اجتماعی؛ از نظر اجتماعی ابراز خشم و پرخاش گری مردان پذیرفته تر است، در حالی که زنان آموخته اند که احساسات پرخاش گرانه خود را در اجتماع کنترل کنند. در نتیجه خشم خود را به درون ریخته و نسبت به خود با دید انتقادی می نگرند. (۵ ) ابراز خشم راه درمان این گروه از زنان افسرده است.
روان شناسان بر این باور هستند که مردان خشم خود را از طریق اعمالی مثل جنگ و ورزش های رزمی، فریاد کشیدن به شکل های عملی یا کلامی ابراز می کنند. اما زنان به جهت این که مرتب گفته شده احساساتی هستند، سعی می کنند احساسات خود را بپوشانند و خشم خود را پنهان کنند. افسردگی مدفن احساسات و هیجاناتی است که بسیار شدید و خروشان بوده ، ولی ابراز نشده اند. (۶ )
این روان شناس می گوید: «زنان استاد افکار و احساسات خود هستند».
ولی به راستی چرا زنان احساسات طبیعی و نیاز فطری خویش را انکار می کنند؟ آیا این به دلیل تحقیر از سوی جامعه نیست؟ اگر احساساتی بودن به عنوان یک خصلت طبیعی و پسندیده زنانه مطرح می شد و اندیشه گران و مردم عوام در پی آنان به مذمت این خصیصه نمی پرداختند، آیا باز هم جایی برای انکار این احساسات وجود داشت؟
فروکش نمودن خشم هم برای مرد و هم برای زن از صفت های برجسته است. همان گونه که عفو، احسان، تعاون و ده ها صفت دیگر برای زن و مرد به عنوان فضیلت مطرح می شود و اگر زنان خشم خود را ابراز نمی کنند، به این علت است که آن ها در ارتباط های خود به دنبال ارزش ها هستند و در این گرایش از مردان قوی تر و جلوتر می باشند؛ همان گونه که پیش از این در بخش دین باوری از آن سخن گفتیم. اما انکار احساسات از سوی زنان پیامد تحقیر برابر نگران است که در طرح های خود، با در نظر گرفتن ویژگی های زنانه، سبب احساس حقارت نسبت به جنسیت خود در زنان شده و افسردگی را برای آن ها به ارمغان می آورد.
ب. درماندگی؛ زنان به خاطر حس دیگرخواهی، تمامی وقت خود را به شیوه های افراطی صرف امور خانه می کنند، ولی به علت عدم دریافت پاسخ مناسب برای تلاش و کوشش خود در منزل، با سپاسگزاری از سوی همسر روبه رو نمی شوند و احساس می کنند، تلاش آن ها از طرف خانواده نادیده گرفته شده است؛ دچار افسردگی می شوند. توجه همسر به او و تشکر از زحماتش و ابراز عشق و علاقه، این افسردگی را درمان می کند.
ج. ارزش گذاری های غیر واقعی؛ وقتی که جامعه برای افراد تحصیل کرده و آن ها که در موقعیت های مناسب اجتماعی قرار گرفته اند، بیش از حد معمول احترام قائل شود و حضور زن در خانه را با دیده حقارت نگریسته و برای تربیت نسل های آینده ارزشی در نظر گرفته نشود، زنان فاصله خودِ واقعی و خود ایده آل را که ساخته و پرداخته القائات اجتماعی است، زیاد دیده و عزّت نفس خود را از دست می دهند. این عدم عزّت نفس زمینه مناسبی برای بیماری افسردگی فراهم می سازد. در این راستا به توصیه های حضرت علی(ع) در مورد اهمیت دادن به کار زنان در منزل بر می خوریم. آن جا که حضرت می فرماید: «جِهادُ المَرأهِ حُسْنُ التَبَعُّلِ(۷ )؛ جهاد زن، خوب شوهر داری کردن است».
در این سخن آسمانی ارزش گذاری کار زن در منزل و همسرداری او در حد جهاد در راه خدا بیان شده است؛ یعنی همان گونه که جهاد مایه حیات اجتماعی و حفظ حدود و ثغور سرزمین ها می شود، تلاش زن در خانه نیز باعث حفظ بنیاد خانوادگی به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای جامعه و در نتیجه حیات اجتماعی خواهد شد. اگر چه افراط در همه امور زندگی و از جمله اختصاص تمامی اوقات در پرداختن به همه نیازهای خانواده و عدم توجه به نیازهای خود، می تواند یکی از عوامل مهم آسیب زا برای روان زنان باشد و زمینه افسردگی آنان را فراهم سازد. از این رو به جاست که به سفارش حضرت علی(ع) در مورد اعتدال در پرداختن به امور خانه نیز توجه شود تا نیازهای شخصی زن قربانی خانواده نگردد و در عین حال نیازهای خانواده نیز در نظر گرفته شود. حضرت می فرماید:
«بیشترین همّت و دل مشغولی خود را صرف خانواده و اولاد نکنید».(۸ )
یعنی زمانی را برای خویشتن بگذارید. پیش از این گفته شد که یکی از نیازهای اساسی هر انسانی از جمله زن، رشد و تعالی و پویایی است و اگر زن از این نیاز خود غافل شده و تنها به نیازهای خانواده بپردازد، دچار افسردگی و آسیب پذیری روانی می شود.
یکی دیگر از عوامل آسیب زای روانی، انجام کار و داشتن هدفی است که خارج از توان و نیروی طبیعی زنان می باشد و یا بر عکس کمتر از حد و شایستگی آن هاست، که در جای خود مفصل به این بحث پرداخته شد.
دلایل دیگری را هم می توان بر شمرد که برخی از آن ها را فهرست گونه بیان می کنیم:
ـ با توجه به ویژگی خاص زنان که ارتباط گرایی است، قطع و کمرنگ شدن ارتباط با دیگران موجب افسردگی و آسیب روانی در زنان می شود، در حالی که مردان با این مسأله به راحتی کنار می آیند.
ـ حسّاسیّت زیاد بانوان در مقابل حوادث و رخدادهای موجود فرسودگی روانی را به همراه دارد.
ـ عدم رضایت نسبت به وضعیت موجود و احساس حقارت و بی ثمری، می تواند عامل افسردگی شود.
علی(ع) و راهکارها و راهبردها برای درمان افسردگی زنان
پیش از این بیان شد که زنان دو برابر و به قولی سه برابر مردان دچار افسردگی می شوند و نیز بیان کردیم که دین اسلام و قرآن و نیز حضرت علی(ع) جهت پیشگیری از افسردگی راهکاری بلند ذکر کرده اند، که عبارت است: از یاد خدا و متّصل شدن به دریای رحمت الهی. امّا برای آن گروه از زنانی که دچار افسردگی شده اند، نیز راهبردهایی از درمانگر همیشگی تاریخ، علی(ع) بیان می کنیم که بسیار عمیق و ژرف است.
الف. گرایش عملی بیشتر به مذهب و ارتباط با خدا و بهره گیری عملی از تعالیم و دستورهای دینی. در این زمینه حضرت علی(ع) می فرماید: «لا یُؤنِسَنَّکَ إلاّ الحَقُّ؛(۹ )؛ چیزی جز خدا تو را آرامش نمی بخشد». و نیز می فرماید:
«خداوند عهد و پیمانی که با نام او منعقد می شود، با رحمت خود مایه آسایش و آرامش بندگان و حریم امنی برایشان قرار داده تا به آن پناه برند».(۱۰ )
ب. جلب رضایت الهی ک
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 