پاورپوینت کامل بهار رستاخیزی پس از مرگ ۳۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بهار رستاخیزی پس از مرگ ۳۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بهار رستاخیزی پس از مرگ ۳۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بهار رستاخیزی پس از مرگ ۳۷ اسلاید در PowerPoint :

۶۲

اشاره

تو را نمی دانم، اما بهار برای من همیشه یادآور این بیت حافظ است که:

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذرا ما را بس

بهار می تواند بزرگ ترین درس خداشناسی برای من و تو باشد، اگر نیک بنگریم. .. زنده شدن زمینی که مرده است؛ سرسبز شدن درختانی که بی برگ و عریان، نشان از مرگ را داشتند؛ سردی و سختی زمستان که می تواند نشانه ای از سردی و سختی مرگ و دوزخ باشد و. ..

تو را نمی دانم، اما بهار برای من یادآور رستاخیز پس از مرگ است و ندایی که مرا به خود می خواند؛ به فردایت بیندیش، توشه بردار. .. سفر نزدیک است. ..

با رسیدن بهار، طبیعت مرده جان می گیرد و شادابی و سرزندگی را نه تنها برای درختان و طبیعت که برای روح و جان آدمی نیز به ارمغان می آورد. بهار، رستاخیز زمین پس از مرگی تیره و سرد است که جان و روح را دوباره به طبیعت مرده پیوند می زند تا یادآور بزرگی باشد برای حیات پس از مرگ، معاد. ..

ادبیات کهن فارسی از تأثیر بهار نیز بی بهره نبوده و تأثیرات شگرف آن را بر وجود خویش دیده است. در گامی بلندتر و با نیم نگاهی به آثار ادبی و هنری جهان، می توان به نوعی رنگ و بویی از بهار را در میان آن ها دید؛ همین رنگ و بوی بهاری است که آن ها را در سالیان متمادی محفوظ داشته است. در این میان، بهار در ادبیات فارسی جلوه دیگری دارد؛ چنانکه در اشعار اغلب شعرای فارسی زبان می توان واگویه هایی را به نام “بهاریه” یافت.

تأثیر بهار و نوروز بر اشعار دل انگیز فارسی

چگونگی نام گرفتن روزهای آغازین فصل بهار به “نوروز” را می توان در اشعار فردوسی یافت. به روایت شاهنامه، جمشید، نام پادشاهی از پادشاهان قدیم ایران زمین است که چهارمین پادشاه پس از پایه گذاری سلسله پادشاهی توسط کیومرث بود. وی در ابتدا “جم” به معنای سلطان و پادشاه بزرگ نام داشت. شاهنامه در بیان علت اینکه او را “جمشید” نامیده اند، می گوید: او در عالم سیر می کرد که به آذربایجان رسید. آن روز آفتاب به نقطه حمل آمده و بهار آغاز شده بود. او دستور داد تخت مرصعی را در نقطه ای بلند گذاشتند. سپس تاج جواهر نشانی بر سر نهاد و بر آن تخت نشست و چون آفتاب طلوع کرد و پرتو آفتاب بر آن تاج و تخت افتاد، شعاعی در نهایت روشنی پدید آمد و چون به زبان پهلوی شعاع و انوار نور را “شید” می گویند، این لفظ را بر “جم” افزودند و وی را “جمشید” گفتند؛ یعنی پادشاه روشن و در آن روز جشنی عظیم برپا کردند و آن روز را “نوروز” نام نهادند.

جهان انجمن شد بر تخت اوی فـرو مـانده از مـزه بخت اوی

بـه جـمشید بـر گوهر افشاندند مرآن روز را روز نو خواندند[۱]

شاید پس از این واقعه بود که تقریباً همه سرایندگان و شاعران، به این تغییر و دگرگونی توجه ویژه نموده اند و هر کدام مطابق زمینه فکری خود در وصف نوروز، بهار، چمن، گلستان و شکوفه، استادانه و با نازک خیالی شعر سروده اند. از این نکته نیز نباید غافل شد که ادبیات، رسانه عواطف و احساسات بشری است که اگر به عنوان یک کلیت در نظر گرفته شود، احساسات آدمی به طبیعت و پدیده های مربوط به آن می تواند به عنوان جزئی از این کل محسوب شود.

