پاورپوینت کامل انتصاب علی(ع) به رهبری جامعه(قسمت اول) ۵۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل انتصاب علی(ع) به رهبری جامعه(قسمت اول) ۵۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انتصاب علی(ع) به رهبری جامعه(قسمت اول) ۵۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل انتصاب علی(ع) به رهبری جامعه(قسمت اول) ۵۰ اسلاید در PowerPoint :
۴۰
اینک فریضه حج پایان یافته و زائران خانه خدا به سوی بلاد
دور و نزدیک در حال حرکتند، شتران آرام آرام بانوای دلسوز آواز (هدی) و
زنگوله های طنین اندازد در میان صحرای سرزمین و بیابانهای خشک و سوزان غدیر
خم طی طریق می نمایند و به چهارراه جدایی و خداحافظی با رسولخدا(ص) نزدیک
می شوند. روز پنجشنبه سال دهم هجرت است. درست هشت روز از عید قربان می گذرد.
ناگهان دستور توقف از طرف پیامبر خدا(ص) به همراهان داده می شود. مسلمانان در
پیشاپیش قافله خبر توقف را به سایر مسلمانان عقب مانده رساندند. خورشید از خط
نصف النهار گذشت، صدای مؤذّن پیامبر خدا برای دعوت به نماز بلند شد، مردم به
سرعت آماده نماز شدند و هوا به قدری داغ بود که بعضی مجبور بودند، قسمتی از
عبای خود را بر زیر پای خود پهن نمایند. نه سایبانی به چشم می خورد و نه سبزه و
گیاهی. نماز ظهر به اتمام رسید، مسلمانان برای مهیا کردن خیمه گاهی جهت پناه
گرفتن از حرارت آفتاب بپا خاستند اما دستور توقف دوباره رسید. دلها در التهاب
بود. و دیدگان منتظر، همه متعجب از این دستور ناگهانی. آیا امر مهمی اتفاق
افتاده است که رسولخدا، چنین مردم را در هوای گرم و طاقت فرسا به توقف امر
نموده اند سرانجام انتظار به پایان رسید. جهاز شتران به روی هم انباشته شد تا
منبری درست شود. یگانه سفیر الهی بر فراز منبر رفتند وزبان به حمد و ثنای
پروردگار گشودند ناگهان خبری بند از دلها پاره کرد: «به همین زودی من دعوت خدا
را اجابت کرده، از میان شما می روم. من مسؤولم، شما هم مسؤولید. (ای مردم) شما
درباره من چگونه شهادت می دهید! مردم یکصدا بلند گفتند: «نشهد انّک قد بلّغت و
نصحت و جهدت فجزاک اللّه خیراً.»(۱)
ما گواهی می دهیم تو وظیفه رسالت را ابلاغ کردی و شرط
خیرخواهی را انجام دادی و آخرین تلاش و کوشش را در راه هدایت ما نمودی، و
خداوند ترا جزای خیر دهد.» فرمود: «خداوندا گواه باش»!…
ای مردم! صدای مرا می شنوید؟…گفتند: آری و به دنبال آن
سکوت سراسر بیابان را فرا گرفت جز صدای زمزمه باد چیزی شنیده نمی شد، فرمود:
«اکنون بنگرید با این دو چیز گرانمایه و گرانقدر که در میان شما به یادگار
می گذارم چه خواهید کرد؟»(۲)
سؤال شد کدام دو چیز گرانمایه یا رسول اللّه؟ حضرت فرمود:
«اول ثقل اکبر (کتاب خدا)ثقل دوم خاندان منند، خداوند به من خبر داده، که این
دو هرگز از هم جدا نشوند تا در بهشت به من بپیوندند.»(۳)
کم کم همهمه در میان مردم بلند شد، چگونه این امر مهم
می باشد! که می باید در میان این صحرای سوزان و… باید به شنیدن آن گوش جان
بسپاریم. ناگهان مردم دیدند پیامبر خدا(ص) به اطراف خود نگاه کرد. گویا کسی را
جستجو می کند و همینکه چشمش به علی(ع) افتاد خم شد و دست او را گرفت و بلند
کرد. این جا بود که تعجب همگان افزون گشت. سفیر الهی با صدای رساتر و بلندتر
فرمود: «ایّها الناس من اولی الناس بالمؤمنین من انفسهم؛ چه کسی از همه مردم
نسبت به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است؟!»
گفتند: خدا و پیامبر او داناترند. فرمود:خدا، مولی و رهبر
من است و من مولی و رهبر مؤمنانم و نسبت به آنها از خودشان سزاوارترم و سپس
فرمود: «فمن کنت مولاه فعلی مولاه» این سخن را سه بار تکرار فرمود و فرمود:
«اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه…» و سفارش فرمود که حاضرین به غائبین
برسانند. آنچه را که امروز دیده و شنیده اند.(۴) هنوز صفوف جمعیت از هم متفرق
نشده بود که آیه اکمال دین از سوی خداوند نازل شد «الیوم اکملت لکم
دینکم…»(۵) امروز دین شما کامل شد. دینی که نوید جهانی و ابدی دارد می بایست
ضمانت اجرایی داشته باشد. مجری ملکوتی برای اجرای قوانین الهی داشته باشد. تا
اینکه دین خاتم به اقصی نقاط جهان برسد، بنابراین آیه ای دیگر خبر از استحکام
دین به همراه یأس کافرین را برای امت نوید داد. «الیوم یئس الّذین کفروا من
دینکم».
