پاورپوینت کامل نهضت عاشورا و هدایت انسان معاصر ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نهضت عاشورا و هدایت انسان معاصر ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نهضت عاشورا و هدایت انسان معاصر ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نهضت عاشورا و هدایت انسان معاصر ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint :

۶

انسان و تکامل

۱ـ آفرینش انسان و ترکیب وجودی او به
گونه ای است که استعداد ترقی و تعالی در هر
زمینه در نهاد وی بسان نعمتی پر بها به ودیعت
نهاده شده است و می تواند از راه ها و شیوه های
گوناگون ابعاد وجودی خویش را گسترش و
تکامل بخشد و به تعالی دست یابد. به عبارت
دیگر: انسان با توجه به زمینه ها و استعدادهای
خویش رو به سوی کمال مطلق دارد و همواره
در صدد صعود به مدارج عالی انسانی است. زیرا
میل به کمال مطلق و نیل به آن فطری هر
انسانی است.

برای نیل به این مقصود انسانها راههایی را
در پیش می گیرند و شیوه هایی را اتخاذ می کنند
تا سیر خود را به سوی هدف و صعود به قله های
کمال، آسان تر گرداند.

مشاهده سیر تکامل دیگران و نظاره صعود
آنها به قلّه های کمال، انسان را به این اندیشه
وامی دارد که چه نیکوست او نیز همانند او راه
مورد نظر را به پیماید و در مسیر رشد و کمال
گام بردارد.

روش الگویی مؤثرترین روش تربیت

۲. یکی از مهمترین و مؤثرترین روشهای
تربیت، روش مبتنی بر الگوسازی و اسوه سازی
است الگوهایی که از متن جامعه برخاسته و به
طور طبیعی نظر همگان را به خود جلب می کنند
و افکار و احساسات و رفتار و زندگی را تحت
تأثیر قرار می دهند. زیرا عملی ترین و
پیروزمندانه ترین وسیله تربیت، تربیت با یک
نمونه عینی و سرمشق زنده عملی است و لذا
اسوه و الگو به انسانها عرضه می شود تا بتوانند
صفاتی همانند صفات او را در خود تحقق بخشند
و صبغه ای چون صبغه نمونه عینی را در خود
بیابند.

نقش الگوها و اهمیت آن در
کوششهای تربیتی

۳. الگوها از جهات گوناگون در زندگی
انسانها نقش ایفا کرده که با توجه به آن نقش،
اهمیت و ضرورت آن تبیین می شود. نقشهایی
که الگوها دارند عبارت است از:

الف: نقش الگوها در راهیابی و شناخت
مسیرهای رشد و تکامل

ما برای ساختن انسان صالح و در نتیجه
جامعه صالح نیازمند اسوه ای هستیم تا راه صلاح و
فلاح را به طور عینی در زندگی او بیابیم و در
نتیجه با شناخت راه، خود در آن مسیر گام برداریم.

ب: نقش الگوها در کمبودها و آگاهی از
نارسایی ها و نواقص

انسانی که در مسیر تکامل، حرکتش را آغاز
کرده و به سمت موفقیت پیش می رود برای
اینکه بداند در مسیر رشد و تکامل در چه
موقعیتی قرار دارد؟ و آیا پیشرفتی داشته است یا
خیر؟ و آیا سرمایه ها را درست بکار انداخته و یا
دچار خسارت شده به میزانی احتیاج دارد تا در
پرتو آن خوب و بد رفتار و رسائی و نارسائی
اندیشه ها را بسنجد و بازیابد. الگوها میزانهای
سنجش صفات پاک و پلید انسانها هستند و اگر
در امر تربیت و پرورش الگوها به عنوان میزان
به کار گرفته نشوند. انسانها در زندگی عقلی و
عملی خویش دچار سردرگمی خواهند شد.

ج: نقش الگوها به سان عامل تحرک

هنگامیکه انسان از همه استعدادها و
توانایی های خود غافل باشد و از هرگونه تحرک
و تلاش بازمانده باشد نمایش الگو یکی از
عالیترین عواملی است که در او حرکت ایجاد و
نیروهای نهفته او را بیدار می کنند و قوّه های خام
و آرمیده درون او رابه فعلیت می آورند الگوها
امید به پیروزی و رشد را در انسان احیاء نموده و
زوایای یأس و نومیدی را می زدایند و از
انسانهای منجمد و ساکن عناصری پویا و
فعّال می سازند.

