پاورپوینت کامل امام خمینی و دفاع از ارزش های اسلامی ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امام خمینی و دفاع از ارزش های اسلامی ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام خمینی و دفاع از ارزش های اسلامی ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امام خمینی و دفاع از ارزش های اسلامی ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint :
۳۳
میراث معصومین
در قرآن می خوانیم: «الّذین یبلّغون رسالات اللّه و یخشونه ولایخشون
احداً الّا اللّه و کفی باللّه حسیباً(۱) کسانی که رسالت های الهی را به مردم
می رسانند و تنها از او بیم دارند و از هیچ کسی جز حق تعالی واهمه ای به دل راه
نمی دهند و همین بس که خداوند، حسابگر (و پاداش دهنده اعمالشان)
می باشد.»
این کلام آسمانی به یکی از مهم ترین های برنامه های فرستادگان الهی
اشاره دارد و تأکید می نماید افرادی که می خواهند چنین وظیفه ای را بر عهده
گیرند در این مسیر از کسی وحشتی ندارند زیرا در راه خدا باید قاطعانه پیش رفت
و باید بی اعتنا به جوّ سازی های عوام، توطئه های فاسدان، مفسدان،زورگویان و
عوامل استکبار، برنامه های خویش را پی گیرند. این آیه دلیل آشکاری است برای
این که شرط اساسی برای پیشرفت در مسایل ارزشی و فرهنگی اخلاص و عدم
وحشت از هر چیزی است، کسانی که چنین رسالت سنگینی را پذیرا شده اند هیچ
عاملی بر تصمیم و اراده و برنامه آنان اثر نمی گذارد.
اصولاً کار بزرگان دین و وارثان راستین انبیاء این است که راه را برای
اصلاح جامعه، رشد و آگاهی افراد و سوق دادن انسان ها به سوی ایمان و
پارسایی هموار سازند و جهت عملی ساختن این برنامه ها آفت ها و موانع را از
میان برمی دارند، قاطعانه پیش می روند، سخنان غیر منطقی، سست و بی اساس
بدگویان و مخالفان، تأثیری در راهی که آنان برگزیده اند ندارد. چرا که این
شخصیت ها طالب حق اند و متوجه این واقعیت اند که باید رضایت پروردگار را
بدست آورند نه رضایت دسته ها، گروهها، جمعیت ها، احزاب و مانند آن ها را.
در حدیث مشهوری آمده است: «انّ العلماء ورثه الانبیاء؛(۲) دانشمندان
وارثان پیامبرانند.»
ارث پیامبران چیزی جز هدایت، تعلیم، پایداری، احیای نفوس، ارشاد و
تصحیح مسیر بشریت نمی باشد. عالمانی که وارثان فرستادگان آسمانی هستند
در تعهدات و تکالیف انسانی و اجتماعی و دینی پیامبر، وارث اویند و باید جای
خالی پیامبر را در میان جوامع بشری پرکنند عالمی می تواند حرکت سترگ انبیاء
را استمرار ببخشد که چون حضرت ابراهیم(ع) تبر ایمان و خرد را بر دوش گیرد
و بت های خودیت، خرافه و جهالت را درهم بکوبد، به مثابه حضرت موسی(ع)
برای سرنگونی جبّاران، در هر چهره ای که باشند، لحظه ای از پای نایستد و چون
نبی اکرم(ص) و پیامبر اعظم حضرت ختمی مرتبت با خلقی عالی و معنویتی
فوق العاده، و قداستی شگفت انگیز، مروّج فضایل و مکارم باشد که خود در
عرصه اندیشه و عمل به آنها التزام دارد و به بهترین نحو آنها را در زندگی فردی
و اجتماعی خویش پیاده کرده است و نیز همچون امیرمؤمنان(ع) و جانشینان بر
حق او، به بیان احکام و معارف الهی در فرصت های مقتضی بپردازد و سنت
پیامبر، حضرت محمد(ص) را زنده نگاه دارد و فرهنگ سیاسی جامعه را
شجاعانه اصلاح کند. برای گسترش حقایق اسلامی و دفاع از حریم دیانت،
جلوگیری از تحریف ها و بدعت ها، به پرورش شاگردانی پرمایه، دانشور و مؤمن
اهتمام ورزد. جبهه حق را رهبری کند و در هر شرایطی یاری آنان را فراموش
نکند. و ستیز با کفر و نفاق وظیفه اصلیش باشد و این که در حدیثی تصریح
گردیده که: «الفقها امناء الرُسُل(۳)؛ دانشوران امانت داران فرستادگان خدایند.»
