پاورپوینت کامل امام خمینی ؛ اقیانوس آرامش، قلّه استقامت;آخرین قسمت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل امام خمینی ؛ اقیانوس آرامش، قلّه استقامت;آخرین قسمت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام خمینی ؛ اقیانوس آرامش، قلّه استقامت;آخرین قسمت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل امام خمینی ؛ اقیانوس آرامش، قلّه استقامت;آخرین قسمت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۳۳

ستیز با سازشکاران

امام در حالی که یاران فداکار و جانباز داشت دشمنانی جانی و پست در برابرش صف آرایی کرده بودند، سیره و شیوه آن بزرگوار این بود که منحرفین و خطاکاران را ابتدا با نصیحت به سوی حق فرا بخواند و اگر پذیرش در آنها نمی یافت به طرد و دفع ایشان می پرداخت. در دوران مبارزه میان امام و گروههای ملی گرا و لیبرال منش اصطکاک زیادی نبود اما پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی این گروهها برای کسب قدرت و به دست آوردن پایگاه مناسبی برای خود منحرف گشتند و از این جهت از امام نه تنها فاصله گرفتند بلکه نبرد فرهنگی و تبلیغی را آغاز کردند آنان با تفکر محافظه کارانه در بحبوبه انقلاب خواستار تغییرات روبنایی و اقدامات مسالمت آمیز علیه رژیم شاه بودند و بعد از پیروزی می گفتند باید با دشمنان و از جمله آمریکا مداهنه نمود امام در مقابل این جریان با شجاعت و قاطعیت ایستاد و آنها را به تدریج از صحنه خارج نمود و سرانجام در ماجرای مخالفت جبهه ملی با لایحه قصاص آنان را مُرتد شناخته و ازحضور در جامعه اسلامی طرد نمود.(۱) امام بر این باور بودند که در برنامه های افراد ملی گرا و مدافعین دروغین آزادی، نوعی انحراف دیده می شود که اگر تلاش آنان در تشکیلات اجرایی و حکومتی استمرار می یافت ملّت های مظلوم و خصوصاً مردم مسلمان ایران زیر چنگال استکبار دست و پا می زد و اسلام عزیز چنان ضربه ای از این ستمکاران می خورد که نمی توانست قرن ها سربلند کند، بعد امام کوتاه شدن دست این افراد را از امور دولتی، مقننه و قضایی عنایت الهی دانست و افزودند:

«اینان با برنامه های فرهنگی خود امکان دارد فسادی پدید آورند که از ضرر منافقین بیشتر و حتی بالاتر است»(۲) و در جایی فرمودند: «انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروهها و لیبرال ها می خوریم. آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول…»(۳)

در حدود سال ۱۳۳۰ ه. ش بود که روزی دونفر از بزرگان برای زیارت امام به محلات آمدند، در آن ایام گروه خاصی مطرح بودند که در رأس آنان دکتر محمد مصدق بود و توجه مردم را به خود جلب نموده بودند و افراد چنین می پنداشتند که ضد امپریالیسم و مخالف حکومت پهلوی کسی است که به آنان وابستگی دارد، آن روز امام مطالبی در رد آن گروه بیان فرمودند، ملاقات کنندگان گفتند: از شما خیلی بعید است که بر علیه این جمعیتی که چنین و چنان هستند صحبت کنید و اینها مردمی، وطن دوست و انقلابی هستند ولی امام که این چهره های دروغین را از آن دوران می شناختند و انحرافشان برای ایشان نمایان بود به رغم دفاع آن آقایان و این که بسیاری از افراد آنان را مورد ستایش قرار می دادند اینها را رد می کرد و گذشت زمان، بصیرت و بینش امام را برای آن معترضین روشن ساخت(۴) و همه فهمیدند که ملی گرایان با چهره ای موجّه و به بهانه حمایت از ملت و وطن در مقابل اسلام و ارزشهایی که مردم به آنان اعتقاد داشتند جبهه گرفتند و به شؤونات دینی اهمیتی ندادند و قدرت طلبی و خودمحوری برایشان اصل گردید و به میهنی ارادت می ورزیدند که خودشان رئیس آن باشند اگر در حالت عادی ادعا می کردند که به موازین اسلام پای بند هستند چون پای منافعشان به میان می آمد از هیچ دروغ، تهمت و ناسزا فروگذاری نمی کردند. بعد از پیروزی انقلاب لحظه ای در کنار رهبری و جامعه تشیع نماندند و ناسزا گویی و ملامت را پیش گرفتند و خواستند اعتماد مردم را نسبت به امام کاهش دهند و ارزشهای معنوی را کم رنگ کنند.(۵)