“رودکی سمرقندی” پدر شعر فارسی که به سرودن اشعار نغز و دلپذیر، مشهور و اکثر ابیات و اشعار به جا مانده از وی در حوزه ادبیات توصیفی است، چنان به توصیف بهار پرداخته است که از واژه واژه ابیاتش می توان نغمه پرندگان، غرش ابرها، ریزش باران و حرکت جویباران را شنید:

آمـد بـهار خـرم بـا رنـگ و بوی طیب بـا صـد هـزار نـزهــت و آرایـش عجیب

چـرخ بـزرگوار یـکی لـشکـری بـکرد لـشـکــرش ابـر تــیره و بـاد صبــا نــقیب

آن ابر بین که گرید چو مرد سوگوار و آن رعد بین که نـالد چون عاشق کئیب

خورشید ز ابر تیره دهد روی گاه گاه چونان حصاری ای که گذر دارد از رقیب

بـاران مـشک بـوی بـبارد نـــو بـه نـو وز بــرف بـرکــشیــد یـکی حـله قـصیب

رودکی بهار را به سپاهی تشبیه کرده است که رویدادهای طبیعی، هر کدام در این سپاه شغلی بر عهده دارند؛ ابرهای تیره به منزله سپاهیان و باد صبا، نقیب و فرمانده لشکر است و برق آسمان به عنوان نفاط یا کسی است که ظرف های مشتعل از نفت را به کشتی یا سپاه دشمن می اندازد. در توصیف رودکی، باد صبا همچون فرمانده لشکر سپاهیان را که ابرها هستند، حرکت می دهد. برق آسمان نیز به آتش افکنی و شعله ور ساختن سپاه دشمن مشغول می شود و رعد نیز نوای جنگی می نوازد. [۲]

“خاقانی” دیگر شاعر بلند آوازه ایران زمین در بیتی، آمدن صبح و پرتو افشانی خورشید بر کوهساران را چنین توصیف می کند:

شب چاه بیژن بسته سر، مشرق گشاده زال زر خون سیاووشان نگر بر خاک و خارا ریخته

او خورشید مشرق را به زال زر تشبیه کرده است که ناجی بیژن از چاه آراسیاب است که به شب تشبیه شده و سرخی حاصل از پرتو افشانی خورشید را نیز به خون سیاووش شبیه دانسته است که بر کوه و صحرا پاشیده و به این ترتیب تابلویی شگرف از رفتن شب و آمدن صبح به تصویر کشیده است.[۳]

“فرخی سیستانی” نیز همچون خاقانی در توصیف آسمان ابری، این چنین سروده است:

تو گفتی گرد زنگار است بر آیینه چینی تو گوی موی سنجاب است بر پیروزه گون دیبا

فرخی در مصرع اول از لایه ای از رنگ زدگی سخن گفته است که بر سطح آیینه نشسته و در مصرع دوم از موی خاکستری سنجاب سخن گفته است که به حریری پیروزه گون افتاده و این چنین، آسمان گاه سرخ و گاه خاکستری آماده بارش در بهار را توصیف کرده است. [۴]

یکی دیگر از استادان مسلّم تصویرگری در شعر فارسی، “منوچهری دامغانی” است. او در قصیده ای نغز که هر بیت آن نمایی از طبیعت است، با زبان شاعرانه چنین سروده است:

نـوبـهار آمـد و آورد گـل و یـاسـمـنا بـاغ هـمچـون تــبت و راغ بسـان عـدنا

آسمـان خیمه زد از بیرم و دیبای کبود مـیخ آن خـیمه ستـاک سـمن و نـستـرنا

بـوسـتان گویی بتخانه فرخار شده ست

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.