پاورپوینت کامل اندیشه مطهر(قدس سره) ۶۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اندیشه مطهر(قدس سره) ۶۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اندیشه مطهر(قدس سره) ۶۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اندیشه مطهر(قدس سره) ۶۰ اسلاید در PowerPoint :

۱۸

پیش درآمد

حضرت استاد آیت الله مصباح یزدی که خود ستاره ای پر تلألؤ در آسمان علم و حکمت و حوزه علمیه است، در ملاقات با جمعی از طلاب جامعه الزهرا(س) ـ که پژوهش در آثار شهید مطهری (قدس سره) را داوطلبانه در برنامه خویش جای داده اند و در این عرصه خوش درخشیده اند ـ از همسنگر جهاد علمی و معرفتی خویش چنین می گوید:

بنده از اینکه شما خواهران ارجمند چند سال است این برنامه را با جدیت دنبال می‏کنید، فوق‏العاده در حد خودم سپاس‏گزار هستم. خدا را شکر می‏کنم که چنین توفیقی به شما عنایت فرمود که بتوانید این برنامه را اجرا کنید. کم وبیش امثال این برنامه‏ها در جاهایی شروع شده و زحماتی کشیده شده؛ اما گمان نمی‏کنم در هیچ جایی به این وسعت و با این جدیت و پشت کار چند ساله ادامه داشته باشد. به هر حال این نشانه این است که خواهران گرامی ما وقتی چیزی ‏را وظیفه خودشان تشخیص بدهند، در انجام آن همت کافی به کار می‏گیرند و از زحمت آن خسته نمی‏شوند. البته این ‏هم یکی از برکات انقلاب است که به برکات رهبری‏های امام راحل (قدس سره) و در پرتو فداکاری‏های شهدا نصیب ملت ما شد. باز از خدای متعال درخواست می‏کنیم که ساعت به ساعت بر علوّ درجات امام (قدس سره) بیفزاید و همین طور شهدای عزیز ما را با شهدای کربلا محشور بفرماید. در این چند سال که در واقع نزدیک سی سال از شهادت آیت الله مطهری;گذشته است، درباره شخصیت ایشان، ویژگی‏های رفتار ایشان، کارهای ایشان، و ‏امتیازات ایشان سخن بسیار گفته شده، مقالاتی نوشته شده و بحث‏ها انجام گرفته است که اگر چندین برابر این ها هم ‏بحث بشود، باز هم حق مطلب ادا نمی‏شود. آقای مطهری; در آسمان حوزه علمیه مثل خورشیدی است که می‏درخشد و وقتی او طلوع می‏کند، ستارگان دیگر رنگ می‏بازند.

وقتی آثار مرحوم آقای مطهری‏; با اینکه نسبتاً عمر ایشان کوتاه بود، مقایسه می‏شود با آثار دیگران، برتری‏ها و برجستگی‏های آثار ایشان به قدری است‏ که آثار دیگر با همه ارزشی که دارد، کم‏رنگ جلوه می‏کند. شاید یکی از نکته‏هایی که در این باره جا دارد بیشتر روی آن ‏تأکید بشود، تکرار بشود، بیشتر مورد توجه قرار بگیرد، یکی از رازهای برجستگی آثار ایشان که ریشه در ویژگی شخصیت ‏و منش ایشان دارد، همین است. راز این که شخصیت ایشان جاودانه شد، امام (قدس سره) این چنان درباره او تمجید فرمود که نظیرش‏ درباره کس دیگر سراغ نداریم؛ کتاب‏های ایشان ده ها بار با تیراژ زیاد چاپ شد، منتشر شد و هنوز تازگی و طراوت‏ خودش را حفظ کرده است؛ یکی از رازهای این جاودانگی این است که مرحوم آقای مطهری; فعالیت‏های علمی‏شان‏ مثل سایر فعالیت‏های اجتماعی‏شان بر حسب احساس وظیفه و در جهت رفع کمبودهایی بود که در جامعه ما وجود داشت و جامعه نیازمند به آن ها بود. اجازه بدهید این را یک مقداری توضیح بدهم؛ با این که چنان احتیاج به توضیح‏ ندارد. ما در سراسر دنیا دانشمندانی داریم از ملیت‏های مختلف از نژادهای مختلف در رشته‏های مختلفی از علوم ‏تحقیق می‏کنند و تحقیق‏ها کردند، تحقیقاتی که واقعاً وقتی آدم به عمق کارشان و استقامت‏شان در کار توجه می‏کند، بنده ‏گاهی انگشت حیرت به دندان می‏گیرم! که چه حوصله‏ای داشتند در این زمینه‏ها چقدر کار کردند!

