پاورپوینت کامل تاریخچه پیدایش خوارج (قسمت سوم) ۵۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تاریخچه پیدایش خوارج (قسمت سوم) ۵۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تاریخچه پیدایش خوارج (قسمت سوم) ۵۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تاریخچه پیدایش خوارج (قسمت سوم) ۵۴ اسلاید در PowerPoint :

۲۶

اشاره

در سلسله مقالات پیشین به زمان، خاستگاه وعوامل پیدایش خوارج اشاره شده بود که در ضمن آن با چگونگی شکل گیری جنگ صفین آشنا شدیم، نبردی که بانیرنگ عمرو عاص در به نیزه زدن قرآن کریم، تفرقه ای میان سپاهیان امام علی (ع) افتاد وباعث پدیدار گشتن گروهی متعصب وجاهل درتاریخ اسلام شد؛ اینک وقت آن رسیده است تا با زمینه های پذیرش حکمیت، داستان لیله الهریر و فریب خوردگان این میدان آشنا شویم.

زمینه های پذیرش حکمیت

۱. جنگ فرسایشی وافزایش آمار تلفات

با طولانی شدن نبرد صفین و افزایش آمار تلفات، جوّ روانی خاصی بر سپاه حضرت علی(ع) تحمیل شد؛ بنا به نقلی، در چهار ماه نبرد یکصدوده هزار نفر از طرفین به قتل رسیدند(۱) که بیست وپنج نفر از آنها “بُدریون” و صحابه پیامبر(ص) بودند که در لشکر کوفه حضور داشتند. این آمار مربوط به تلفات شناسایی شده است در حالی که افرادی نیز مفقود شدند.(۲)

در چنین شرایطی، انگیزه های نهفته بعضی از افرادِ دودل و کج اندیش بروز کرد؛ به طوری که برخی از شامیان نیز از ادامه جنگ به ستوه آمدند و در هر فرصتی فریاد صلح و ختم جنگ سردادند؛ چنان که اّحنف بن قیس تمیمی، (رهبر بنی تمیم از سپاه کوفه) فریاد زد: عرب هلاک شد!(۳) همچنین روزی فردی از سپاه شام، در حالی که لباسی آهنین به تن داشت، به حضرت امیرمؤمنان(ع) در میدان جنگ خطاب کرد: “ای علی! تو در اسلام، هجرت و جهاد پیشتاز بودی، چرا این خون ها را می ریزی؟! بیا و این جنگ را رها کن و به عراق بازگرد؛ ما هم به شام برمی گردیم”.(۴)

لشکریان حضرت امام علی(ع) هم که به فاصله کمتر از شش ماه بعد از جنگ جمل در نبردی دیگر شرکت می جستند اراده ای متزلزل تر داشتند و در پی فرصتی بودند تا از این مهلکه نجات یابند.

در چنین فضایی معاویه نیز جهت همراهی با این فریادها و سست کردن اراده ها، نامه هایی مبنی بر افزایش تلفات و پشیمانی از گذشته و امید به آینده برای حضرت علی(ع) فرستاد.(۵)

این موارد، گواه است که بیشتر سربازان از جنگ خسته بودند؛بنابراین، از درک منطق قوی و درست امام(ع) در زمینه ادامه نبرد ناتوان شدند و با کارهای نامعقول، ایشان را آزردند. آثاراین آزردگی در خطبه های شکایت آمیز امیرمؤمنان(ع) که پس از جنگ صفین ایراد شده به خوبی مشهود است.(۶)

۲. دست نیافتن به غنائم جنگی

اعراب، به خصوص مردم عراق در جنگ های گذشته غنیمت های فراوانی می گرفتند، ولی در این جنگ طولانی، به سبب فقدان غنیمت، دل هایشان سست شد و به ادامه نبرد رغبتی نداشتند؛ حتی برخی از اصحاب امام(ع) درباره اندک غنیمت هایی که به دست می آوردند، اختلاف می کردند و کار به جایی می کشید که با دخالت حضرت علی(ع) میانشان صلح برقرار می شد.(۷)

چنین افرادی که به متاع چند روزه دنیا دل بسته بودند، با اندک تطمیعی از طرف فرزند ابوسفیان، از یاری امام و مقتدای خویش نیز دست می کشیدند. بنا به گفته ابن اعثم : خالدبن مْعُمّر سدوسی، قهرمانی دلاور در سپاه امام علی(ع) بود که توانست

۲۷

خود را به خیمه معاویه برساند، ولی با دریافت پیشنهاد فرمانداری خراسان از جنگ دست کشید.(۸)

این موارد گوشه ای از روحیه غنیمت طلبی سپاهیان امام(ع) است که آن را باید از عوامل مؤثر در خودداری سربازان بر ادامه نبرد و در نتیجه پذیرش حکمیت دانست.

۳. سرپیچی از دستورات

از مهم ترین اهرم های قدرت نمایی هر فرماندهی، داشتن سپاهیانی توانا و فرمانبر است تا به کمک آنها بتواند به مقصود خود برسد؛پر واضح است که لشکریان سرکش همواره مشکلات فراوانی می آفرینند و این امر در سپاهیان حضرت امیر(ع) به خوبی مشهود بود و در پذیرش حکمیت از طرف امام(ع) اثری بسزا داشت.