د: نقش الگوها در پیشگیری از انحرافات و
مبارزه علیه فساد و لغزشهای اخلاقی

یکی از مناسب ترین و پرثمرترین راه مبارزه
با انحرافات و کاهش آلودگیهای اجتماعی و
افزایش محبتها و صداقتها و پاکی های اخلاقی و
منش انسانی نمایش الگوهای صالح و مدلهای
انسان کامل است. انسانی که در اجتماع خود از
یک طرف شاهد عناصر پلید و ذلت و زشتی و
زبونی اوست و از طرفی نظاره گر عناصر پاک و
عزت و محبوبیت آنهاست سعی می کند عشق
پاکان را به دل گیرد و آنها را الگوی رفتار خود
قرار دهد و در نتیجه به صلاح و عزت و
محبوبیت نائل شود و از پلیدی ها دوری گزیند.

خلاصه الگوها میزان سنجش صفات پاک و
پلید انسانها هستند که در ارزیابی و اندازه گیری و
بازبینی اخلاق و فضائل انسانی به کار گرفته
می شوند. زیرا الگوهای انسانی افرادی هستند که
مسیر کمال را تا حدودی که شایستگی الگو
بودن را دارد پیموده و مراحلی از کمال را پشت
سر نهاده و برازنده صفات نیکو شده است و
انسانی که سالک کوی کمال است به لحاظ
انگیزه های درونی و بیرونی پای در مسیر او
نهاده و همچون او به سوی کمال
رهسپار می گردد.

۴. اسلام و معرفی الگوی مکتب با عنوان اسوه حسنه

هر مکتب و مرام فکری و دینی برای اینکه
در پیروان خود اعتباری مستحکم و نفوذی
خدشه ناپذیر کسب نماید هم باید محتوا و اصول
آن از عمق بر خوردار باشد تا بتواند پاسخگوی
نیاز فطری انسان باشد. و هم باید از نمونه های
عینی که تبلور و عینیت خارجی آن اصول و
ارزشها هستند. بهره مند باشد بطوریکه هر فرد
بتواند مکتب را در چهره رفتار و شخصیت هر
یک از آنها ببیند لذا اسلام به عنوان مکتبی که
از جاهلیت و هماهنگی با فطرت برخوردار است
بر الگو و الگوسازی تکیه و انسانهایی را به
عنوان نمونه عینی فضائل و ارزشها
معرفی می کند.

قرآن خطاب به مؤمنین می فرماید که نباید
بین گفتار و عمل شما تناقض باشد «لم تقولون
مالاتفعلون»(۱) و ائمه معصومین(ع) فرمودند:
«کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم؛ مردم را به
غیر زبانهاتان به حق دعوت کنید.» علاوه بر این
با نگاه گذرا به قرآن به اسوه های متعددی
برمی خوریم مثلاً حضرت ابراهیم(ع) اسوه برائت
از باطل و باطل پرستان و بت شکنی و مبارزه با
بتها و حضرت یوسف اسوه ایستادگی در برابر
شهوات و حضرت نوح اسوه مقاومت و پایداری
در دعوت به حق و حضرت یعقوب اسوه صبر و
تحمّل و حضرت داوود اسوه شهامت و شجاعت
و حضرت اسماعیل اسوه ایثار و اصحاب کهف
اسوه مهاجرین فی سبیل اللّه در شرائط حاکمیت
جهل و کفر و عدم امکان رهایی از آن جز با
مهاجرت و بالآخره حضرت پیامبر خاتم(ص)
اسوه حسنه معرفی شدند تا انسانها بدانند که این
اسوه ها چراغهای فروزانی فرا راه انسانها هستند
که آنها بدانند تا کجا می توان مبارزه کرد،
مقاومت نمود، استقامت داشت و ایثار و فداکاری
نمود و تقوای الهی را در خود حفظ کرد.

