پاورپوینت کامل ولایت فقیه، یا دموکراسی یا هر دو؟! ۸۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ولایت فقیه، یا دموکراسی یا هر دو؟! ۸۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ولایت فقیه، یا دموکراسی یا هر دو؟! ۸۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ولایت فقیه، یا دموکراسی یا هر دو؟! ۸۲ اسلاید در PowerPoint :

۱۹

اشاره
در بحث ولایت فقیه، یکی از جنجالی ترین بحث ها این است که آیاولایت فقیه با دموکراسی سازگار است؟! و آیا دموکراسی
به مفهوم غربی با مساله ولایت فقیه همسانی دارد؟! و اگر سازگار نیست،حقیقت دموکراسی در اسلام چیست ؟
ما معتقدیم که ولایت فقیه بر اساس « خدامداری » استوار است،چرا که طبق مفهوم توحید افعالی، حکومت مخصوص
ذات پاک خدا است،و آن حکومت و حاکمی مشروعیت دارد که از جانب خداوند، از طریق پیامبر (ص) یا امامان (ع) نصب
و تایید شده باشد، که از آن دراصطلاح به «تئوکراسی » (حکومت الهی) تعبیر می شود. بنابر این،چنین حکومتی با
دموکراسی به مفهوم غربی سازگار نیست، زیرادموکراسی غربی به معنای مردم مداری است، و اصل در انتخاب حکومت،
مردم هستند. آن ها می توانند هر گونه حکومت را تعیین کنند، و هرگونه حاکم را انتخاب نمایند، و چون نوعا در این مساله
اتفاق نظر وجود ندارد و امکان پذیر نیست پس به حکم اجبارو ضرورت باید به سراغ رای اکثریت رفت، و باید اقلیت در
برابراکثریت تسلیم باشد، چون راه دیگری برای اداره اجتماع از نظرآن ها وجود ندارد، هر چند این کار به طور کامل
عادلانه نیست.
ولی دموکراسی به مفهوم دیگر می تواند با مساله ولایت فقیه سازگار باشد، و آن این که ببینیم خداوند حکومت را در
اختیارچه کسانی گذارده است؟ آن گاه نظریات و پشتیبانی مردم در تعیین فرد مورد قبول سرنوشت ساز خواهد بود، و
اوست که ترجیح می یابدکه از پشتیبانی مردمی بیش تری برای اجرای اهداف حکومت برخوردار باشد. با این اشاره به
توضیح مطلب می پردازیم:

انواع حکومت ها

حکومت هایی که در گذشته و حال در جهان وجود داشته و داردشکل های گوناگونی دارد. می توان گفت در جهان دهها و
صدها نوع حکومت وجود دارد، ولی اصول آن حکومت ها را می توان به سه گونه تقسیم نمود:
۱- حکومت های استبدادی و خودکامه
۲- حکومت های دموکراسی
۳- حکومت های الهی

حکومت های استبدادی و خودکامه:
این نوع حکومت بر اساس حاکمیت فرد یا گروه خاصی بنا شده است، که سر از استبداد و بهره کشی بیرون می آورد و نتیجه
آن بردگی جامعه و بدبختی و سیه روزی مردم آن جامعه است، مانند حکومت شاهان مستبد; یا حکومت حزبی کوچک که
اقلیتی را تشکیل می دهد، و با توسل به زور به اکثریت مسلط گشته است، مانند حکومت دیکتاتوری کمونیست ها در
شوروی سابق. در این نوع حکومت، اراده مردم در اداره مملکت هیچ گونه نقشی ندارد، مصالح آن ها نادیده گرفته می شود،
بلکه معیار تامین منافع عده ای از زورمندان است که با توسل به زور بر اکثریت مردم مسلط شده اند.