امام در یکی از سخنرانی های مبسوط و مهم خود که در پاریس ایراد کرد به غفلت های سیاسی که در دوره پهلوی از سوی رجال سیاسی سر زد اشاره نمود، انتقاد مهم در این بیانات متوجه دو عملکرد سیاسی دکتر محمد مصدق است نخست آن که چرا در زمانی که قدرت سیاسی و نظامی پس از سی ام تیر سال ۱۳۳۰ ه.ش در دست او بود شاه را که در موضع ضعف قرار داشت برکنار نکرد و یا تشکیلات سلطنتی را از بین نبرد، انتقاد دوم این که چرا وی مجلس هفدهم را تعطیل کرد زیرا در روزهای پایانی حکومت وی که تمامی سازمانها و نهادها در کنترل دربار و یا خارج از قدرت مصدق بود مجلس به عنوان تنها ارگان رسمی و قانونی علیرغم تعداد قابل توجه مخالفان هنوز از دولت وی حمایت می کرد اما او ظاهراً بدون هیچ گونه دلیل موجّه و صرفاً با استبداد رأی بوسیله یک رفراندوم نمایشی مجلس را منحل ساخت و دولت خود را از تنها پشتوانه قانونی محروم کرد.(۶)

حوادثی که از آخرین ماههای قبل از پیروزی انقلاب تا دو سال و چند ماه بعد در کشور ایران روی داد سبب شد تا از سوی امام موضع تند و افشاگرانه ای علیه مصدق و ملی گرایان اتخاذ شود، به نظر امام مخالفت ملی گراها با جمهوری اسلامی از نوع جبهه گیری مصدق در مقابل مخالفانش بود: «این صورتی که مرا گاهی رنج می دهد (این است که) آنها در صدد بودند رفراندوم کنند و با رفراندوم قانون اساسی را تحریم کنند. سنخ رفراندوم های دکتر مصدق. رفراندوم این طور بود که یک صندوق برای مخالف و یک صندوق برای موافق می گذاشتند و پای صندوق مخالف یک دسته از اشرار بودند و جزو مخالفین یک الاغ را آورده بودند که رأی بیندازد. چنین رفراندومی را شکل دادند…»(۷) همچنین با اشاره به تحریم رفراندوم قانون اساسی توسط جبهه ملی امام فرمودند: «…حتی چیزی که خود ملت تعیین کرده، می گفتند ملی نیست ملی باید حتماً موافق اقلیتی باشد تا ملی شود.»(۸) تجربه تلخی که امام از مواضع و عملکرد ملی گرایان در زمان مصدق و جمهوری اسلامی ایران به دست آوردند ایشان را به این نتیجه رسانید که: «ما از این ملی ها هیچی ندیدیم جز خرابکاری. اگر یک نفرشان آدمی بود که صحیح بود اسلامی بود که صحیح بود. ماندیدیم چیزی از اینها…»(۹) البته این سخنان بدان معنی نمی باشد که امام اسلام و وطن دوستی را در تعارض هم ببینند و در وصیت نامه الهی سیاسی به صراحت یادآور شده اند ملت خواهی و طرفداری از میهن اگر با اسلام و فرهنگ مذهبی در تباین نباشد مورد تأیید خواهد بود.(۱۰) در واقع امام با جنبه های وطن خواهی و طرفداری از میهن آنان مخالفتی نداشت بلکه چون محک تجربه و آزمون به میان آمد و در مرحله عمل ملی گرایان ماهیت خویش را نشان دادند. امام با قضاوت و شهادتی که بر واقع بینی و درک بالای سیاسی مبتنی بود به خوبی زوایای برنامه های آنان را شناخت و چون این گروهها در آزمونهای اجتماعی سیاسی ناموفق گشتند درباره شان فرمود: «من شخصاً مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الآن سخت معتقدم که آنان به چیزی کم تر از انحراف انقلاب از تمام اصولش و حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی کنند در حالی که در کارهای دیگر نیز، جز حرف و ادعا هنری ندارند».(۱۱)

