پاورپوینت کامل ذکردرآثارامام خمینی (سلام الله علیه) ۱۰۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ذکردرآثارامام خمینی (سلام الله علیه) ۱۰۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ذکردرآثارامام خمینی (سلام الله علیه) ۱۰۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ذکردرآثارامام خمینی (سلام الله علیه) ۱۰۸ اسلاید در PowerPoint :

مقدمه:

آنچه در این مقاله تحت عنوان ذکر در آثار امام خمینی جمع آوری شده است مشتمل بر دو بخش کلی است.اول جمع آوری کلمات امام خمینی پیرامون ذکر و دیگر جمع آیات و روایات و اقوال بزرگان در رابطه با ذکر از منابع معتبر.به طور قطع هدف نویسنده ازانشاء این مقاله کمک به رهپویان راه حقیقت وسالکان طریقت بوده تاباتوشه گیری ازاین منبع عظیم فیض الهی یعنی ذکر، راه را به سهولت وآسانی بیشتربپیمایند.امید که با مدد از ارواح مطهرایشان دراین امرتوفیق بیشتری حاصل کنیم. فصل اول: معنای ذکر کلمه ذکر که درقرآن وروایات از آن بسیار یاد شده است در یکی از معانی زیر بکار برده می شود: ۱. به معنای مطلق یاد ۲. درمقابل غفلت مانند آیه: «ولاتطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا»(۱) غفلت دراینجا عبارت است از نداشتن علم به علم یا نمی دانم که می دانم؛ پس در طرف دیگر ذکر عبارت است از علم داشتن به علمش. غفلت به تصریح آیات و روایات، عامل سقوط انسان در ورطه هلاکت ونابودی و یکی از غلیظ ترین حجابهایی است که انسان را از رسیدن به مقصود باز می دارد.زیرا تا غفلت است بیداری نخواهد بود و وقتی بیداری نباشد هیچ سیر و سلوکی انجام نخواهد گرفت.از اثراتی که بر غفلت مترتب است و خداوند در قرآن به آنها اشاره فرموده می توان به موارد زیر اشاره کرد: الف – فروپاشی انسانیت: ولا تکونوا کالذین نسواالله فانساهم انفسهم.(۲) ب – دوری از خدا: فاذکرونی اذکرکم. اگرخدارایاد نکنید خدا شما را هم یاد نخواهد کرد.(۳) ج – قرارگرفتن در حزب شیطان: استحوذ علیهم الشیطان فانسیهم ذکرالله اولئک حزب الشیطان.(۴) د – همدم شیطان گشتن: و من یعش عن ذکرالرحمن نقیض له شیطانا فهوله قرین.(۵) ه- تنگی معیشت: و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا.(۶) و- نابینایی درقیامت: ونحشره یوم القیامه اعمی.(۷) ز- عذاب روزقیامت: ومن یعرض عن ذکر ربّه یسلکه عذابا صعدا.(۸) بالاترین مراتب غفلت،دوری از یاد خداست که سرمنشأ همه گناهان ونافرمانی ها و عامل تمام بدبختی ها و فلاکتهای بشر است. تحقیق وتأمل در آیات و روایات و آثار بزرگان دین نشان می دهد مهمترین عامل فراموشی خدا و دوری از او حبّ دنیا و مادّیات و به عبارت دیگر دنیاپرستی است. دنیا در تعریف بزرگان هر چیزی است که انسان را از حقتعالی به خود مشغول کند(۹) خداوند در آیه ۱۹ سوره آل عمران متاع دنیا را معرفی کرده و در آیات متعدد انسان را از توجه زیاد به دنیا و محبّت به مادیات برحذر داشته است.