پاورپوینت کامل بهداشت روان از دیدگاه روان شناسی ۸۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بهداشت روان از دیدگاه روان شناسی ۸۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بهداشت روان از دیدگاه روان شناسی ۸۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بهداشت روان از دیدگاه روان شناسی ۸۷ اسلاید در PowerPoint :

اشاره

بی شک سلامتی و تندرستی یکی از نعمت های بزرگ الهی است و نمی توان منکر شد که سلامتی و بهداشت روانی در زمره یکی از این نعمت ها می باشد.

بیماری های روانی، خاص قشر و طبقه خاصی از جامعه نمی باشد و امکان ابتلا به بیماری های روانی برای تمام اقشار جامعه وجود دارد و می توان گفت که در دنیای امروز با توجه به پیشرفت علوم و فنون جدید خطر ابتلا به انواع بیماری های روانی افزایش یافته و این خطر، همواره نسل های فعلی و آتی را تهدید می کند؛ بنابراین سعی و تلاش در جهت ارتقای بهداشت روانی نقش مهمی را در جلوگیری از بیماری های آن ایفا می کند. ضرورت این مهم ما را بر آن داشت که این بحث را از نظر علم روانشناسی و علم دین بررسی کنیم؛ در این مقاله به بررسی آن از نظر علم روان شناسی می پردازیم.

«بهداشت روانی» مرکب از دو کلمه «بهداشت» و «روان» است. بهداشت به معنای نگاه داشتن تندرستی[۱] و «روان» به معنای جان و روح است؛[۲] بنابراین معنای لغوی «بهداشت روانی» عبارت است از نگاه داشتن تندرستی و سلامتی روح و جان.

در فرهنگ لغت و اصطلاحات روان پزشکی و روان شناسی، بهداشت روانی ـ Mental health ـ اقدامات و اعمالی است که به منظور کاهش بیماری های روانی، از طریق پیشگیری و درمان به موقع، سریع و ایجاد شرایط مناسب برای سلامت روانی افراد صورت می گیرد.[۳]

در فرهنگ علوم رفتاری ـ Mental health ـ به آن حالت نسبتاً ثابت شخص گفته می شود که می تواند خوب سازش کند، رغبت و ذوق زندگی داشته باشد و خود تحقیقی و خودسازی کند.[۴]

در تعریف دیگر «بهداشت روانی» عبارت است از توانایی کامل برای ایفای نقش های اجتماعی و روانی و جسمی،[۵] و در این راستا سعی و تلاش در تأمین سلامت به منظور پیشگیری از بیماری های روانی و سازش منطقی با پیشامدهای زندگی است و از آنجا که بهداشت روانی تمام زوایای زندگی انسان را در برگرفته، توانایی است که فرد را قادر می کند که با محیط خود سازگاری پیدا کند و در برخورد با مشکلات از راه های مطلوب استفاده نماید. عوامل تأثیرگذار در بهداشت روان از دیدگاه روان شناسان به قرار زیر می باشد:

۱. اعتقادات و مناسک دینی

شاید بتوان گفت که در گذشته روان شناسان کمتر به نقش دین و باورهای دینی در سلامت روانی پرداخته اند؛ اما در عصر حاضر به خصوص در نیم قرن گذشته، توجه معدودی از آنان به سوی این موضوع معطوف گشته است. ما در اینجا به نظریه دو روان شناس معروف در این زمینه می پردازیم.

آلپورت درباره عدم توجه به عوامل دینی ـ معنوی در روان شناسی می گوید: «در میان روشنفکران متجدد، خصوصاً در دانشگاه ها موضوع دین علی الظاهر از نظرها پنهان مانده است».

احتمالاً آلپورت موضوعات دینی را منبع عمده انگیزه ها و اهداف انسانی تلقی می کند. وی دو شیوه یا جهت گیری انگیزشی متفاوت را توصیف می کند که به نظر می رسد مردم درباره التزام دینی دارند: ذاتی (درونی) و غیر ذاتی (بیرونی).[۶]

فرانکل یکی دیگر از روان شناسان است که نگرش وی به سلامت روان، تأکید عمده را بر اراده معطوف به معنا می نهد. نظم فکری وی بر پایه لوگوتراپی (روان درمانی معنوی) استوار می باشد. لوگوتراپی به معنای وجود انسان و نیاز بشر به معناست و به فنون خاص درمانی برای معنایابی در زندگی می پردازد. [۷]