امانت همان محتوای رسالت است که دانشمند مسلمان باید در نشر و تبلیغ آن
بکوشد و به هنگام حضور موانع، برای رفع آن ها قیام کند. او باید خارها و
علف های هرزی را که اجازه نمی دهند در سرزمین نفوس بشری گل های فضیلت
و عدالت کاشته شود و بروید، کنار زند. حضرت علی(ع) مسؤولیت های اجتماعی
را تنها متوجه حکّام و امیران نمی دانند و می فرمایند: «و ما اخذ اللّه علی
العلماء الّا یقاروا علی کظه ظالم و لاسغب مظلوم؛(۴) و قراری که خدا با
دانشمندان دارد که با ظالمان قرار نداشته باشند و بر سیری آنان و گرسنگی
مظلوم تاب نیاورند.»
قرآن اصرار دارد که باید در برابر کفر و عناد
بسیج گردید و نیروها را مهیا ساخت: «و اعدّوا
لهم مااستطعتم من قوه»(۵) در طریق نشر
فرهنگ قرآن و عترت و استقرار موازین الهی،
برخی شرایط پیش می آید که انسان تصوّر
می نماید برای پشت سرنهادن موانع و
صعوبت ها، با پیروان ادیان و فرق دیگر آن چنان
باید کنار بیاید که زمینه های خشنودی و رضایت
آنان را فراهم سازد. اما واقعیت مسلّم و محتوم
این است که قرآن آن را مطرح می نماید: یعنی
به تعبیر کلام وحی دشمنان و مخالفان موقعی
رضایت خود را اعلام می دارند که مؤمنین از
ایمان، تقوا و دستورات قرآنی و سنّت نبوی
دست بردارند. بر این اساس پیروی از
خواسته های استکبار، لیبرالیسم، پلورالیسم و هر
تفکر ضد الهی، با فرهنگ قرآن، تباینی آشکار
دارد: «ولن ترضی عنک الیهود ولا النصاری
حتّی تتّبع ملّتهم قل انّ هدی اللّه هو الهدی و
لئن اتبعت اهواهم بعد الّذی جاءک من العلم
مالک من اللّه من ولیّ ولانصیر(۶)؛ در جای
دیگر قرآن از این که مؤمنان، افرادی جز اهل
خودشان را به عنوان محرم اسرار بگیرند نهی
کرده است: «یا ایّها الّذین آمنوا لاتتّخذوا
بطانهً من دونکم لایألونکم خبالاً ودّوا ما
عنتم قد بدت البغضاء من افواهم و ما تخفی
صدورهم أکبر قد بیّنا لکم الآیات ان کنتم
تعقلون(۷)؛ البته استقامت در راه حق نیاز به
یقین، ایمان و توکل دارد و از کمی همراهان
نباید واهمه داشت چنانچه حضرت علی(ع)
فرموده اند: «لاتستوحشوا فی طریق الهدی
لقلّه اهله».(۸)
مقاومتی فراگیر
حضرت امام خمینی(ره) خورشید درخشان
قیام در سپهر تشیع بود که آیات نجات وحیات را
بر صحیفه سرخ فجر نگاشت. سمند انقلابش
سرادق کفر، نفاق و الحاد را سرنگون ساخت و
انسان های مشتاق حق و تشنه فضیلت را از
تیرگی و تباهی رهانید و به سرزمین عزت و
سربلندی رسانید و کوشید آیه شریفه: «اللّه ولیّ
الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی
النور»(۹) را تحقق عینی و عملی ببخشد.
امام در خصوص ارزش های مقدس و ولای
دینی، باورهای مذهبی و رعایت حریم الهی به
حق و به جدّ غیرت فوق العاده ای داشت و
کوشید با بیانات، موضع گیری ها و رفتارهای
خویش دفاع از دیانت را در بین امّت مسلمان به
عنوان سنتی پسندیده، جاری و ساری نماید.
امام کوچکترین سستی و مسامحه در روحیه
مسلمین را برنمی تابید زیرا اعتقاد داشت، چنین
عارضه ای حریم دیانت را مورد خدشه قرار
می دهد،صبغه مذهبی را کمرنگ کرده و در
صورت استمرار، تسامح و سستی در جامعه
اسلامی ملّتی را که با سلاح ایمان به نبرد با
اهریمنان پرداخته و از دژهای استوار معنویت
صیانت می کند، چنان دچار آفت می نماید که اگر
خصم در روز روشن به سرزمین ایمان و پارسایی
یورش آورد، مسلمین خم به ابرو نیاورند و رگ
غیرتشان که با شعارهای دروغین مداهنه و
تساهل تخدیر شده به جوش نیاید و بدین گونه
زمینه های هجوم همه جانبه استکبار و نفاق
مدرن به مرزهای اعتقادی فراهم گردد.
