پاورپوینت کامل هشدارهای اجتماعی ;سبک شمردن دین و نمادهای دینی ۸۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل هشدارهای اجتماعی ;سبک شمردن دین و نمادهای دینی ۸۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل هشدارهای اجتماعی ;سبک شمردن دین و نمادهای دینی ۸۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل هشدارهای اجتماعی ;سبک شمردن دین و نمادهای دینی ۸۴ اسلاید در PowerPoint :

۱۷

قال علیع: اِیّاک ان تستخف بالعلماء فأنّ ذلک یزری بک و یسی ء الظّن بک و المخیله فیک؛۱ از سبک شمردن عالماندینی دوری کن زیرا این بی حرمتی تو را حقیر می کند و بدگمانی ها را نسبت به تو برمی انگیزد و اندیشه های نابجا و خیالپردازی ها را درباره تو ایجاد می کند.

در ادامه نوشتار تحت عنوان هشدارهای اجتماعی به یکی دیگر از هشدارها اشاره می کنیم که توجه به آن در گسترش امنیّت اجتماعی و استحکام پایه های زیرین جامعه نقش بنیادی و اساسی و سرنوشت ساز دارد.

بی تردید عالمان دینی مشعلداران حرکت جامعه اند، آنان زنبوران عسلی را مانند هستند که در بوستان حوزه از گلهای شیرین و دلپذیر قرآن و عترت بهره می برند و آنها را تبدیل به شهد ناب می سازند و در اختیار مردم قرار می دهند.

دانشمندان شیعی و اسلامی نخست به تولد شخصیت خویش در فضای حوزه می پردازند آن گاه به تولید شخصیّت پرداخته و به تربیت و تهذیب انسانها همّت می گمارند و آنان را پرورش می دهند.

استخفاف علمای دین و دانشمندانی که عمری را در فهم و درک دین و سپس ترویج و تبلیغ آن سپری کردند، امری ناپسند و غیر منطقی، است سنگ زدن و چراغهای راه را شکستن بی حرمتی به نور و روشنایی است. عالمان دینی سنگربانان و دیده بانان دینند، دین دانی و دینداری مردم در گرو حضور این بزرگواران در میدان است، اگر به وسیله بی احترامی و سبک شمردن به حاشیه رانده شوند، پایه های اعتقادی و اخلاقی مردمان مسلمان سست و متزلزل می گردد و در برابر گردابهای شهوات و گردبادهای شبهات تاب و توان مقاومت نخواهند داشت و در نتیجه جامعه گرفتار هزاران مسأله اخلاقی و اجتماعی ناروا و ناپسند خواهد شد.

اگر فرهنگ استخفاف و بی احترامی و سبک شمردن دین و نمادهای دینی و مناره های بلند دیانت که رایت علم و عزّت را برافراشته اند در جامعه رواج یابد هیچ مانعی و رادعی برای گسترش فساد و میدان گرفتن فاسدان وجود نخواهد داشت.

فرهنگ استخفاف و سبک شمردن

برای روشن شدن مضمون والای حدیث شریف در آغاز نوشتار نسبت به استخفاف علماء هشدار داده بود، بی مناسبت نیست که نگاه نوشتار را گسترده تر سازیم و به پی آمدهای ناگوار فرهنگ استخفاف در جامعه دینی در تمام ابعاد آن نظری بیفکنیم، آن گاه به تفسیر حدیث بپردازیم.

استخفاف در لغت به معنای سبک شمردن، تحقیر کردن، از چشم انداختن هر چیز و یا هر شخص است، هرگفتار، رفتار، نوشتار، اشاره، کنایه، عکس، فیلم، نقاشی، کاریکاتور و مانند آن که پیام و نتیجه اش سبک شمردن و حقیر جلوه دادن دین و نمادهای آن و مردم دین دار باشد، مورد نکوهش و سرزنش اسلام و آموزه های دینی ازموارد و مناطق ممنوعه و خطوط قرمز بشمار می رود.

استخفاف مردم

مردم به عنوان پایه های اصلی جامعه از جایگاه اصیل و اساسی برخوردارند رأی آنان در سرنوشت جامعه تأثیر بنیادی دارد، حضور آنان تعیین کننده و تحوّل آفرین است، تعبیر زیبای امام خمینی که فرمود:میزان رأی مردم است به گونه ای هویت بخشیدن و شخصیّت دادن به مردم در جامعه و حکومت دینی است، کلمه زیبای مقام معظم رهبری بر مردم سالاری دینی نوعی احترام و حرمت دادن به مردم و نقش آفرینی آنها در میدانهای سیاسی و اجتماعی است.

