پاورپوینت کامل به من نگاه کن مادر ۱۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل به من نگاه کن مادر ۱۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل به من نگاه کن مادر ۱۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل به من نگاه کن مادر ۱۴ اسلاید در PowerPoint :
۵۸
زن، چنان سرگرم دنیای مجازی اینترنت شده و دستانش به رژه رفتن روی دکمه های صفحه کلید، عادت کرده بود که گردش سریع عقربه ها به چشمانش نمی آمد.
آن طرف تر کودک دو ساله ای در حصاری از اسباب بازی های جور واجور، گم شده بود. یکی یکی اسباب بازی ها را پرت می کرد. جیغی می زد و به سمت دیگر حصار می رفت. وقتی به آخر حصار طولانی اش رسید، همه را گوشه ای انداخت و به سمت میز رایانه دوید. در راه، پاهای کوچکش به اسباب بازی ها گیر کرد و چند بار زمین خورد. دردها و ناله های ناتوانی اش، چون قاصدک سرگردانی در خانه می گشت و هیچ دل همدرد و آرامش بخشی نمی یافت تا بر آن فرود آید.
اشک های تازه بر ردّ خشک شده اشک های قبلی که نه شسته و نه حتی پاک شده بودند جاری می شد و جوی های کوچک جدیدی بر چهره زرد و اندوهگین کودک، ایجاد می کرد.
دستان کوچکش را به میز رایانه تکیه داد. پیشانی اش به زحمت به بلندای میز می رسید. روی پنجه بلند شد و به سرِ ثابتِ مادر و نگاه خیره او به صفحه رایانه نگریست: «ماما… ماما…».
صدا بی آنکه در گوش شنوای مادر واکنشی پدید آورد به مارپیچ های ظریف گوش های کودک برگشت. شاید هم به دیوار خورده بود!
سرِ خسته اش را بر پاهای مادر گذاشت: «ماما… ماما…».
صدا بر تنهایی تلخ کودک، آوار شد. بازگشت بی پاسخِ صدا، از تنهایی او بهمنی سهمگین ساخته بود. مادر، هیچ تکانی به خود نداد و دریغ از نیم نگاهی. کودک بر زمین نشست و شاید همراه برج خیالی عاطفه اش، بر زمین فرو ریخت. دامان مادر را کشید. جیغ زد؛ جیغ های بنفش.
ـ «چه خبرته بچّه بد؟! مگه نمی بینی کار دارم؟!».
زن در ضبط فانتزی کودک، نوار قصّه آهنگینی گذاشت و صدایش را زیاد کرد. آن را به دستان کوچک کودک سپرد و سریع به جایگاه قبلی اش برگشت. ساعت، کمتر از پنج دقیقه سکوت را در فضای سنگین خانه نشان می داد. سکوتی که با جیغ و اعتراض دوباره کودک، شکسته شد. گرهِ در هم فرو رفته ابروهای زن و خشمِ چهره اش، چنان او را ترسناک کرده بود که اگر پرده ضخیم اشک های جاری کودک، جلوی نگاه ناامیدش را نمی گرفت، حتماً از ترس، ساکت می شد یا فرار می کرد. اما او همچنا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 