به نظر فرانکل، ماهیت وجودی انسان از سه عنصر معنویت، آزادی و مسئولیت تشکیل شده و سلامت روان، مستلزم تجربه شخصی این سه عامل است. معیار سنجش معنادار بودن زندگی، کیفیت آن است نه کمیت آن. حصول و کاربرد معنویت، آزادی و مسئولیت نیز با خود انسان است. بنابراین انسان کامل بودن؛ یعنی با کس یا چیزی فراسوی خود پیوستن. به عقیده فرانکل جست وجوی هدف در خود، شکست خویشتن است. از این رو وی هدف رشد و تکامل انسان را تحقیق خود نمی داند؛ بلکه چیزی بالاتر از آن می داند. سلامت روان، یعنی از مرز توجه به خود گذشتن، از خود فراتر رفتن و جذب معنا و منظور شدن. در این صورت خود نیز به طور طبیعی و خود به خودی تحقق می یابد.[۸]

یونگ روان شناس معروف در خصوص تأثیر رفتارها و مناسک دینی در سلامت روان می نویسد: «من معتقد و کاملاً متقاعد شده ام که اعتقادات و مناسک دینی لااقل از لحاظ بهداشت روانی اهمیت خارق العاده ای دارند».[۹] همه انسان ها اذعان دارند که موجودی ضعیف هستند و این ضعف باعث احساس محرومیت می شود و می تواند بهداشت روانی فرد را تحت تأثیر قرار دهد.[۱۰] اگر شخص احساس بیچارگی و تنهایی کرد یا به دیگران اتکا نمود و یا خود را بدون پشتوانه ای قدرتمند دید، در این حالت زمینه بروز اضطراب در فرد ایجاد می شود.[۱۱]

یکی از رفتارها و مناسک دینی در قالب دعا بروز می کند از منظر دیل کارنگی: دعا کردن سه احتیاج اصلی روان شناسی همه افراد را برآورده می کند. در موقع دعا کردن آن چیزهایی که باعث زحمت و ناراحتی ما شده، بر زبان جاری می سازیم. در واقع با دعا کردن همان عمل یادداشت کردن روی کاغذ را انجام می دهیم. هنگام دعا کردن این احساس به ما دست می دهد که یک شریک غم پیدا کرده و تنها نیستیم. روان شناسان تأکید دارند که هنگام دچار شدن به هیجان ها و غم ها لازم است، مشکلات و گرفتاری های خود را با کسی، بازگو و به اصطلاح برون ریزی کنیم. وقتی که ما نمی توانیم درباره مشکلاتمان با کسی صحبت کنیم، می توانیم خدا را محرم اسرار خود قرار دهیم. دعا کردن انسان را به کار وا می دارد؛ زیرا انسان را از ناامیدی و دست کشیدن از کوشش باز می دارد. [۱۲]

می توان اذعان داشت که دعا، از شدت اضطراب انسان می کاهد؛ زیرا فرد مؤمن امیدوار است که خداوند دعایش را مستجاب، مشکلاتش را حل، حاجتش را برآورده ساخته، اندوه و اضطرابش را رفع می کند؛ زیرا صِرف روی آوردن به خدا از طریق دعا و امیدواری انسان از طریق تلقین، به کاهش اضطراب او منجر می گردد و همین امر، آرامش و اطمینان روانی اش را در پی خواهد داشت.[۱۳] همچنین انسان هنگام ذکر خداوند احساس می کند که به خداوند نزدیک است و تحت حمایت و سرپرستی او قرار گرفته و همین امر موجب برانگیخته شدن حس اعتماد به نفس، قدرت، امنیت، آرامش و خوشبختی در او می شود.[۱۴]

۲. روابط مطلوب خانوادگی

اولین محیطی که در آن پایه های اجتماعی شدن گذاشته می شود، خانواده است. در تعریف بهداشت روانی، بر توانایی انعطاف پذیر بودن در موقعیت ها، توانایی کامل برای ایفای نقش های اجتماعی، سازگاری با انتظارهای اجتماعی، تعادل بین نیازهای غریزی و الزام های اجتماعی تأکید شده؛ بنابراین سازگاری با محیط اجتماعی از شرایط اصلی بهداشت روانی است و پایه های این سازگاری در خانواده ریخته می شود و هیچ نهادی به اندازه خانواده اثربخش نیست.[۱۵] اساس و شالوده خانواده نیز با ازدواج و انتخاب همسر شکل می گیرد. داده ها حاکی از آن است که افراد متأهل از لحاظ روانی و جسمانی نسبت به افراد مجرد کارکرد بهتری دارند. این احتمالاً به خاطر حمایت دو جانبه ای است که در ازدواج به چشم می خورد.[۱۶]

