پاورپوینت کامل حضرت علی (ع) و مردم مصر ۷۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل حضرت علی (ع) و مردم مصر ۷۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حضرت علی (ع) و مردم مصر ۷۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل حضرت علی (ع) و مردم مصر ۷۶ اسلاید در PowerPoint :

۴۱

نیرنگ کمرنگ

مصریان که به تصور خویش، موفق شده بودند، خوشحال و خرم بازگشتند . چون سه منزل راه رفتند در اثنای راه در منزلی فرود
آمدند، ناگهان غلامی سیاه را مشاهده کردند که بر شتری نشسته و با عجله ای و با حالتی مضطرب به سوی مصر روان است . چون
مصریان از وی خواستند سخن راست گوید، گفت: غلام عثمان هستم پیامی از سوی خلیفه برای والی مصر دارم . گفتند امیر مصر
با ماست تو کجا می روی؟ جواب داد با آن امیری که همراه شماست کاری ندارم . پس او را از شتر خویش فرود آوردند و مورد
بازجویی قرار دادند . گفت پیامی سری برای عبدالله بن ابی سرح دارم، گفتند نوشته ای هم داری؟ گفت: نه . لباس و وسایل وی را
کاوش کردند، اما هیچ نیافتند . یکی از مصریان که نامش «کنانه بن بشر» بود، گفت فکر کنم در ظرف آبش که از شتر آویخته
نامه ای باشد، همراهان چون ظرف آب را شکافتند لوله مسین را مهر و موم کرده دیدند که در آن نامه ای بدین مضمون یافتند:
بسم الله الرحمن الرحیم عبدالله عثمان به عبدالله بن ابی سرح می نویسد و فرمان می دهد که چون عمرو بن بدیل خزاعی به مصر
رسید او را دستگیر کن و گردنش را بزن . عبدالرحمن بن عدیس و کنانه بن بشر را دست و پای قطع کن و بگذار تا در خون خود
غوطه خورند و بمیرند . آنگاه پیکرشان را از درختان خرما بیاویز و منشور محمد بن ابی بکر را که از من به دست دارد مورد توجه
قرار نده و اگر می توانی از راه حیله او را بکش . با آرامش به سر کار خویش باش و بیم به دل راه مده و در مصر به مراد خاطر
حکومت کن . وقتی معاریف مصر این نامه را خواندند از عهد عثمان شگفت زده شدند پس به مدینه برگشتند و در مجمع عام و
خاص آن نامه را بخواندند . مستمعین از پیمان شکنی خلیفه در خشم شدند و کینه اش را به دل گرفتند . قبیله «بنی غفار» که به
دلیل اعتراض به تبعید ابوذر در آنجا حضور داشتند نزد حضرت علی (ع) رفتند و نامه مزبور را به آن حضرت دادند امام چون متن
آن را خواند در بحر حیرت غوطه ور گردید، همان لحظه نزد عثمان آمد و نامه را پیش او انداخت . عثمان مطالعه کرد، حضرت به
وی فرمود: نمی دانم در مورد تو چه بگویم مرا فراخواندی و التماس کردی که رضایت مصریان را بدست آورم پس قبول کردم و با
اصرار و تقاضا آنان را راضی کردم و نقار و غباری که بین تو و آنان بود برطرف کردم و این کار تباه شده را به اصلاح آوردم . مرا
ضامن گردانیدی و قولت را پذیرفتم . مصریان به خاطر ضمانت من برنوشته تو اعتماد کردند و با دلی قوی و خاطری آسوده روی
به وطن خود نهادند . پنداشتم که این کدورت و غبار فرونشست و مسلمانان از محنت و منازعه رهایی یافتند، چرا مرتکب این فعل
ناموزون و تدبیر آکنده از حیله و مکر شده ای و چنین نامه ای نوشته ای؟ ! عثمان گفت: ای اباالحسن! به خدای عزوجل سوگند که
این نامه را ننوشته و کسی را به نوشتن آن وادار نکرده و آن غلام را نگفته ام که به مصر رود . حضرت فرمود: عجیب است که غلامی
بر شتری سوار می شود و نامه ای با خط و مهرت به سوی مصر می برد ولی از آن خبر نداری! عثمان پاسخ داد: «سخن راست همان
است که گفتم و احتمال جعل وجود دارد و فکر کنم کاتب و دبیرم بدون اذن و اجازه ام چنین کرده است » حضرت فرمود: «چنین
حرکتی دلیل بر ضعف توست و هرچه صلاح می دانی انجام ده و سپس از نزد عثمان بیرون آمد .» آنان که گرد سرای خلیفه اجتماع
کرده بودند، چون نامه را مشاهده کردند فهمیدند که خط مروان دبیر عثمان است که با انگشتری که وی نامه ها را مهر می کرد و
در دستش بود آن را ممهور نموده است . (۱) مصریان گفتند: ای خلیفه چنین گستاخانه با تو رفتار می کنند و برده ات را نزد
کارگذارت می فرستند که به کارهای وحشتناک و آمیخته به جنایت دست یازد و تو اظهار بی اطلاعی می کنی .

