پاورپوینت کامل سجاده خونین ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
7 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل سجاده خونین ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سجاده خونین ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل سجاده خونین ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

اشاره

پرداختن به ابعاد مختلف زندگی شخصیت های بزرگ تاریخ اسلام و انقلاب اسلامی، ضمن تجلیل از ایشان و ارج نهادن بر تلاشها و مجاهدتهایشان، گرفتن ره توشه ای از فضیلت های بی مثال آنهاست، پیروی از الگوهای برجسته ای که عمر شریف خود را در راه رسیدن به مقامات علمی و معنوی صرف نموده اند، جزء برنامه های تربیتی آیین آسمانی اسلام به شمار می رود. تاریخ اسلام نمونه های فراوانی از این شخصیت های نامی را در خود جای داده است، باید ضمن معرفی این ذخایر گرانبها، نسل امروز و فردای میهن اسلامی را با یادگاری به جا مانده از این فرزانگان آشنا سازیم. شهید مدنی یکی از هزاران ستاره درخشان آسمان هدایت است که زوایای زندگی او سرشار از درسهای آموزنده است، قدمی برنداشت جز برای رضای خدا، عاشق پاکباخته ولایت بود و صاحب اخلاق پسندیده، او که عمری را در تهذیب نفس و خدمت به اسلام و تربیت فرزندان اسلام گذراند، سرانجام با رجعتی سرخ، کسوت زیبای شهادت را در محراب عشق بر تن کرده و مانند جد بزرگوارش ندای «فزت و ربّ الکعبه» سر داد. و این همه ما را بر آن داشت، تا برگی از دفتر زندگی سراسر افتخار این اسوه اخلاص را جهت عرضه به جوانان الگو خواه و نمونه طلب تقدیم برنامه سازان نماییم، امید که مثل همیشه حرمتشان را پاس داشته و در ترویج اهداف مقدسشان کوشا باشیم.

پاسدار اسلام

سلام بر او، روزی که زاده شد و روزی که جامه سرخ شهادت بر تن نمود و روزی که با افتخار در پیشگاه عدل الهی حاضر خواهد شد. قلم را یارای توصیف آن بزرگ مرد نیست اما بر حسب تکلیف و وظیفه، زندگی سراسر افتخار این الگوی عشق و ایثار را در شش محور زیر پی می گیریم.

محور اول: دوران کودکی و ابعاد علمی شهید مدنی

ولادت و دوران کودکی

در یکی از روزهای به یادماندنی در سال ۱۲۹۳ شمسی (۱۳۳۳.ق) در شهرستان آذرشهر(۱)یکی از شهرهای آذربایجان شرقی در کانون با صفای خانواده ای نجیب، فرزندی پا به عرصه وجود گذاشت که بعدها خدمات ارزشمندی از خویش به یادگار گذاشت. پدرش به واسطه عشق و ارادت فراوانش به امیرمؤمنان علی(ع) یکی از القاب آن حضرت یعنی اسد اللّه را برای او انتخاب کرد. سید اسد اللّه در ۴ سالگی مادر خود و در ۱۶ سالگی پدرش را از دست داد و از آن سنین نوجوانی به ناچار مسئولیت سنگین اداره زندگی نامادری و سه کودک یتیم را بر عهده گرفت.

تحصیلات

از همان دوران کودکی، آثار نبوغ و استعداد در ایشان نمایان بود و زودتر از همسالان خود به فراگیری علم علاقه نشان داده و پیشرفت چشمگیری نمود. هرچند در زمان حیات پدر، خواندن و نوشتن را در حد ابتدایی در مدرسه طالبیه فرا گرفت، اما مرگ پدر، او را از ادامه راه باز نداشت و علوم مقدماتی را نزد علمای آذرشهر، از استادانی چون: میرزا محمد حسن منطقی و میرزا محسن میر غفاری آموخته و سپس برای ادامه تحصیلات عازم حوزه علمیه قم شد.