۲- حکومت های دموکراسی:
(حکومت مردم بر مردم) حکومتی است که امروز در جهان، عنوان عالی ترین حکومت را به آن داده اند. معیاردر این
حکومت این است که همه مردم از هر گروه با آزادی کامل به پای صندوق های رای بروند و نوع حکومت خود را با اکثریت
آرا،برگزینند، و یا حاکم خود را تعیین کنند. در جهان امروز این نوع حکومت عملا دو گونه است:
۱- ظاهرا و واقعا به آرای مردم متکی است، و هر آن چه که اکثریت مردم برگزینند ملاک انتخاب خواهد بود
۲- در ظاهر آب و رنگ مردمی دارد، ولی در باطن بر اثر نیرنگ هاو ترفندهای زورمداران و ثروت مندان، شکل می گیرد، و
تبلیغات سرسام آور آن ها سرنوشت ساز بوده، و نتیجه را مشخص خواهد کرد.می توان با قاطعیت گفت که اکثریت قاطع،
اگر نگوییم همه حکومت های دموکراسی جهان امروز بر همین گونه است، چنان که نمونه های فراوان آن در اروپا و آمریکا
دیده می شود، که درحقیقت نوعی حکومت ظالمانه و استبدادی در لباس دموکراسی است، وما از دموکراسی به مفهوم
غرب، جز این را نمی شناسیم.
اما دموکراسی حقیقی به نظر کاوش گران واقع بین و منصف چنین حکومتی وجود خارجی ندارد.
اینک می گوییم به فرض وجود حکومت دموکراسی حقیقی، آن نیزنمی تواند یک حکومت سالم بر اساس مصالح عادلانه
مردم باشد، هرچند نسبت به حکومت های استبدادی و خودکامه، بهتر است، ولی هرگزایده آل نخواهد بود، بلکه از جهاتی
توام با نارسایی ها، بلکه ظلم و بیدادگری است، برای درک بیش تر این مطلب نظر شما را به شرح زیر جلب می کنیم:
۱- در غالب کشورهایی که در ظاهر یا در واقع دارای چنین حکومتی هستند، بسیاری از مردم عملا در انتخابات شرکت
نمی کنند، مثلاتنها شصت یا هفتاد درصد، و یا حتی کم تر از آن در انتخابات شرکت می کنند، و با این حال گاه جمعی از
مردم، اکثریت رامی برند، که هرگز اکثریت در جامعه را ندارند، و به عنوان مثال سی و یک درصد در مقابل بیست و نه
درصد، از مجموع شصت درصدمردمی که در انتخابات شرکت کرده اند.
در چنین صورتی که مصداق های فراوانی دارد، اقلیتی از مردم جامعه، زمام حکومت رابه دست گرفته، و اکثریت را
حت سیطره خود قرار می دهند، وبدیهی است که آن ها قوانین و نظام جامعه را طبق منافع گروهی خود تنظیم می کنند
و این یک ظلم فاحش است.
۲- فرض کنیم تمام مردمی را که حق شرکت در انتخابات دارند،بدون استثنا در آن شرکت کنند (با توجه به این که
چنین فرضی هرگز واقع نشده است) باز ممکن است گروهی با اکثریت ضعیف (مثلاپنجاه و یک درصد در مقابل چهل و نه
درصد یا کمی بیش تر و کم تر)پیروز شوند. این نیز در واقع یک نوع «استبداد اکثریت » بر ضداقلیت است، در نتیجه به
عنوان مثال در یک کشوری که صد میلیون نفرش واجد شرایط رای هستند، چهل و نه میلیون باید تحت فرمان پنجاه و
یک میلیون نفر باشد، و همه چیز جامعه در مسیر منافع آن اکثریت، و گاه به زیان این اقلیت وسیع و گسترده در
جریان باشد. از این رو بسیاری از اندیشمندان اذعان دارند که حکومت اکثریت یک نوع حکومت ظالمانه ای است که
چاره ای جز آن نیست، اگرآن را محور قرار ندهیم، چه کاری می توان انجام داد؟
۳- از این گذشته به فرض که حکومت دموکراسی هیچ یک از این دواشکال را نداشته باشد، ولی حکومتی است دنباله رو
خواست های اکثریت مردم، و می دانیم گاه می شود که توده های مردم بر اثربدآموزی ها گرفتار انحرافاتی می شوند، و در
این گونه موارد بایدآگاهان و صالحان جمعیت به پا خیزند، و با این آفت بزرگ مبارزه کنند، در حالی که در نظام های
دموکراسی در این گونه موارد نه تنها مبارزه ای صورت نمی گیرد، بلکه انحراف به شکل قانونی درمی آید، مثلا
هم جنس بازی در انگلستان و امریکا قانونی می شود! وسقط جنین و مفاسد دیگر در بسیاری از کشورهای غربی به
حکم قانون مجاز می گردد، چرا که نمایندگان مردم در این گونه نظام هامجری خواسته های مردم اند نه ناظر بر مصالح
مردم.