از آن جمله می فرماید: یاایهاالذین آمنوا لاتلهکم اموالکم ولا اولادکم عن ذکر الله(۱۰) بایددانست که اگر نفوس یکسره متوجه به دنیا و تعمیر آن باشد و منصرف از حق باشند گرچه اعتقاد به مبدأ و معاد هم داشته باشند منکوس هستند ومیزان درانتکاس قلوب غفلت ا ز حق وتوجه به دنیا وتعمیر آن است(۱۱) مثل چنین کسی این آیه از قرآن کریم است که فرمود: ارأیت من اتخذالهه هواه(۱۲) زیرا کسی که یکسره متوجه به دنیا و مادیات باشد، بطور حتم قلبش ازمحبت دنیا پر شده است زیرا قلب به عنوان رئیس بدن، اعضا را بدنبال خود می کشاند، پس اگر تمام همّت و وجهه فرد مصروف تأمین نیازهای دنیوی باشد مسلّم می توان فهمید دلش از عشق دنیا لبریز است وچون چنین شد خانه رابدست غیر صاحبخانه سپرده است،به همین لحاظ دنیا در آن تصرف کرده و شیطان به آن راه می یابد، پس به حکم آیه «ماجعل الله لرجل من قلبین فی جوفه»(۱۳) خدا در آن نمی گنجد. در نتیجه فرد دست به هرکاری می زند تا به خواسته های خود برسد واز انجام هر عملی هیچ باکی ندارد ولذا فرموده اند دوستی دنیا رأس همه گناهان است.امام خمینی در عبارات مختلف انسان رابه خطرات محبت دنیا آگاه کرده و گوشزد می فرمایند که:توجه به غیر حق تعالی خیانت به حق است وحب به غیر ذات مقدس وخاصان او که حب اوست خیانت است درمشرب عرفان(۱۴) از آن جمله می فرمایند: باحب دنیا و نفس هوس معرفت الله درسر پختن هوس خامی است واگر در مقام تهذیب باطن و تصفیه قلب و تعدیل اخلاق است نیز با محبت دنیا متحلی به یکی ازحلیه های فضائل نفسانیه نخواهد شد و اگر در صدد تعمیر آخرت و جنت اعمال است از راه تقوا و اعمال صالحه نیز با حب دنیا موفق به هیچ یک ازمراتب آن نمی شود.(۱۵) وباز می فرمایند: ای مدعی ایمان و خضوع قلب در بارگاه ذوالجلال اگر تو به کلمه توحید ایمان داری وقلبت یکی پرست و یکی طلب است والوهیت را جز برای ذات خدای تعالی ثابت ندانی اگر قلبت موافق ظاهرت است و باطنت موافق با دعویت است چه شده است که برای اهل دنیا این قدر قلبت خاضع است؟ چراپرستش آنها را می کنی؟(۱۶) برای یک خیال باطل یک محبوبیت جزئی بندگان ضعیف یک توجه قلبی مردم بیچاره خود را مورد سخط و غضب الهی قرار مده.(۱۷) پس از آنکه معلوم شد غفلت دارای مضرات بسیار و عامل گناهان بسیار است، بزرگان راههای زیر را برای دوری از غفلت و حصول بیداری پیشنهاد می کنند: الف. تفکر در افعال الهی و مخلوقات خداوندی که درقرآن بارها وبارها بدان اشاره شده است ازآن جمله فرمود: «وفی الارض آیات للموقنین و فی انفسکم افلا تبصرون»(۱۸) نتیجه این تفکر و تدبر در آفرینش، شناخت اسماء الهی و تابش انوار ربانی و اشراقات حقانی در قلب سالک و عشق او به حقتعالی است. ب. تدبّر و تأمّل در آیات قرآن. به لحاظ آنکه قرآن نوراست با تکرار وتأمّل در قرائت، دل انسان انواری از قرآن راگرفته وراه سعادتش راازروی آن خواهد جست. ج. تفکر و تأمّل در سیره انبیاء و اولیاء و بزرگان و علماء،تا با تأسی به شیوه ایشان والگو قراردادنشان، دل انسان تکانی خورده، شاید بیداری برای او حاصل شود. د. تفکر در احوالات اموات و مردگان و گذر در گورستان ها و دانستن اینکه انسان روزی سرانجامی اینچنینی خواهد داشت.امام خمینی می فرمایند:ازجمله اعمالی که باعث دلسردی از لذائذ دنیا و ضعف علاقه به آن و احیاناً موجب قطع رشته دوستی با دنیاست به زیارت اهل قبور رفتن است و این از آن جهت است که رفتن به گورستان در تذکر مرگ اثری عمیق دارد و در دستورات دینی آمده است که هر وقت خیلی خوشحال و فرحناک بودی و یا خیلی افسرده و غمگین شدی به زیارت اهل قبور برو.(۱۹) ه. توجه به عز ربوبیت و ذل عبودیت. مرحوم امام می فرمایند:استاد الهی ما فرماید:توجه به عزّ ربوبیت و ذلّ عبودیت یک یک از منازل مهمه سالک است که قوت سلوک هرکس به مقدار قوت این نظراست بلکه کمال و نقص انسانیت تابع کمال ونقص این امر است و هرچه نظر انیت و انانیت درانسان غالب باشد از کمال انسانیت دور وازمقام قرب ربوبیت مهجوراست وحجاب خودبینی ازجمیع حجب ضخیمتر وظلمانی تر است و خرق این حجاب ازتمام حجب مشکلتر و خرق همه حجب رامقدمه است بلکه مفتاح مفاتیح غیب و شهادت خرق این حجاب است.