پاورپوینت کامل بطلان نظریه جدایی دین از سیاست ۶۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بطلان نظریه جدایی دین از سیاست ۶۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بطلان نظریه جدایی دین از سیاست ۶۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بطلان نظریه جدایی دین از سیاست ۶۴ اسلاید در PowerPoint :
۴۰
پیش سخن
ما معتقدیم دین راستین با سیاست صحیح با هم پیوندی ناگسستنی دارند و مکمل یکدیگر در پیدایش جامعه ایده آل
الهی است. دین منهای سیاست; هم چون درخت بی آب است، و سیاست بدون دین همانندآب بی درخت می باشد.
استعمارگران همیشه به این نتیجه رسیده اند که بزرگ ترین دشمن آن ها، دین و آیین الهی است، لذا همواره می کوشند تا
دین را ازماهیت خود تهی کنند، چنان که آیین مسیحیت را چنین کردند، و یادین را در انزوا و در گوشه معابد، زندانی
نمایند، و نگذارندوارد جامعه و عرصه سیاست گردد.به همین دلیل نظریه جدایی دین و سیاست را در همه جا
مطرح کردند، و آن را به عنوان قانونی قطعی تلقی نمودند، به طوری که مردم غرب و غرب زده چنین نظریه ای را که
کاملا سیاستی حساب شده و استعماری است باور نمودند.
با اوج گیری انقلاب اسلامی و پیروزی آن در ایران، این نظریه باگسترش وسیعی از طرف استکبار جهانی و اذناب آن ها در
همه جا ودر داخل کشور، خودنمایی کرد، لیبرال ها و ملی گراها در این راستا گوی سبقت را ربودند، و با ترفندها و دست
آویزهای گسترده، به جنگ با ولایت فقیه برخاستند، چرا که ولایت فقیه پرچم نیرومند حکومت دینی است، و ملتقای دین
و سیاست. بنابراین، همه باید به این هشدار توجه کنند که جدایی دین و سیاست، برای ضربه زدن به پیکر مقدس ولایت
فقیه، و حکومت و حاکمیت دینی در این راستا است. از این رو، باید با حمایت فکری و عملی از اصل بالنده و افتخار آفرین
ولایت فقیه، در برابر این نظریه واهی وشعار کور به مقابله پرداخته و نگذاشت دین اسلام نیز هم چون آیین مسیحیت در
انزوا و گوشه کلیسا قرار گیرد. در این فصل برآن هستیم برای رد این شبهه و القای شیطانی، به بررسی پیونددین و
سیاست، و ماهیت این دو بپردازیم، با این اشاره به تبیین اصل مطلب باز می گردیم:
توضیح عوامل جدایی دین از سیاست
یکی از محققان بزرگ می نویسد: در کشورهای غربی، شعار جدایی دین از سیاست، بسیار رایج است، و شاید به یک معنی
جزء مسلمات آن ها شده است. به همین دلیل از تشکیل حکومت اسلامی که دین وسیاست را به طور قاطع با هم پیوند
می زند، وحشت می کنند و رنج می برند، و این به دو دلیل است:
۱- آیینی که در جوامع غربی وجود دارد، آیین مسیحیت کنونی است،و می دانیم که این آیین بر اثر تحریفات زیادی که با
گذشت زمان در آن پدید آمده است، دین را به صورت یک مساله کاملا خصوصی وفردی و منحصر به رابطه خلق و خالق
که تعلیمات آن منحصر به یک سلسله توصیه های اخلاقی می شود، درآورده است، و کاری به مسائل اجتماعی و مخصوصا
مسائل سیاسی ندارد. فرق میان دین دار و غیردین دار، در این جوامع آن است که فرد دین دار به یک سلسله مسائل اخلاقی
پای بند است، و هفته ای یک روز به کلیسا می رود، و ساعتی به نیایش و مناجات می پردازد، ولی افراد بی دین، تعهد خاصی
نسبت به مسائل اخلاقی ندارند (هر چند گاهی به عنوان ارزش های انسانی نه دینی، برای آن احترام قائلند) و هرگز به
کلیسا نمی روند.
۲- خاطره بسیار دردناکی که آن ها از حکومت ارباب کلیسا در قرون وسطی و دوران انگیزیسیون (تفتیش عقاید) دارند،
سبب شده که برای همیشه دین را از سیاست جدا کنند.