۵. امامان معصوم الگوهای جاویدان و تجسّم
عینی اسلام

امامت در اسلام موقعیتی رفیع دارد و هسته
پایه ای تحقق حکومت اسلامی و هدایت گری
مردم در زوایای گوناگون اخلاق و معنویت و
سیاست و اجتماع و دیگر شئون بایسته صلاح و
فلاح این جهانی و آن جهانی است. امامت عهده
دار مسؤولیت حفظ و نگهبانی اصول اساسی
دین و بیان حقایق اسلامی و حمایت از حقوق
جامعه و کوشش در راه بیداری مردم است،«انّ
الامامه زمام الدین و نظام المسلمین و
صلاح الدنیا و عزّ المسلمین، انّ الامامه اسّ
الاسلام النامی و فرعه السامی، بالامام تمام
الصلاه و الزکاه و الصیام و الحج و الجهاد و
توفیر الفی ء و الصدقات و امضاء الحدود و
الاحکام و منع الثغور و الاطراف».(۲)

امامت زمام دین و نظام مسلمانان و صلاح
دنیا و عزّت مسلمین است، امام اساس رشد
اصول اسلام و فروع آن است با امام نماز و زکات
و روزه و حج و جهاد و جمع آوری اموال عمومی
و امضاء حدود و احکام و جلوگیری از مرزها تمام
می شود و تحقق پیدا می کند، امامت مسؤولیتی
است که در راه ایفای آن عصمت و پرهیز از
گناهان در همه موارد و مواقع ضرورت می یابد.
امام شخصیتی است که همه گفتار و رفتار و همه
حرکات و سکناتش در نگاه اسلام برای مردم
سند است و مستند.

امام جامعه را اداره می کند و مسؤولیت
رهبری جامعه بر دوش اوست و به لحاظ
اخلاقی جامعه را تزکیه و تهذیب می نماید.

الامام المطهّر من الذنوب و المبرّا عن
العیوب، المخصوص بالعلم، الموسوم بالحلم
نظام الدّین و عزّ المسلمین و غیظ المنافقین
و بوار الکافرین؛(۳) امام از گناهان پاک و از
عیبها مبرّی است، از علم برخوردار و موسوم به
حلم و بردباری است، امام نظام دین و عزت
بخش مسلمین است، امام موجب غیظ و کینه
منافقان و خرابی و نابودی کافران است.

اسلام با طرح مسئله امامت به عنوان
الگوی امت و نمونه عینی مکتب، عالی ترین
قدم را در جاودانگی و تحقق آرمان و پیام
خویش برداشته است. زیرا پیام و آرمان امام
همچون آرمان اسلام منحصر به زمان و مکان و
نسل خاص و معینی نمی باشد بلکه همیشگی و
همگانی است بدین جهت است که امام الگوی
جاویدان است و شیعه این امتیاز را دارد که در
زندگی خویش قدم را در جایی می گذارد که
امامان معصوم(ع) قدم را در آنجا گذاشته اند. نه
از آنها سبقت می گیرد تا سقوط کند و نه از آنها
عقب می افتد تا گرفتار خسارت گردد.

۶. حسین(ع) از بزرگترین شخصیتهای اسلام

امام حسین(ع) از جمله امامان معصوم شیعه
و تجسّم عینی اسلام و از شخصیتهای بزرگ
مکتب است که از او به عنوان مصباح هدایت و
کشتی نجات و علت تبعیه دین و سید و سرور
جوانان بهشت و امام مطلق (چه قیام کند و چه
قعود) و محبوب پیامبر و نمونه عینی مکتب یاد
می شود، امامی که سنّت او یعنی گفتار و کردار و
تقریر او حجتی است در برابر بشریت. تا انتخاب
راه او خود در مسیر سعادت و تکامل گام بردارد.
امامی که الگوی او پیامبر(ص) و علی(ع) و
انبیاء(ع) و خود الگوی مسلمانان است.

۷. عاشورا حادثه بزرگ تاریخ

نام حسین(ع) با نام عاشورا با هم عجین
است که با یاد یکی دیگری تداعی می شود
عاشورا بزرگترین حادثه تاریخ در راستای امامت
برای تحقق اهداف امام تحقق پیدا کرد حادثه ای
که از آغاز تا انجام آن درس آموز است. الگویی
است جاودانه برای همه کسانی که اگر بخواهند
انسان باشند و وظیفه شناس، از جهت فردی و
اجتماعی باید چگونه باشند.

