پاورپوینت کامل استانداران حضرت علی (ع) در سرزمین مصر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل استانداران حضرت علی (ع) در سرزمین مصر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل استانداران حضرت علی (ع) در سرزمین مصر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل استانداران حضرت علی (ع) در سرزمین مصر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۶۸
امارت و لیاقت
حضرت علی (ع)، به تقاضای مردم که با اصرار زیادی توام بود، مقام خلافت را پذیرفت و نخست تصریح نمود که برنامه حکومتش،
طبق قرآن و سنت رسول الله (ص) خواهد بود و عدالت و قانون را بدون در نظر گرفتن ملاحظات یا اصطکاک با منافع هر طایفه و
گروهی اعمال می نماید; اکثریت مردم مصر به طور فعال به این انتخاب رضایت دادند و نمایندگانی از آنان، فعالانه برای عملی
شدن این برنامه تلاش کردند و از روی شوق و علاقه برخاسته از ایمان و اعتماد، با آن حضرت، بیعت کردند; هر چند معتقد بودند
خلافت برای آن حضرت از زمان رحلت رسول اکرم (ص) ثابت بود . دلیل اشتیاق مردم مصر در بیعت با نخستین امام، مبین این
واقعیت است که بر اثر کوشش صحابه حضرت رسول اکرم (ص) در این سرزمین، افکار عمومی جهت اصلاح امور، چرخش جدی
یافته و مصمم گردیدند که قوای خود را به سوی اسلام راستین سوق دهند; در واقع با نفوذ یاران باوفای حضرت علی (ع)، اوضاع به
گونه ای متحول شد که مردم مصر و شیعیان دیگر نقاط جهان اسلام متوجه شدند، تنها امیرمؤمنان (ع) می تواند به عنوان رهبر،
مورد قبول واقع شود و آرامش را در جامعه ایجاد کرده، از تحریفات امویان جلوگیری نماید و حقوق مظلومین را از ستمگران باز
پس گیرد .
پس از اینکه مردم در مسجد مدینه با مولای مؤمنان علی (ع)، بیعت کردند، آن بزرگوار رئوس برنامه های خویش را برای مردم
تشریح کرد و ضمن آنکه، حاکمان قبلی را ناحق و فاقد فضیلت خواند، وعده داد که نیکان و خوبان جایگاه راستین خویش را در
جامعه بیابند و سپس مردم را به تقوای الهی سفارش نمود (۱) فردای آن روز یعنی شنبه هیجدهم ذیحجه سال ۳۶ هجری، حضرت
به مسجد آمد و خطبه بسیار مهمی در خصوص برنامه های آینده خود که بر عدالت، فضیلت و شایستگی استوار بود، ایراد نمود و
همین خطبه موجب گردید که دنیاطلبان و مقام خواهان از وی کناره گیرند و برای آن امام همام مشکلاتی فراهم کنند . در
راستای اجرای این برنامه ها، در نخستین گام، حضرت، زمامداران عثمان را که در ایالات مختلف بودند، عزل نمود و امور حکومتی
را به دست افراد صالح و متدین واگذار کرد . (۲) روش حضرت با والیان قبلی این بود که، طی نامه ای به آنان می نوشت که از مردم
بیعت گیرند و چون تصمیم به برکناری یکی از آنان داشت، از وی می خواست به مرکز حکومت – مدینه و سپس کوفه – بیاید، که
بازگشت او، بیانگر تسلیم وی در برابر خلیفه مسلمین و بیعت مردم، بیانگر وفاداری اهالی آن منطقه نسبت به رهبر جامعه اسلامی
بود . در میان سرزمینهای تحت قلمرو حضرت علی (ع)، مصر برای ایشان به لحاظ سیاسی، اقتصادی و مسایل اجتماعی،
فوق العاده مهم بود; زیرا کشور مزبور در موقعیتی قرار داشت که هرگونه تحولی در آن بر دیگر نقاط افریقا اثر می گذاشت و از این
منطقه، دیگر نواحی افریقا، قابل نطارت و کنترل بود; همچنین مصر با مرکز حکومت امویان به رهبری معاویه، مرز مشترک