توضیح این که: ارباب کلیسا، در قرون وسطی بر تمام شوون سیاسی واجتماعی مردم اروپا مسلط شدند، و پاپ ها با قدرت
تمام برکشورهای این قاره حکومت می کردند، حکومتی که منتهی به استبدادو خودکامگی شدید شد، تا آن جا که در
برابر نهضت علمی به پاخاستند، و هر فکر نو و پیشرفت علمی را به عنوان ضدیت با مذهب درهم کوبیدند، محکمه هایی که
بعدا به نام «انگیزیسیون »نامیده شد برپا کردند، و گروه های بی شماری را به این محکمه کشاندند و محکوم کردند، بعضی
را سر بریدند، و بعضی را زنده زنده در آتش سوزاندند یا محکوم به زندان نمودند که در میان آن ها جمعی از دانشمندان
معروف علوم طبیعی بودند، تمام پادشاهان از آن ها حساب می بردند، و فرمانشان برای آن ها مطاع بود، افزون بر این
ثروت های سرشاری اندوختند، و زندگی تجملاتی عجیبی برای خود فراهم ساختند.
مجموعه این امور مردم را بر ضد آن ها شورانید، به ویژه علمای علوم طبیعی در برابر آن ها به سختی موضع گرفتند، و
شعار جدایی دین از سیاست از یک سو، و تضاد علم و دین از سوی دیگر در همه جا سر داده شد، سپس با پیروزی این جناح،
کلیسا و حاکمانش ازصحنه اجتماع و حکومت، عقب رانده شدند، و تنها کشوری که از آن امپراطوری عظیم در دست
ارباب کلیسا باقی مانده، همان کشوربسیار کوچک واتیکان است، که کم تر از یک کیلومتر مربع می باشد;یعنی به اندازه
روستایی بسیار کوچک. این ها همه تحولاتی بود که در اروپا، در آن شرایط خاص به وجود آمد. سپس گروهی که
ازکشورهای اسلامی برای تحصیل یا کارهای تجاری، یا سیاحت به فرنگ رفته بودند، این طرز فکر را به هنگام بازگشت به
عنوان ارمغان غرب، به شرق اسلامی آوردند. که دین باید از سیاست جدا باشد، بی آن که تفاوت های عظیمی را که میان
اسلام و مسیحیت تحریف یافته وجود داشت درک کنند، و به تفاوت فرهنگ اسلامی حاکم بر این کشورها با فرهنگ کلیسا
بیندیشند.
با کمال تاسف بعضی از کشورهای اسلامی، تسلیم این توطئه استعماری و تبلیغاتی شدند، و آن را به عنوان یک اصل
اساسی پذیرفتند، با توجه به این که دولت های غربی که به خاطر حفظمنافع نامشروع خود، از قدرت حکومت اسلام،
سخت بیم ناک بوده وهستند، این مساله را سخت دنبال کردند و کشورهای غرب زده ای همانند ترکیه، پیروی از این نظریه
را سرلوحه کار خود قراردادند، و حکومت لائیک بر اساس «سکولاریسم » (حکومت منهای دین)را تشکیل دادند.
این در حالی بود که بعضی از کشورهای اسلامی و امت های بیدارمسلمان در برابر این توطئه ایستادند، توطئه هایی که
می خواست مسلمانان را از اسلام جدا سازد، و اسلام را بسان مسیحیت امروز،به صورت یک رابطه ظاهری و خصوصی
خلق با خالق، بیگانه ازاجتماع و سیاست درآورد.
به همین دلیل، هنگامی که انقلاب اسلامی ایران به ثمر رسید، ونخستین حکومت اسلامی انقلابی تشکیل شد، همگی در
غرب انگشت حیرت بر دهان نهادند که مگر می شود، مذهب زمام حکومت را به دست گیرد؟ و بعد از آن که دیدند این
حکومت ریشه دار و با ثبات شد،برای این که در مرزهای این کشور محدود بماند، و الگویی برای سایر کشورهای اسلامی
نشود، دست به تلاش های ویران گر زیادی زدند،که شرح آن هفتاد من کاغذ شود.