هرگونه قانون، و برنامه ای که بخواهد این جایگاه را از مردم بگیرد و آنها را فاقد نقش و جایگاه در سرنوشتشان بداند نوعی استخفاف آنان بشمار می رود.

رابطه مردم در نظام ارزشی دینی رابطه ماهی و آب است، اگر آبی وجود نداشته باشد حیات ماهی در خطر است. این آب است که منشأ حیات و زندگی است.

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در آغازین سخنرانی خود در بهشت زهرا در سال ۱۳۵۷ فرمود:من با پشتوانه این مردم دولت تعیین می کنم و به دهن این دولت می زنم یعنی امام به عنوان حاکم دینی و به عنوان ولیّ فقیه اقتدار خود را از مردم می گیرد گرچه مشروعیّت حضور مردم و نفوذ رأی آنان در گرو تنفیذ ولایت فقیه است اما تا حضوری نباشد تنفیذی صورت نمی گیرد. شاید این مثال تا اندازه ای نقش رهبری و مردم را بتواند به اذهان نزدیک سازد. شما در نظر بگیرید معلمی در کلاس درس کنار تخته قرار گرفته و به دانش آموزان می گوید آنچه را می نویسم با هم بخوانید دانش آموزان با گوش های تیز و چشم های باز به تخته می نگرند، معلّم یک صفر می نویسد و به آنها می گوید بخوانید همه می گویند خوانده نمی شود، معلم صفرهای زیادی ردیف می کند مثلاً شش صفر می نویسد می گوید حالا بخوانید، دانش آموزان هم صدا می گویند: ناخواناست خوانده نمی شود، معلم از آنان می پرسد برای خوانا شدن این صفرها چه باید کرد؟ دانش آموزان می گویند: باید عدد در کنار آن صفر قرار داد معلم در کنار آن شش صفر عدد یک را قرار می دهد همه دانش آموزان یک صدا می خوانند:یک میلیون!

از این مثال معلوم شد که صفرها به خودی خود نمی توانند اظهار شخصیت بکنند باید عددی در کنار آنها قرار گیرد تا هویت و ماهیت آنها را آشکار سازد و به فعلیّت برساند، در نظام ارزشی اسلام آن عدد ولیّ و رهبر و امام جامعه است رهبری دینی زمینه ساز بروز شخصیت و حیات مردم در جامعه است ملت ناخوانا به وسیله امام و رهبر دانا و توانا خوانا و سربلند می شوند البته این نکته را نباید از نظر دور داشت همین صفرها که به ظاهر چیزی نیستند و خوانده نمی شوند هنگامی که در کنار عدد قرار می گیرند به عدد اقتدار می بخشند هرچه بر عدد صفرها افزوده می شود بر اقتدار حاکمیت و حاکم دینی افزوده می گردد.

من آن صفرم که هیچ ارزش ندارم

ولی سر خیل صدها و هزارم

اَلِف از قدرت من اَلف گردد

فزاید اعتبارش زاعتبارم

در نظام دینی که مردم سالاری دینی بر اساس ولایت فقیه عادل شکل می گیرد حیات و شخصیت مردم در گرو حضور رهبری دینی در رأس جامعه است و عزّت و اقتدار رهبری نیز وابسته به حضور پرشکوه و آگاهانه مردم.

امام به امّت حرمت و عزّت و شخصیّت می بخشد، و امت به امام، قدرت و اقتدار و هیبت و شکوه.

بر خلاف نظامهای طاغوتی که در آنها فرهنگ استخفاف حاکم است یعنی فرهنگ حاکم در جامعه استبدادی و طاغوتی آن است که مردم ندانند، مردم از واقعیات بی خبر باشند، آنان نقشی در سرنوشت جامعه ندارند قرآن به این نکته ظریف این گونه اشارت کرده است:

فأستخف قومه فأطاعوه۲

فرعون قوم خود را تحمیق کرد و عقول آنها ر سبک شمرد در نتیجه از وی اطاعت کردند.

