پاورپوینت کامل بانوان از حقوق طبیعی اسلامی تا واقعیت های تلخ جوامع غربی ۷۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بانوان از حقوق طبیعی اسلامی تا واقعیت های تلخ جوامع غربی ۷۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بانوان از حقوق طبیعی اسلامی تا واقعیت های تلخ جوامع غربی ۷۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بانوان از حقوق طبیعی اسلامی تا واقعیت های تلخ جوامع غربی ۷۶ اسلاید در PowerPoint :

۳۴

«و المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولیاء بعضٍ یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصّلاه و یؤتون الزّکوه و یطیعون اللّه و رسوله أولئک سیرحمهم اللّه انّ اللّه عزیزٌ حکیم؛(۱) مردان و زنان مؤمن بعضی از ایشان اولیاء بعضی دیگرند. امر به معروف می کنند و از منکر نهی می نمایند و نماز به پای می دارند و زکوه می پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می کنند. ایشانند که به زودی خداوند رحمشان می کند که خدا پیروزمند و حکیم است.»

از دیدگاه فرهنگ غنی اسلام مرد و زن هر دو انسان اند و همانگونه که مردان دارای آزادی اراده بوده و از این رهگذر به تشریع عمل می کنند و به تشخیص عقل سلیم و به کمک ایمان و تقوا خواست ها و تمایلات خویش را کنترل کرده در جهت شکوفایی سرشت عالی خود می کوشند زنان نیز در سیر سعادت ابدی از نیروی معنوی، تعقل و خرد بهره گرفته و برای رسیدن به کمالات انسانی تلاش می کنند. آیین محمدی در شرایطی ظهور کرد که در اثر اخلاق بدوی و رفتارهای توأم با توحّش، زن در میان اقوام و قبایل در زمره انسان ها قلمداد نمی گردید بلکه طفیلی جامعه بود و مورد استثمار شدید قرار می گرفت، اعراب جاهلی از این جنس نفرت داشتند و دختران را زنده بگور می کردند، در این محیط آشفته و آکنده به جهل و جور و آلودگی، قرآن کریم و سنت نبوی زن را عضو کامل و جزء حقیقی جامعه انسانیت قرار داد و او را از این اسارت ذلّت آور بیرون آورد و عزت و احترام شایسته ای را به وی اهدا کرد، تمام امتیازات موهوم طبقاتی مطرود گشت و تنها پارسایی، ایمان و اعمال صالح اعتبار پیدا کرد و در کسب این امتیاز معنوی، زن و مرد با هم تفاوتی ندارند و یک زن با تقوا می تواند گرامی تر از دیگرانی که تقوای کمتری دارند، باشد.(۲)

در نگاه این آیین جاودانی، زن در درون خانواده از کرامتی مضاعف برخوردار می باشد چرا که رمز رستگاری انسان ها، رشد و شکوفایی استعدادها و تعالی و تکامل بشری در گرو اراده عاقلانه اما توأم با عطوفت و مودت زن در جایگاه مادر و همسر نهفته است، سهم مؤثر زنان در دفاع از آرمان های مقدس و ارزش های والا و حفظ کیان خانواده و تربیت نسلی بالنده و سرفراز بر اهل بصیرت و معرفت پوشیده نمی باشد. تلاش ها باید در روندی قرار گیرند که زن نه آن باشد که در گذشته بوده و نه آن بشود که قدرت های محروم از ارزشهای الهی می خواهند، بلکه به عنوان انسانی کامل که خداوند موجودیت او را استمرار بخش حیات معنوی شمرده و از او خواسته علاوه بر مسؤولیت های انسانی و اجتماعی همواره محور خانواده و مربّی فرزندان قرار گیرد و همدوش با مردان برای معضلات فرهنگی سیاسی و فکری جامعه تدابیری بیاندیشد و این گونه نباشد که نیمی از پیکر جامعه به گوشه ای خاموش خزیده باشند .

قرآن، به تصریح بیان فرموده که با جان ها سخنی دارم و هر کجا سخن از مرد و زن می باشد می خواهد افکار جاهلی و قبل از اسلام را تخطئه کند زیرا آنان بین زن و مرد تبعیض قائل می شدند و عبادات و فضایل و رسیدن به مکارم را مختص مردان می دانستند، قرآن برای تهذیب روح و تزکیه نفس و پالایش درون نازل شده است و عبادت و تقرب به خداوند را در نظر دارد و کسی که به این مسایل روی آورد اعم از زن و یا مرد اعمالش تباه نمی گردد خداوند می فرماید: «انّی لااضیع عمل عاملٍ منکم من ذکرٍ او انثی؛(۳) من کار هیچ کارگزاری را از شما، چه زن و چه مرد که همه از یکدیگرید ناچیز نمی سازم.» بنابراین در برنامه های تعلیمی و رشد دهنده قرآن این صنف ها و جنسیت ها نقشی ندارند. هر یک از زن و مرد می توانند با اجرای برنامه های اسلام به تکامل معنوی و مادی برسند و به حیات طیبه که سراسر آرامش است دست یابند.(۴)

