پاورپوینت کامل راههای هدایت(۵) ۴۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل راههای هدایت(۵) ۴۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل راههای هدایت(۵) ۴۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل راههای هدایت(۵) ۴۹ اسلاید در PowerPoint :

۶

«هوالله الذی لا اله الا هو عالم الغیب والشهاده هوالرحمن الرحیم هوالله الذی لااله الا هوالملک القدوس السلام
المومن المهیمن العزیز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون هوالله الخالق الباری المصور له الاسماء الحسنی یسبح له
ما فی السموات والارض و هوالعزیز الحکیم ».

و خدایی است که معبودی جز او نیست، حاکم و مالک اصلی اوست، ازهر عیب منزه است، به کسی ستم نمی کند،
منیت بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندی شکست ناپذیر که با اراده نافذ خود هرامری را اصلاح می کند، و
شایسته عظمت است; خداوند منزه است ازآنچه شریک برای او قرار می دهند!

او خداوندی است خالق، آفریننده ای بی سابقه، و صورتگری (بی نظیر)

برای او نام های نیک است; آن چه در آسمان ها و زمین است، تسبیح او می گویند; و او عزیز و حکیم است!!

اسمای حسنی و هدایت انسان

در باره اسمای حسنی بحثی از نظر فقه در قرآن کریم مطرح است وبحث هایی هم مربوط به اعتقاد و اصول دین،
بحث های فقهی آن است که می فرماید شما ذبیحه ای را حلال بشمارید که نام خدا برآن برده شده است: «کلوا مما ذکراسم
الله علیه » یا «فاذکرواسم الله علیها»و مانند آن. این جا وقتی کلمه «اسم » گفته می شود همان اسم لفظی است، این حکم
فقهی دارد; یعنی وقتی که شما گفتیدالله اکبر، سبحان الله، الحمدلله، بسم الله، یک گوسفندی راذبح کردید حلال
می شود. چه بگویید «بسم الله الرحمن الرحیم »

چه الله اکبر و چه لا اله الا الله، بالاخره «ذکرالله عندالذبح » باید باشد.

در باره رکوع و سجود هم عده زیادی از فقها همین فتوا رامی دهند، در رکوع و سجود ذکر الله واجب است نه خصوص
سبحان الله یا سبحان ربی العظیم یا سبحان ربی الاعلی، این ها فرد کامل وفرد راجح است، اگر کسی ذکر خدا را در رکوع
یا سجود گفت به عقیده سیدنا الاستاد علامه طباطبائی رضوان الله علیه وبزرگان دیگر این کافی است، منتها مقدار ذکر
باید به اندازه سه سبحان الله یا یک سبحان ربی العظیم و بحمده یا یک سبحان ربی الاعلی و بحمده باشد که ذکر الله باشد.

این ها بحث های فقهی است که مربوط به اسم الله است که به اسم های لفظی برمی گردد یعنی نام مبارک الله را در نماز
ببرید یاعندالذبح ببرید و مانند آن.

یک سری بحث هایی هم هست که مربوط به مسائل اعتقادی و تکوینی است که کاری به این اسم لفظی ندارد نه یعنی
کلمه الله این کلمه الله و سایر اسمای مبارکه این ها اسم الاسم اند. این نزاع معروف که آیا اسم، عین مسماست یا نه ناظر به
این نیست که آیامثلا کلمه الله عین آن مسماست این را هیچ کس به خود اجازه نمی دهد بگوید. کلمه «الله » لفظی است که
مفهومی هم در ذهن دارد نه این لفظ عین آن مسماست نه این مفهوم عین آن مسماست.

این الفاظ اسماءالاسمایند، نام نام اند، آن نامی که خودش متبارک است آن نامی که خودش سبوح است به ما می فرماید:

«سبح اسم ربک الاعلی » این اسم را تسبیح کن یا «تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام » این اسم متبارک است، چگونه
این اسم متبارک است و یا سبوح است؟ همین است که بخشی از این در «دعای سمات » آمده که ما خدا را قسم می دهیم به
آن اسمی که به وسیله آن کوه ها افراشته شد یا زمین گسترده شد یا دریاها و صحراهافلان خاصیت را پیدا کرد، یا آسمان ها
افراشته شد، آن اسمی که به وسیله آن آسمان رفیع شد و زمین وضیع این الفاظ نیستند هرگز بالفظ نمی توان در جهان اثر
گذاشت، مفهوم ذهنی هم نیستند هرگزنمی توان با یک مفهوم ذهنی مرده ای را زنده کرد، این که می گویند«آیه الکرسی »
اسم اعظم دارد یا «بسم الله الرحمن الرحیم »

اسم اعظم دارد، یا اگر کسی اسم اعظم را بداند مثلا می تواندتختی را از فاصله هشتاد فرسخی بیاورد، یا مرده ای را زنده
کند،این چنین نیست که اگر کسی همین لفظ را بر زبان جاری کرد یامفهوم آن را به ذهن درآورد بتواند مرده ای را زنده
کند، اینهامقامات خارجی است اگر روح انسان به مقام ولایت رسید، انسان ولی حق و مظهر قدرت حق شد و روحش
کامل گردید مظهر نامی از اسمای ذات اقدس اله شد آن قدرت روح است که می تواند مرده را زنده کند. این چنین نیست
که بتوان با الفاظ محض بدون مقامات معنوی یا با مفهوم ذهنی بدون تکامل روح، کسی مرده ای را زنده کند.