داشت و دشمنی که با حضرت بیعت نکرده، می توانست نقشه های شوم خود را در مصر نیز عملی سازد و توطئه هایی را در این
سامان به اجرا بگذارد; اهمیت سیاسی مصر در حدی بود، که معاویه به عنوان قلمرویی قدرتمند، از آن هراس داشت و نمی خواست
از این ناحیه تهدید شود; به همین دلیل کارگزاران حضرت علی (ع) که به مصر می آمدند را یا به شهادت رسانید یا آنکه با نیرنگ
مجبور به ترک این دیار می کرد; مصر به لحاظ اقتصادی نیز حائز اهمیت بود، سرزمین حاصلخیز; با محصولات متنوع; فعالیت های
بازرگانی; ارتباط با دیگر مکانهای مولد و نیز میزان مالیات قابل توجه، از خصوصیات ویژه اقتصادی مصر بود که نمی شد به سادگی
از آن گذشت، به همین دلیل عمروعاص گفته بود: در صورتی که امارت و جمع خراج این سرزمین توام باشد، معادل تشکیلات
خلافت است . یعنی به تنهایی با دیگر نواحی تحت حکومت اسلامی از نظر اقتصادی و میزان مالیات و خراج برابری می کند . مهمتر
از همه اینها، گرایش به شیعه در مصر در حال شکوفایی و جوانه زدن بود و کوشش های برخی صحابه، زمینه هایی را فراهم ساخته
بود که اکثر اهل این منطقه به علویان رغبت داشته و از امویان متنفر بودند: به همین دلیل مصریان در فروپاشی نظام خلافتی که
به امویان اقتداری موهوم داده بود، نقش فعالی داشتند و تا براندازی این تشکیلات پیش رفتند و این در حالی است که از مقر
حکومت خلیفه سوم تا مصر، فاصله زیادی بود . این ویژگی ها سبب گردید تا در نخستین ماههای خلافت، حضرت علی (ع) فرد
شایسته ای را برای استانداری مصر در نظر بگیرد; معیارهای حضرت برای یک کارگزار اسلامی، این بود که فرد مورد نظر، علاوه بر
دیانت و پارسایی، خوش سابقه و از خاندان های صالح باشد و به خاندان پیامبر اکرم (ص) علاقه نشان دهد و اغراض شخصی و
مقاصد دنیایی را با فرمانروایی خود در نیامیزد، همچنین بتواند منطقه مهمی چون مصر را که با این همه تحولات و برخی
مشکلات روبرو است به نحو مطلوب، خیرخواهانه و خداپسندانه اداره کند و ضمن اجرای احکام اسلامی و پیروی از فرامین رهبری
جامعه اسلامی، مصالح مردم را در نظر داشته و به خواسته های منطقی، اصولی و بر حق آنان رسیدگی کند و تکلیف های مشقت زا
و کمرشکن برایشان در نظر نگیرد . حضرت علی بن ابی طالب (ع) افرادی را که برای امارت مشخص می نمود، تا زمانی به این
سمت منصوب بودند که از دستورات قرآن و موازین دینی، پیروی کنند و رعایت حال مردم و خصوصا محرومان و بینوایان را
بنمایند; در صورتی که جز این، رفتار می کردند، برکنار می شدند; به مردم نیز توصیه می نمود دستورش را اطاعت کنید و اگر
درمیان شما بدعتی پدید آورد یا از مسیر حق منحرف شد او را از حکومت عزل می کنم; در برخی مواقع، حضرت، والی را به مرکز
فرمانروایی فرا می خواند و از او گزارش کار می خواست و دقیقا اعمال و رفتارش را ارزیابی می کرد . هنگام اعزام استانداران، حضرت
برایشان دو مکتوب تنظیم می کرد; در نامه نخست آنها را به این سمت منصوب می کرد و دستورات لازم را که باید مراعات کنند و
سیاستی را که لازم است در پیش گیرند به آنها یادآوری می نمود; دومین نامه را خطاب به مردم آن منطقه می نوشت و حاکم
جدید را به آنان معرفی می کرد و دستوراتی را که به وی داده و او می بایست اجرا نماید، یادآور می شد . با توجه به اینکه مصر از
