پاورپوینت کامل اعتمادمردم را حفظ کنیم; «خاطرات و گفتنی هائی از یک عمر جهاد مؤمنانه» در گفت وگوی پاسدار اسلام با دکتر عباس شیبانی ۶۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اعتمادمردم را حفظ کنیم; «خاطرات و گفتنی هائی از یک عمر جهاد مؤمنانه» در گفت وگوی پاسدار اسلام با دکتر عباس شیبانی ۶۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اعتمادمردم را حفظ کنیم; «خاطرات و گفتنی هائی از یک عمر جهاد مؤمنانه» در گفت وگوی پاسدار اسلام با دکتر عباس شیبانی ۶۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اعتمادمردم را حفظ کنیم; «خاطرات و گفتنی هائی از یک عمر جهاد مؤمنانه» در گفت وگوی پاسدار اسلام با دکتر عباس شیبانی ۶۵ اسلاید در PowerPoint :

۲۶

درآمد:

خلوص و ساده زیستی دکتر شیبانی امری است که دوست و دشمن بر آن اتفاق نظر دارند. او کمتر سخن می گوید و مرد میدان مبارزه و عمل صالح است و این گفتگو را نیز به دشواری پذیرفت، با این همه جملات کوتاه و موجز او برخاسته از صداقت و شفقتی مؤمنانه است که چون همیشه به کلام او تأثیر و اعتباری خاص می بخشد.

علایق سیاسی شما از چه مقطعی بروز کرد؟

من از دوره نهضت ملی شدن نفت به سیاست علاقمند شدم و مانند بسیاری از جوانان آن دوره، به رفع سلطه انگلیس علاقمند بودم و اخبار و رویدادها را پیگیری می کردم. در آن زمان دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران بودم و بعدها به دانشکده پزشکی رفتم. ما در آن مقطع طرفدار دولت دکتر مصدق بودیم. البته جبهه ملی در دانشگاه فعالیت موثّری نداشت و اکثر فعّالین دانشگاه توده ای بودند و در راه ملی شدن نفت، بسیار سنگ اندازی می کردند.

مذهبیون از چه زمانی به شکل محسوس وارد فعّالیت های سیاسی آن دوره شدند؟

من فکر می کنم وقتی که آیت الله کاشانی از تبعید برگشتند و با آن استقبال گسترده روبرو شدند، فعالیت های سیاسیون مذهبی دوباره به راه افتاد. پیشکسوت مبارزین مذهبی در آن مقطع بالطبع مرحوم آیت الله کاشانی بودند که با دکتر مصدق همکاری می کردند و توانستند گروه زیادی از مردم متدین را بسیج کنند. البته نقش فدائیان اسلام و شخص شهید نوّاب صفوی را به عنوان یک گروه مبارز اسلامی با هدف کاملاً مشخص نمی توان نادیده گرفت، اما اینها با فکر مسلط و مشترک بین رهبران نهضت، اختلافاتی داشتند. مرحوم کاشانی و دکتر مصدق در اولویت دادن به بیرون راندن انگلیس، با هم توافق داشتند، حتی یکی از خویشاوندان ما نقل می کرد که با عده ای از بانوان، خدمت آیت الله کاشانی رفتیم و گفتیم: «آقا! چرا حکومت اسلامی را پیاده نمی کنید؟» مرحوم کاشانی گفتند: «ما فعلاً با انگلیس در جنگ هستیم و هیچ کار دیگری هم نمی کنیم.»، یعنی حتی مرحوم کاشانی هم معتقد بودند که در آن برهه نمی شود حکومت اسلامی را تشکیل داد، ضمن اینکه درآن مقطع، فرهنگ دینی چندان قوی ای هم وجود نداشت و شرایط مثل شرایط منتهی به پیروزی انقلاب نبود.

نقش فدائیان اسلام را در به ثمر رساندن نهضت ملی چقدر مؤثر می دانید؟

واقعیت این است که مجموعه حامیان نهضت ملی و به طور طبیعی طرفداران و اطرافیان دکتر مصدق از فعالیت های فدائیان اسلام، بسیار بهره بردند و اگر آنها با رزم آرا برخورد نمی کردند، دکتر مصدق به هیچ وجه نخست وزیر نمی شد. مرحوم نواب خدمات زیادی کرد و افرادی که در این سال ها آنها را به خشونت طلبی و امثالهم متهم می کنند، یا توجهی به دیکتاتوری شاه و نفوذ بیگانگان در شرایط آن روز جامعه ندارند و یا عمدا تاریخ را تحریف می کنند. شهید نواب بیان بسیار نافذ و جذبه فوق العاده ای داشت و بسیار هم ساده زیست بود. آقای طالقانی بعدها برای ما نقل می کرد که وقتی نواب می خواست برای شرکت در مؤتمر اسلامی برود، نزد من آمد و گفت: «پسر عمو! من می خواهم به مسافرت بروم و عبایم را به خشکشوئی داده ام. شما عبایت را به من قرض بده و بعد برو عبای مرا از خشکشوئی بگیر.» زندگی بسیار ساده و در عین حال شخصیت بسیار مؤثری داشت.