خوشبختانه بر اثر درایت و هوشمندی امام خمینی قدس سره ویاران و پیروانش، آن توطئه ها نقش بر آب شد، و تفکر
تاسیس حکومت اسلامی در بسیاری از کشورهای اسلامی در قاره آسیا وآفریقا، به عنوان یک تفکر زنده و نجات بخش
درآمد، هرچندغربی ها و غرب زدگان در برابر آن به شدت مقاومت می کنند، و دراین راه از هیچ کاری، از جمله انواع
تهمت ها، برچسب ها، دروغ هاو تبلیغات مغرضانه و القای شبهه ها، فروگذار نیستند.
استعمارگران غرب، در راس آن ها استعمار پیر انگلیس برای رواج فرهنگ غرب و جداسازی دین از سیاست، سه عنصر
فرومایه را هم زمان مامور دین زدایی در کشورهای ایران، ترکیه و افغانستان نمودند، این سه عنصر عبارت بودند از:
۱- رضاخان در ایران
۲- امان الله خان در افغانستان
۳- کمال آتاتورک در ترکیه
این سه نفر با پشتیبانی استعمارگران هر کدام ضربه شدیدی براسلام و جامعه اسلامی وارد کردند، کمال آتاتورک، در
ترکیه بنیان گذار حکومت لائیک شد که هنوز این توطئه در ترکیه به شدت ادامه دارد. امان الله خان دیکتاتور افغانستان
برای حاکمیت لائیک در این کشور، دست به کار شد، ولی در برابر مقاومت مسلمانان، کلوخش به سنگ خورد و چندان
توفیقی نیافت. رضاخان در ایران با دیکتاتوری و کشت و کشتار و ترفندهای دیگر برای براندازی دین، تلاش های مذبوحانه
کرد، و گستاخی را به جایی رسانید که در کشور ایران عاصمه تشیع، در روز هفدهم دی ماه سال ۱۳۱۴ شمسی، اعلام کشف
حجاب اجباری نمود، و در این خصوص پافشاری عجیبی کرد.
پس از او پسرش محمدرضا پهلوی، دست به کارهای انحرافی فرهنگی برای اسلام زدایی و جای گزینی فرهنگ غرب زد، و با
انواع تبلیغات و ترفندها به مقابله با اسلام ناب پرداخت، بسیاری ازعلما و مجاهدان هوشمند را به خاک و خون کشید، ولی
در برابرقیام و انقلاب عمیق و گسترده مردم به رهبری امام خمینی -قدس سره- شکست خورد و گریخت و سرانجام او و
افکار استعماریش به زباله دان تاریخ افکنده شد. ولی غائله هنوز تمام نشده، غرب زدگان بی محتوا، هم چنان برای جدایی
دین از سیاست تلاش می کنند،تا آخرین تیری را که در ترکش خود دارند به سوی پیکر مقدس ولایت فقیه پرتاب کنند.
با این هشدار، نظر شما را به تبیین پیوند دین و سیاست، جلب می کنیم:
معنی و مفهوم سیاست
واژه سیاست از نظر لغت از «ساس » و «سوس » گرفته شده و به معنای کشورداری، اصلاح امور مردم، و اداره کردن کشور
بر اساس قوانین و برنامه ریزی و تدابیر است، لغت شناس معروف طریحی درفرهنگنامه مجمع البحرین می نویسد:
«السیاسه القیام علی الشی ءبما یصلحه; سیاست یعنی اقدام برای سامان دادن چیزی، به وسیله اموری که آن را اصلاح کند
و سامان بخشد.»
و در ادامه این بحث می نویسد: در وصف امامان معصوم (ع) گفته شده است:«انتم ساسه العباد; شما سیاست مداران
بندگان خدا هستید.»
و نیز در شان آن ها آمده: «الامام عارف بالسیاسه; امام به امورسیاست آگاهی و شناخت دارد.»
سپس می گوید: «امور دین و ملت،از جانب خداوند به پیامبرش واگذار شد، «لیسوس عباده; تا آن پیامبر (ص) بندگان خدا
را بر اساس سیاست خود تربیت و اصلاح کند.»و در پایان می گوید: «پیامبران بنی اسرائیل، بنی اسرائیل راسیاست
می کردند، یعنی زمام امور رهبری آن ها را همانند رؤسا وفرمان روایان به دست می گرفتند، و شوون زندگی آن ها را اداره
واصلاح و تدبیر می نمودند.
در فرهنگ عمید آمده: «سیاست ; اصلاح امور خلق و اداره کردن کارهای کشور، رعیت داری و مردم داری است…
سیاست مدار کسی است که در کارهای سیاسی و امور مملکت داری، بصیرو دانا و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 