اگر دروغ می گویی که سزاوار است از خلافت مسلمین کناره گیری کنی، زیرا به ناروا فرمان کشتن تنی چند از مهتران ما را داده ای
و اگر به راست سوگند خورده ای باز مستحق عزل از مقامت هستی زیرا نمی توانی این کار را به پای داری و از آن گذشته مردی
ناآگاهی و از افراد پلید و تبهکار که پیرامونت هستند و در دستگاهت نفوذ کرده اند، خبر نداری . پس بر کنار شو که شایستگی
چنین مسؤولیت سنگینی را نداری . عثمان گفت: «پیراهنی که خداوند بر تنم پوشانیده بیرون نمی آورم ولی به سویش باز می گردم
و از تبهکاری دست بر می دارم .» مصریان خاطرنشان ساختند: اگر نخستین بار بود که به سوی خداوند بازمی گشتی و توبه
می کردی و آمرزش خواهی می نمودی می پذیرفتیم، ولی ما مشاهده می کنیم که چندین بار اظهار ندامت کرده ای و باز
خرابکاری ها و خلافکاری ها ادامه دارد . اگر یاران و کسان تو ما را باز دارند، با آنان می جنگیم تا خود را به تو برسانیم و باز نگردیم تا
تو را برکنار کرده یا بکشیم یا آنکه خود کشته شویم . مصریان عثمان را محاصره کردند او برای معاویه و عبدالله بن عامر و
فرماندهان ارتش نامه نگاشت و ایشان را به یاری خواند و خواستار شتاب در این کار شد . اما معاویه درنگ ورزید زیرا می خواست
هرچه زودتر آن پیرمرد هلاک شود تا خود قدرت افزونتری به دست آورد . عثمان با اطرافیان به مشورت پرداخت . آنان گفتند: راه
چاره این است که حضرت علی (ع) بیاید و به نحوی با آنان گفتگو کند، که یا بازگردند تا کار به تاخیر بیفتد و نیروهای کمکی
برسند . حضرت پیام داد که درنگ جایز نمی باشد، بار نخست هرچه در توان داشتم انجام دادم . عثمان حضرت را فراخواند و به وی
عرض کرد می خواهند خونم را بریزند پس آنان را از اطرافم پراکنده ساز که آنچه را از راستی و درستی بخواهند به ایشان خواهم
داد . حضرت فرمود: «مردم قبل از آنکه به ریختن خون تو محتاج باشند به کردار دادگرانه تو نیاز دارند و معترضین را جز با
خرسندی سراسری نمی توان آرام ساخت . بار اول، گفته هایت را ضمانت نمودم ولی به کار نبردی . این بار قبول نمی کنم .» تا آنکه با
اصرار عثمان مقرر گردید حضرت از اجتماع کنندگان در مدینه بخواهد سه روز درنگ کنند تا در این مدت عثمان همه ستم ها را
چاره کرده و فرمانداران نابکار را برکنار سازد . مردم قبول کردند ولی او به جای این مهم مشغول آماده سازی قوا برای جنگ شد و
اقدام در جهت اصلاح امور نکرد . انقلابیون حلقه محاصره را تنگ گرفتند و راه رفت و آمد به خانه عثمان را بستند و همه چیز حتی
آب را از وی دریغ داشتند . عثمان در نهان کسی را به نزد حضرت علی (ع)، زبیر و طلحه بن عبدالله و زنان پیامبر فرستاد که
مخالفان آب را بر رویم بسته اند . پیش از همه، مولای مؤمنان علی (ع) به یاری او شتافت و خطاب به اجتماع کنندگان فرمود این
کار شما شایسته نیست و حتی رومیان به اسیران خود آب و نان می دهند و اسلام با این کار مخالف است . به فرمان حضرت علی (ع)
حضرت امام حسن مجتبی (ع) و تنی چند از یاران پیامبر کوشیدند تا مردم را از اطراف خانه خلیفه به عقب برانند و از خونریزی
و جدال جلوگیری کنند، اما اعتراض کنندگان خشمگین از خانه های مجاور به محل اقامت عثمان تاختند و سرانجام در روز آدینه
هیجدهم ذیحجه سال سی و پنج هجری (۱۷ ژوئن ۶۵۶ م) عثمان پس از حدود دوازده سال خلافت در سن ۸۲ سالگی به دست آنان
کشته شد . (۲) تا سه روز مصریان اجازه ندادند او به خاک سپرده شد و عبدالله بن سواد از بزرگان مصر با صدای بلند می گفت:
اجازه نمی دهیم او در گورستان مسلمین به خاک سپرده شود زیرا در ایام خلافت وقتی بنی امیه در گرد او بودند ابوسفیان گفت:
این مهار حکومت را بگیرید و دست به دست بگردانید و سوگند یاد کرد که نه عذابی است و نه حسابی و کتابی و نه بهشتی و قیامتی
و عثمان به جای آنکه حد مرتد را بر او جاری کند، وی را به قتل برساند از بیت المال مسلمین دویست هزار درهم به او بذل کرد .
سرانجام «حکیم بن خزام » و «جبیر بن مطعم » نزد حضرت علی (ع) آمدند تا چاره ای بیاندیشد و موانع به خاک سپاری عثمان را از
سر راه بردارند . آن حضرت فرزند خود امام حسن (ع) را به نزد مصریان فرستاد و پیام داد که دست بازدارند تا خلیفه مقتول دفن
گردد . آنان حشمت حضرت علی (ع) را نگاه داشته وپذیرفتند و اجازه دادند این کار عملی شود . (۳)

