پاورپوینت کامل امام مهدی(عج) حقیقتی جاودانه ۷۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل امام مهدی(عج) حقیقتی جاودانه ۷۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام مهدی(عج) حقیقتی جاودانه ۷۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل امام مهدی(عج) حقیقتی جاودانه ۷۶ اسلاید در PowerPoint :

از آنجا که صراحت و نصی در قرآن کریم بر متعین نمودن مهدویت در شخصیتی خاص نداریم، ناچار باید به تشریح و تبیین آیات در فرمایشات معصومین((ع)) مراجعه کرد، آن گاه مسئله را روشن نمود. با توجه به این مطلب آیاتی از قرآن بنا به روایات بر علائم ظهور و قطعیت قیام قائم آل محمد (ص) تفسیر شده اند؛ نتیجه اینکه این مسئله در قرآن کریم گرچه به صراحت ذکر نشده، اما مصداق منحصر به فرد برخی آیات و مصداقی از برخی آیات دیگر، مهدی موعود (عج) و قیام جهانی ایشان می باشد.[۱]

پس همان گونه که اصل وجود ایشان در زمان غیبت، به خورشید پشت ابر تشبیه شده است، بیان نام و نشان ایشان در قرآن نیز جزء بطون قرآن است که راسخان در علم((ع)) با چشمی بینا، به تشریح آن پرداخته و دلالت آن آیات بر مصلح جهانی را برای جویندگان حقیقت تبیین نموده اند.

امامت در سن کودکی

امامت امت و ولایت و حکومت مردم، نیازمند کسب قابلیت های لازم و پشت سر نهادن آزمون ها و تجربیات فراوان سیاسی ـ اجتماعی و… است. در هر کشور و ملتی، افرادی انگشت شمار قابلیت مدیریت و ادار جامعه را دارا می شوند. به خصوص در دوران های بحران و فشار که باید فرد قدری در مسند حکومت و ولایت قرار گیرد تا بتواند اوضاع نابسامان را به سامان رسانیده و امنیت و آرامش را از نو برقرار نماید. حال چگونه می توان باور کرد که کودکی در سن پنج سالگی به مقام سنگین و والای ولایت و امامت منصوب گردد و در آن صغر سن، حامل علم و معارف الهی و عهده دار اداره جامعه آشفته امت اسلامی گردد؟!

معلوم است که هرکسی قابلیت و استعداد احراز این مقام شامخ را ندارد؛ بلکه باید از حیث روح، در مرتبه اعلای انسانیت قرار گرفته باشد، تا لیاقت ارتباط با عوالم غیبی و دریافت علوم و ضبط آن ها را داشته باشد و از نظر ترکیبات جسمانی و قوای دماغی در کمال اعتدال باشد تا بتواند حقایق عالم هستی و افاضات غیبی را بدون خطا و اشتباه به عالم الفاظ و معانی تنزل دهد و به مردم ابلاغ کند. چنانکه باید توان اداره و هدایت انسان ها به کمال را نیز، در حد أعلی دارا باشد تا با درایت و نفوذ باطنی آنان را مطیع خود نماید.

پیغمبر(ص) و امام(ع) از حیث آفرینش ممتازند و به واسطه همین استعداد و امتیاز ذاتی است که خداوند متعال آنان را به مقام شامخ نبوت یا امامت انتخاب می کند. این امتیاز از همان اوان کودکی در وجود آن ها موجود است، لکن هر وقتی که صلاح بود و شرایط موجود شد و مانعی در کار نبود، آن افراد برجسته رسماً به مقام و منصب نبوت و امامت معرفی می شوند و مأمور حفظ و تحمل احکام و اجرای آن در میان اجتماع بشری می گردند تا هم نظم اجتماعی برقرار گردد و هم آحاد افراد به مقصود و مطلوب نهایی و سعادت واقعی برسند.

