پاورپوینت کامل وصیت رسول خدا صلی الله علیه وآله به علی علیه السلام ۵۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل وصیت رسول خدا صلی الله علیه وآله به علی علیه السلام ۵۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وصیت رسول خدا صلی الله علیه وآله به علی علیه السلام ۵۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل وصیت رسول خدا صلی الله علیه وآله به علی علیه السلام ۵۷ اسلاید در PowerPoint :
۳۶
قسمت دوم
وصایت علی(ع) در حضور مسلمانان
مسلم این است که پیامبر اکرم(ص) در حضور مسلمانان، امیرمؤمنان را وصی خود قرار داده و علی(ع) نیز این وصایت را پذیرفته
است و عهد کرده است که به آنچه رسول خدا(ص) می فرماید عمل نماید. امیرمؤمنان(ع) در این باره می فرماید: وقتی رسول
خدا(ص) در مریضی آخر خود در بستر بیماری افتاده بود، من سر مبارک وی را بر روی سینه خود نهاده بودم و سرای حضرت(ص)
انباشته از مهاجر و انصار بود و عباس عموی پیامبر(ص) رو به روی او نشسته بود و رسول خدا(ص) زمانی به هوش می آمد و
زمانی از هوش می رفت. اندکی که حال آن جناب بهتر شد، خطاب به عباس فرمود: «ای عباس، ای عموی پیامبر(ص)! وصیت مرا
در مورد فرزندانم و همسرانم قبول کن و قرضهای مرا ادا نما و وعده هایی که به مردم داده ام به جای آور و چنان کن که بر ذمه من
چیزی نماند.»
عباس عرض کرد: «ای رسول خدا(ص) من پیرمردی هستم که فرزندان و عیال بسیار دارم و دارایی و اموال من اندک است
[چگونه وصیت تو را بپذیرم و به وعده هایت عمل کنم] در حالی که تو از ابر پرباران و نسیم رها شده بخشنده تر بودی [و وعده های
بسیار داده ای] خوب است از من درگذری و این وظیفه بر دوش کسی نهی که توانایی بیشتری دارد!»
رسول خدا(ص) فرمود: «آگاه باش که اینک وصیت خود را به کسی خواهم گفت که آن را می پذیرد و حق آن را ادا می نماید و او
کسی است که این سخنان را که تو گفتی نخواهد گفت! یا علی(ع) بدان که این حق توست و احدی نبایست در این امر با تو ستیزه
کند، اکنون وصیت مرا بپذیر و آنچه به مردمان وعده داده ام به جای آر و قرض مرا ادا کن. یا علی(ع) پس از من امر خاندانم به
دست توست و پیام مرا به کسانی که پس از من می آیند برسان.»
امیرمؤمنان(ع) گوید: «من وقتی دیدم که رسول خدا(ص) از مرگ خود سخن می گوید، قلبم لرزید و به خاطر آن به گریه درآمدم
و نتوانستم که درخواست پیامبر(ص) را با سخنی پاسخ گویم.»
پیامبر اکرم(ص) دوباره فرمود: «یا علی آیا وصیت من را قبول می کنی!؟» و من در حالتی که گریه گلویم را می فشرد و کلمات را
نمی توانستم به درستی ادا نمایم، گفتم:
آری ای رسول خدا(ص)! آن گاه رو به بلال کرد و گفت: ای بلال! کلاهخود و زره و پرچم مرا که «عقاب » نام دارد و شمشیرم
ذوالفقار و عمامه ام را که «سحاب » نام دارد برایم بیاور…[سپس رسول خدا(ص) آنچه که مختص خود وی بود از جمله لباسی که در
شب معراج پوشیده بود و لباسی که در جنگ احد بر تن داشت و کلاههایی که مربوط به سفر، روزهای عید و مجالس دوستانه بود و
حیواناتی که در خدمت آن حضرت بود را طلب کرد] و بلال همه را آورد مگر زره پیامبر(ص) که در گرو بود. آن گاه رو به من کرد و
فرمود: «یا علی(ع) برخیز و اینها را در حالی که من زنده ام، در حضور این جمع بگیر تا کسی پس از من بر سر آنها با تو نزاع نجوید.»
