پاورپوینت کامل دین و مسئله تجدّد و سنّت ۶۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل دین و مسئله تجدّد و سنّت ۶۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دین و مسئله تجدّد و سنّت ۶۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل دین و مسئله تجدّد و سنّت ۶۴ اسلاید در PowerPoint :

تهیه و تنظیم از: حجه الاسلام و المسلمین محمد رضا مصطفی پور

در جهان امروز از مسئله تجدّد و سنّت سخنان فراوانی مطرح می شود گاهی گفته می شود سنّت مربوط به دوران گذشته است و بشریت امروز در جهان مدرن زندگی می کند و در جهان مدرن باید سنّت ها را ترک گفت و خود را با جهان جدید هماهنگ ساخت. حال این سئوال مطرح می شود که پاسخ دین به این پرسش چیست؟ آیا دین موافق تجدّد است یا خیر؟ رابطه سنّت با دین چگونه است؟ آیا خود دین از سنّت است و از این رو در دوران تجدّد جایی برای آن نیست یا خیر؟ برای پاسخ به این مسئله در آغاز باید مبادی تصوری مطلب را روشن کرد و سپس به دیدگاه قرآن در این رابطه پرداخت.

معانی سنّت و تجدّد

سنّت گاهی به معنی روش گذشتگان است و گاهی به معنای عادت. و تجدّد هم گاهی به معنای روشی است که با علم و تکنولوژی همراه باشد و گاهی به معنای ره آوردی است که با پیشرفت علم نصیب جامعه بشری می شود.

در بحث تجدّد و سنّت اول باید سنّت به معنای عادت و روش را از سنّت به معنای طریقه و روش الهی و انبیاء و اولیاء او جدا کرد.

سنّت به معنای عادت

اگر سنّت به معنای عادت جامعه باشد ممکن است با تجدّد هماهنگ نباشد و لذا اگر علم ره آوردی داشت که عادت با آن هماهنگ نیست و قهراً سنّت گرایان ممکن است در برابر این رخداد تازه و نو علمی یکی از دو واکنش را داشته باشند. آنها که سنّت گرا و عادت زده اند از خود مقاومتی سرسختانه نشان دهند که البته این مقاومت بی جاست اما آنهایی که عادت را پدیده خاصی می دانند که در گذشته وجود داشته و حال باید عوض شود و با دین هم هیچ رابطه ای ندارد، در برابر ره آورد علم خاضعند و آن را می پذیرند. البته هم طرد مفرطانه گروه اوّل و هم پذیرش مفرّطانه گروه دوم که هرچه نو است باید پذیرفت، نارواست زیرا انسانی که از مرز تعادل می گذرد و دچار افراط یا تفریط می شود در واقع جاهل به حقیقت است: لاتری الجاهل الاّ مفرط او مفرّط؛(۱) و چون جاهل است باید بداند سنّت به معنای عادت چیزی نیست که انسان از او دفاع کند. چه اینکه صرف نو بودن نشان حق بودن نیست.

سنّت به معنی طریقه و روش و رابطه آن با تجدّد

سنّت به معنی طریقه و روشی که خدا در نظام عالم و آدم دارد – و به عبارت دیگر: سنّت تکوینی و تشریعی خداوند نسبت به انسان و جهان این طور نیست که با تجدّد و نوآوری به طور کلی هماهنگ نباشد گرچه ممکن است بعضی سنّت را درست تفسیر نکنند و فکر کنند، تجدد با سنّت هماهنگ نیست. و یا تجدّد را درست ادراک نکنند و با سنّت به مخالفت بر خیزند آن ها می گویند: تجدّد اوّلاً رابطه انسان با عالم و آدم را عوض کرد و ثانیاً رابطه انسان با مبدأ عالم و آدم را عوض کرد.

متجدّد چیزی جز طبیعت را حق نمی داند و هر قانون قراردادی، خواه الهی و خواه غیر الهی، که مخالف قانون طبیعی باشد، پیش او مطرود است و به عبارت دیگر: آن هایی که طبیعت محورند و به ماوراء طبیعت معتقد نیستند با سنّت الهی به مخالفت بر می خیزند از این رو به طور طبیعی متجدّد طبیعت محور با دین هماهنگ نیست و دین هم با طبیعت محوری محض هماهنگ نیست. زیرا طبق این پندار اولاً محور تجدّد طبیعت است و ثانیاً هر قانونی که مخالف با قوانین طبیعت باشد «خواه الهی و خواه غیر الهی» باطل است لذا اگر ره آورد و قوانین دین هم مطابق با طبیعت نبود، باطل است و ثالثاً چیزی که باطل است حق دخالت در زندگی انسان را نخواهد داشت.