امام حسین(ع) در نهضت عاشورا برای
اینکه اعلام کند که راه او ویژه او نیست بلکه
راهی است جاودانه که گذشتگان همان راه را
رفته اند و آیندگان باید همان راه را طی کنند
ماهیت آن را امر به معروف و نهی از منکر
می داند و امر به معروف و نهی از منکر هم راه
انبیاء و روش صالحان است، چنانکه امام باقر(ع)
فرمود: انّ الامر بالمعروف و النهی عن المنکر
سبیل الانبیاء و منهاج الصلحاء، فریضه
عظیمه بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و
تحلّ المکاسب و تردّ المظالم و تعمر الارض
و ینتصف من الاعداء و یستقیم الامر؛(۴) یعنی
امر به معروف و نهی از منکر سبیل پیامبران و
روش صالحان است، فریضه بزرگی است که
فرائض و واجبات با آن اقامه می شود و راهها
امن می گردد و درآمدها حلال می شود و ستم ها
بر طرف می شود و از دشمنان انتقام گرفته
می شود و کارها مستقیم می گردد. لذا امام در
وصیتش به محمد بن حنفیه بر این استراتژی
تکیه می کند و می نویسد: ارید ان آمر
بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره
جدی وابی علی ابن ابیطالب.(۵)

می خواهم امر به معروف و نهی از منکر
نمایم و به سیره جدّم و پدرم علی بن ابی طالب
سیر نمایم. یعنی من با سلاح امر به معروف و
نهی از منکر که سلاح همه انبیاء و صلحاء است
از جمله سلاح پیامبر(ص) و علی(ع) با دشمن
می جنگم و بعد هم وقتی با اصحاب حرّ روبرو
می شود و برای آنها سخنرانی می کند در ضمن
سخنرانی با استناد به سخن پیامبر(ص) و
تطبیق آن بر شرائط موجود و لزوم تغییر وضع
موجود می فرماید: و لکم فیّ اسوه(۶) من برای
شما اسوه و الگو هستم. امام حسین(ع) از آن
جهت که امام معصوم است و سنت او برای امت
حجت، خود را الگو معرفی می کند و از دیگران
می خواهد از این الگو پیروی نمایند، بنابراین
نهضت عاشورا که به فعل و گفتار و تقریر
معصوم بر می گردد از آغاز تا انجام آن درس آموز
است و الگو، که برای انسانها لازم است با
مطالعه این رویداد الگوهایی را استنباط کرده و
در صورتیکه شرائط همان شرائط باشد این
درسها را به کار بندند و به فلاح فردی و
اجتماعی نایل شوند. بویژه بر ما که شیعه هستیم
و ولایت ائمه معصومین را پذیرا شده ایم.

زیرا بر ما لازم است در رابطه با امامان

اولاً: هدفهای آنان را بشناسیم و ثانیاً: با
روش زندگی آنان آشنا شویم و ثالثاً: دستورهای
آنها را درباره زندگی فرا گیریم و در موارد لازم به
کار ببندیم و رابعاً: راه آنان را که راه خدا و راه
معنی بخشی به زندگی است راه زندگی خود قرار
دهیم و خامساً: در دوراهیهای زندگی راهی را که
شایسته یک انسان مسلمان آگاه و آزاده است
انتخاب کنیم و به سهم خود به هدفهای آنها
تحقق بخشیم.

۸. الگوهای قابل استنباط

الف: امام حسین(ع) الگوی سازش ناپذیری
لزوم مبارزه با ظلم و باطل و سازش ناپذیری
با آن.