(۲۰) ۳. ذکر در مقابل نسیان و نسیان عبارت است از اینکه صورت علم به کلی از خزانه ذهن زایل شود و ذکر بر خلاف نسیان عبارت است از اینکه آن صورت همچنان در ذهن باقی باشد و حق در آیه واذکر ربک اذا نسیت(۲۱) بدان اشاره کرده است.(۲۲) فصل دوم: مراتب ذکر در یک تقسیم بندی ذکر به دو مرتبه زبانی و قلبی تقسیم می شود. علماء اخلاق به این نکته اشاره دارند که،قلب زمانی ذاکر خواهد بود که زبان همچون معلمی که کودکی را تربیت می کند، قلب را به ذکر تعلیم دهد.پس ازمداومت برذکر زبانی لسان قلب گشوده شده ودل بی آنکه زبان چیزی بگوید ذاکر خواهد بود.به لحاظ آنکه قلب رئیس بدن است ودر هر حالی که باشد دیگر اعضا را بدنبال خود خواهد کشانید،اگر ذاکر شود بی شک زبان به تبع دل ذکر می گوید.امام می فرمایند: شیخ عارف کامل ما جناب شاه آبادی روحی فداه می فرمودند: شخص ذاکر باید در ذکر مثل کسی باشد که به طفل کوچک که زبان بازنکرده، می خواهد تعلیم کلمه کند تکرار می کند تا اینکه او به زبان می آید و کلمه را ادا می کند پس از این که او ادای کلمه را کرد، معلم از طفل تبعیت می کند و خستگی آن تکرار بر طرف می شود و گویی از طفل به او مددی می رسد همینطور کسی که ذکر می گوید باید به قلب خود که زبان ذکر باز نکرده تعلیم ذکر کند و نکته تکرار اذکار آن است که زبان قلب گشوده شودوعلامت گشوده شدن زبان قلب آن است که زبان از قلب تبعیت کند و زحمت و تعب تکرار مرتفع شود.اول زبان ذاکر بود و قلب به تعلیم و مدد آن ذاکر شد و پس از گشوده شدن زبان قلب، زبان از آن تبعیت کرده به مدد آن یا مدد غیبی متذکر شود.(۲۳) درتقسیم بندی دیگر عنوان کرده اند، ذکر بر سه درجه است: زبانی، قلبی و عملی. پس از آنکه معلوم شد بر اثر ممارست در ذکر لسانی زبان قلب به ذکر حق باز می شود، و قلب اگر ذاکر حق باشد،اعضا به تبع او ذاکر خواهند بود،در این حال انسان ذاکر به ذکر عملی خواهد بود. مهم آن است که صورت ذکر در قلب منقوش گشته و برای انسان ملکه گردد. نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که صورت اعمال در انسان دو حالت دارد یا ملکه و یا حال است. صورت عملی اگر در آدمی حال باشد اثری از آن بر نفس مترتب نیست ولی اگر عملی درانسان ملکه گردید و از حالت زود گذر بودن خارج گردید اثر آن بر انسان نمایان خواهد بود. قلب آنگاه به مقام آرامش خواهد رسید که صورت دل منقش به نقش لااله الاالله گردد و اثر آن بماند تا حقتعالی خود در امور تصرف کند.مهم در اینجا آن است که انسان خانه را به صاحبخانه واگذارد و غیر و غیریت و انانیت را از آن خارج کند تا تصرفات الهی شده و اشراقات ربانی بر آن افاضه شود پس تا لااله الاالله با قلم عقل بر لوح صافی قلب نگاشته نشود انسان مؤمن به وحدت خدا نیست و وقتی این کلمه طیبه الهیه درقلب وارد شد سلطنت قلب با خود حقتعالی شود و دیگر انسان کس دیگر را مؤثر در مملکت حق نمی داند و از کس دیگر متوقع جاه و جلال نیست.(۲۴) زیرا در توحید مطلق که لااله الا الله کامل است فلاح مطلق است که رستگاری از کثرت که اصل شجره خبیثه است می باشد و این کلمه در این حال موازن با هیچ چیز نیست.