پاورپوینت کامل من توفیقات زندگی ام را مرهون نیکی به پدرم می دانم ۱۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل من توفیقات زندگی ام را مرهون نیکی به پدرم می دانم ۱۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل من توفیقات زندگی ام را مرهون نیکی به پدرم می دانم ۱۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل من توفیقات زندگی ام را مرهون نیکی به پدرم می دانم ۱۹ اسلاید در PowerPoint :

۹

خدا که در قرآنش می گوید: ( وَ بِالْوالِدَینِ إِحْسانًا ) [۱] حکمتش را باید در این نمونه های بارز زمان مان ببینیم. خیلی حرف است به خاطر پدرت یا مادرت دست از کار دلخواهت بکشی، همه وقتت را برای خدمت به آنان بگذاری و به تنها چیزی که فکر نکنی، همان چیزی که روزی همه دلت شاید دنبالش بوده و امروز از آن مانده ای. ..، اما دین من و تو که این همه سفارش به احترام به والدین دارد، این را هم گفته که اگر نیکی کنی، همان را می بینی و اگر بدی کنی هم، همان را می بینی. .. ( فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرّه خَیرًا یرَهُ ) [۲]. … حالا نمونه بارزش را در وجود مبارک حضرت آقا می بینیم که به این اصل عمل کرد و به قول خودش توفیقات زندگی اش را مرهون نیکی به پدرش است.

مرحوم پدرم در سنین پیری تقریباً بیست و چند سال قبل از فوتشکه مرد ۷۰ ساله ای بودبه بیماری آب چشم که چشم انسان نابینا می شود، دچار شد. بنده آن وقت در قم بودم. تدریجاً در نامه هایی که ایشان برای ما می نوشت، این روشن شد که ایشان چشمش درست نمی بیند. من به مشهد آمدم و دیدم که چشم ایشان محتاج دکتر است. قدری به دکتر مراجعه کردم و بعد برای ایام تحصیل به قم برگشتم؛ چون من از قبل ساکن قم بودم. باز ایام تعطیل شد و من مجدداً به مشهد رفتم و کمی به ایشان رسیدگی کردم و دوباره برای تحصیلات به قم برگشتم. معالجه پیشرفتی نمی کرد.

در سال ۴۳ بود که من ناچار شدم ایشان را به تهران بیاورم؛ چون معالجات در مشهد جواب نمی داد. امیدوار بودم که دکترهای تهران، چشم ایشان را خوب خواهند کرد، [امّا] به چند دکتر که مراجعه کردیم، ما را مأیوس کردند. گفتند: هر دو چشم ایشان معیوب شده و قابل معالجه و اصلاح نیست. البته بعد از دو سال، یک چشم ایشان معالجه شد و تا آخر عمر هم چشمشان می دید. اما در آن زمان مطلقاً نمی دید و باید دستشان را می گرفتیم و راه می بردیم. اگر پدر را رها می کردم و به قم می آمدم، ایشان مجبور بود گوشه ای در خانه بنشیند و قادر به مطالعه و معاشر و هیچ کاری نبود و این برای من خیلی سخت بود. ایشان با من هم یک انس به خصوصی داشت. با من دکتر می رفت و برایش آسان نبود که با دیگران به دکتر برود. بنده وقتی نزد ایشان بودم، برای ایشان کتاب می خواندم و با هم بحث علمی می کردیم و از این رو با من مأنوس بود، برادرهای دیگر این فرصت را نداشتند.

به هر حال من احساس کردم که اگر ایشان را در مشهد تنها رها کنم و به قم بروم، ایشان به یک فرد از کار افتاده تبدیل می شود و این مسأله برای ایشان بسیار سخت بود. برای من هم خیلی ناگوار بود. از طرف دیگر اگر می خواستم ایشان را همراهی کنم و از قم دست بردارم، این هم برای من غیر قابل تحمل بود؛ زیرا که با قم انس داشتم و تصمیم گرفته بودم تا آخر عمر در قم بمانم و از قم خارج نشوم. اساتیدی که من در آن زمان داشتم، به خصوص بعضی از آن ها اصرار داشتند که من از قم نروم. می گفتند اگر تو در قم بمانی، م

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.