مناطق حساس و راه بردی بود، کارگزار تعیین شده برای این سرزمین، از اختیارات قابل توجهی برخوردار بود; اقامه نماز عبادی
سیاسی جمعه; برپایی نماز جماعت; قضاوت; فرماندهی لشگر و اداره امور آن ناحیه، به عهده این استانداران بود . (۳)
نخستین کارگزار
برخی مورخان، «محمد ابن ابی حذیفه » را نخستین والی مصر می دانند که از سوی حضرت علی (ع) به این سمت گماشته شد «ابن
اثیر» خاطر نشان نموده که وی به هنگام کشته شدن سومین خلیفه، در مصر به سر می برد و به شهر مسلط بود و با اعزام «قیس بن
سعد» از جانب حضرت علی (ع) عزل گردید، مقام این شخص در نزد شیعیان و نیز اینکه برخی گفته اند قیس بن سعد پس از جنگ
جمل به مصر رفته; موجب شده که در منابعی او را به عنوان کارگزار مصر از جانب مولای متقیان معرفی کنند . «مقریزی » این نظر
را پذیرفته که محمد بن ابی حذیفه حدود یک سال در عصر خلافت امام اول شیعیان، استاندار سرزمین مذکور بوده است وی ورود
قیس بن سعد را به منطقه مصر، ابتدای ربیع الاول سال سی و هفتم هجری دانسته است (۴) اما باید گفت که بر اساس پاره ای
پژوهش ها و قرائن تاریخی، قیس، جزء اولین کارگزاران حصرت علی بود که درماه صفر، عازم مصر شد و از نامه ای که آن حضرت
خطاب به مصریان نوشته، می توان دریافت که قبلا کسی را به عنوان والی این ولایت، تعیین نکرده بود; زیرا قیس از مردم مصر
برای حضرت علی (ع) بیعت گرفت; از
سوی دیگر با توجه به موقعیت سیاسی – اجتماعی مصر، بعید به نظر می رسد که امیرمؤمنان در حدود یک سال، مردم این سامان
را فراموش کند و از آنان بیعت نگیرد . با این وجود «عباسقلی خان سپهر» در کتاب «ناسخ التواریخ » یادآور شده که محمد بن ابی
حذیفه پس از قتل عثمان، عقبه بن عامر جهنی را که قائم مقام عبدالله بن ابی سرح در مصر بود از این کشور اخراج کرد و خود
فرمانروای مصر شد . مرحوم حاج شیخ عباس قمی که این مطلب را از ناسخ التواریخ نقل نموده (۵) در اثر دیگر خود تصریح
می نماید که محمد بن ابی حذیفه استاندار حضرت علی (ع) در مصر بود . (۶) قبل از او، شیخ طوسی این نکته را در کتاب رجال
خود آورده است . (۷) «ابن اثیر» می نویسد: عمروعاص پس از نبرد صفین، روانه مصر گشت و محمد بن ابی حذیفه او را دیدار کرد و
سپاهی برای رزم در برابرش آراست . چون عمرو وفور سپاه او را مشاهده کرد، پیک و پیام به نزد وی فرستاده و این دو با هم ملاقات
کردند و جلسه ای تشکیل دادند، عمرو با حالتی توام با حیله گری، لب به سخن باز کرد و به ابن ابی حذیفه گفت: حوادثی رخ داده
که می بینی و من با معاویه بیعت کرده ام، اما از بسیاری کارهایش ناخرسند هستم و نیک می دانم که رهبر تو یعنی علی (ع) از
معاویه برتر است و جانی پاکیزه تر و سابقه ای بیش تر دارد و به این کار سزاوارتر است; پیشنهاد می کنم که من و تو، بدون سپاه با
یکدیگر ملاقاتی داشته باشیم، تو با صد مرد جنگی بیایی و من با صد رزم آور که البته اینها نیز شمشیرهای خود را در نیام گذاشته
باشند . ابن ابی حذیفه پذیرفت و آن دو، بر این شرط پیمان بستند و متفق گردیدند تا چنین کنند عمرو به نزد معاویه برگشت و
نقشه شوم خویش را به وی گزارش داد; چون موعد مقرر فرارسید هر کدام با صد مرد جنگی به سوی یکدیگر رفتند تا در قرارگاه