تحلیل شما از زمینه های وقوع ۲۸ مرداد چیست؟

من فکر می کنم اختلافی که بین رهبران نهضت پیش آمد و ضعفی که از این ناحیه بر نهضت تحمیل شد، موجب شد که مردم واقعا متحیّر شوند و مدیریت مناسب و واحدی برای نهضت ملی نفت وجود نداشته باشد. بین ۲۵ تا ۲۸ مرداد توده ای ها در خیابان فردوسی راه می افتادند و شعار جمهوری دموکراتیک سر می دادند و مردم از ترس اینکه توده ای ها حاکم شوند، سکوت کرده بودند. واقعیت این است که مردم در روز ۲۸ مرداد متحیّر بودند و اصلاً نمی دانستند چه باید بکنند و طبعا شاه و امریکائی ها در چنین فضائی توانستند دو باره قدرت را قبضه کنند.

شما بعد از ۲۸ مرداد در گروه نهضت مقاومت ملی فعال بودید. به طور مشخص در آنجا چه فعّالیت هائی را انجام می دادید؟

من به عنوان دانشجوی طرفدار نهضت مقاومت فعالیت می کردم و اعلامیه وجزوه می دادیم و نشریه راه مصدق را منتشر می کردیم. در همان مقطع بود که استادان دانشگاه و مرحوم فیروزآبادی، جزوه ای علیه کنسرسیوم منتشر کردند. البته نهضت مقاومت در میان مردم موثر نبود و پایگاه مهمی هم نداشت، گهگاه اعلامیه ها و شب نامه هائی می داد که اینها با پول خودمان و در منزل من تکثیر می شدند. در ابتدا همه نیروهای چپ و مذهبی به نهضت مقاومت آمدند- البته مقصودم از چپ، بیشتر سوسیالیست ها هستند- ولی به تدریج چپی ها و لائیک ها و ناسیونالیست ها و لیبرال های غیرمذهبی، همه کنار کشیدند و تنها مذهبی ها باقی

ماندند؛ البته همان طور که اشاره کردم در آن مقطع حرف ما چندان خریدار نداشت و نهضت مقاومت فقط یک عده مخاطب خاص داشت.

بعد از بی فروغ شدن چراغ نهضت ملی، شما نهضت آزادی را تشکیل دادید. علت این امر چه بود و شما چه نقشی در تشکیل، توسعه و تداوم فعالیت های نهضت داشتید؟

هدف این بود که مذهبی های باقیمانده از نهضت مقاومت ملی یک هویّت جدیدی برای خود دست و پا کنند و یک تشکیلات قوی تری را راه بیندازند. من هم، عضو شورای مرکزی نهضت بودم و هم عضو هیئت مؤسّس و هم مسئول کمیته دانشجوئی نهضت. موسسان اولیه سازمان مجاهدین که با منافقین بعدی خیلی تفاوت داشتند، جزو همین کمیته بودند. اینها وقتی با ما کار می کردند، آدم های مذهبی و زحمتکشی بودند، معتقد به دین بودند، ولی اطلاعات عمیق نداشتند. البته به این نکته هم اشاره کنم که هدف از تشکیل نهضت آزادی، انشعاب از جبهه ملی و اعتراض به آن نبود، بلکه می خواستیم با وجهه مذهبی تری در داخل جبهه فعالیت کنیم، منتهی در عمل موفق به انجام چنین کاری نشدیم. خود جبهه ملی ها هم اعتقادشان این بود که شما بروید و گروهی را تشکیل بدهید و علنا بگوئید چه کسانی هستید تا ما بدانیم با چه فکری روبرو هستیم. این بود که زمینه تشکیل نهضت آزادی فراهم شد.

ما امروز با چهره هائی مواجه هستیم که داعیه دار نهضت آزادی هستند و از پیشینه ونام مؤسسین اولیه نهضت استفاده ابزاری می کنند. این افراد در مقطع تأسیس، چقدر در نضج گیری این حرکت نقش داشتند؟

این افراد در آن زمان در تشکیل نهضت دخیل نبودند. آقای یزدی در آمریکا با نهضت همکاری می کرد، ولی هیچ وقت عضو شورای نهضت نبود. آقای صبّاغیان هم با دکتر سامی همکاری می کرد. آقای معین فر هم نبود و با انجمن مهندسین همکاری می کرد و در مسائل سیاسی، فعال نبود. آقای دکتر یداللّه سحابی، پدر آقای مهندس سحابی، از مؤسسین بود، ولی خودش را یادم نیست که از اعضای مرکزیت بوده باشد، اما جزو نهضت آزادی بود که بعدا جدا شد و جزو منتقدین مهندس بازرگان شد. به هر حال اغلب کسانی که با عنوان نیروهای ملی ـ مذهبی، یک چیزهائی را امضا می کنند، در آن زمان، ناشناخته بودند و یا در ردیف دو و سه بودند و در مبارزات هم خیلی جدی نبودند.