مرحوم آیه اللّه سید محمود طالقانی می گوید: «قرآن در زمینه مسایل مربوط به حقوق زن مطالبی را مطرح می کند که هنوز هم زنده است و حقوق زن را به رسمیت می شناسد. هم اکنون غرب در زمینه مسأله زن به مرز تحقیر

۳۵

زنان رسیده است که فقط از او به عنوان آلت شهوت یاد می کنند در حالی که اسلام به زن شخصیت می دهد و حقوقی که اسلام برای زن نسبت به مرد تعیین کرده اگر بنا باشد به عکس اروپا قیام کند باید مردها قیام کنند برای گرفتن حقوقشان از زنان.»(۵)

متفکران مسلمان بر این اعتقادند، که از میان مصلحان و بزرگان تاریخ، حضرت محمد(ص) تنها کسی است که به سرنوشت زن پرداخت و حیثیت انسانی و حقوق اجتماعی او را به وی باز داد:

اسلام در عین حال که با تبعیض های موجود میان زن و مرد به شدت مبارزه کرده از مساوات میان این دو جانبداری نمی کند و می کوشد تا در جامعه هر یک را در جایگاه طبیعی خویش بنشاند. طبیعت این دو را در زندگی و اجتماع مکمّل یکدیگر سرشته است و از این رو اسلام بر خلاف تمدن غربی طرفدار حقوق طبیعی این دو است نه حقوق مساوی و مشابه و این بزرگترین سخنی است که در این باره می توان گفت و عمق و ارزش آن بر خوانندگان آگاهی که شهامت آن را دارند که بی اجازه اروپا فکر کنند و با چشمان مستقل خویش ببینند پوشیده نیست .

رسول اکرم(ص) عملاً می کوشد تا حقوق و شخصیتی را که اسلام برای زن قائل شده به وی عطا کند، از زنان همچون مردان پیمانی اجتماعی و سیاسی بر مبنای مکتب اعتقادی خویش می گیرد و آنان را همچون مردان در صف اصحاب خویش جای می دهد، دخترش فاطمه(س) را در کوچکی در برابر مردم بر زانوی خود می نشاند و هنگام گفتگو با آنان او را می نوازد… در خواستگاری حضرت علی(ع) از وی اجازه می خواهد آن هم با چه آداب شایسته، زیبا و لطیف.(۶)

استاد شهید مرتضی مطهری معتقد است اسلام بزرگترین خدمت ها را نسبت به جنس زن انجام داد، وی می نویسد:

«خدمت اسلام به زن تنها در ناحیه سلب اختیار داری مطلق پدران نبود، بطور کلی به او حرّیت داد، شخصیت داد، استقلال فکر و نظر داد. حقوق طبیعی او را به رسمیت شناخت، اما گامی که اسلام در طریق حقوق زن برداشت با آنچه در مغرب زمین می گذرد و دیگران از آن ها تقلید می کنند دو تفاوت اساسی دارد: اول در ناحیه روان شناسی زن و مرد… تفاوت دوم در این است که اسلام در عین آن که زنان را به حقوق انسانیشان آشنا کرد… هرگز آنان را به تمرّد و عصیان و طغیان و بدبینی نسبت به جنس مرد وادار نکرد احترام پدران را نزد دختران و احترام شوهران را نزد زنان از میان نبرد. اساس خانواده را متزلزل نکرد، زنان را به شوهرداری و مادری و تربیت فرزندان بد بین نکرد…»(۷)

بذرهای عظمت

از دیدگاه قرآن و فرهنگ عترت، پروردگاری که جهان هستی از جمله مرد و زن را خلق کرده به حکمت آفرینش بیش از هر فردی آگاه است و نسبت به تمامی بندگان خویش رئوف است و برای زن منزلتی را مقدر فرموده که در حقیقت اوج سعادت و اعتلای جایگاه زن در آیین مزبور تحقق می یابد. مادر حضرت مریم نذر می کند فرزندی را که قرار است در آینده به دنیا بیاورد طبق سنت متداول آن زمان در مسیر عبادت و بندگی الهی به خدمت قرار دهد، چون کودکش دیده به جهان می گشاید، می بیند دختر است از این بابت قدری اندوهگین می شود که چرا با این وضع نمی تواند نذر خویش را عملی سازد به دنبال آن قرآن می فرماید: من چیزی را می دانم که شما نمی دانید لیس الذّکر کالانثی( پسر مانند دختر نیست) از این عبارت نورانی برمی آید منزلتی که خداوند در نظام آفرینش برای زن ترسیم فرموده کمتر از مقام مرد نیست و گویا کلام حق، خواننده با بصیرت را به سوی این موضوع رهنمون می سازد که از دامان این دختر که نامش مریم است فرزندی پاک پا به عرصه وجود می گذارد که پیامبری اولواالعزم خواهد بود و جهان را تحت تأثیر شخصیت خود قرار خواهد داد و مردمان را به سوی خوبی و رستگاری دنیا و آخرت فرا خواهد خواند.