مشخص، همدیگر را ملاقات کنند; اما عمروعاص در پشت سر خود سپاهی گذاشت تا چگونگی کارش را کنترل کند و مراقب اوضاع
باشد، چون در «عریش » دیدار آنان صورت گرفت، لشکری مسلح به حمایت از عمروعاص فرا رسید و محمد بن ابی حذیفه دانست
که وی از راه نیرنگ و تزویر وارد شده است . پس به درون کاخ عریش رفت و در دژی اقامت گرفت عمرو عاص وی را محاصره کرد و
این وضع را ادامه داد تا آنکه محمد را گرفتار کرد و وی را نزد معاویه فرستاد و او ابن ابی حذیفه را محبوس نمود . دختر «قرظه » زن
معاویه که دختر عموی محمد بن ابی حذیفه بود و مادرش فاطمه هم دختر عتبه بن ربیعه (پدر بزرگ محمد بن ابی حذیفه) بود
برای این زندانی، خوراک تهیه می کرد و به نزدش می فرستاد; یک روز همراه با مواد غذایی آهن برهایی برای خویشاوند دربند خود
فرستاد تا به کمک آنها خود را برهاند، محمد با این وسیله زنجیرها را برید و گریخت و پنهان گشت و به غاری پناه برد تا آنکه او را
گرفتند و کشتند . (۸) با این وصف می توان گفت، محمد بن ابی حذیفه کارگزار حضرت علی (ع) بود که با توطئه عمرو عاص
دستگیر شده و به شهادت رسیده است .
کیاست و فراست
مصر به دلیل برخورداری از بنادری چون اسکندریه، به دریای روم (مدیترانه) و حکومت «بیزانس » راه داشت و یکی از پادگانهای
مهم نظامی جهان اسلام، یعنی «فسطاط » در آنجا بود; همچنین مجاور فلسطین و شام واقع شده بود که در صورت برخورداری از
حاکمیت مقتدر، می توانست تهدیدی علیه امویان باشد، همچنین عایدات فراوان آن، می توانست پایه اقتصادی حکومت اسلامی را
تقویت کند; از این جهت حضرت علی (ع) یکی از فضلای صحابه رسول اکرم (ص) را که از انصار و قبیله خزرج بود و در امور سیاسی
و اجتماعی از کیاست و فراست ویژه ای برخوردار بود و در جنگ های گروهی و تن به تن و نیز امور نظامی، مهارت داشت، در ماه
صفر سال ۳۶ هجری (اوت ۶۵۶ میلادی) به استانداری مصر منصوب کرد، وی «قیس بن سعد» نام داشت که پرچم دار انصار در
کنار خاتم پیامبران و مردی نیک اندیش و استوار به شمار می آمد و از مشاوران مورد اعتماد حضرت علی (ع) محسوب می گردید .
امام، طی بیاناتی خطاب به وی فرمود: به سوی مصر عزیمت نما که تو را به حکومت آنجا گماشتم . اینک بیرون دروازه مدینه برو و
افراد مورد وثوق و کسانی را که مایلی همراهت ببری جمع کن و با سپاهی مقتدر، بدان صوب روانه شو، که این سازماندهی برای
دشمنان تو هراس و خوف بیشتر به بار می آورد و دوستانت را ارجمندتر می سازد; به نیکوکاران احسان نما و بر افراد بدگمان،
سخت بگیر و با توده مردم و خواص آنان، به نرمی رفتار کن، که مدارا و نرمش، ثمرات خوبی دارد و مهربانی و خوش خویی با
فرخندگی توام است . قیس عرض کرد: ای امیرمؤمنان (ع)، آنچه فرمودید، فهمیدم; اما سپاه را برای شما باقی می گذارم و اگر این
کار، منوط به آن باشد که لشکری را به مصر بکشانم، هرگز بدانجا نروم! این نیروهای نظامی، اگر در اختیارتان باشد، سودمندتر
است; زیرا هرگاه به آنان نیاز پیدا کردید، آماده اند و اگر خواستی آنان را به سویی گسیل داری در خدمتگزاری و ادای وظیفه، مهیا
هستند و من، خود به همراه خانواده ام به مصر می روم، اما آنچه در مورد مدارا و احسان سفارش فرمودی، در مورد مصریان انجام
می دهم و از خداوند متعال در این باره استعانت می طلبم .