هم اکنون در تبلیغات نهضت آزادی به کرات از آیت اللّه طالقانی، نام برده می شود. ایشان چه نقشی در نهضت داشت و در این تشکل، چقدر فعال بود؟

بعد از تشکیل نهضت، مرحوم آقای آسید رضای زنجانی و آقای طالقانی از ایجاد این تشکیلات سیاسی دینی برای مبارزه، حمایت کردند و اعلامیه دادند، اما آقای طالقانی در مورد شاه و سلطنت، دیدگاه بسیار رادیکالی داشت. او از نظر سیاسی و مبارزه، بسیار تندتر و فعال تر از مهندس بازرگان بود. البته ایشان فعالیت تشکیلاتی نمی کرد و چندان هم در چهارچوب تشکیلات نهضت آزادی عمل نمی کرد. به قول امروزی ها، ایشان فراتر از گروه ها بود. مسجد ایشان، عملاً پایگاه اغلب کسانی بود که به وضع موجود، اعتراض داشتند و به مبارزه علاقمند بودند. یادم هست که در مسجد ایشان عکس شاه نبود. بعد از مدتی ماموران رژیم آمدند و برای نصب عکس، فشار زیادی آوردند و نهایتا عکس را کنار کفشداری زدند! رژیم پس از مدتی متوجه شد که چه خبطی کرده است.

نهضت آزادی پس از تشکیل تا چه حد توانست با جریانی که از سال ۴۰ شروع شد، همراهی کند؟

واقعیت این است که اگر فضای باز سیاسی وجود داشت و نهضت می توانست در حد یک اعلامیه سیاسی و اظهارنظر کاری بکند، این کار را می کرد، اما به هیچ وجه قدرت ایجاد انسجام و وحدت را در میان مردم نداشت، چون چنین نفوذی نداشت. با ظهور امام و رویداد ۱۵ خرداد، نهضت آزادی و گروه هائی از این دست، به حاشیه رفتند. با توجه به ایده های امام و نتایجی که از حرکتش می دیدیم و ایمان وسیع و بی نظیر مردم به ایشان و جامعیت و صداقت او را که بزرگترین انقلاب مردمی را بوجود آورد مشاهده می کردیم، برای من که خودم در تأسیس نهضت آزادی دست داشتم مسجّل شد که دیگر تاریخ مصرف نهضت آزادی تمام شده و نهضت از مردم عادی هم عقب مانده و دوران همه آن گروه های سابق ملّی و مذهبی و چپ و لیبرال منقضی شده است. رسیدیم به این که همه گروهها و تلاش های قبلی ناقص و معیوب بوده و امام صحیح می گوید. امام از جایگاه یک مرجع تقلید و فقیهی بزرگ، توانست نیروهای پراکنده را به یک انقلاب بزرگ تبدیل کند. در سال های بعد هم که با مؤسسین نهضت، در زندان بودیم و طبیعتا در زندان نمی شد فعالیت خاصی کرد.

بخشی از نقش آفرینی جناب عالی مربوط است به دادگاه سران نهضت آزادی در سال ۴۲. چه شد که این دادگاه توانست درحد خود بر جریان مبارزات تاثیر بگذارد و مورد توجه افرادی که انگیزه مبارزاتی داشتند، قرار بگیرد؟

به نظر من، دستگاه می دانست که ما یک گروه مذهبی هستیم و حرف حسابی هم داریم و محکم هم سر حرفمان ایستاده ایم. آنها نمی توانستند منکر اعتقاد و شیوه و طرز فکر ما بشوند، بالطبع دفاعیات ما هم محکم بود. البته آن دادگاه هم محدودیت های خودش را داشت. اولاً افراد زیادی نمی توانستند در آن شرکت کنند و حرف ها درست منتقل نمی شد، اما با این همه به طور نسبی، دست کم مستمعینی که ازاقشار علاقمند به مبارزه، در دادگاه شرکت می کردند حرف ها را به بیرون منتقل می نمودند.

البته در رفتارهای رهبران نهضت در دادگاه، تفاوت هائی وجود داشت. مرحوم آقای طالقانی مطلقا دفاع نمی کردند، اما مهندس بازرگان دفاع و شخص شما گهگاه صحبت و اعتراض می کردید. دلی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.