این انتخاب الهی و نصب ظاهری چنان که گاهی بعد از بلوغ یا در میانسالی انجام می گیرد، ممکن است در سنین پایین تحقق پذیرد. بنابراین آفرینش و خلقت ویژه انبیاء و ائمه((ع)) طوری است که نمی توان آنان را با افراد عادی مقایسه کرد و قضاوت نمود. پس صرفاً سن ملاک درایت و شایستگی نیست؛ بلکه قابلیت های دیگری نیز لازم است که ممکن است در سنین پایین نیز به برخی موهبت گردد. در بین اطفال عادی هم گاهی افراد نادری دیده می شوند که از نظر استعداد و حافظه، نابغه عصر خویش بوده و قوای دماغی و ادراکات آنان از مردان چهل ساله هم بهتر است. ابوعلی سینا (ره) فیلسوف نامی را از این افراد شمرده اند.[۲]

در زمان معاصر نیز دکتر محمدحسین طباطبایی (حفظه الله) این کودک نابغه قرآنی، شگفتی جهانیان را برانگیخته است و خود شاهدی زنده بر توان خارق العاده برخی افراد در خردسالی است؛ به همین جهت بسیاری که تا کنون در مورد امامت یک خردسال مردد بوده و برای شان این مسئله قابل هضم نبوده است، با رؤیت و امتحان سید محمدحسین و نبوغ ایشان، این مسئله برای شان کاملاً مملوس و قابل هضم گردیده است! پس این گونه افراد خردسال خارق العاده را از اساس نتوان کودک نامید و از ایشان رفتار کودکانه انتظار داشت یا بر آنان با همان قواعد و احکام کودکان هم سن و سال وی به قضاوت و ارزیابی پرداخت.

هم چنین امامت در خردسالی، پدیده ای بود که پیش از ایشان نیز در میان برخی اجداد آن حضرت تحقق یافته بود؛ مثلاً امام جواد(ع) در سن هشت سالگی منصب امامت را بر عهده گرفت و امام هادی(ع) در نه سالگی از طرف خداوند سبحان به امامت رسید. پس این امامت در خردسالی یک حقیقت می باشد، نه یک فرضیه؛ زیرا امت به چشم خود آن را دیده و تجربه کرده بود و چه دلیلی متقن تر و قاطع تر از تجربه ملموس یک امت می تواند مُثِبت تحقق عینی یک واقعه اجتماعی باشد؟!

امامی که به صحنه بیاید و با وجود خردسالی، امامت روحی و زعامت فکری خود را بر مسلمانان اعلام نماید؛ امت نیز پس از تفحص لازم و امتحان و اعجاز، به ولایت و امامت وی ایمان آورده و گردن نهند، زعامتش بدون برخورداری از بالاترین درجات علمی و وسعت افق فکری و اشراف و تسلّط کامل بر فقه و تفسیر و کلام، هرگز مورد پذیرش واقع نشده؛ چون اگر از چنین خصوصیاتی برخوردار نباشد، محال است که در میان طیف وسیع مردمی که در میان آنان متخصصان علوم نیز زیاد به چشم می خورند، صاحبِ منصبی گردد.

آیا فطرت سلیم و وجدان منصف می پذیرد که کودکی ادعای امامت داشته باشد و خود را در منصب راهبر و جلودار امت بزرگ اسلامی قرار دهد، آن گاه مردم به وی بگروند و بهای گزافی از جان و مال خود را در این راه بپردازند، بی آنکه به خود زحمت بررسی و تحقیق بدهند و به کشف واقع نائل شوند؟! بلکه آنان به این حقیقت پی برده بودند که امامت در خردسالی پدیده ای اصیل و الهی است، نه ساختگی و ادعائی.[۳]

به خصوص که شیادان و حکام ظالم نیز مترصد بهانه ای بودند تا مردم را از اهل بیت عصمت و طهارت((ع)) جدا سازند و با شروع امامت امام جواد(ع) و امام هادی(ع) نیز بر آن شدند تا با تشکیل جلسات مناظره و مجادله بین علماء وقت و ایشان، ایشان را کوچک کرده و از خردسالی آن ها سوءاستفاده کنند؛ لکن این اقدامات مذبوحانه چیزی جز افتضاح و رسوایی آنان و اثبات صداقت و ولایت آن بزرگواران را در پی نداشت. هم چنین ایشان هیچ گاه از ایفای بهینه مسئولیت ها وامانده نگشته و شیعیان نیز پس از امتحانات و رؤیت اعجازها، به ایشان تمسک جسته و این بزرگواران خردسال را مقتدا و سرور خویش قرار داده اند.