قیس همراه هفت نفر از افراد خاندان خویش، مدینه را به قصد مصر ترک کرد و چون به این سرزمین رسید به مسجد رفت و
فرمان داد تا نامه ای را که با خود داشت برای مردم بخوانند; در آن نامه چنین آمده بود: از بنده خدا امیرمؤمنان (ع) به هر کدام از
مسلمین که این مکتوب بر او ابلاغ گردد; سلام بر شما باد . نخست همراه شما پروردگاری را که جز او خدایی نیست ستایش می کنم
. اما بعد; خداوند متعال با تدبیر و قضای خود و گزینه پسندیده خویش، اسلام را دین خود وفرشتگان و پیامبران قرار داد و رسولان
را بدان منظور به سوی بندگان گسیل فرمود; از جمله اموری که خداوند این امت را بوسیله آن، گرامی داشته و فضیلت را ویژه او
گردانیده است اینکه، محمد (ص) را برای آنان مبعوث فرمود و او به ایشان کتاب، حکمت، سنت و فرایض را آموخت و آنان را تربیت
کرد که هدایت یابند و جمع کرد تا پراکنده نشوند و پاکیزه شان ساخت تا مطهر گردند و چون آنچه را در این باره بر عهده اش بود
انجام داد، خدایش او را به سوی خویش باز گرداند . درود، رحمت و رضوان خداوند بر او باد; آنگاه مسلمانان پس از او، دو امیر را به
خلافت برگزیدند و آن دو به کتاب و سنت عمل کردند و درگذشتند . خدایشان رحمت کناد . پس از آن دو، حاکمی به حکومت
رسید که بدعت ها پدید آورد و امت نخست فرصت اعتراض یافتند و خروشیدند و پس از آن خشم گرفتند و تغییرش دادند، آنگاه با
من بیعت کردند و من از پیشگاه خداوند، طلب هدایت می کنم و برای پرهیزگاری، از او یاری می جویم; همانا برای شما بر عهده ما،
عمل به قرآن و سنت رسول اکرم (ص) و قیام به حق آن و خیرخواهی برای شما در غیاب شماست و در آنچه برخلاف گویید از
خداوند یاری می طلبم و خدای ما را بسنده و بهترین کارگزار است، همانا «قیس بن سعد بن عباده » را به امیری شما فرستادم، با او
همکاری کنید و او را بر حق یاری دهید . وی را فرمان دادم تا با خوبان نیکی کند و با آشوبگران به مقابله برخیزد و با عوام و خواص
مدارا نماید، او از کسانی است که روش او را می پسندم و به صلاح و خیراندیشی او امیدوارم; از بارگاه خداوند برای خود و شما عمل
پاک و پاداش بزرگ و رحمتی وسیع مسالت می دارم و سلام و رحمت و برکات الهی بر شما باد .» (۹)
این نامه را «عبدالله بن ابی رافع » در ماه صفر سال سی و ششم هجری نگاشت; چون نامه حضرت علی (ع) برای مصریان خوانده
شد، قیس بن سعد بن عباده برای خطبه برخاست; نخست ستایش و نیایش خداوند را بر زبان آورد و سپس افزود: «حمد
پروردگاری را که حق را بیاورد و باطل را نابود کرد و ستمگران را منکوب نمود; ای مردم مصر! ما با بهترین کسی که پس از پیامبر
خویش می شناختیم، بیعت کردیم اینک برخیزید و با شرط عمل به کتاب خدا و سنت پیامبرش، بیعت کنید و اگر ما به کتاب خدا
و سنت نبوی عمل نکردیم، ما را بر گردن شما بیعتی نخواهد بود .» (۱۰)
مصلحت و مدارا
پس از پایان یافتن سخنرانی قیس بن سعد، مردم از جای خود برخاستند و با هیجان و شور و شوق بیعت کردند . فرمانداران
مناطق دیگر و حومه مصر، همراه افرادی که در آن اجتماع حضور یافته بودند در مقابل استاندار حضرت علی (ع)، سر تعظیم فرود
