پاورپوینت کامل فرهنگ علوی ۷۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل فرهنگ علوی ۷۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل فرهنگ علوی ۷۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل فرهنگ علوی ۷۱ اسلاید در PowerPoint :

۱۰

در مقاله گذشته سه نکته از سیرت علوی (ع) در مسیر صفین تا آغاز نبرد مورد بحث قرار گرفت . به یاری خداوند در این مقاله
برخی دیگر از این نکات را در این راستا مورد بحث قرار می دهیم!

۴ – سخن گفتن با زبان قرآن

«قرآن » کتاب زندگی است و اسلام آن را برای حضور در متن زندگی می خواهد نه در حاشیه و امور تشریفاتی . اسلام می خواهد که
قرآن قانون اساسی حکومت باشد . اسلام می خواهد قرآن برنامه یک مسلمان از ولادت تا وفات باشد . اسلام بر آن است که «فرهنگ
قرآن » فرهنگ رایج جامعه اسلامی باشد; با قرآن سخن بگویند، با قرآن نامگذاری کنند، با قرآن آداب زندگی را شکل دهند، با
قرآن روابط اجتماعی را تنظیم کنند و . . . ; مجموع اینها می شود «فرهنگ قرآن » .

امام علی (ع) در مسیر صفین وقتی به نقطه ای به نام «قبه قبین » رسید و چشمش به نخلهای بلندی افتاد که در کنار معبد یهود
در پشت نهر قرار داشت این آیه را خواند:

«و النخل باسقات لها طلع نضید .»

و (۲)

ترجمه دو آیه چنین است: و از آسمان آبی پربرکت فرستادیم و به وسیله آن باغها و دانه هایی را که درو می کنند رویاندیم و
همچنین نخلهای بلند قامتی را که میوه های متراکم دارند .

«حب الحصید» اشاره به حبوباتی همچون جو، گندم و مانند آن است .

«باسقات » جمع باسقه به معنی مرتفع و بلند است .

«طلع » به ثمره درخت خرما در آغاز ظهور گفته می شود .

«نضید» به معنای متراکم است . مخصوصا خوشه های درخت خرما هنگامی که در درون غلاف قرار دارند، کاملا روی یکدیگر سوار و
متراکم هستند و زمانی که از غلاف بیرون می آیند بسیار اعجاب انگیزاند . این یک نمونه از سخن گفتن با قرآن در سیرت مولا
است .

در مورد دیگر، در همین مسیر به شهرک «بهرسیر» رسید که در آنجا آثاری از «کسری » – شاهان سابق ایران – باقی مانده بود . در
این هنگام یکی از یاران امام که نامش «حربن سهم » بود به این آثار نگریست و شعری از «ابوجعفرتمیمی » خواند که:

«جرت الریاح علی مکان دیارهم

فکانما کانوا علی میعاد»

بادها بر آثار باقی مانده سرزمینشان وزیدن گرفت (و چیزی جز صدای باد در میان قصر آنها به گوش نمی رسد) ; گویی آنها همگی
وعده گاهی داشتند و به سوی وعده گاهشان شتافتند .

امام (ع) فرمود: چرا این آیات را تلاوت نکردی:

«کم ترکوا من جنات و عیون و زروع و مقام کریم و نعمه کانوا فیها فاکهین کذلک و اورثناها قوما آخرین فما بکت علیهم السماء
والارض و ما کانوا منظرین » (۳)

چه بسیار باغها و چشمه هایی که از خود برجای گذاشتند و زراعتها و قصرهای جالب و گران قیمت و نعمتهای فراوان دیگر که در
آن متنعم بودند . این چنین بود ماجرای آنها! و ما اینها را میراث برای اقوام دیگری قرار دادیم . نه آسمان بر آنها گریست و نه زمین،
و نه به آنها مهلتی داده شد!

این سیرت نیز گویای آن است که باید اصل تلاش را بر گسترش فرهنگ قرآنی گذارد و از مفاهیم بلند قرآنی در مکالمات بهره
جست، و باید تربیت یافتگان مکتب علوی تلاش کنند که با این فرهنگ مانوس شده و زندگی خود را با این صبغه بیارایند . «از
«ابوالقاسم قشیری » نقل شده که در بادیه زنی را تنها دیدم گفتم کیستی ؟ جواب داد: «و قل سلام فسوف تعلمون » . (۴) و بگو سلام
پس زود است که بدانند . از قرائت آیه فهمیدم که می گوید اول سلام کن، سپس سؤال کن که سلام علامت ادب و وظیفه وارد بر
مورود است .