راه و رسم همه حکومتهای جبار و فاسد و ظالم در طول تاریخ بر آن بوده است که برای ادامه خود کامگی، مردم را در سطح پایین از فکر و اندیشه نگه می داشتند و با انواع وسائل فکر و ذهن آنها را سبک می کردند تا نفهمند که بر آنان چه می گذرد و چه کسانی بر آنها حکومت می کنند.

در این نظامها بیداری و هشیاری مردم و رشد فکری آنان بزرگترین دشمن و خطر بشمار می رود.

اما در حکومت دینی که بر اساس ارزشهای الهی شکل گرفته بصیرت و آگاهی مردم یک ارزش والا به حساب می آید و به فرمایش امام علیع اکثر النّاس قیمه اکثرهم علم۳ بیشترین قیمت برای آگاهترین مردم است.

استخفاف به دین و ارزشهای دینی

یک بعد دیگر از استخفاف سبک شمردن ارزشهای دینی در جامعه است مقصود از ارزشهای دینی آن اموری است که از سوی دین حرمت نهادن به آنها به عنوان یک وظیفه و تکلیف مسلمانان اعلام شده و در عرف مردم هم به عنوان امر مقدّس و محترم و با ارزش پذیرفته شده است هرگونه بی احترامی و سبک شمردن نسبت به این گونه امور، ضد ارزش و کار ناپسند بشمار می رود، رسول اکرمص فرمود: کیف بکم اذا فسد نساؤکم وفسق شبابکم و لم تأمروا بالمعروف و لم تنهوا عن المنکر؟ قیل له: و یکون ذلک یا رسول اللّه؟ قال: نعم و شرّ من ذلک، وکیف بکم اذا امرتم بالمنکر و نهیتم عن المعروف؟ قیل یا رسول اللّه و یکون ذلک؟ قال نعم و شرّ من ذلک و کیف بکم اذا رأیتم المعروف منکراً و المنکر معروف۴

چگونه باشید آنگاه که زنانتان فاسد شوند و جوانانتان بدکاره گردند و امر بمعروف و نهی از منکر نکنید؟ گفتند ای پیامبر خدا آیا این ممکن است؟ فرمود: آری و از این بدتر نیز توان بود، چگونه باشید آنگاه که به منکر امر کنید و از معروف نهی نمایید. گفتند آیا این ممکن است، فرمود و از آن بدتر این که نیک را زشت و زشت را نیک انگارید.

در این هشدار پیامبر اعظمص به چند نکته اشاره شده است:

۱. زنان و جوانان دو قشر و گروه آسیب پذیر جامعه اند، همواره دشمنان از این دو کانال و به واسطه این دو گروه تهاجم خود را نسبت به ارزشها آغاز می کنند و از این دو گروه برای استخفاف ارزشها یارگیری می نمایند.

۲. عدم احساس مسؤولیت نسبت به گسترش معروفها و جلوگیری از منکرها یک آفت و خطر بزرگ در جامعه دینی است، معروف گستری و منکر ستیزی دو وظیفه واجب و مهم برای هر مسلمانی است که ادعای دین داری می کند ترک و رها کردن این دو و بی تفاوتی نسبت به گسترش زشتی ها و پستی ها چهره جامعه ارزشی را نا زیبا و ناپسند جلوه می دهد.

۳. از این بدتر آن که عدّه ای آگاهانه یا ناآگاهانه مردم را به کارهای زشت و منکر فرا خوانند و از کارهای پسندیده و معروف باز دارند، عرف جامعه به افراد فاسد میدان دهد و عرصه را بر انسانهای ارزشی تنگ سازد.

۴. و از این ها بدتر آن که: معیارها در جامعه دگرگون گردد. یعنی درنگاه مردم ارزشها و معروفها منکر قلمداد شوند و ضد ارزشها و منکرات ارزش تلقی گردند، یعنی انسانهای لاابالی و بی قید که دارای روحیه اباحیگری هستند در جامعه محترم باشند، انسانهای مقید به ارزشها و تکلیف محوران امنیّت نداشته باشند.

در این حدیث استخفاف به ارزشها و ارزشمداران به خوبی از زبان رسول اکرمص ترسیم شده است، آن حضرت نسبت به این جریان منفی و ضد ارزشی هشدار داده اند، تا مردم غیرتمند و مسؤولان قدرتمند جلو این فاجعه را بگیرند و نگذارند سرمایه های انسانی و ارزشی جامعه به غارت رود و عدّه ای فاسد مفسد در حاشیه امن زندگی کنند. رفاه و ثروت خود را به رخ دیگران بکشند و با بدحجابی و بی حیایی روش و منش اشراف گونه و اسراف وار، به ارزشهای نهادینه شده دینی مردم دهن کجی و بی اعتنایی نمایند حرکت فرهنگی حساب شده و اعمال راههای پیشگیری برای سد کردن این هجمه و تهاجم وظیفه فرد فرد جامعه و در رأس آن حاکمیت دینی و دولت اسلامی است.