۳- حکومت الهی:
این حکومت همان حکومت انبیا و امامان معصوم(ع)و صالحان است که بر اساس خدامحوری و مصالح مردم
نه خواسته های مطلق آن ها برپا می شود، چنین حکومتی گاه با رای اکثریت قاطع مردم هماهنگ است (چنان که در
جمهوری اسلامی ایران چنین بوده و هست) و ممکن است گاهی با اکثریت آرای مردم به خاطر صالح نبودن آن ها هم
آهنگ نباشد، بنابر این انتخابات دراین حکومت بر اساس حکومت صالحان و زیر نظر امام عادل صورت می گیرد، و بر
محور کیفیت دور می زند نه کمیت. در این حکومت،حاکمیت از آن خدا است، و قوانین باید بر این اساس تنظیم گردد،و
مردم به عنوان پشتوانه حکومت هستند، و آن ها به عنوان بیعت ومشاوره، بدنه حکومت را تشکیل می دهند، و به عنوان
حامیان ونگهبانان حکومت، مشارکت و حضور دارند، که اگر آن ها نبودند،اجرای حکومت ناممکن می شد.
در این نوع حکومت، آفات سه گانه ای که بر حکومت دموکراسی سایه افکنده بود و در بالا ذکر شد، وجود ندارد، نه
سرمایه دارهابرنده هستند، نه آفت استبدادی تقریبا نیمی از مردم نسبت به نیم دیگر وجود دارد، و ناهم آهنگی با
خواسته های مطلق مردم.
بنابراین، تنها حکومتی که ضامن سعادت دنیا و آخرت مردم است، وصلاح و مصالح حقیقی مردم را تامین می کند و از هر
گونه آفت های گمراه گر مصون می باشد حکومت پیامبران و امامان (ع) است که براساس خدامداری برقرار شده است، چرا
که حکومت در درجه اول مخصوص ذات پاک خدا است، سپس برای هر شخص که او حکومت را به آن شخص عطا می کند.
چنان که قرآن می فرماید: «ان الحکم الا لله; حکم و فرمان تنهااز آن خداست » واژه حکم در این جا دارای معنای وسیعی
است که هم حکومت را شامل می شود، و هم به معنای داوری و قضاوت است.
و در مورد دیگر خداوند خطاب به حضرت داود (ع) چنین می فرماید:«یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین
الناس بالحق ولا تتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله; ای داود! ما تو را خلیفه (ونماینده و رهبر) در زمین قرار دادیم، پس
در میان مردم به حق حکومت کن، و از هوای نفس پیروی مکن، که تو را از راه خدامنحرف سازد.»
از این آیات و آیات دیگر به روشنی فهمیده می شود که حکومت،مخصوص ذات پاک خدا است، که او به اشخاص صالحی
عطا می کند، و ازمتابعت از خواسته های نفسانی نهی شده، بنابر این حکومت دموکراسی به مفهوم غربی، که در آن اصل
انتخاب به خواسته های مطلق مردم واگذار شده، حکومت باطل است، بلکه طبق آیات دیگرحکومت غیر خدایی، همان
حکومت طاغوتی است که سر از گمراهی وفساد در می آورد، و با صراحت می فرماید: «آنان که مطابق حکم خدا حکم و
حکومت نکنند کافر، ظالم و فاسقند.»