من برخاستم و با این که توانایی راه رفتن نداشتم، آنچه بود گرفتم و به خانه خود بردم و چون بازگشتم و رو به روی پیامبر(ص)
ایستادم، به من نگریست و بعد انگشتری خود را از دست بیرون آورد و به من داد و گفت: «بگیر یا علی این مال توست در دنیا و
آخرت!»
بعد رسول خدا(ص) فرمود: «یا علی(ع) مرا بنشان.» من او را نشاندم و بر سینه من تکیه داد و هر آینه می دیدم که رسول خدا(ص)
از بسیاری ضعف سر مبارک را به سختی نگاه می دارد و با وجود این، با صدای بلند که همه اهل خانه می شنیدند فرمود: «همانا
برادر و وصی من و جانشینم در خاندانم علی بن ابی طالب است. اوست که قرض مرا ادا می کند و وعده هایم را وفا می نماید. ای
بنی هاشم، ای بنی عبدالمطلب، کینه علی(ع) را به دل نداشته باشید و از فرمانهایش سرپیچی نکنید که گمراه می شوید و با او
حسد نورزید و از وی برائت نجویید که کافر خواهید شد.»
سپس به من گفت: «مرا در بسترم بخوابان.» و بلال را فرمود که حسن(ع) و حسین(ع) را نزد او بیاورد بلال رفت و آنها را با خود
آورد. پیامبر(ص) آن دو را به سینه خویش چسباند و آنها را می بویید.
علی(ع) می گوید: من پنداشتم که حسن(ع) و حسین(ع) باعث شدند که اندوه و رنج پیامبر(ص) فزونی یابد، خواستم آن دو را از
حضرت(ص) جدا سازم. فرمود: «یا علی(ع) آنها را واگذار تا مرا ببویند و من هم آنها را ببویم! بگذار تا آن دو از وجود من بهره گیرند
و من نیز از وجود ایشان بهره گیرم! به راستی که پس از من مشکلات بسیار خواهند داشت و مصایب سختی را تحمل خواهند کرد،
پس لعنت خداوند بر آن کس باد که حق حسن(ع) و حسین(ع) را پست شمارد. پروردگارا! من این دو را و علی صالح ترین مؤمنان را
به تو می سپارم!» ()
در محضر فرشتگان
از برخی روایات استفاده می شود که رسول خدا(ص) در محضر فرشتگان مقرب، علی(ع) را وصی خود قرار داد و آنان شاهد بودند،
از آن جمله روایتی است که از امام کاظم(ع) نقل شده است که امیرالمؤمنین فرمود: در شبی از شبهای مریضی پیامبر(ص) من
نشسته بودم و حضرت(ص) بر سینه من تکیه داده بود و فاطمه(س) دخترش نیز حضور داشت. رسول خدا(ص) فرموده بود که
همسرانش و سایر زنان از نزد وی بیرون روند و آنها رفته بودند. پیامبر اکرم(ص) به من فرمود: «ای اباالحسن! از جای خود برخیز و
رو به روی من بایست.»
من برخاستم و جبرئیل به جای من نشست و پیامبر(ص) بر سینه وی تکیه داد و میکائیل در جانب راست پیامبر(ص) بنشست.
حضرت فرمود: «یا علی(ع) دستهای خود را بر هم بگذار!»
من این کار را انجام دادم. آن گاه فرمود: «من با تو عهد بسته بودم و اینک آن عهد را تازه می کنم، در محضر جبرئیل و میکائیل که
دو امین پروردگار جهانیانند. یا علی! تو را به حقی که این دو بر گردن تو دارند، هر چه در وصیت من آمده است باید به جای آوری و
مفاد آن را بپذیری و صبر را پیشه خود سازی و بر راه و روش من پایداری کنی نه روش فلان کس و فلان کس! اکنون هرچه را خدا
به تو عنایت کرده است با قدرت پذیرا باش.»