علما و روحانیون نیز نباید برای جلب رضایت افراد لیبرال و ملی گرا مطالبی را بر زبان آورند که در جامعه نسبت به انقلاب اسلامی بذرهای یأس و حرمان افشانیده شود: فردی که خود را یک متفکر می داند و عدّه ای او را به عنوان اندیشمند و صاحب خرد و فکر می دانند مدعی شده بود که کارنامه بیست ساله انقلاب اسلامی نمره قابل قبولی دریافت نکرده و افزوده بود نظام جمهوری اسلامی بر بنیان طاغوت قرار دارد، جواب او را در فرازی از پیام امام بخوبی مشاهده می کنیم: «نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهار نظرها و ابراز عقیده ها به گونه ای غلط عمل کنیم که حزب اللّه عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولی اش عدول می کند. تحلیل این مطلب که جمهوری اسلامی ایران چیزی بدست نیاورده یا ناموفق بوده است آیا به سستی نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمی شود؟» حضرت امام این گونه تحلیل های غلط را نتیجه نفوذ لیبرال های خود فروخته در میان عدّه ای روحانی نما می داند و طلاب را نسبت به القاءات آنان هشدار داده و این قشر را به شناختن سیمای واقعی منحرفین فراخوانده و سکوت در مقابل چنین افرادی را زمینه ساز حاکمیت و روی کار آمدن افراد بی تفاوت و بی درد دانسته اند و هشدار داده اند مواظب این گونه تفکرات باطل و اندیشه های مخدوش باشند.(۱۲)

کج اندیشان

یکی از جنبه های جالب در سیره سیاسی و اخلاق مبارزاتی امام خمینی ستیز با تحجر و جمودگرایی می باشد، آن مرد بزرگ بارها زیان این

گونه نگرش را برای محدود نگاه داشتن افکار و اندیشه های اصیل اسلامی گوشزد نموده بود، پا فشاری نابخردانه بر اندیشه و رفتار تحجر را پدید می آورد، افراد متحجر واپس گرایانی هستند که با نوگرایی و تحولات اعصار، بیگانه اند، افق دید و آگاهی آنان اندک است و توانایی ارزیابی حوادث پشت پرده و آینده را ندارند. جمود فکری اینان موجب می شود که تمامی تصورات و یافته های خویش را عین حقیقت دانسته و بر این اساس اسلام را از چهارچوب فکر منجمد خود فراتر نمی برند و تفکرات دینی را از هرگونه حرارت و حرکت باز می دارند، جهل و کوتاه نگری اهل تحجّر سبب شده که برخی آداب و رسوم اجتماعی را که بوی خرافات می دهد و در متن فرهنگ جامعه رسوخ کرده و چون علف های هرزی بوستان دیانت و عقیده را آسیب پذیر می سازد بخشی از دین قلمداد نموده و لذا مبارزه و تلاش برای محو این گونه سنن خرافی را ستیز علیه اعتقادات می پندارند و از زدودن ناخالصی ها از پیکر دین دچار هراس و وحشت می شوند، گرچه احتمال دارد شماری از آنان از اعماق جان و دل شیفته باورها و ارزشها باشند ولی به ظاهرگرایی اکتفا نموده و چون از خطرهای کاذب و واهی بیم دارند از گام نهادن در میدان هایی که تصفیه و پالایش اعتقادات را از پندارهای بی مایه و سُست به همراه دارد، اجتناب می کنند و به همان وضع موجود و شرایطی که عوامل گوناگون برایشان پیش آورده اند رضایت می دهند، این افراد به دلیل ساده اندیشی زود فریب می خورند، شایعات را به سهولت می پذیرند و به راحتی آب بر آسیاب دشمن می ریزند و ابزار دست معاندان اسلام می شوند. خوارج نهروان نمونه بارز این گروهند که با رفتاری زهد مآبانه و اندیشه های منجمد خسران های زیادی به حکومت حضرت علی(ع) وارد کردند و غلبه ظاهری دشمن را بر آن امام مظلوم تسریع نمودند و به سود مخالفان گام برداشتند.