آوردند و امور این سرزمین سامان یافت . قیس، نمایندگانی برای بررسی اوضاع دیگر نقاط مصر فرستاد، تا میزان اطاعت و
فرمانبری این نواحی را مورد بررسی قرار دهند، تنها جایی که نماینده قیس مصلحت ندید در آنجا حضور یابد دهکده ای بود به نام
«خربتا» که مردم آن کشته شدن عثمان را گناهی نابخشودنی می دانستند و به همین دلیل برایشان، بیعت با حضرت علی (ع) و
نماینده اش سخت بود . مردی از «بنی کنانه » و «بنی معلج » که «یزید بن حارث » نام داشت و در آن آبادی به سر می برد توسط
شخصی به قیس پیام داد که ما به حضورت نمی آییم، اما می توانی عاملان خویش را بفرستی چون اختیار این ناحیه را داری، ولی ما
را به حال خویش آزاد بگذار تا بنگریم کار مردم به کجا می انجامد . در این میان «محمد بن مسلمه بن مخلد بن صامت انصاری »
قیام کرد و خبر کشته شدن عثمان را برای اهالی آن دیار بازگو کرد; و از آنان خواست تا برای خونخواهی خلیفه سوم، اقدام کنند;
قیس برایش پیام داد: وای بر تو آیا بر من شورش می کنی، به خدا سوگند دوست نمی دارم در قبال ریخته شدن خون تو،
فرمانروایی مصر و شام از من باشد; خون خویش را حفظ کن . مسلمه بن مخلد پیغام داد: تا هنگامی که تو والی مصر باشی من از
قیام بر ضد تو امتناع می کنم . قیس بن سعد بن عباده انصاری مردی خردمند و دوراندیش بود و به کسانی که کناره گیری کرده
بودند، پیام فرستاد که شما را ناگزیر به بیعت نمی کنم و به حال خویش رها می سازم و از طریق مسالمت و مدارا وارد می شوم و
دست از شما باز می دارم و بدین منوال با مسلمه بن مخلد مدارا کرد و به گردآوری خراج پرداخت و هیچ کس با او ستیزه نکرد . (۱۱)
این شخص (فرزند مخلد) در سن چهار سالگی به حضور رسول اکرم (ص) رسیده بود و بعد در فتح مصر شرکت نمود و آنجا
سکونت اختیار کرد . (۱۲)
برخی مورخان گفته اند: قیس به مخالفان و خصوصا مردم خربتا پیام داد که اگر شورش نکنید من از پیکار با شما چشم می پوشم;
بدین شرط که در فرمانروایی من و پرداخت خراج تاخیری رخ ندهد، آنان پذیرفتند; بدین ترتیب اوضاع مصر آرام گردید و قیس
پس از اطمینان و استقرار کامل طی نامه ای برای حضرت علی (ع) ماجرای خویش با مصریان را گزارش داد; علی (ع) که از سازش
با شورشیان ناخرسند بود و از مکر و نیرنگ اجتناب می کرد، در پاسخ گزارش قیس، نوشت که باید با آشوبگران به مقابله برخیزد تا
بیعت کنند و اگر نپذیرفتند طی پیکاری، آن مخالفان را سرکوب نماید . این نامه، حداکثر پس از یک ماه به دست قیس رسید، او
که تا حدودی طرفدار آرامش بود و نمی خواست در قلمرو حکومتش تنش و تشنجی پیش آید، از لحن نامه حضرت متاثر شد و در
پاسخ آن، چنین نگاشت: «ای امیرمؤمنان (ع) موجب شگفتی است که با قومی که دست از تعرض برداشته اند و درصدد فتنه و
آشوب نمی باشند پیکار کنم و بر آنان سخت بگیرم و تندی کنم;
زیرا این امر سبب می گردد که آنان، به حمایت از دشمنان ما برخیزند و یا به آنان ملحق شوند; اگر امکان دارد پیشنها
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 