من دستهایم را به روی هم نهاده بودم و پیامبر(ص) دست مبارک خود را بین دو دست من گذاشت، به طوری که گویی بین آن دو
چیزی قرار می داد، سپس فرمود: «من بین دستهایت حکمت و دانش آنچه را برایت پیش خواهد آمد، نهادم، تا چیزی از سرنوشت
تو نباشد که از آن آگاه نباشی و هرگاه مرگ تو فرا رسید وصیت خود را به امام پس از خود بگوی، بنابر آنچه من به تو وصیت کردم و
همانند من عمل کن و نیازی به کتاب و نوشته ای نیست.» ()
نزول کتاب وصیت از آسمان
امام موسی بن جعفر(ع) فرمود به پدرم اباعبدالله(ع) عرض کردم: «آیا نویسنده وصیت، حضرت علی(ع) نبود و رسول خدا(ص)
مفاد آن را بر او نمی خواند، در حالی که جبرئیل و سایر فرشتگان شاهد بودند؟» پدرم مدتی سکوت کرد، بعد فرمود: «ای اباالحسن!
ماجرای چنین بود که گفتی لکن هنگامی که زمان رحلت رسول خدا(ص) رسید، وصیت به صورت کتابی نوشته شده از آسمان
نازل شد و جبرئیل(ع) همراه با فرشتگانی که امین خدای تبارک و تعالی هستند، آن را نزد رسول اکرم(ص) آورد و به ایشان گفت:
«ای محمد(ص) هر کس که نزد توست بیرون فرست مگر وصی خود را که باید کتاب وصیت را بگیرد و ما شاهد باشیم که تو وصیت
را به وی دادی و او اجرای آن را ضمانت کند.»
رسول خدا(ص) همگان را دستور داد که از خانه بیرون روند. تنها علی(ع) و فاطمه(س) بین پرده و در اتاق باقی ماندند.
جبرئیل(ع) به پیامبر(ص) عرض کرد: «پروردگارت تو را سلام می رساند و می گوید: این کتابی است که من با تو عهد بسته بودم و
شرط کرده بودم [عمل به آن را] و من خود شاهد هستم و فرشتگانم را بر تو شاهد گرفتم و من تنها برای شهادت کافی هستم ای
محمد(ص)!»
وقتی سخن به این جا رسید، مفاصل پیامبر(ص) به لرزه درآمد و گفت: «ای جبرئیل! خدای من، اوست که سلام است و سلام از
وی است و سلام به سوی او باز می گردد. راست گفت خدای عزوجل و نیکی نمود. کتاب را به من ده!»
جبرئیل کتاب وصیت را به رسول اکرم(ص) داد و گفت که آن را به امیرمؤمنان(ع) دهد. چون علی(ع) کتاب را گرفت، رسول
خدا(ص) فرمود: «بخوان!»
امیرمؤمنان(ع) آن را کلمه به کلمه خواند، سپس رسول خدا(ص) به او گفت: یا علی(ع) این عهد خدایم تبارک و تعالی به سوی
من است و خواسته وی و امانت او پیش من است و به راستی که من آن را ابلاغ کردم و خیرخواهی نمودم و امانت را ادا کردم.»
علی(ع) عرض کرد: «پدر و مادرم فدای تو باد! من هم شهادت می دهم که تو پیام خود را ابلاغ کردی و نصیحت خود گفتی و در
آنچه فرمودی صادق بودی و گوش و چشم و گوشت و خون من نیز بر این امر گواه است!»
جبرئیل(ع) گفت: «من نیز بر آنچه می گویید گواه هستم!»
پیامبر(ص) فرمود: «یا علی(ع) وصیت مرا گرفتی و دانستی که چیست و با خداوند و من پیمان بستی که به هر چه در آن است
عمل کنی.»
علی(ع): «آری، پدر و مادرم فدای تو باد! انجام آن به عهده من است و برخداست که مرا یاری دهد و توفیق عطا فرماید
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 