به او سلام کردم و گفتم در این بیابان آن هم تنها چه می کنی؟ پاسخ داد:

«من یهدالله فما له من مضل .» (۵) هر که را خدا هدایت کند، گمراه کننده ای ندارد .

از آیه شریفه دانستم راه را گم کرده، ولی برای یافتن مقصد به حضرت حق جل و علا امیدوار است .

گفتم جنی یا آدم ؟ جواب داد:

«یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد .» (۶) ای فرزند آدم زینت خود را به هنگام رفتن مسجد با خود بردارید .

از قرائت این آیه درک کردم که از آدمیان است .

گفتم از کجا می آیی ؟ پاسخ داد: «ینادون من مکان بعید» (۷)

آنها همچون کسانی هستند که گویی از راه دور صدا زده می شوند .

از خواندن این آیه پی بردم که از راه دور می آید .

گفتم کجا می روی؟ جواب داد:

«و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا .» (۸)

و برای خدا حج آن خانه بر عهده مردم است; برای آنها که توانایی رفتن به سوی آن را دارند .

فهمیدم قصد خانه خدا دارد .

گفتم چند روز است حرکت کرده ای؟ پاسخ داد:

«و لقد خلقناالسماوات والارض و ما بینهما فی سته ایام .» (۹)

ما آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است را در شش روز (شش دوران) آفریدیم .

فهمیدم شش روز است که از شهر خود حرکت کرده و به سوی مکه معظمه می رود .

پرسیدم غذا خورده ای؟

جواب داد:

«و ما جعلناهم جسدا لایاکلون الطعام .» (۱۰)

و آنان را جسدی که غذا نخورند قرار ندادیم .

پی بردم که در این چند روز غذا نخورده، به او گفتم عجله کن تا ترا به قافله برسانم جواب داد:

«لایکلف الله نفسا الا وسعها .» (۱۱)

خداوند هیچ کس را جز به قدر توانایی اش تکلیف نمی کند .

فهمیدم که به اندازه من در مساله حرکت و تندروی قدرت ندارد . به او گفتم بر مرکب من در ردیف من سوار شو تا به مقصد برویم .
پاسخ داد:

«لو کان فیهما آلهه الا الله لفسدتا» (۱۲)

اگر در آنها جز خدا خدایانی دیگر وجود داشت فاسد می شدند (و نظام جهان به هم می خورد) .

معلومم شد که تماس بدن زن و مرد در یک مرکب موجب فساد است . به همین خاطر از مرکب پیاده شدم و به او گفتم: شما به
تنهایی بر مرکب سوار شو! چون بر مرکب قرار گرفت گفت:

«سبحان الذی سخر لنا هذا و ما کنا له مقرنین » (۱۳) پاک و منزه است کسی که این را برای ما رام کرد و گرنه ما را یارای رام ساختن
آن نبود!

چون این آیه را قرائت کرد فهمیدم در مقام شکر حق برآمده و از عنایت خداوند عزیز سخت خوشحال است .

وقتی به قافله رسیدیم گفتم: در این قافله آشنایی داری ؟ جواب داد:

«و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل .» (۱۴)

و محمد (ص) جز فرستاده ای که پیش از او هم پیامبرانی آمده و گذشته اند، نیست .

«یا یحیی خذالکتاب بقوه .» (۱۵)

ای یحیی کتاب خدا را با قوت بگیر .

«یا موسی انی انا الله . . .» (۱۶)

ای موسی منم من خداوند . . .

«یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض .» (۱۷)

ای داود ما ترا در زمین جانشین گردانیدیم!

از قرائت این چهار آیه دانستم که چهار آشنا به نامهای محمد و یحیی و موسی و داود در قافله دارد .

چون آن چهار نفر نزدیک آمدند این آیه را خواند:

«المال و البنون زینه الحیوه الدنیا . . .» (۱۸)

مال و پسران زیور زندگی دنیایند .

فهمیدم این چهار نفر پسران اویند . به آنان گفت:

«یا ابت استاجره ان خیر من استاجرت القوی الامین .» (۱۹)

پدرم ! او را استخدام کن چرا که بهترین کسی است که استخدام می کنی هم نیرومند است و هم امین .

از قرائت این آیه فهمیدم که به فرزندانش می گوید به این مرد زحمت کشیده مزد بدهید .

چون فرزندانش به من مقداری درهم و دینار دادند و او حس کرد کم است، این آیه را خواند:

«و الله یضاعف لمن یشاء .» (۲۰)

و خداوند برای هر کس که بخواهد آن را چند برابر می کند .