بنابراین صرف خردسالی نمی تواند منقصه ای به حساب آید و بهانه ای برای رد امامت یا نبوت فردی شود؛ بلکه نبوت و امامت دائر مدار شرایط و لوازمی است که اگر در یک خرسال نیز فراهم آمد، همو نبی یا امام گردد، همان گونه که یحیی(ع) و عیسی(ع) در کودکی به نبوت رسیدند. این سه امام بزرگوار نیز در خردسالی به امامت منصوب شدند تا امت امتحان شوند و شیعیان راستین از بهانه جویان جدا گردند و مسیر حقیقی درستی، از کج راهه ها متمایز گردد.

مکان صاحب الامر(عج)

حضرت حجت (عج) نیز اگر انسانی حی هستند، به سان سایر انسان ها نیازمند موطن و مسکن و زندگی اجتماعی برای حیات خویش می باشند. ذکر سرداب سامرا، جمکران، وادی السلام نجف، مسجد کوفه یا کوه رضوی و ذی طوی و جزیر خضرا و. .. به عنوان مکان حضور ایشان، نیز احترام شیعه به آن اماکن مقدس، آیا به جهت استقرار ایشان در آن مکان هاست؟! اگر نه، ایشان در کجا سکنی گزیده اند؟!

«برحسب آنچه از بعض احادیث و حکایات معتبر استفاده می شود امام(عج) در غیبت کبرا در مکان خاص و در شهر معینی استقرار دائم ندارند…؛ بلکه برای انجام وظایف و تکالیفی به مسافرت و سیر و حرکت و انتقال از مکانی به مکان دیگر می پردازند و در اماکن مختلف بر حسب بعض حکایات زیارت شده اند و از جمله شهرهایی که مسلم به قدوم مبارک شان مزین شده است: مدینه طیبه و مکه معظمه، نجف اشرف، کوفه، کربلا، کاظمین، سامرا، مشهد، قم و بغداد است.

[در] مسجد جمکران قم، مسجد کوفه، مسجد سهله، مقام حضرت صاحب الزمان(عج) در وادی السلام نجف و در حلّه.. .. و دو مکان [رضوی و ذی طوی] بر حسب کتب معاجم و تواریخ نیز از مکان مقدسه است و محتمل است که حضرت بعض اوقات شریفه خود را، در این دو مکان به عبادت و خلوت گذارنده باشند و این جمله [أی أرضٍ تُقُّلِک أوْ ثَری أبرَضوی أوْ غَیرِها أمْ ذی طُوی] [۴] هیچ دلالتی بر اینکه این دو مکان یا یکی از آن ها، اقامتگاه دائمی آن حضرت(عج) است، ندارد.

اگر کسی سؤال کند، پس اینکه در بعضی زبان هاست و مخصوصاً بعضی علمای اهل سنت آن را بازگو می کنند و گاهی آن را بهانه حمله و جسارت به شیعه قرار می دهند که: حضرت صاحب الامر(عج) را در سرداب سامرا مخفی می دانند، چه مصدری دارد؟ جواب داده می شود که: جز جعل بعض اهل سنت و غرض و خیانت بعض دیگر که شیعه اهل بیت((ع)) را متهم می سازند و از دروغ پردازی و تهمت و افترا کوتاهی نمی کنند؛ هیچ گونه مصدری ندارد…، ولی قابل انکار نیست که خانه حضرت امام حسن عسگری(ع) [و امام هادی (ع)] سال ها در غیبت صغرا، مقر آن حضرت(عج) بوده و بعضی خلفا هم این را می دانستند.