حقیقتاً بعضی از تلاش‏های دانشمندان در رشته‏های مختلفی از علوم حیرت‏انگیز است. حالا یک جهتی که زمینه مشترکی با فعالیت‏های آقای مطهری; در نظر گرفته بشود، یک داستانی را نقل می‏کنم از جناب آقای لگن‏هازون که همه می‏شناسید. استاد مسلمان شیعی آمریکایی هستند که استاد تمام وقت مؤسسه هستند، ما سال‏هاست که از حضور ایشان استفاده ‏می‏کنیم. در زمینه یک بحث منطقی یک گفتگویی داشتیم، ضبط هم شده به نظرم در تلویزیون هم پخش شده باشد. در زمینه یک بحث منطقی ایشان نقل کردند از یک استاد آمریکایی که برای تحقیق در یک مطلبی که از ارسطو نقل شده‏، برای این که عمق مطلب را بفهمد که ارسطو چه می‏خواسته بگوید، در سن هفتاد سالگی از آمریکا به یونان مهاجرت می‏کند.

دو سال در یونان زبان یونانی را خوب یاد می‏گیرد؛ سپس به آثار یونانی که از ارسطو نقل شده بوده و نسخه‏های ‏اصیلش در آنجا و کتابخانه‏های موجود مراجعه می‏کند و روی آن ها کار می‏کند که آن اصطلاح خاصی را که ارسطو به‏کار برده درست معنایش را بفهمد که منظور ارسطو از به کار بردن این اصطلاح چه بوده است! پیرمردی هفتاد ساله از کشور خودش مهاجرت می‏کند، در سن هفتاد سالگی می‏آید زبان یونانی یاد می‏گیرد که چه! برای این که مطلبی را که از ارسطو نقل شده برایش مبهم بوده است. یقین نداشته که مقصودش چیست؟ حالا وقتی فهمید آن وقت چطور می‏شود؟ آیا این مطلب درست است یا درست نیست!؟ به فرض این که درست باشد، حالا مشکلی را حل می‏کند یا نمی‏کند! بدون توجه به این ها فقط برای ارضا حس کنجکاوی و تحقیق! عطشی دارد که یک چیزی را بفهمد، یک ‏مطلب مجهولی را معلوم کند. یک چیزی را که دیگران نفهمیدند، نتوانستند درست تبیین کنند او بتواند بیان کند! گفتن‏ این آسان است. منی که هفتاد و چند سالم است می‏فهمم که چقدر سخت است، کسی در این سن بخواهد از کشور خودش مهاجرت کند به یک‏ کشور دیگری آن هم تازه برود زبان‏آموزی، آن هم زبان یونانی که تقریباً از مشکل‏ترین زبان‏هاست، آن هم به این انگیزه ‏که یک عبارت از ارسطو را درست بتواند معنا کند! نظیر این جور فعالیت‏های علمی در میان دانشمندان خیلی زیاد است و واقعاً تحسین‏برانگیز هم هست؛ اما حالا این طور که اشاره کردند، زحمات این استاد به عنوان یک کار انسانی بسیار ارزشمند است و واقعاً باید به عنوان یک انسان او را تحسین کرد. این علاقه به علم و کشف مجهولات، روح ‏کنجکاو و پژوهشگر را واقعاً باید تحسین کرد؛ اما حالا این کار برای انسانیت، برای خود او، برای جامعه ‏او و برای کل بشریت چه فایده‏ای داشت؟ شاید اگر درست فکر کنیم، تقریباً جوابش این است که حاصل این فواید، برای بشریت نزدیک به صفر است؛ ما بدانیم مقصود ارسطو چه بوده یا نبوده حالا چه می‏شود! چه بسا اصل ‏مطلبش درست نبوده است، حالا مقصودش هم هر چه باشد! از نظر اینکه یک تحقیقی است، کشف مجهولی است، زحمتی‏است، پژوهشی است در راه علم، بسیار کار ارزنده و تحسین برانگیزی است؛ اما نتیجه‏اش برای بشریت چیست؟! برای‏ خود انسان فقط همین که یک ارضا حس کنجکاوی می‏شود، یک تمرین عقلانی می‏شود، دیگر چه برای‏ انسان می‏آورد! از این جهت یک انسان متکاملی است. آفریده شده برای یک هدفی، این کار چقدر او را به این هدف ‏نزدیک می‏کند! خود او را به هدف آفرینش چقدر نزدیک می‏کند و چه کمکی برای دیگران انجام می‏دهد؛ اما بسیار در مقیاس انسانی کاری ارزنده و تحسین‏برانگیز است. حالا این کار را شما مقایسه کنید با زحماتی که مرحوم آقای‏ مطهری; کشیدند، در کشف مجهولاتی که مورد نیاز جامعه ماست؛ آن هم نه نیاز ساده، بلکه نیاز حیاتی جامعه؛ ‏من می‏گویم نیاز حیاتی، شما می‏شنوید. خیلی از شما شاید بهتر از من بدانید؛ اما بسیاری از جوان‏های شما هستند که ‏درست نمی‏دانند، نیاز حیاتی جامعه چه بود و آقای مطهری; چه خدمتی کرد؟ وقتی شما می‏توانید ارزیابی بکنید، این خدمات چه ارزشی داشت؛ ببینید آن کسانی که محروم بودند از تحقیقات ایشان، از آموزه‏های ایشان و از درس‏های ایشان به چه ورطه‏هایی از ضلالت و گمراهی افتاده‏اند! من اشخاصی را به اسم و شخص می‏شناسم و ‏خودم با آن ها آشنا بودم. همسایه بودیم، رفت و آمد داشتیم، دو برادر بودند، بچه‏های بسیار نازنینی، فرزندان آقایی که همسایه ما بود و ارتباط علمی داشتیم و هم مباحثه بودیم. به قدری این جوان‏ها مؤدب دوست داشتنی و حتی اهل عبادت بودند که پدرشان می‏گفت، این پسر من عصرها نزدیک غروب که می‏شد تنها می‏رفت داخل اتاق و در را می‏بست. من ‏نمی‏دانستم که چه کار می‏کند. یک روز مترصد شدم، وقتی رفت و یک کمی گذشت، رفتم درب اتاق را باز کردم ببینم در اتاق تاریک چه‏کار می‏کند؟ دیدیم ایستاده نماز می‏خواند و اشک از چشمانش جاری است. چنین جوان‏های پاکی از ادب‏شان از آراستگی‏شان، ممتاز، در دام افکار انحرافی افتادند و بالاخره در این راه کشته شدند! امثال این ها هزاران بلکه میلیون‏ها بودند که فرمایشات آقای مطهری; و امثال ایشان، بسیاری از جوان ها را از دام انحرافات و گمراهی ها نجات داد. حالا من اغراق نگویم که فقط به ایشان منحصر بود، هیچ کس دیگری هیچ نداشت، هیچ چیز نگفت.

حالا شاید در خود امام (قدس سره) هم بود، دیگران هم بودند؛ اما آقای‏مطهری; هم در کیفیت بیان هم در انتخاب موضوعات تحقیق و هم در وسعت معلومات ممتاز بود. حالا شما حساب ‏کنید، یک جوانی با این استعداد با این پاکی با این جهات ممتاز و دوست‏ داشتنی در دام شیطان بیفتد و محکوم به اعدام بشود، برای یک خانواده چقدر خسارت است! چرا؟ برای این که یک اشتباهی در اعتقاداتش پیدا شده فکر کرده بود، فلان کس و فلان کس که‏ ایدئولوگ هستند، این ها بهتر از دیگران می‏فهمند. آخوندها سرشان نمی‏شود و ارتجاعی فکر می‏کنند، چیزهایی از این قبیل ‏و این ها باعث این شد که به این ورطه‏هایی از ضلالت بیفتند و برای ترور خیلی‏ها خودشان اقدام کردند. بسیاری ازترورهای کور در اوایل انقلاب واقع شد، اصلاً هیچ ارتباطی با مسائل سیاسی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.