امام در فراز پیامی به مناسبت نوروز سال
۱۳۵۹ می فرمایند: «ما باید حسابمان را با قدرت ها
و ابرقدرت ها یکسره کنیم و به آنها نشان دهیم که با
تمام گرفتاری های مشقت باری که داریم، با جهان
برخوردی مکتبی می نمائیم برادران عزیزم که چشم
امید من به شماست، با یک دست قرآن و با دست
دیگر سلاح را برگیرید و چنان از حیثیت و شرافت
خود دفاع کنید که قدرت تفکر علیه خود را از آنان
سلب نمائید.»(۱۰)
امام به پیروی از برگزیده پیامبران، حضرت
رسول اکرم(ص) و در تداوم بخشیدن به
شیوه های رشد دهنده ائمه هدی(ع) در هیچ
شرایطی اجازه نمی داد گروهی با ادعاهای
دروغین، آزادی، مردم و ملت، حقایق دینی و
معارف معنوی قرآن و عترت را مورد یورش قرار
دهند و عقاید آحاد جامعه را نسبت به باورها و
موازین شرعی با تردید و تشویش بیامیزند و با
شبهه های ویران گر توأم سازند امام از موضع
غیرت مذهبی مبارزه با استبداد و استکبار را در
رأس برنامه های خود قرار داد و اصول و قواعد
ستیزش از سنت نبوی و سیره امامان الهام
گرفته شده بود و این همه تلاش همه جانبه
سیاسی توسط آن رهبر عالیقدر یک نبرد صرف
برای درهم کوبیدن خصم به عنوان دشمنی
مزاحم جامعه نبود بلکه وظیفه ای الهی و تکلیف
شرعی به شمار می رفت و اهداف والای آن بر
طرف کردن موانع و مزاحمت ها و آفت ها، برای
رشد و تعالی جامعه بود.
امام در مصاحبه با نشریه دیلی تلگراف در
تاریخ ۱۵ آذرماه سال ۱۳۵۷ تذکر داده اند: «من
هرگز حتی برای یک لحظه هم موضع خود را تغییر
نمی دهم، این تکلیف الهی است و در صورت سکوت،
مسؤول خواهم بود.»(۱۱)
شکست و پیروزی ظاهری در روح آن
عبدصالح خداوند هیچ حرمان یا غروری ایجاد
نمی نمود و این روند خالصانه یک قاطعیت
بی نظیری را در عمق وجود امام بوجود آورد که
بر اساس آن در این راه هیچ گونه سازش و
مماشاتی را از خود بروز نداد، همچنین آن روح
قدسی به افسانه کذب و موهوم جدایی دین از
سیاست که از سوی عوامل استبداد و ملی گرایان
و غرب زده ها، تبلیغ و ترویج می گردید، خاتمه
داد و مبارزات سیاسی را که قبلاً به رهبری
علمای شیعه انجام گرفته ولی به پیروزی
نرسیده بود، به کمال رسانید.(۱۲) به این بیانات
عنایت نمائید:
«آیا) خمینی می تواند با ظلم تفاهم
کند؟…خمینی در حبس هم که بود، مجد اسلام را
حفظ می کرد. (آیا) می تواند حفظ نکند؟ اسلامی را که
پیغمبر اسلام این قدر زحمتش را کشیده است، ائمه
هدی این قدر خون دل برایش خورده اند، علمای
اسلام این قدر زحمتش را کشیده اند…من از آن
آدم ها نیستم که اگر یک حکمی کردم بنشینم چُرت
بزنم. من دنبالش راه می افتم. اگر خدای نخواسته
یک وقتی دیدم که مصلحت اسلامی اقتضا می کند که
حرفی بزنم، می زنم و دنبالش راه می افتم و بحمداللّه
تعالی از هیچ چیز نمی ترسم. واللّه تا حالا
نترسیده ام. آن روز هم که مرا می بردند، آنها
می ترسیدند، من آنها را تسلیت می دادم که
نترسید.»(۱۳) و در پاسخ به نامه علما و حجج
اسلام یزد امام این گونه می نویسد: «من مصمم
هستم که از پای ننشینم تا دستگاه فاسد را به جای
خودشان بنشانم و یا در پیشگاه مقدّس حق تعالی با
عذر وفود کنم.»(۱۴)
بیانات آن بزرگوار فریاد راستین انسان های
صالح و محرومی بود که از اعماق دلشان بر
می آمد و بر ژرفای جان آدمیان می نشست و
مردم پیرو این عواطف مقدس در طول انقلاب
اسلامی به عرصه مبارزه و فداکاری گام نهادند و
شهادت طلبی را بالاترین فیض و عالی ترین
مقصد تلقی کردند.