بنابر این با این دید جمع بین سنّت و تجدد ممکن نیست و لذا در نظر این ها مکتب یا افراد و گروهی که حامی سنّت الهی هستند باید ساقط شوند.

برای جواب این مطلب باید مسئله را عمیق تر و از ریشه بررسی کنیم، تا بطلان این سخن روشن شود. زیرا مدعای آن ها که می گویند: طبیعت حق است و قوانین مطابق با طبیعت حق است و قوانین مخالف با طبیعت باطل است حق و درست است و دعوت آنان که می گویند: کسی سعادتمند است که در مسیر طبیعت گام بردارد و کارهای او مطابق با طبیعت باشد، حق و صحیح است. اما عمده آن است که: آیا طبیعت حق بالذات است یا حق بالغیر؟ اگر چیزی موجود بالذات بود حق بالذات است و هرچه که موجود بالغیر بود، حق بالغیر است. آن چه که می توان با آن موجود بالذات و حق بالذات را تشخیص داد حکمت الهی است. حکمت الهی می گوید: چیزی موجود بالذات است که مجرّد محض بوده و از تغییر و زوال و دگرگونی مصون باشد، اما طبیعت یک مفهومی دارد که این مفهوم از مجموع موجودات طبیعی از قبیل گیاهان و جمادات و آب و هوا و امثال آن انتزاع می شود، نه این که یک شی ء مشخصی باشد. قهرا چیزی که وجود شخصی خارجی و عینی ندارد و یک مفهوم جامعی است که از حقایق خارجی انتزاع شده است، نمی تواند موجود بالذات باشد. زیرا همه امور طبیعی از قبیل گیاهان و سنگ ها و امثال آن ها در معرض دگرگونی و زوال هستند و چیزی که تحوّل پذیر است و متبدل می شود، هستی او عین ذات او نبوده و مالک هستی خود نخواهد بود، وقتی موجود بالذات نبود، موجود بالغیر خواهد بود و هر موجود بالغیر باید به موجود بالذات تکیه کند موجود بالذات باید از آسیب زوال و گزند تغییر مصون و محفوظ باشد، نامتناهی باشد هستی او عین ذات او باشد و چنین حقیقتی باید منزّه از ماده و مدت و امثال آن باشد. موجودی که بالذات است دین و فلسفه الهی او را خدا می داند. خداست که حق محض است و تغییر و تبدل در او راه پیدا نمی کند، خدا موجود بالذات است از این رو چون خدا موجود بالذات است حق بودن او نیز بالذات است و عمل به رهنمود او سعادت بالذات را به دنبال دارد و انحراف از رهنمود او شقاوت بالذات را.

طبیعت مخلوق خداست و چون مخلوق خداست، موجود بالغیر است نه موجود بالذات و در نتیجه حق بالغیر است، قوانینی که مطابق با طبیعت است حق بالغیر است و هماهنگی و انطباق با او هم سعادت بالغیر می آورد.

اگر این مسئله روشن شد که طبیعت حق است ولی حق بالغیر، آن گاه مسئله تجدد با سنّت معارض نیست، زیرا تجدد در محور همین طبیعت حرکت می کند و سنّت دست تجدد را می گیرد و می گوید: در بین راه توقف نکن، متحجّر نباش، ساکن نباش، طبیعت و قوانین طبیعی را مبدء فراطبیعی آفرید؟، قهراً این موجود بالغیر و حق بالغیر را آن موجود بالذات و حق بالذات آفریده است.