یعنی به او مزد اضافه بدهید .

از وضع آن زن سخت به تعجب آمده بودم، به فرزندانش گفتم: این زن با کمال که نمونه او را ندیده بودم و نشنیده بودم کیست ؟
جواب دادند: ای مرد این زن حضرت فضه خادمه حضرت زهرا – سلام الله علیها – است که بیست سال است خارج از قرآن سخن
نگفته است .» (۲۱)

تربیت شدگان مکتب علوی و فاطمی این چنین اند; در عصر ما نیز نابغه خردسال جمهوری اسلامی جناب «سید محمد حسین
طباطبایی » چهره قرآنی معاصر است که فرهنگ زندگی اش قرآنی است . حفظه الله ان شاءالله!

۵ – داستان راهب

هنگامی که امام (ع) به سرزمین «رقه » رسید و در کنار فرات فرود آمد، راهبی که در آنجا در صومعه خود زندگی می کرد به حضور
آن حضرت رسید و گفت: صحیفه ای به وراثت از پدران ما به دست ما رسیده که آن را یاران مسیح نوشته اند . و من آن را آورده ام تا
برای شما بخوانم; سپس آن را به شرح زیر قرائت کرد:

«به نام خداوند بخشاینده مهربان; خدایی که در گذشته مقدر کرده و نوشته است که در میان مردمانی درس ناخوانده پیامبری را
برانگیزد که آنان را کتاب و حکمت آموزد و به راه خدا هدایت کند; پیامبری که نه خشونت در گفتار دارد و نه سنگدل است و نه
اهل فریاد در بازار است . او بدی را با بدی مجازات نمی کند بلکه می بخشد و گذشت می کند . پیروان او ستایشگران خدا هستند که
در هر نقطه بلندی و در هر بالا رفتن و فرودآمدنی خدا را ثنا می گویند; زبان آنان به گفتن تهلیل و تکبیر روان است . خدا او را بر
دشمنان پیروز می گرداند .

آنگاه که خدا او (پیامبر) را بگیرد، امت وی دو دسته می شوند، ولی دو مرتبه متحد می گردند و مدتی به همین حالت می ماند، ولی
باز دو دسته می شوند . پس مردی از امت او از ساحل این فرات می گذرد، او فردی است که امر به معروف و نهی از منکر می کند، به
حق قضاوت می نماید، در امر داوری رشوه نمی پذیرد، دنیا در نظر او از خاکستری که در مسیر تندباد قرار گیرد بی ارزش تر است و
مرگ برای او از نوشیدن آب برای تشنه گواراتر می باشد . در نهان از خدا ترسان است و در آشکار برای خداوند خیرخواهی دارد، در
راه خدا از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسد .

هر کس از اهل این منطقه آن پیامبر را درک کند و به او ایمان آورد، پاداش او رضای من و بهشت است و هر کس این بنده صالح را
درک کند باید او را یاری رساند که کشته شدن در راه او شهادت است .»

وقتی راهب از خواندن آن صحیفه فارغ شد افزود: من از حالا در خدمت شما هستم و از شما جدا نمی شوم تا آنچه به شما رسید به
من نیز برسد .

امام (ع) با مشاهده این حالت گریست و فرمود: سپاس خدا را که مرا از فراموش شدگان قرار نداد! ستایش خدا را که مرا در
کتابهای نیکوکاران یاد کرد!

راهب از آن هنگام پیوسته در رکاب امام (ع) بود تا آنکه در جنگ صفین به شهادت رسید . امام بر جنازه او نماز گذارد و او را به
خاک سپرد و فرمود . «هذا منا اهل البیت » این مرد از ما اهل بیت است و از آن پس کرارا برای او طلب آمرزش می کرد .» (۲۲)

از این قطعه از تاریخ چند نکته استفاده می شود:

۱ – آنکه برخی از عالمان مسیحی و وارستگانشان زمینه خوبی برای پذیرش حق داشتند و به مجرد دیدن نشانه های آن تسلیم
می شدند; بر خلاف بسیاری از یهودیها که ضرب المثل لجاجت بودند و با آنکه حتی ریزه کاریهای خصوصیات پیامبر را می شناختند
و همانگونه که فرزندانشان را می شناختند به

طور دقیق پیامبر را هم می شناختند، در عین حال به خاطر کامروایی دنیایی منکر حضرت می شدند:

«و لما جاءهم کتاب من عندالله مصدق لما معهم و کانوا من قبل یستفتحون علی الذین کفروا فلما جاءهم ما عر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.