امام در پیامی به مناسبت هفده شهریور
فرموده اند: «ملّت ما اکنون به شهادت و فداکاری خو
گرفته است و از هیچ دشمن و هیچ قدرتی و هیچ
توطئه ای هراس ندارد… ملتی که شهادت برای او
سعادت است پیروز است ملّتی که خود همه چیز خود
را برای اسلام می خواهد پیروزمند است.»(۱۵)
حرکت کوبنده و سخنان چون توفان امام نه
تنها کاخ استبداد شاهنشاهی را در هم کوبید
بلکه بی اثر بودن احزاب و تشکل های سیاسی را
که داعیه حمایت از ملّت را داشتند، به اثبات
رسانید، امام به عنوان شخصیتی وارسته طی
ستیز برای محو استبداد و خنثی کردن
نقشه های استکبار یک دگرگونی در روابط
اجتماعی پدید آورد، از پس این حرکت فرهنگی
و سیاسی امام حضور دیانت در میدان سیاست
امری متعارف تلقی گردید و تفکر الحادی و
التقاطی که بر فضاهای دانشگاهی و مراکز
آموزشی حاکم بود، به تدریج جای خود را به
باورهای اعتقادی و اندیشه های مذهبی داد و بر
تعداد دانشجویان متدین و دلسوز به نسبت
مسایل مذهبی افزوده شد و مبارزانی از این
اقشار در پیروزی انقلاب اسلامی نقش اساسی
را عهده دار گشتند.
دست خطی با تاریخ ۱۱ جمادی الاول سال
۱۳۶۳ هـ.ق از امام به یادگار مانده که در یادنامه
مرحوم سید علی وزیری آمده است. در این سند
ایشان به لزوم یک حرکت الهی در جهت مصون
نگاه داشتن جامعه از مفاسد و ابتذال های موجود
می پردازد و ضمن ملامت شیوه سکوت و
بی تفاوتی، تمام افراد خصوصاً عالمان دینی را به
قیام اسلامی فرا می خواند و هشدار می دهد که
سکون و جمود، سلطه همه جانبه فساد یاغیان را
به دنبال می آورد: «اگر مجال را از دست بدهید و
قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید،
فرداست که مشتی هرزه گرد شهوتران بر شما چیره
شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض
باطله خود کنند…»(۱۶)
اما بر این حقیقت اصرار می ورزند که اگر
مسلمانان بر جای خود بنشینند، طعمه دیگران
می شوند آنان باید بدانند که مقصد اصلی اعتلای
اعتقادات و معارف ناب قرآنی است و باید در این
راه استقامت ورزید و مشکلات و ناگواری ها را به
جان و دل خرید و از هیچ عاملی که مزاحم و
مانع این راه است نباید هراس داشت. هدف
اصلی در اسلام والاتر و برتر از زندگی دنیوی و
تعفن های ننگین و ذلّت آور آن است و ما نباید به
بهانه این که زندگیمان مورد مخاطره و تهدید
قرار می گیرد و از میزان آسایش و رفاهمان
کاسته می گردد در مقابل حیله های اجانب و
نقشه های استکبار، خاموش باشیم و بعد توصیه
می فرمایند در راستای حفظ بقا، گسترش و
تعمیق فرهنگ اسلامی، باید امت اسلامی در
حد توان مجهز و آماده باشند تا دشمن نتواند به
آنان یورش ببرد.(۱۷)
رحمت و قاطعیت
از دیدگاه امام حتی مبارزه با عوامل فتنه و
فساد وجهه ای رحمانی دارد و در مشی انبیاء و
اولیاء حتی خنثی کردن توطئه های طمعکاران
کینه ورز جنبه رحمت به خود می گیرد و در واقع
نبرد بر علیه اهل طغیان و نفاق، از بین بردن
علف های هرز و آفت های مهلکی است که رشد
و اعتلای جامعه را دچار نقصان می سازد و اگر به
بهانه تکثرگرایی، ملی گرایی و آزادی نوع غربی
افرادی را رها کنند، بدیهی است آنان به بوستان
معطر معنویت مردم یورش می برند و طبعاً چنین
تهاجمی اختناقی خطرناک و استبدادی فکری و
روحی را برای اهل دیانت بوجود می آورد که خود
اصل حیثیت انسانی را نقض می نماید چرا که
اهل تقوا و مؤمنان اقشاری از جامعه هستند که
در جستجوی فضای سالم و آرام بخش می باشند
تا در پرتو آن با اطمینان و امنیت کامل به امور