لشکریان آن حضرت، هم از فرمان ایشان و هم از امر فرمانده شان سرپیچی می کردند؛ در حالی که سپاهیان معاویه به این امر اهتمامی چشمگیر داشتند. امام(ع) از این واقعه با تأسف یاد کرد و فرمود: “دریغا! توده ای که با من هستند از فرمانم سرپیچی می کنند،ولی همراهان معاویه ازاو

فرمان می برند و در برابرش گردن کشی نمی کنند”.(۹)

آری، سپاهیان تحت امر فرزند ابوسفیان، باوجود ناحق بودن او از وی فرمان می بردند، ولی سربازان و گاه برخی از فرماندهان سپاه امام علی(ع) با وجود حقانیت حضرت، از ایشان فرمان نمی بردند؛ برای نمونه، اشعث بن قیس که یکی از سرداران سپاه امیرمؤمنان(ع) بود و در طول جنگ با انگیزه حمّیت(۱۰) و تعصب خاص قبیله ای دلاورانه می جنگید، ناگهان در اوج نبرد و پس از ملاقات با چند تن از یاران معاویه، چهره انسانی صلح طلب به خود گرفت و از دستورات امام واجب الإطاعه خویش سرپیچی نمود؛ در نتیجه، بیشتر سربازان تحت امر وی نیز از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردند و از مبارزه دست کشیدند و عرصه را برای قدرت نمایی و تاخت و تاز شامیان آماده ساختند.

سرپیچی از فرمان های امام(ع) به اندازه ای بود که حضرت لب به شکایت گشود و در سخنانی دردناک آنان را چنین سخت مورد ملامت و عتاب قرار داد:

لَقَدْ کُنْتُ أمْس أمیرا فَأصْبَحْتُ الیومَ مَأمُورا وَ کُنْتُ أمْس نَاهِیا،ً فَأصْبَحْتُ الیَومَ مَنْهیّا وَقَدْ أحْبَبْتُمُ البَقَاءَ وَ لَیْسَ لی أنْ أحْمِلَکُم عَلی ماتَکْرَهونَ؛(۱۱) من دیروز فرمانده و امیربودم، ولی امروز فرمانبر شده ام و دیروز نهی کننده بودم، ولی امروز بازداشته شده ام! شما زنده ماندن را دوست دارید و من نمی توانم شما را به راهی که دوست ندارید مجبور سازم.

آری، در چنین لشکری آمادگی پایان جنگ به خوبی حس می شد و بسیار طبیعی بود که با نشان دادن کوچک ترین چراغ سبزی از دشمن برای ختم پیکار، اینان مشتاقانه به آن روی آورند.

داستان لیله الهریر(۱۲) و توطئه عمروعاص

با پایان ماه محرم و فرارسیدن ایام صفر، جنگی سخت میان دو سپاه آغاز شد و در آغازین روزها بر شدت آن افزوده شد. پیکار تن به تن هر روز ادامه داشت و درنتیجه تلفات فراوانی به بار آمد؛ از این رو سپاهیان دو طرف به خستگی و درماندگی افتادند.

سرانجام، شب جمعه دوازدهم صفر سال ۳۷ (ه. ق) فرا رسید. در این شب، زخمی های دشمن از شدت جراحت ها چنان می نالیدند که گویی سگ زوزه می کشد؛ بدین روی این شب را “لیله الهریر” نامیدند.

در این شب اشعث بن قیس در قبیله خود خطبه ای ایراد نمود و از اثرات نابود کننده جنگ سخن به میان آورد و مردم را به پایان بخشیدن جنگ فراخواند؛ معاویه نیز با شنیدن خطبه اشعث، ضمن تأیید حرف های او خطر تهدید کشورهای ایران و روم را گوشزد کرد.(۱۳)

یعقوبی در این باره می نویسد: “سخنان اشعث در گرما گرم نبرد، عوامل سستی را در سپاه “کِنده” تقویت کرد؛ حتّی به قبیله های دیگر نیز سرایت نمود؛ پس می توان نتیجه گرفت که وی با معاویه ارتباط مخفیانه داشت و قبل از این جریان، معاویه نظر او را به خود جلب کرده بود”.(۱۴)

در مقابل، حضرت علی(ع) از این شب به شبِ فیصله کار تعبیر کرد؛(۱۵) زیرا شدت درگیری، سپاهیان شام را زمین گیر و درمانده کرده بود. خبر درماندگی سپاه به معاویه رسید و وی بی درنگ عمروعاص را فرا خواند و از او چاره اندیشی خواست.

عمرو گفت: نه تو مثل علی هستی و نه سپاهیانت همانند لشکریان علی؛ پس بهتر است امری را به آنان پیشنهاد کنی که اگر قبول کردند، میانشان اختلاف اندازد و اگر نپذیرفتند، باز هم اختلاف میان آنان حکمفرما شود؛ آنها را به حکمیت کتاب خدا فراخوان که این بهترین چاره است.

معاویه ضمن تصدیق حرف های عمرو، دستور بالا بردن قرآن ها را صادر نمود(۱۶)؛ درحالی که قبل از این جریان وقتی با سفیران امام(ع) مواجه می شد، حرف آخرش این بود که میان ما و شما فقط شمشیر حاکم است، ولی اکنون به ناگاه از تصمیم خود صرف نظرکرد و صلح و پایان جنگ را بر وفق مراد خود دید.

دیری نپایید که قرآن های زیادی بر بالای نیزه قرار گرفت و در صبحدم، مقابل چشمان حیرت زده سپاهیان امام علی(ع) خود نمایی کرد. تمیم بن حذیم، (از یاران

۲۸

حضرت علی(ع) نقل می کند: وقتی که ما در صبح “لیله الهریر” نگاهی به لشکر دشمن افکندیم، در پیشاپیش آنان قرآن هایی از جمله قرآن بزرگ مسجد اعظم دمشق که آن را ده نفر حمل می کردند، مشاهده کردیم.(۱۷)

به نظر می رسد نیرنگ بالا بردن قرآن کریم را که عمروعاص در صفین به کار برد، از بهره های نبرد جمل بود؛ زیرا در جریان این جنگ، بنا به دستور حضرت علی(ع) فردی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.