سراسر زندگی امام حسین(ع) حکایت از
امتناع و خودداری از سازش با ستم و باطل است
تا آنجا که آن حضرت در تاریخ به ابوضیم(۷) (پدر
مقاومت و ایستادگی) ملقب شده است. امامی که
در مقام دعا و نیایش خدا را سپاس می گوید که
در دولت ائمه کفر که عهد الهی را شکستند و
پیامبران خدا را تکذیب کردند به دنیا نیامده
است و در شرایطی به دنیا آمد که با بعثت پیامبر
اسلام توحید حاکم و هدایت الهی محقق شد.(۸)

اوج این خصلت را در امام حسین علیه
السلام زمانی نظاره گر هستیم که خبر مرگ
معاویه به او می رسد و از آن حضرت درخواست
بیعت با یزید می شود و امام از بیعت کردن امتناع
می کند و برای این امتناع منطق دارد و آن اینکه
مانند منی که از اهلبیت نبوت و معدن رسالت
است می خواهید با یزیدی که مردی فاسق و
شراب خوار قاتل نفوس محترمه و متجاوز آشکار
است بیعت کند در حالیکه «و مثلی لایبایع
مثله»(۹) شخصی چون من با مردی چون یزید
بیعت نمی کند. در این بیان نمی گوید حسین با
یزید بیعت نمی کند بلکه هر انسانی که
شخصیتی چون من دارد یعنی موحّد صالح
وارسته آزاده، عزیز به کمال رسیده ای با
شخصیتی چون یزید که به انواع آلودگیها آلوده
است سازش نمی کند و دست بیعت به او
نمی دهد و در برخورد دیگری که ولید با امام دارد
حضرت می فرماید: «و علی الاسلام السلام
اذبلیت الامه براع مثل یزید»(۱۰) مرگ اسلام
فرا می رسد وقتی که امت گرفتار سرپرستی چون
یزید باشند.

امام در همه مراحل عاشورا از تسلیم
ناپذیری و ذلیل نشدن سخن می گوید حتی در
روز عاشورا با اینکه دشمن در برابر امام صف
کشیده اند بازهم بر این موضع خود پافشاری
می کند و می فرماید: الا انّ الدعی ابن الدعی
قد رکز بین اثنتین بین السلّه و الذلّه و هیهات
منا الذلّه؛(۱۱) بهوش باشید که این پدر ناشناخته
فرزند پدر ناشناخته مرا بر سر دو راهی قرار داده
است میان نابودی و خواری، هرگز مباد که ذلت
را اختیار کنم. خداوند و پیامبرش و مؤمنان و
پاکان و پاک دامنان که ما را پروریده اند و انبوه
پرهیزگاران و مردمانی که به جان آمده اند ما را بر

آن میدارند که کشته شدن شرافتمندانه را بر
پیروی لئیمان برگزینیم و بدانید که ما این
خاندانیم با آنکه شمار آنان اندک است و چندان
یاوری نداریم با ستم خواهیم جنگید.

از سخنان امام و رفتار آن حضرت استفاده
می شود که اگر در شرایطی باطل و جاهلیت در
تمام ارکان جامعه رسوخ کرد… بر آنان که آگاهی
دارند نه تنها نباید حاکمیت باطل و ستم را
بپذیرند بلکه حتی با قلّت عدد و کمی پیروان باید
به جنگند گرچه سرانجام آن شهادت باشد.

امام خمینی(ره) در بسیاری از سخنانش در
زمینه عاشورا و زنده نگهداشتن نهضت
حسین(ع) بر این نکته تکیه می کنند که قضیه
کربلا و زنده نگهداشتن آن، قضیه مقابله یک
دسته کوچک امّا با ایمان بزرگ در مقابل یک
رژیم طاغوتی بزرگ است، زنده نگهداشتن این
معنا است که یک جمعیت کمی در مقابل یک
امپراطوری بزرگ ایستاد.(۱۲) و لذا بزرگترین
درسی که باید از این واقعه دریافت کنیم این
است که یک اقلیت را در مقابل یک اکثریت و
جمعیت کم را در برابر یک قدرت بزرگ و یا
حکومتی که می خواهند اساس اسلام را از بین
ببرند برای یک مقصد اسلامی سازماندهی
شوند.(۱۳)

ب: الگوی توحید و عرفان

الگوی دیگری که از حادثه عاشورا استنباط
می شود توحید ناب و عرفان است که در سراسر
نهضت از آغاز تا انجام حکم فرما است. امام
حسین(ع) هنگامیکه با دعوت به بیعت روبرو
می شود می فرماید: انا للّه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.