افراد متحجر چون با روش های قدیمی حوزه خو گرفته بودند، احساس می کردند که اگر در آن دگرگونی پدید آید این تشکیلات زیان می بیند، پس نباید در محتوای دروس و شیوه اداره حوزه هیچ گونه تغییری رخ دهد در حالی که برنامه های حوزه باید با مقتضیات زمان و مصالح جامعه اسلام هماهنگ باشد امام متحجران را مهمترین باز دارنده های اصلاحات حوزوی و هرگونه تحوّل اجتماعی دانسته است.(۱۳)

مؤسس حوزه علمیه قم شیخ عبدالکریم حائری در این اندیشه بود که گروهی از طلاب به زبان خارجی و برخی علوم مقدماتی مجهز شوند تا بتوانند معارف دینی را در سرزمین های دیگر نشر دهند. پس از انتشار این خبر، کوتاه فکران کج اندیش به ایشان خرده گرفتند که وارد نمودن زبان بیگانه در برنامه های آموزشی حوزه کار ناروایی است و شایسته نیست سهم مبارک امام که برای اداره امور حوزه اختصاص داده می شود بر این آموزش زبان کفار نمی باشد، آیه اللّه حائری که ادامه این کار را موجب انحلال حوزه و خراب شدن اصول کار می دید از مقصد بلند خود صرف نظر کرد.(۱۴) این قشر به نام تقدس با هر آنچه صلاح و خیر است به مخالفت بر می خواست امام امت وجود چنین اندیشه های را آفت حوزه ها و مانع هرگونه پیشرفت در علوم اسلامی می دانست و اصلاح حوزه ها را منوط به حل مشکل مقدّس نمایان کرد، ایشان در کتاب ولایت فقیه می نویسند: «…روزی مرحوم آقای بروجردی، مرحوم آقای حجت، مرحوم آقای صدر و مرحوم آقای خوانساری رضوان اللّه علیهم برای مذاکره در یک امر سیاسی در منزل ما جمع شده بودند به آنها عرض کردم که: شما قبل از هر کار تکلیف این مقدّس نماها را روشن کنید با وجود آنها مثل این است که دشمن به شما حمله کرده و یک نفر هم محکم دستهای شما را گرفته باشد. اینهایی که اسمشان مقدسین است نه مقدسین واقعی و متوجه مفاسد و مصالح نیستند دستهای شما را بسته اند و اگر بخواهید کاری انجام بدهید حکومتی را بگیرید مجلسی را قبضه کنید که نگذارید این مفاسد واقع شود آنها شما را در جامعه ضایع می کنند. شما قبل از هر چیزی فکری برای آنها بکنید…»(۱۵)

آنگاه حضرت امام ادامه می دهند: «امروز جامعه مسلمین طوری شده که مقدسین ساختگی جلو نفوذ اسلام و مسلمین را می گیرند و به اسم اسلام، به اسلام صدمه می زنند، ریشه این جماعت که در جامعه وجود دارد در حوزه های روحانیت است. در حوزه های نجف و قم و مشهد و دیگر حوزه ها افرادی هستند که روحیه مقدّس نمایی دارند و از اینجا روحیه و افکار سوء خود را به نام اسلام در جامعه سرایت می دهند».(۱۶)

امام خمینی(ره) به عنوان نگاهبان بزرگ دین و زنده نگاهدارنده اصول و ارزشهای اسلامی و مدافع آنها در برابر تندباد شبهه ها و طوفان تردیدها تنها با انواع تعرض های بداندیشان دنیا طلب و زورگویان بی منطق روبرو نبود بلکه مانع بزرگی که بر سر راه او قرار داشت کج اندیشان تنگ نظری بودند که می کوشیدند تا درک ناقص و نارسای خود را از دین به جای حقیقت زلال و مطلق دیانت بنشانند و عادات ذهنی و آداب مأنوس زمانه را رنگ قداست بخشند و به نام دفاع از دین و احیاناً به انگیزه خدمت، دین خدا را که امری فرا زمانی و متعلق به همه انسان ها در همه زمان هاست در تنگنای خفه کننده قشریت و تحجر گرفتار کنند.(۱۷) او در طول سالیان دراز مبارزه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی هم نقش حقایق قرآنی و روایی را در پی افکندن طرحی نو در جامعه دریافته بود و هم نقش جاهلان و تنک مایگان را در وارونه سازی ابعاد معنوی و زندگی ساز قرآن فریاد می زد: «ای حوزه های علمیه، دانشگاههای اهل تحقیق به پا خیزید و قرآن کریم را از شر جاهلان متنسک و عالمان متهتک که از روی علم و عمد به سوی قرآن تاخته و می تازند نجات دهید.»(۱۸)