آیین اسلام انسان را با دید جمعی می نگرد و برای بشر یک هویت جمعی معتقد است و از این جهت وظایفی را برای پیروان خود مطرح می نماید. قرآن کریم مؤمنین راستین را چنین معرفی می کند:

«انّما المؤمنون الّذین آمنوا باللّه و رسوله و اذا کانوا معه علی امرٍ جامعٍ لم یذهبوا حتّی یستأذنوه…؛(۸) به درستی که ایمان آورندگان کسانی هستند که نسبت به خدا و پیامبرش مؤمن هستند و چون با پیامبر در کاری جمعی (اجتماعی و همگانی) باشند تا از او رخصت نطلبیده اند نباید بروند» از این آیه برمی آید که افراد مؤمن ضمن اعتقادی پاک، مسایل اجتماعی را خوب درک می کنند و در مسایل جمعی حضوری فعال دارند و منزوی نمی باشند و عرصه حیات اجتماعی از مهمترین ساحت های تکاپو و تلاش آدمی برای نیل به کمال است و بخش عظیمی از استعدادها و توانایی های بالقوه در این میدان به شکوفایی می رسند و بطور مسلم اسلام زنان را از این عرصه با آن گسترش عظیمش محروم نکرده و این گونه نیست که اشتغال، فعالیت های اجتماعی و مشارکت سیاسی به مردان اختصاص داشته باشد و زنان از عرصه های فرهنگی، علمی و فکری حذف شده باشند.

قرآن ملکه سبأ را به عنوان بانویی صاحب خرد و اهل بصیرت معرفی می کند

۳۶

که بر سرزمینی فرمانروایی می کند و چون، از نزدیک، با سلیمان گفتگو کرد احساس نمود تحت تأثیر جامعه جهالت زده، از طریق حق دور مانده است و حشمت حکومت و قوای نظامی و تشکیلات زیاد وی را مغرور نکرد و اقرار کرد: خدایا من به خودم ستم کردم از این که تو را نپرستیدم و همراه سلیمان به کوی توحید و یکتا پرستی می آیم. این بانویی که بر سرزمین وسیع یمن فرمانروایی می کرد عاقل تر از بسیاری از زمامداران عصر خود بود و بخوبی فهمید که اقتدار راستین و شجاعت واقعی در تسلیم شدن در برابر حق است. سرشت پاکش فهمید که سلیمان پیام دوست را آورده و سخن حق را ارائه داده است. این زن لیاقت آن را داشت که در مقابل تهوّر و قدرت بیهوده سپاهیان خود ایستادگی کند و از ایجاد فساد و خونریزی جلوگیری نماید و قرآن هم از این جهت از او به خوبی و نیکی یاد می کند.

آسیه ملکه مصر و زن فرعون است در عالی ترین قصرها به سر می برد. زندگی مترفین و مسرفین او را قانع نمی کند گویی جانش با جهانی ملکوتی در ارتباط است، از این جهت از خداوند خواست این امکانات بسیار پرزرق و برق را از او بگیرد و در بهشت خانه ای به وی اختصاص دهد، او با پروردگار خویش چنین راز و نیاز کرد: «خدایا مرا از شرّ فرعون و کردارش و نیز قوم ستمکار او بِرَهان».(۹) آن زن قصر نشین چنین آگاهانه به یک مشارکت سیاسی و حضور فعال اجتماعی دست می زند و چون اصالت خویش را بازیافته از تمامی شرایطی که در کاخ فرعون برایش فراهم ساخه اند اعراض می کند و در برابر آن ستمکاران ایستادگی می نماید و چنان استقلالی در شخصیت بدست می آورد و به درجه ای از رشد و بصیرت می رسد که الگوی مردان و زنان می شود، قرآن از تمامی ایمان آورندگان می خواهد که روی آوردن به حقیقت را از زن فرعون یاد بگیرند. همسر این زن یعنی فرعون حکمران بخشی از کره زمین بود و به مدت چهارصد سال حکومت کرد، مردم او را می پرستیدند، به پایش افتاده و وی را سجده می کردند تنها این زن وارسته بود که با فطرت روشن و قلب سلیم در میان گردباد سهمگین و ظلمت خیز حکومت فرعون به خدای واحد دل بسته بود. چون حضرت موسی(ع) به پیامبری رسید آسیه که تا آن زمان اعتقاد واقعی خویش را مخفی کرده بود به وی ایمان آورد، فرعون خواست تا او از این گرایش دست بردارد اما آسیه تسلیم خواسته وی نشد از این رو فرعون دستور داد تا دست و پای این بانوی با ایمان را با میخ های آهنین در زمین میخکوب کردند و او را در زیر آفتاب سوزان قرار داده و سنگ بزرگی بر سینه اش نهادند او در آخرین لحظات عمر و در آستانه شهادت خواست که خداوند وی را از طایفه ستم گر نجات داده و جایی را در جنت جاویدان به وی اختصاص دهد.

قرآن کریم بیعت با حکومت اسلامی را برای زنان می پذیرد که این مسئله خود جواز مشارکت زنان در امور جامعه می

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.