از آنجا که یکی از خصایص و نیازهای طبیعی انسان انس و مودّت و الفت است و بهترین فردی که می تواند این نیاز را تأمین کند همسر است، همه دوستی ها و محبت ها موقت و محدود هستند به جز دوستی و محبت بین زن و شوهر که دائم است. بنابراین آرامش و آسودگی به عنوان بزرگ ترین نتیجه ازدواج معرفی شده است[۱۷] و زوجین در سایه ازدواج به صمیمیت و آرامش روانی نائل می شوند؛[۱۸] از این رو با توجه به اهمیت و نقش ازدواج در آرامش و امنیت اجتماعی، گزینش و انتخاب فردی مناسب که در کنار او بتوان به آرامش رسید، مهم می باشد.

ازدواج دارای آثار روان شناختی زیادی بر زندگی افراد است، از جمله: ارضای نیازهای جنسی، آرامش روانی، رشد و تکامل شخصیت زن و شوهر، زمینه سازی برای تربیت فرزند و گسترش روابط اجتماعی از طریق خویشاوندی.[۱۹]

روابط مناسب زن و شوهر

یکی از وظایف زن و شوهر هم فکری و هماهنگ بودن برای پیمودن مسیر سعادت و کمال است. با توجه به اینکه زن و شوهر هر کدام قبل از ازدواج باورها، ارزش ها و تربیت خاصی داشته اند، این نوع عقاید به سختی قابل تغییر است؛ به همین جهت برای حصول توافق باید هر یک از زوجین به مرور زمان بخشی از افکار، ترجیحات و فردیت و حتی بخشی از حقوق مستقل خود را کنار بگذارند و محدوده ای را برای افکار طرف مقابل بپذیرند و با مشورت و مذاکره، نظریات خود را مکمل یکدیگر قرار دهند.

زن و شوهر با حمایت از یکدیگر بهتر می توانند با مسائل خانواده برخورد کنند و خانواده را محل امنی برای مقابله با فشارها زندگی اجتماعی قرار دهند. [۲۰]

روابط والدین با فرزندان

با تولد اولین فرزند، تحولی اساسی در مسئولیت های زن و شوهر پدید می آید. وظیفه اصلی والدین، پرورش و اجتماعی کردن کودک در طی مراحل مختلف است و مهم ترین عامل رشد و تحول او در ابعاد مختلف جسمانی، شناختی، رفتاری و عاطفی، خانواده است.[۲۱]

اکثر مطالعات نشان می دهد که کودکان بزهکار و ناسازگار، کودکانی هستند که در کودکی با آن ها بدرفتاری شده است. کودکانی که همواره می جنبند، آشفتگی دائمی دارند و همیشه برای والدین مزاحمت ایجاد می کنند، به احتمال زیاد خشونت والدین را بر می انگیزند و بدیهی است که خشونت والدین، استرس و ناکامی به همراه می آورد و جو خانواده را ناپایدار می کند.[۲۲]

بررسی ها نشان می دهد که سعادت و خوشبختی طفل به این امر بستگی دارد که والدین او چقدر دوستش دارند و به چه میزان تأییدش می کنند. کودک مورد علاقه والدین به هر صورتی که زندگی کند، خوشبخت است و این خوشبختی را در خود احساس می کند و بر عکس، اگر احساس کند که به او مهری ندارند و علاقه ای به او ابراز نمی کنند، به هر علت که باشد خود را بدبخت و گرفتار می داند.[۲۳] والدین باید بدانند که کودکان در هر سنی توانایی انجام دادن چه کارهایی را دارند و متناسب با توانایی هایشان از آن ها انتظار داشته باشند. در غیر این صورت والدین محیط خانواده را به محل عدم تفاهم و جنگ و جدل تبدیل خواهند کرد و بهداشت روانی خود و فرزندان را به خطر خواهند انداخت. [۲۴]

روابط فرزندان نسبت به والدین

فرزندان نیز باید به پدر و مادر خود احترام گذاشته و حقوق آنان را رعایت نمایند. افراد با افزایش سن اغلب گرفتار مشکلات و مسائل خاصی می گردند؛ از جمله این مشکلات عدم فعالیت و از دست رفتن قدرت و انرژی جوانی است و اکثر آن ها احساس ناامنی و تنهایی و از دست دادن مقام اجتماعی را دارند. آن ها تصور می کنند کسی به وجودشان احتیاج ندارد و دیگران برای آن ها اهمیتی قائل نیستند. موقعیت آن ها بسیار شبیه کودکی است که اولیائش او را طرد کرده اند.