شهید مطهری تحجّرگرایی را نوعی آفت می داند که به جامعه روحانیت رسوخ نمود و ریشه آن را در برخی موارد عوام زدگی می داند و می افزاید: «…روحانیت ما در اثر آفت عوام زدگی نمی تواند پیشرو باشد و از جلو قافله حرکت کند و به معنی صحیح کلمه هادی قافله باشد، مجبور است همیشه در عقب قافله حرکت کند. خاصیت عوام این است که همیشه با گذشته و آنچه به آن خو گرفته پیمان بسته است و حق و باطل را تمیز نمی دهد. عوام هر تازه ای را بدعت یا هوی و هوس می خواند، ناموس خلقت و مقتضای فطرت و طبیعت را نمی شناسد.

و از این روی با هر نوی مخالفت می کند و طرفدار حفظ وضع موجود است…روحانیت عوام زده ما چاره ای ندارد از این که هر وقت یک مسئله اجتماعی می خواهد عنوان کند به دنبال مسایل سطحی و غیر اصولی برود و از مسایل اصولی صرف نظر کند و یا طوری نسبت به این مسایل اظهار نظر کند که با کمال تأسف علامت تأخّر و منسوخیت اسلام به شمار رود و وسیله به دست دشمنان اسلام بدهد. افسوس که این آفت عظیم دست و پاها را بسته است و اگر نه معلوم می شد که اسلام در هر عصر و زمانی تازه است…روحانیت عوام زده ما چاره ای ندارد از این که همواره سکوت را بر منطق و سکون را بر تحرک و نفی را بر اثبات ترجیح دهد زیرا موافق طبیعت عوام است…حکومت عوام است که آزاد مردان و اصلاح طلبان روحانیت ما را دلخون کرده و می کند…»(۱۹)

دوران پُر ادبار

این کوتاه فکری ها سبب شد که شماری در زمان آیت اللّه بروجردی درسهای حکمت و عرفان را از دانش های گمراه کننده قلمداد کنند و یادگیری آن را با کفر و الحاد مساوی بدانند، درک دوره ناسازگاران فلسفه چنان عرصه را بر حوزه تنگ کردند که بزرگان جرأت این که آشکارا درس حکمت بگویند نداشتند و تنگ نظران به آیت اللّه بروجردی فشار آوردند به حکیمانی چون علامه طباطبایی دستور دهید درس خود را تعطیل