اسم اعظم مقام است نه لفظ و نه مفهوم، اسمای دیگر هم همین طوراست، اسمایی که جهان را اداره می کنند; یعنی
اسمی که حاکم برآسمان هاست و آسمان ها محکوم اویند، اسمی که حاکم بر زمین است وزمین محکوم اوست، آن اسم،
هم متبارک است و هم سبوح: «سبح اسم ربک الاعلی » «تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام » چرا آن اسم سبوح است و
چرا آن اسم متبارک است؟ زیرا آن چه که در جهان خارج هست با دو تقسیم از یکدیگر جدا می شود آن گاه سهم
ذات اقدس اله و سهم غیر خدا معلوم می شود، آن گاه فایده ذکرالله روشن خواهد شد. به عبارت دیگر، با یک تقسیم
می گوییم هر چیزی یا کامل است یا ناقص، یا بد است یا خوب، یا خیر است یا شر، یانقص است یا کمال، این تقسیم اول، آن
چه که به شر و نفس و قبح و امثال آن برمی گردد که ساحت اقدس اله منزه از آن است که این اسما نقص را داشته باشد
مثل جهل و عجز و بخل و امثال آن.

اینها هیچ، میماند امور کمالی. تقسیم دوم این است که اینها که فی نفسه کمال اند یا محدوداند یا نامحدود اگر محدود
بودند بازذات اقدس اله مبرای از آن است که اینها را داشته باشد، اگرنامحدود شدند مال خدا می شود.

پس باید دو کار کرد: با یک تقسیم اشیا را به بد و خوب و زشت وزیبا و خیر و شر و حسن و قبیح و امثال آن تقسیم کرد
که آن چه که نقص است «کل ذلک کان سیئه عند ربک مکروها» نقص ها اصلا به خدای سبحان اسناد ندارد و کلمه سبوح
عهده دار این تقسیم اول است او سبوح است، او منزه از هر نقص است. وقتی مساله تسبیح تمام شد در تقسیم دوم نوبت به
تقدیس می رسد که او نه تنها سبوح است قدوس هم هست. قدوس است یعنی چه؟ یعنی این اموری که خیراندکمال اند،
شر و نقص که رفت این کمال مثلا علم دو قسم است: علم لا متناهی و متناهی، شجاعت متناهی شجاعت نامتناهی،
شجاعت کمال است ترس نقص است، نقص را با سبوح برطرف کردیم. اما این شجاعت که دو قسم است آیا خدای سبحان
دارای شجاعت متناهی است یانامتناهی در این جا نوبت تقدیس است که او قدوس است، قدوس یعنی خدای سبحان
مبرای از کمالات محدود است. پس شجاعت محدود، علم محدود، قدرت محدود، بخشش محدود هم رخت برمی بندد و
فقط کمالات نامحدود می ماند.

این دو تقسیم را از جمله مبارکه «له الاسماء الحسنی » که درهمین سه آیه قرائت شده می توان استفاده کرد. در این جا
فرمود:

«له الاسماءالحسنی » این حسنی مونث احسن است، احسن آن اکمل ازحسن است ; یعنی نه تنها خدای سبحان اسم قبیح
ندارد بلکه اسم حسن هم ندارد، آن چه برای خداست احسن است، شجاعت محدود نسبت به ضعف کمال است، ولی
شجاعت حسن است احسن از شجاعت محدودشجاعت نامحدود است علم نسبت به جهل کمال است، اما علم محدود،
حسن است و علم نامحدود احسن از علم محدود است. پس «له الاسماءالحسنی » پس احسن الاسماء می شود مال او، این
می شود قدوس.

گاهی ممکن است سبوح و قدوس مرادف هم یاد بشوند اما هنگام تحلیل،فرق قدوس و سبوح این است، لذا معمولا
تقدیس بعد از تسبیح ذکرمی شود: «نسبح بحمدک و نقدس لک »«سبوح قدوس »، اول بایدتسبیح باشد و بعد تقدیس. به
ما گفته اند چه در تسبیح و چه درتقدیس این ذکر را دائم داشته باشید، وقتی انسان دائما به یادکسی است که «له احسن »
اگر نترسد از خوف او و اگر شوق نداشته باشد حداقل انفعال هست ن

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.