غوغایی در میان مردم به پا شد، بسیاری غرق شادی شدند و برای
عرض تبریک خدمت مولای متقیان هجوم آوردند، در این میان عدّه ای با کوله بار غم
چهره خود را مجبور به شادی کردند و تبریک گفتند. اما بعد از رحلت رسول مکرم
اسلام، تاریخ در مورد این افراد به قضاوت نشست ما نیز در این نوشتار کوتاه دعوت
به نظاره و قضاوت می نمائیم. که چرا می باید امیرمؤمنان برای رهبری آینده جهان
اسلام انتصاب و انتخاب می شد در این نوشتار بحث از کلام و سایر استدلال های
رایج نیست. بلکه سخن از شایستگی و توانمندی، مدیریت ممتاز، رهبری مدبرانه و…
می باشد.
تاکنون کسان بسیاری در جهان داعیه حقوق بشر بوده و در این
راه تلاش نموده اند، اما تئوری آنها نه تنها در عصر خویش نهادینه نشد و بلکه با
رفتن آنها، تئوری نظری و عملی آنها نیز به بایگانی تاریخ سپرده شد. چرا که آنها
نه بشر را می شناختند و نه حقوق بشر را. به دلیل آنکه، آنان سازندگان روح و جسم
بشر نبوده اند و از طرفی خود نیز در چنگال مادیات گرفتار بودند و هستند.
وابستگی ها و دلبستگی های مادی نیز فراتر از آن است که مجال شناخت انسان و حقوق
انسانی را به آنان بدهد.
علاوه بر اینها آن افراد نمی توانند درک کنند که هدف از
خلقت انسان چه بوده آنها معنای بلند و عمیق «خلیفه اللهی» بودن را درک
نمی کنند. شناخت انسان، شخصیتی ملکوتی می طلبد که به جز خدا وابستگی و دلبستگی
نداشته باشد تا بتواند مردم و خواسته های روحی و جسمی آنان را بهتر بشناسد و
درک کند.
رویکرد اسلامی امت جسم و پیکر واحدی است که رهبر باید همه
اعضای آنرا آنطور که لازم است نگهداری کند تا همگان در سلامت و امنیت ملی،
فردی، اجتماعی و رفاه نسبی بسر ببرند، تنها چنین اندیشه ای می تواند جامعه
توحیدی را استوار و متحد بر حول محور دینداری بچرخاند و با برپایی ارکان عدالت
در همه زمینه ها، با برنامه ریزی منظم و منسجم و سازماندهی معقول و مطلوب جامعه
را در جهت اصلاح و رفاه و سعادت پیش ببرد و برای عمران و آبادانی در جامعه دینی
انگیزش لازم و کافی را در قلوب مردم ایجاد نماید. هدف نهایی از انتصاب مولای
متقیان در رأس امور مسلمانان دست یابی به اهداف نهایی مورد نظر الهی بود. که
امیرمؤمنان با شناخت دقیق و کامل از سرشت انسانها و با توجه عمیق به نیاز فردی
و اجتماعی آنها زمینه ساز رسیدن امت به آن اهداف متعالی باشد. در این راستا
عملکرد بی نظیر امیرمؤمنان نشانگر و گویای شفاف این هدف عالی بود که در سنین
میان سالی «نان خشک را با زانوی خود می شکست و میل می کرد» بدین گونه شایستگی و
بایستگی رهبری خود را به مردم القا می نمود. که رهبر می باید در ردیف فقیرترین
آحاد جامعه و به شیوه آنها زندگی کند تا اینکه هم مایه قوت قلب آنها بوده و هم
تکیه گاه آنها باشد. بنابراین عقیده بود که امام متقین به ایجاد زمینه های
هدایت و رفع موانع هدایت پرداختند و به اصلاحات بنیادین همت گماشتند.
برای شناخت کافی از سیره علوی باید با امیرمؤمنان زندگی
کرد، باید علی را درک نمود، باید با او در شبهای تاریک نخلستان هم آواز شد، تا
فهمید که او چه می گوید و چه می کند. هر روز که می گذرد چشمان بی فروغ و کم سوء
دلهای مالامال از غم و اندوه، پیکرهای نحیف از ستم زور مداران، شخصیتهای ترور
شده انسانی، هویت تاراج رفته، کرامتهای مسخ شده و همه یکصدا، خسته از «ایسم
ونیسم»های پرطمطراق و سازمانهای عریض و طویل حقوق بشری، عدالت علوی را می طلبد.
در این نگارش به دو محور رفع موانع و ایجاد زمینه هدایت که
جزو اساس حقوق بشر در هر عصر می باشد، پرداخته می شود. به امید آنکه راه گشای
مدیریت نسل جوان باشد.
۱ـ برچیدن موانع اجرای عدالت اجتماعی
برای رهبری جامعه، آنهم در قلمرویی به وسعت تمامی جهان
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 