بیعت با بیداری

به نظر می رسد در ماجرای انقلاب مصریان و مهتران، سایر ولایات علیه عثمان، حضرت علی (ع) در دو جهت از خود موضع گیری
نشان داد; یکی از جهت اعتقادی و حفظ مواریث دینی و احیای سنت نبوی کوشید تا ضمن حفظ اصول و فروع اسلامی و توجه به
وحدت جامعه مذهبی بر رفتارهای خلاف و جرایم عثمان صحه نگذارد و در مواردی اعتراض رسمی خویش نسبت به رفتارهای وی
که متعارض با فرهنگ مذهبی بود را اعلام دارد . در شورشی که به کشته شدن عثمان منجر گردید، امام در جایی فرمود: «نه این
کار را دوست داشتم و نه از آن کراهت داشتم .» (۴)

و چون از وی پرسیدند در قتل خلیفه شرکت داشته یا نه؟ فرمود: «خداوند او را کشت و من هم با خداوند هستم .» (۵)

کما این که فرمود: «قتل عثمان نه مرا شادمان ساخت و نه محزون » (۶) و چون از آن حضرت سؤال کردند آیا خلیفه مظلومانه در
خون خویش غوطه خورد؟ فرمود: «او به شیوه ای ناشایست خویشتن را فدای اهل خود (امویان) ساخت و مردم نیز به طرز
ناپسندی علیه وی اقدام کردند .» (۷) از این دیدگاه امام با کشتن عثمان به آن شکل که اشاره کردیم راضی نبوده چرا که این فاجعه
به سود مخالفان اسلام و در راس آنان معاویه و بنی امیه تمام می شد و برای جامعه اسلامی نیز با خسارت و ناگواری توام بود . به
همین دلیل سعی نمود به شکلی از عثمان در مقابل مهاجمین مصری و مردم معترض سایر نقاط حمایت کند . و وی را به ندامت از
کارهای گذشته وادارد، تا هم انقلابیون را متقاعد کرده و خشونت و خروش آنان را فرو بنشاند و هم عثمان را در مسیر درست قرار
دهد و اموراتش را سامان ببخشد . البته تمامی اینها بدان معنا نمی باشد که حضرت علی (ع) وی را مقصر نداند . در خطبه
شقشقیه انتقاد آن حضرت از عثمان شکل جدی دارد که می فرماید: تا آن که سومین آن گروه [عثمان] به پاخاست . آکنده شکم
میان سرگین و چراگاهش خویشاوندان وی نیز قد علم کردند و مال خدا را با تمام دهان مانند شتر که علف بهاری را می خورد
خوردن گرفتند، تا آنگاه که رشته اش باز گردید و کارهای ناهنجارش مرگش را رساند و شکم پرستی او را به سردر آورد . (۸) ابن ابی
الحدید در شرح این قسمت می گوید: این تعبیرات از تلخ ترین مضامین می باشد . (۹)

امیرمؤمنان

چون مهاجر و انصار و جماعت مصریان طرفداران عثمان را منهزم کردند، در مسجد النبی گرد آمدند تا برای تعیین تکلیف
خلافت و آینده حکمران سرزمین های اسلامی اقدام کنند . آنان به سراغ حضرت علی (ع) رفتند و از آن بزرگوار خواستند تا اجازه
دهد با او به عنوان خلیفه آینده بیعت کنند . امیرمؤمنان فرمود: «ای یاران مرا در این کار رغبتی نمی باشد نمی خواهم کسی با من
بیعت نماید» (۱۰) ; پس با اصرار زیاد جماعتی از مهاجر و انصار، حضرت پذیرفت و در مسجد به میان جمعیت مشتاق رفت . بدین
گونه علی بن ابی طالب (ع) پس از بیست و پنج سال برکناری از رهبری مسلمانان به اصرار و پافشاری مردم، در راس جامعه
اسلامی قرار گرفت و از اواخر سال ۳۵ هجری زمامداری آن حضرت آغاز گردید . منابع تاریخی خاطر نشان نموده اند مصریان در
روز جمعه ۲۵ ذیحجه همین سال با حضرت علی (ع) بیعت کردند و تاکید نمودند ما کسی را برای رهبری شایسته تر از حضرت
علی (ع) سراغ نداریم . نه کسی سابقه اش در اسلام از او بیشتر می باشد و نه به لحاظ قرابت با پیامبر اکرم (ص) کسی از ایشان به
آن خاتم رسولان نزدیکتر است . مصریان مشتاقانه به حمایت از جانشین راستین رسول الله، مبادرت ورزیدند

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.