(۲۵) نکته ای در سلوک «دربعضی از رسائل عرفا ذکر را هفت مرتبه بیان کرده اند: قالبی، نفسی، قلبی، سرّی، روحی، عیونی و غیب الغیوب،و تفصیلش آن است که:ذاکر در ابتدای انابت که هنوز ذکر در باطن او سرایت نکرده باشد و سیر او در سلوک ازمحسوسات جزئیه نگذشته مداومت او را بر ذکر زبان قالبی گویند و چون او را به سبب تکرار و مواظبت تبدیل بعضی از اخلاق ذمیمه حاصل شود و اثر ذکر را در نفس خود ادراک نماید و به تعقل معنی ذکر مسرور شود آنرا ذکر نفسی گویند و چون سیر او به نهایت عالم عنصر رسید و به واسطه تبدیل بعضی اخلاق ذمیمه فی الجمله نفس را صفائی حاصل شود و گرد کدورات صفات نفسانی و بشری فرو نشیند، حلاوت ذکر در وی اثر کند و شوق مذکور بر وی غالب شود بی تحریک زبان ذاکر گردد و گاه باشد که آواز ذکر دل مانند صدای کبوتر وقمری بشنود و او را ذکر قلبی گویند و چون صفای قلب بیشتر شود اثر نورانیت ذکر قلبی در وی تصرّف نماید و سرّ وی از التفات به غیر فارغ شود و آن را ذکر سرّی گویند و گاه باشد که اثر تحریک دل در این ذکر نیز مثل صدائی که از انداختن مهره طاسی پیچیده مسموع شود وسیر سالک در این مرتبه به اواسط عالم افلاک رسد و چون سرّ ذاکر از تشتت به آرای فاسده و عقاید مشوّشه به کلی پاک شود و دل را به غیر مذکور التفاتی باقی نماند از نهایت مراتب افلاک در گذرد و به اوائل عالم جبروت رسد و حکم روح گیرد و آن راذکر خفی گویند واحیاناً از آن نیز همهمه ای در باطن شبیه به نشستن مگس به تار ابریشم مدرک شود چون به مقام فنا در رسد سیر او به سیر عالم لاهوت مرتقی گردد ذکر و ذاکر را در جنب تجلّی مذکور وجودی نماند ذکر خودبخودی گوید و از من و مایی جز نام و از ذکر و ذاکر جز معاوضت اوهام باقی نماند غیب الغیوب نامند.»(۲۶) اشاره ای قرآنی بر اساس آیات قرآن به دو مرتبه دیگر از ذکر می رسیم؛ یکی ذکر خفی و دیگری ذکر جلی یا ذکر باطن و آشکار. برای ذکر خفی شاید بتوان دو تعبیر در نظر گرفت:یکی اینکه آن را منطبق دانست بر ذکری که اثری از او در ظاهر انسان معلوم نشود که با احتساب این عنوان که از ظاهر معنای ذکر چنین بر می آید دو مرتبه ذکر زبانی و عملی از مجموعه این نوع خارج می شود؛پس تنها شامل ذکری می شود که انسان در دل و نهان خود دارد و به عبارت دیگر در دل به یاد خدا بودن. دیگر تعبیری که می توان برای آن در نظر گرفت این است که آن را مرتبه ای از ذکر بدانیم که ذاکر ذکر را پنهان از دید مردم و در خفا به جا می آورد خداوند در آیه ۲۰۵ سوره اعراف به هر دو مورد یکجا اشاره کرده می فرماید: «و اذکر ربک فی نفسک تضرّعاً و خیفه ودون الجهر من القول بالغدوّ والآصال ولاتکن من الغافلین». خدای خود را با تضرّع و پنهانی و بی آنکه آوازی از دل بر کشی در دل خود در صبح و شام یاد کن واز غافلان مباش. فصل سوم:اشاره ای اجمالی به بعضی ازانواع ذکر دراین فصل به سه نمونه از مهمترین اذکار که در روایات و آیات به آنها تأکید فراوان داده شده است اشاره می کنیم. ۱. قرآن قرآن کریم اقیانوس بی کرانی است که رسیدن به اعماق آن جز برای معصومان میسر نیست.