کنند.(۲۰) امام از این دوران پر ادبار چنین با اندوه یاد می کند: «یاد گرفتن زبان خارجی کفر و فلسفه و عرفان گناه و شرک به شمار می رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خرد سالم مرحوم مصطفی از کوزه ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند چون من فلسفه می گفتم.»(۲۱) درس تفسیر حضرت امام نیز که پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شد چون جنبه عرفانی داشت با مخالفت گروهی از ناسازگاران فلسفه روبرو شد و تعطیل گردید.(۲۲) متحجرین در دورانی که امام مبارزه با آنان را آغاز کرد با هر اتفاق جدیدی مخالفت می نمودند، وقتی گوجه فرنگی به بازار آمد گفتند نباید مصرف کرد چون از آن ارمنی هاست، با برق مخالف بودند و اظهار می داشتند شیطان در آن جریان دارد، از پوشیدن کفش اعراض می کردند و می گفتند نعلین بهتر است، از آب لوله کشی استفاده نمی کردند زیرا عقیده داشتند احکام آب قلیل را از بین می برد و اگر کسی خانه اش را لوله کشی نمود حکمش دیگر حکم کر و جاری خواهد بود، ظاهری مقدّس هم داشتند، سر به زیر بودند و اهل دعا و زیارت چون صحبت می نمودند آرام سخن می گفتند، غالباً استغفر اللّه و لا اله الا اللّه بر زبان جاری می نمودند و آه می کشیدند و اگر کسی با این افراد مواجه می گردیدفریفته ظاهرشان می گردید زیرا هم زاهد بودند و هم عبادت زیاد می کردند.اما نمی دانستند که در ورای این حالات و قیافه ای آرام چه فکر مسموم و اندیشه سست و خشکی دارند، آنان پول دادن به فقیر را با دنیاطلبی یکی می دانستند و مبارزه با ستم را از مظاهر هوس رانی و دنیا خواهی تلقی می کردند. حضرت امام این گروه را خیلی خطرناک می دانست و می فرمودند: از آنها بر حذر باشید اما چون در درون حوزه ها رشد یافته و رِخنه نموده بودند احتیاط می کردند زیرا ایستادن در مقابل چنین تفکری آسان نمی باشد؟ چون با قدرت مذهبی و پوششی مقدّس جلو آمده و قیافه ای حق به جانب به خود گرفته و مظلوم نمایی می کند و جلو می آید و طرفدار هم دارد.(۲۳) بی شک در ادامه راه برای محو آثار ظلم و جهل هیچ خطری بدتر از زهد فروشی و مقدّس نمایی نمی باشد، این خصلت ضد فضیلت آفتی است که پویندگان طریق حق را به انحاء گوناگون دچار خلل و سستی می کند، مقدس نمایان می کوشیدند با وسوسه و تزویر حامیان راه امام را دچار تردید نمایند. هر حرکت اصیل امام با واکنش تند افراد ظاهر ساز مواجه می گشت، متحجرین با تفکرات و برنامه های آن بزرگوار مخالفت می کردند و می گفتند که این اسلامی نیست، به رغم آن که اسلام ناب و احکام خالص در کتب و متون فقهی آمده و به عنوان اصول مسلم معرفی شده اند این افراد جرأت توان و ابراز آن را نداشتند و از این که آنها را به اجرا بگذارند ناتوان بودند و محدودنگری خودشان و نیز حاکمیت خرافات بر جامعه عامل این جمود بود، امام توانست با شجاعت تمام این مسایل را مطرح نماید و تا آخر پای آن ایستادند و بسیاری از غبارها و شبهه ها که درباره اسلام در مجامع علمی و فکری ایجاد شده بود از بین بردند و اسلام و معتقدات دینی به عنوان یک برنامه مترقی و مکتبی که می تواند جامعه اسلامی را اداره کند معرفی شد، دینی که می تواند تمام انسانها را به یک چشم بنگرد و طبقه ای را از گروه دیگری جدا نکند و این تلاش ارزشمند امام در زمانی صورت گرفت که تفکر ارتجاعی در عرصه دین و سیاست بر حوزه حاکم بود، مقدس مآبهایی که تحمّل تدریس امام را در عرصه های حکمت و عرفان نداشتند و شرایط را به گونه ای فراهم ساختند که وقتی می خواستند کتاب منظومه سبزواری را از جایی بردارند از انبر استفاده می کردند و لمس نمودن آن را نجس می دانستند، وقتی آقا منظومه و اسفار تدریس می کردند مورد تهاجم تهمت و افترای دشمنان متحجر واقع شدند اما روحیه و توان علمی و مبارزاتی امام و یاری خداوند متعال نگذاشت در مقابل جمود فکری شکست بخورند، مرحوم حاج سید احمد خمینی می گوید: به نظر من مبارزه امام با مقدّس مآبها در درون حوزه از مسایل سیاسی مهمتر بود، زیرا اگر سد متحجرین که به آمیختگی و امتزاج بین دین و سیاست اعتقادی نداشتند شکسته نمی شد امام هرگز نمی توانستند قدم بعدی مبارزه را که بسیار طولانی بود با قوّت و استحکام بردارند.

امام تفکر متحجرین را مانع بزرگی در روند مبارزاتی می دانستند بنابراین زیربنای اعتقادی حوزه را بر مبنای پرورش افکار اصیل قرار دادند تا جایی که دیگر اعدام یک نفر روحانی توسط عوامل طاغوت موضوعی خجالت آور تلقی نمی شد بلکه سند حضور و صیرورت فرهنگ و انقلاب اسلامی محسوب می شد.(۲۴)

زیرا در ماجرای شهادت نواب صفوی امام خیلی صدمه خوردند، در آن اوضاع و احوال شرایط به گونه ای بود که از دیدگاه مقدّس مآبها مبارزه با شاه ننگ بود یعنی استدلال می کردند که اگر بناست یک روحانی اعدام شود لباسش را از تنش درآورید که به مقام روحانیت اهانت نشود اما امام اعتقاد داشتند روحانی باید با همان کسوت مقدّس به شهادت برسد تا مردم بفهمند آنان در صحنه هستند و مبارزات طلاب روشنی بخش حیات اسلام و انقلاب می باشد.(۲۵) تلقی امام از متحجران قبل از پیروزی انقلاب و یا همزمان با آن، کسانی بودند که م

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.