مرحوم مجلسی در کتاب شریف بحارالانوار فصلی زیر عنوان:استخفاف به دین و بی اعتنایی به امر خداوند باز کرده و با استفاده از آیات و روایات هشدارهای بصیرت بخش و آگاه کننده ای به دینداران داده است که به یک حدیث از آن از امام رضع از پدران بزرگوارشان از امیرالمؤمنینع بسنده می کنیم که فرمود:

سمعت رسول اللّه ص یقول: انی اخاف علیکم استخفافاً بالدّین و بیع الحکم و قطیعه الرحم و ان تتخذوا القرآن مزامیر، تقدمون احدکم و لیس بأفضلکم فی الدین۵ از پیامبر ص شنیدم که فرمود: من می ترسم بر شما از سبک شمردن دین و فروش داوری، و قطع رحم و این که قرآن را با ساز و آواز بخوانید، و این که کسانی بر شما مقدّم شوند و مدیریت کنند که در دینداری از شما برتر نیستند.

در این سخن نورانی به خوبی مسأله استخفاف به دین و ارزشهای دینی بیان و ترسیم شده و بیانگذار دین اسلام نسبت به آن هشدار لازم را داده است و امامان معصومع نیز هرگونه تهاون و استخفاف نسبت به دین و ارزشهای دینی را موجب کیفر در روز قیامت دانسته اند.۶

استخفاف به نماز

در میان ارزشهای دینی نماز خاکریز نخستین به شمار می رود، اگر این خاکریز سقوط کند تهاجم و حمله های شیاطین یکی پس از دیگری ادامه پیدا می کند و تا نابودی تمامی ارزشها پیش می رود. اهتمام اسلام به امر نماز از این جهت است که اگر نماز و فرهنگ آن در جامعه دینی رونق و رواج داشته باشد و اگر صفوف نمازگزاران هر روز فشرده تر گردد، شیاطین آشکار و پنهان در صف پولادین امت اسلام نفوذ و رخنه نخواهند کرد، اما اگر این دیوار بشکند و این سیل به راه افتد آثار تخریب و ویرانگری آن همه ابعاد جامعه را فرا خواهد گرفت.

اگر قرآن اصرار به اقامه نماز دارد به این خاطر است که انجام شایسته این عبادت، جامعه و فضای آن را در فضای معنوی ذکر و یاد خدا نگه می دارد و به این وسیله سپهر معنوی دین، جامعه را واکسینه می کند. و در نتیجه این پیام نماز که: انّ الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر۷ تحقق می یابد. استخفاف به دین شامل استخفاف به نماز هم می شود، لکن به این جهت این عنوان را جداگانه آوردیم که نمازوجه و چهره دین است اگر چهره دین خدشه دار گردد گویا همه دین آسیب دیده است و شاید همین جایگاه کلیدی نماز در بین دیگر ارزشهای دینی باعث شده است که قرآن کریم و اولیای دین نسبت به استخفاف نماز هشدارهای جدّی و قاطعی داده اند:

قرآن می فرماید:ویل للمصلین الّذین هم عن صلوتهم ساهون۸ وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل انگاری می کنند.

یعنی نه برای اصل آن ارزشی قائلند، و نه به اوقات آن اهمیتی می دهند و نه ارکان و شرائط آن را به شایستگی رعایت می کنند.

در آیات و روایات عناوین: ضایع الصلاه۹، تارک الصلاه۱۰ سارق الصلاه۱۱،صلاه کسالی ۱۲ و مانند آن آمده است که همه و همه گویای ناپسند بودن بی اهمیتی به نماز است و در زبان نورانی امام صادق(ع) هم موضوع استخفاف صلاه به کار رفته است:

انّ شفاعتنا لاتنال مستخفاً بصلاته۱۳ شفاعت ما اهل بیت به کسانی که نمازشان را سبک بشمارند نخواهد رسید.

در حدیثی طولانی پیامبراکرمص در پاسخ دخترش فاطمه زهرس

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.