عبادی، رویش فضایل و مکارم در وجود خویش
بپردازند و نیز نسل شایسته ای را تربیت کنند که
مشتاق معنویت و معارف الهی باشند و چنین
تلاشی شرایط عاری از هرگونه آشفتگی و
هراس را می طلبد. نبردهای حضرت رسول
اکرم(ص) نه تنها با رحمه للعاللمین منافاتی
ندارد بلکه مؤیّد و موکّد آن هم می باشد. چنانچه
امام خمینی (ره) فرموده اند: «…جنگ های پیامبر
رحمت بوده است، بر عالم و رحمت بوده است حتی
بر کفاری که با آنها جنگ می کرده است. رحمت بر
عالم است برای این که فتنه در عالم اگر نباشد، همه
عالم در آسایش اند اگر چنانچه آنهایی که مستکبر
هستند با جنگ سرجای خودشان بنشینند این
رحمت است بر آن امّتی که آن مستکبر بر او غلبه
کرده است. بر خود مستکبر رحمت است برای این
که اساس عذاب الهی بر اعمال ماست…»(۱۸) اصولاً
امام عقیده دارند اسلام دین خشن و سختی
نمی باشد بلکه برخی قوانین قاطع این آیین برای
صیانت از ارزشها و حفظ جامعه از گزند
گرفتاری های گوناگون است: «…این مثل این است
که یک طبیبی کارد را برداشته و شکم را پاره می کند و
غده سرطانی را بیرون آورد، بگوئید که این دارد
خشونت می کند، این رحمت است یا خشونت؟… این
جامعه مثل یک انسان می ماند… یک نفر آدمی
می خواهد مملکت را فاسد بکند…و قابل اصلاح
نیست… باید برای تهذیب جامعه این غده سرطانی
را از جامعه دور کرد. یک حدّ از حدود الهی وقتی که
واقع بشود یک جامعه اصلاح می شود…»(۱۹) البته
اسلام ضمن آن که حامیان خود را به مبارزه ای
مستمر با کفّار و مشرکان فرا می خواند مسلمین
را به همزیستی مسالمت آمیز با ملت های دیگر
که آیینی غیر از اسلام دارند، دعوت می کند و
حتی توصیه شده که در برخورد با پیروان مذاهب
دیگر، خوش خویی و رفتار پسندیده، فراموش
نشود امّا باید مراقب بود که هنگام این رابطه و
صمیمیّت ها، حیله ها و مکاید آنان بر مسلمین
تأثیر نگذارد. امام با الهام از مضامین قرآنی
جامعه اسلامی را به مقابله با هرگونه تهاجمی
مهیّا می کند و خواهان آن است که ستیزه جویی
با قدرت طلبان و دین ستیزان، در روح مسلمین
با تمام اقتدار و عزّت زنده بماند و به مصداق
ولن یجعل اللّه للکافرین علی المؤمنین
سبیلا»(۲۰) خاطر نشان نموده اند: «…نکته مهمی
که همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس
سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که
دشمنان ما و جهان خواران تا کی و تا کجا ما را تحمّل
می کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول
دارند و به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویت ها
و ارزش های معنوی و الهیمان نمی شناسند، ما چه
بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست ها و
آمریکاو…در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینی و
شرافت مکتبی مان را لکه دار نمایند.»(۲۱) در یکی از
روزهای سال ۱۳۶۳ هـ.ش امام به مهمانان
خارجی تذکر دادند، برای مردم توضیح دهید:
«اشداء علی الکفار رحماء بینهم» یعنی چه؟
برای مردم بگوئید که قتال هم رحمت است و
رحمت خداوند بر آنان است.(۲۲) و ضمن آن که
سفارش می نمایند با محبت و رأفت و ملایمت
بهتر می توان انحرافات را از بین برد بر این
عقیده اند که قاطعیت ها و مقاومت های دینی و
سازش ناپذیری در برابر خلافکاران نیز همان
هدف رحمت را پی می گیرند.
عزت و عظمت معنوی
امام از همان آغاز مبارزه سیاسی، رأس
حکومت و اساس سلطنت شاهنشاهی ر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 