مشروعیت حکومت الهی

همان گونه که قبلا ذکر شد، بحث پیرامون حکومت و ولایت فقیه، یک بحث کلامی است و در علم کلام مورد بررسی قرار
می گیرد، در علم کلام و فلسفه اسلامی ثابت شده که توحید شعبه های گوناگونی داردمانند: توحید ذات، توحید صفات،
توحید عبادت، و توحید افعال.
توحید افعالی دارای شاخه هایی است مانند: توحید خالقیت، توحیدربوبیت، توحید مالکیت و حاکمیت تکوینی، توحید
در حاکمیت تشریعی و قانون گذاری و توحید در اطاعت.
بر این اساس، مساله حکومت و حاکمیت از شاخه های توحید افعالی خدا است، و هرگز نمی توان آن را از خدا جدا کرد.
آیات متعددی از قرآن بر این مطلب تصریح نموده است، از جمله می فرماید:«و ان احکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع
اهوائهم; و در میان مردم طبق آن چه خداوند نازل کرده حکم کن، و از هوس های آن هاپیروی مکن.»
و نیز می فرماید: «و ما اختلفتم فیه من شی ءفحکمه الی الله ذلکم الله ربی علیه توکلت و الیه انیب; و درهر چیز اختلاف
کنید، داوری اش با خدا است، این است خداوند،پروردگار من، بر او توکل کرده ام و به سوی او بازمی گردم.»
بنابر این، از نظر قرآن و بینش اسلام ناب، حکومت مخصوص ذات پاک خدا است، و از شاخه های توحید افعالی او است، از
این رو،مسلمانان باید حکومتی تشکیل دهند که حکومت الهی باشد و براساس خدا مداری و قوانین الهی تنظیم شده
باشد.

معنی دموکراسی اسلامی و مشروعیت آن

آن چه در اسلام وجود دارد، تئوکراسی و حکومت خدا بر مردم است،نه حکومت مردم بر مردم، ولی می توان مساله
دموکراسی را در قالب دیگر در اسلام مطرح کرد، و آن این که مردم تحت عنوان بیعت بارهبر حق و تحت عنوان شور و
مشورت، که این دو در اسلام از اهمیت به سزایی برخوردار هستند، در صحنه ها حضور یابند و با پشتیبانی خود به حکومت
الهی تشکل داده و آن را اجرا سازند. تفکر توحیدی می گوید: «این خدا است که ولایت و حکومت را به کسی که
واجدشرایط است می دهد، و به حاکمیت او عینیت می بخشد، و همان خدابرای مردم حقی قرار داده و آن این که با توجه
به وضعیت، آن چه را خدا پسندیده برگزینند و از او پشتیبانی کنند، به عبارت روشن تر; درست است که «مالک الملوک و
احکم الحاکمین » خدااست، ولی هیچ گونه منافات ندارد که او برای تثبیت حکومت الهی و اجرای آن، به بیعت و مشورت و
احترام به آرای مردم دستوردهد، چنان که مطابق آیات قرآن، به چنین اموری دستور داده، واین امور بر همین اساس،
دارای مشروعیت خواهند شد. آن ها که تصور می کنند که حکومت اسلامی یک پارچه متکی به آرای مردم است وعنصر
الهی آن را نادیده می گیرند، بیراهه می روند، و آن ها که فقط به عنصر الهی آن توجه دارند و جنبه بیعت، شورا و آرای مردم
را نادیده می گیرند نیز در اشتباه هستند. به عنوان مثال ولایت و حکومت امیر مؤمنان حضرت علی (ع) از سوی خداوند و
ازطریق پیامبر اسلام (ص) ثابت شده بود و فعلیت داشت، ولی از نظرعملی و اجرایی به حمایت و پشتیبانی مردم نیازمند
بود، چرا که بدون پشتیبانی مردم کاری از پیش نمی رفت.
بر همین اساس آن حضرت در فرازی از خطبه شقشقیه می فرماید: « اما و الذی فلق الحبه وبرء النسمه، لو لا حضور الحاضر
و قیام الحجه بوجود الناصر و مااخذ الله علی العلماء الا یقاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها;
آگاه باشید سوگند به خداوندی که دانه را شکافت و انسان را آفرید، اگر نه این بود که جمعیت بسیاری گرداگردم را گرفته،
و به یاری ام قیام کرده اند، و از این روحج

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.