[اما اقدامات آن ها بر دستگیری و حبس و شهادت ایشان ناکام می ماند]… [لذا] خانه و سرداب از بیوت مقدسه است و بدون شک و شبهه، محل عبادت و مقر و منزلگاه سه نفر از ائمه بزرگ اهل بیت((ع)) است، [و لذا] از آغاز مورد نظر شیعیان و دوستان… بوده و عبادت و اطاعت خدا را در آن اماکن شریفه مغتنم می شمردند و از مصادیق مسلم ((فی بیوت أذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه، یسبّح له، فیها بالغدوّ و الآصال))؛[۵] «در خانه هایی که خداوند اذن داده تا بالا برده شوند و نام خداوند در آن برده شده و شبانگاه و صبحگاهان برای خداوند تسبیح نمایند)). می دانستند».[۶]

اساساً استقرار در یک مکان خاص و امکان تعیین آن مکان و شناسایی آن حضرت(عج)، با اصل «غیبت» سازگار نیست؛ یعنی اگر مکانی معین و معلوم داشتند که دیگر غیبت ـ چه کبرا و چه صغرا ـ صادق نبود و آن برکات عظیم بر آن مترتب نمی شد. به علاوه دانستن و ندانستن این گونه مسائل، یعنی: مقر و منزل حضرت(عج) کجاست؟ چه می خورد؟ چه می پوشد؟ با که نشست و برخاست دارد؟ رفت و آمدش به کجاست؟ و همسر و فرزندانی دارد یا خیر؟ همسر و فرزندانش او را می شناسند یا خیر؟ الآن در کجاست و با چه کسی است؟و. ..؛ هیچ گونه دخالتی در اصل اعتقاد مهدویت نداشته و دانستن و نداستن آن ها، نه مخل این اعتقاد است و نه ثمره ای بر تحکیم این اعتقاد در پی دارند.[۷]

لذا همان گونه که اعتقاد به اصل مهدویت، از جمله مصادیق علم به غیب است، اعتقاد به این جزئیات غیرضروری و شؤون مهدویت نیز از مصادیق علم به غیب است. پس چون و چرای در آن، ثمره ای جز دخالت بی جا و بی مورد در امور شخصی حضرت(عج) را به دنبال ندارد و این، همان است که اگر سبب دل مشغولی گردد و بر آن اصرار شود، چه بسا اصل اعتقاد و ثواب های مترتب بر انتظار را متزلزل کرده و رخنه های نفوذ وساوس شیاطین جنی و انسی را بر آن ها می گشاید!

با توجه به این مطالب و ضعف حکایت جزیره خضرا و. ..،[۸] روشن شد که تعیین مکانی خاص و معلوم برای حضرت (عج) یا اولاد و همسر برای ایشان، هیچ سند معتبری نداشته و با اصل غیبت در تنافی می باشد. لکن احترام به اماکن مقدسه ای که احتمال حضور ایشان در آنجا می رود و رعایت نهایت ادب و تواضع در این اماکن ضروری است؛ زیراـ بنا به اصل عدم شناخت ایشان ـ ممکن است ایشان در همان لحظه، در آنجا حاضر باشند و در مرأی و منظر نیز باشند، اما ایشان شناسایی نشوند.

تشرف خدمت امام زمان (عج)

چنان که می دانیم اشخاص جلیل القدر و مورد وثوق و اعتماد در حکایات بسیار که از حد تواتر گذشته است، تشرف بسیاری را به فیض حضور انور حضرت مهدی(عج) نقل نموده اند. با اینکه در توقیع صادر به نام علی بن محمد سمری ـ نائب چهارم از نواب اربعه در عصر غیبت صغرا ـ اعلام شده است که هر کس پیش از خروج سفیانی و صیح

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.