برای افراد مسن مهم است که احساس کنند دیگران هنوز به وجود آنان نیازمندند.[۲۵] از دیگر رویدادهای استرس زای دوره پیری، رفتن همه فرزندان از خانواده است. سندرمی به نام «سندرم آشیان خالی» وجود دارد که احتمالاً برای زنان بسیار طاقت فرساست؛ زیرا آن ها هستند که خود را وقف فرزندان می کنند. همچنین ترک خانه به وسیله فرزندان می تواند برای زن و شوهرهایی که جای خالی روابط خود را با فرزندان پر می کردند، وحشت آور باشد.[۲۶]

روابط خویشاوندی و صله رحم

همه انسان ها در زندگی با تنیدگی های کوچک و بزرگی روبه رو می شوند که در مقابله با آن، حمایت اجتماعی نقش مهمی دارد و بخش عمده ای از این حمایت، با روابط خویشاوندی تأمین می شود. این روابط، زمینه برون ریزی عاطفی را که در حصول آرامش روانی مهم است، فراهم می کند. همچنین افراد در این روابط به ابراز مسائل درونی خویش می پردازند. همانطور که بیان شد ابراز، خود وسیله ای برای تسکین مشکلات روانی است. در دید و بازدیدهای خویشاوندی، در فرآیند برون ریزی عاطفی، افکار منفی و غیر واقعی افراد نیز تعدیل خواهد شد. همچنین در اثر این روابط افسردگی ها تا حدی کاهش می یابد. با این وجود می توان چگونگی تأثیر صله رحم در طولانی شدن عمر و سلامتی را تا حدی تبیین کرد.[۲۷] صله رحم نقش مهمی در احساس ایمنی فرد دارد. یکی از نیازهای اصلی انسان احساس ایمنی است. «آبراهام مزلو» چهار نشان فرعی یا عناصر اجزایی احساس ناایمنی را بر می شمارد که تعدادی از آن ها عبارتند از:

۱. احساس طرد شدن، مورد عشق و علاقه دیگران نبودن و رفتار سرد و بدون محبت دیگران با او.

۲. احساس تنهایی.

۳. احساس در معرض خطر قرار گرفتن به صورت مداوم.

وی معتقد است که این نشانه های سه گانه، نشانه های اولیه احساس ناامنی است.[۲۸] صله رحم می تواند احساس طرد شدن را از فرد دور کند. فرد با تماس مداوم با اقوام و نزدیکان احساس می کند مورد عشق و علاقه دیگران است و با محبت و عطوفت با وی رفتار می شود. همچنین صله رحم می تواند، احساس تنهایی در فرد را کاهش دهد؛ بنابراین احساس می کند که مورد پذیرش اقوام و خویشان است و از این جهت که اطمینان دارد در مواقع بروز مشکلات و ناملایمات از پشتوانه خانوادگی محکم و استواری برخوردار است، دیگر احساس در معرض خطر بودن به او دست نمی دهد و خود را ایمن می یابد.[۲۹] بنابراین می توان گفت فردی که دارای بهداشت و سلامت روان است، می تواند ارتباط مطلوبی با همسر و فرزندان و خویشاوندان خود برقرار نماید و همچنین داشتن ارتباط مناسب با این افراد به سلامت روان کمک می کند.

۳. روابط مطلوب اجتماعی

انسان از بدو تولد به سرپرستی و مراقبت و ارتباط با دیگران محتاج است، به گونه ای که ارتباطات میان فردی اساس هویت و کمال انسان و مبنای اولیه پیوند با دیگران را تشکیل می دهد. ارتباطات مؤثر موجب شکوفایی افراد و بهبود کیفیت روابط می گردد. این در حالی است که ارتباطات غیر مؤثر مانع شکوفایی انسان می گردد و حتی روابط مطلوب را تخریب می کند.[۳۰]

روابط اجتماعی آثار زیادی دارد که از جمله تأمین نیازهای انسان است. آبراهام مزلو سلسله مراتب نیازهای انسان را بیان می کند و معتقد است قبل از نیازهای انتزاعی، ابتدا باید نیازهای اساسی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.