قرآن می فرماید: «الحقّ من ربّک»(۲)؛ یعنی هر چه در جهان امکان به عنوان حق تلقی می شود، از ناحیه خداست چه عالم طبیعت باشد و چه عالم مثال و چه عالم عقل و هر مرتبه ای از مراتب عالم خلقت که سکوی پرواز انسان به مقام برتر است، انسان نباید خود را به عالم طبیعت که نازل ترین طبقات و نشئات عالم آفرینش است محدود و سرگرم کند و اگر کسی خود را با نازل ترین درجه هستی سرگرم نماید خود را پست کرده است. زیرا انسان می تواند از سکوی طبیعت به عالم مثال پرواز کند و عالم مثال را سکوی پرواز به سوی عالم عقل قرار دهد و به عالم مجردات تامّه راه یابد و از این سه عالم پرواز کرده و به لقاءاللّه بار یابد.

اما انسان طبیعت محور، چون خود را در نازل ترین مرحله هستی معطّل کرده است به مراتب عالیه هستی راه نمی یابد. در بیانات نورانی اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) آمده است که فرمودند: «من هوان الدنیا علی اللّه انه لا یعصی الاّ فیها و لا ینال ما عند اللّه الاّ تبرّکها؛(۳) از فرومایگی عالم طبیعت همین بس که خداوند در هیچ عالمی جز همین عالم، معصیت نمی شود و جز با ترک این دنیا به فضایل الهی و لقاء اللّه نایل نمی گردد.

بنابراین کسی که در طبیعت مطالعه می کند و علومی از قبیل گیاه شناسی یا معدن شناسی یا جانورشناسی یا اخترشناسی را فرا می گیرد. گرچه این علم ها حق است ولی این حق در مرحله نازل علمی است.

علم واقعی و برین، علمی است که از راه توجه به عالم مثال و عقل و عالم اله حاصل شود. زیرا خدا حق بالذات است علم به او و نیز بهره گیری از طریق او هم حق خواهد بود. زیرا متعلق آن علم، حق است پس این که گفته می شود طبیعت حق است مدعای صحیحی است ولکن حق بالغیر است نه حق بالذات.

این که قوانین مطابق با طبیعت، حق است، این سخن نیز درست است، اما کسی می تواند تشخیص تمام و کمال بدهد که این قانون مطابق با طبیعت است که طبیعت آفرین باشد. انسانی که زبان حال و مقال وی این است که:

یک شمه زفقر خویش اظهار کنم

چندانکه خدا غنی است من محتاجم

حق ندارد درباره طبیعت اظهار علم قطعی، جامع و کامل کند و به استناد آن قانون گزاری نماید بلکه تا خداست که علم قطعی و احاطی دارد و برابر آن قانون گزاری می کند و از آن خبر می دهد.

اینکه گفته اند هر سخنی که مخالف طبیعت باشد باطل است این هم سخنی حق است برای این که طبیعت صنع خداست و در صنع خدا باطل راه ندارد. اما سخن گوی طبیعت فقط طبیعت آفرین است و بس.

اگر ثابت شد که طبیعت یک موجود گسیخته و گسسته از فراطبیعت نیست و اگر ثابت شد که طبیعت و فرا طبیعت گسیخته از ذات اللّه نیستند کسی می تواند از این مجموعه خبر بدهد که هم از طبیعت و هم از فرا طبیعت و هم از پیوند ناگسستنی طبیعت و فرا طبیعت با ذات اقدس اله، با خبر باشد و او فقط خداست.

دین قانونی است که مطابق با نظام آفرینش عمومی و سرشت انسانیت است که برای تبیین روابط صحیح انسان ها با مبدء هستی و با یکدیگر و رابطه انسان با طبیعت و تبیین صحیح رابطه انسان با گذشته و آینده تاریخ و همچنین ارتباط او با آینده قطعی وی مثل برزخ و قیامت، به صورت وحی نازل شده است بنابراین همان طوری که قوانین طبیعت سنّت های الهی هستند. دین هم از سنّت الهی است، تجدّد هم گوشه ای از سنن الهی است، زیرا اگر عقل تجریدی یا علم تجربی به مطلب صحیحی رسیده است انجام آن کار یا واجب نفسی است و یا واجب غیری و مقدمی و لذا فراگیری آن و هم گامی با آن لازم است.

اگر کسی عالم طبیعت شناس بود، او در حدّ خویش یک مفسّر کتاب تکوینی خداست، چنان که مفسّر قرآن مفسّر کتاب تدوینی خداست.

این که بعضی گفتند: عالمان طبیعت، مغیر طبیعتند نه مفسّر ط

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.