بااین حال هم خود قرآن و هم خود معصومان به مردم توصیه می فرمایند که در آیات قرآن تدبر نمایند قرآن کریم می فرمایند: «کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبّروا آیاته»(۲۷) «افلا یتدبّرون القرآن ام علی قلوب اقفالها»(۲۸) همچنین پیغمبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) سفارش های بسیار در رجوع به قرآن و تدبّر در آیات آن فرموده اند. بویژه هنگامی که فکر جامعه دچار آشفتگی و تیرگی گردد و شبهه هایی در میان مسلمانان رخ دهد که موجب انحرافات فکری و عقیدتی شود در چنین شرایطی تأکید شده است که حتماً به قرآن مراجعه کنید؛ «اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن»(۲۹) هنگامی که فتنه ها همانند پاره های شب تیره شما را فرا گیرد به قرآن روی آورید. خداوند در آیات متعدد قرآن راذکر معرفی کرده است از آن جمله می فرماید: «قد انزل اللّه الیکم ذکرا»(۳۰) و همچنین فرمود: «انا نحن نزّلنا الذکر و انّاله لحافظون»(۳۱) روایات مختلفی در باب قرائت قرآن و ثواب قرائت وارد شده است که در ذیل به بعضی از آنها اشاره می شود: الف – قال رسول الله(ص): «حمله القرآن عرفاء اهل الجنّه؛(۳۲) حاملان قرآن عارفان اهل بهشتند». ب – قال رسول الله(ص): من قرأ عشر آیات فی لیله لم یکتب من الغافلین و من قرأ خمسین آیه کتب من الذاکرین ومن قرأ مائه آیه کتب من القانتین و من قرأ مائتی آیه کتب من الخاشعین و من قرأ ثلاث مائه آیه کتب من الفائزین و من قرأ خمسمائه آیه کتب من المجتهدین ومن قرأ الف آیه کتب له قنطار من برالقنطار خمسه عشر الف مثقال من ذهب والمثقال اربعه و عشرون قیراطا اصغرها مثل جبل احد و اکبرها ما بین السماء الی الارض»(۳۳) پیغمبر فرمود:هر که ده آیه در هر شب بخواند از غافلین نوشته نمی شود و هرکه پنجاه آیه بخواند از ذاکران نوشته می شود،هر که صد آیه بخواند از قانتین،دویست آیه بخواند از خاشعین، سیصد آیه بخواند از فائزین و رستگاران، پانصد آیه بخواند از مجتهدین نوشته می شود و هر که هزار آیه در هر شب بخواند قنطاری ازنیکی برای او نوشته می شود که هر قنطاری پانزده هزار مثقال از طلا و هر مثقال بیست و چهار قیراط است که کوچکترینش به اندازه کوه احد و بزرگترینش مابین آسمان و زمین است. ج – عن النبی(ص) قال:اهل القرآن هم اهل اللّه وخاصته؛(۳۴) اهل قرآن خاصان درگاه حق و اهل اللّه هستند. د – وایضا عن النبی قال:افضل العباده قرائه القرآن(۳۵) برترین عبادت قرائت قرآن است. نکته: مطلوب در قرائت قرآن رعایت چند چیز است: اول اینکه قاری با وضو و رو به قبله باشد دوم اینکه قرآن را با صدای نیکو و صوت احسن تلاوت کند سوم اینکه در آیات قرآن تأمّل کرده، با دقت مطالعه نموده و در معانی بلند آن بیندیشد. مهم در این مقام آن است که انسان از ظاهر قرآن فراتر رفته و در قشر آن نمانده وبه باطن آیات برسد تا شاید اثری از آن در دل حاصل شود. امام خمینی(ره) می فرمایند: مطلوب در قرائت قرآن شریف آن است که در اعماق قلب انسان تأثیر کند و باطن انسان صورت کلام الهی گردد و از مرتبه ملکه به مرتبه تحقق رسد.(۳۶) وباز می فرمایند:پس ای مسکین در راه پروردگارت مجاهدت کن و دل خود را پاک گردان و از تسلط شیطان بیرون شو و کتاب پروردگارت را قرائت کن و بالا برو و آن را با تفکر و تأمّل بخوان و در قشر و ظاهر آن متوقف نباش و خیال مکن که کتاب آسمانی و قرآن نازل شده ربانی به جز این قشر و صورت نیست چه آنکه بر صورت توقف کردن مرگ است و هلاکت و اصل ریشه های جهالت و سنگ اساسی انکار نبوتها و ولایتها زیرا که نخستین کسی که خود در مرحله ظاهرایستاد شیطان بود.(۳۷) برای آنکه لوح دل به کلمات الهی و اذکار و اوراد منقوش گ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.