هجرت به قم

هجرت ایشان به قم در حالی صورت گرفت که اسلام و روحانیت از یکسو، باخودکامگی و استبداد رضاخان و از سوی دیگر با ظهور روشنفکران غربزده مواجه بود؛ به نحوی که عرصه تلاش برای تبلیغ اسلام تنگ شده بود. در چنین شرایطی سید اسداللّه حجره بزازی پدری را در «راسته بازار» ترک کرده و مشکلات هجرت را به جان خرید. او در پاسخ به اعتراض دوستانش که باو گفتند: اکنون وقت این سفر نیست چرا که رضاخان فعالیت علمای اسلام را محدود ساخته و اجازه تبلیغ نمی دهد، می گفت: «حداقل برای خودم که ملا و واعظ می شوم.»(۲)

از همان اوایل ورود به حوزه، رفتار و کردار و تقوا و فضیلت ایشان بسیار مورد نظر علما و بزرگان واقع شد؛ بنحوی که آیت اللّه مشکینی مدظله در این مورد می فرماید: تقوا و علم ایشان سخت مرا تحت تأثیر قرار داده بود. مدنی سخت کوش در این شهر پرآوازه، در پای درس آیت اللّه حجت کوه کمری(ره) و آیت اللّه سید محمد تقی خوانساری(ره) حاضر و به اندوخته های علمی خود می افزود و از هیچ کوششی در راه کسب فیض فروگذار نبود. او مدت چهار سال از دروس فلسفه و عرفان و اخلاق امام خمینی(ره) نیز بهره مند گردید.(۳)

هجرت به نجف اشرف

شهید مدنی از همان دوران جوانی مبارزات سیاسی خود را برای سرنگونی رژیم حاکم آغاز کردند به علت مبارزه با فرقه گمراه بهائیت از قم به همدان و سپس به آذرشهر تبعید شدند. پس از اتمام دوره تبعید در سال ۱۳۶۳ق (چهل سالگی) به زیارت خانه خدا رفت و پس از انجام مراسم حج، برای ادامه تحصیل، به سوی نجف اشرف رهسپار گردید و از محضر اساتید بلند پایه ای همچون آیت اللّه العظمی حکیم و آیت العظمی شیرازی و سپس از محضر امام امت(ره) بهره های فراوانی بردند.

در کرسی استادی

شهید مدنی در زمانی کوتاه، توجه اساتید بزرگ حوزه نجف را به خود جلب کرد و در چندین رشته درسی از جمله کفایه، رسایل، مکاسب،درایه، به دستور مراجع بزرگوار کلاس درس برپا نمود. حضرت آیت اللّه راستی کاشانی در مقام توصیف مقام علمی ایشان می گوید: در آن ایام که ما در خدمتشان بودیم مراحل اجتهاد را طی کرده و مشغول تدریس دروس مختلف بودند و از درس ایشان محصلین زیادی استفاده می نمودند، به گونه ای که در نجف درس ایشان، از همه درسها، پرجمعیت تر بود و شاگردانشان بایک عشق و علاقه خاصی در درس ایشان شرکت می جستند. ایشان روزانه ۷ الی ۸ درس برگزار می کردند.(۴)

خود ایشان می گوید: وقتی در نجف بودم عده ای از من خواستند رساله (توضیح المسائل) بنویسم که مخالفت کردم، برای این که مراجعی چون حضرت آیت اللّه خمینی وجود داشت که باید همه از ایشان تقلید می کردیم.(۵)

محور دوم: امام و شهید مدنی

آیت اللّه مدنی، اطاعت از اوامر امام خمینی(ره) را همیشه برای خود و دیگران واجب و لازم می دانستند و علاقه خاصی به امام داشتند؛ امام امت نیز متقابلاً به ایشان علاقه ویژه ای داشتند؛ تا جایی که در جریانات همدان، حضرت امام به ایشان می نویسند: «شما سید العلماء الاعلامید» او را دست راست خود به حساب می آورند که، کنایه از شرافت و اهمیت ایشان است. یکی از شخصیت های آذربایجان به امام امت عرض می کنند: آیت اللّه مدنی با توجه به کسالتی که دارند، ملاحظه حال خود را نمی کنند و در بیست و چهار ساعت، فقط سه ساعت استراحت می کنند. امام فرمودند: اگر ما و مدنی استراحت کنیم چه کسی کارها را انجام می دهد؟ مدنی دست راست من است.(۶) سخنان امام همیشه معیار دقیق و روشنی برای شناخت اشخاص و ویژگی های آنهاست. امام درباره خصوصیات ایشان فرمودند: شهید مدنی از چهره های کم نظیری بود که به حد وافر از علم و عمل و تقوی و تعهد و زهد و خودسازی برخوردار بود.

اطاعت بی چون و چرا از رهبر

آیت اللّه راستی کاشانی می فرماید:

می توان تعبیر کرد که شهید آیت اللّه مدنی، فدایی و فانی در امام بود. از سویی دیگر، ایشان بسیار مورد اعتماد امام بودند و امور حساسی که پیش می آمد، امام به ایشان واگذار می کرد.(۷)

از نقطه نظر حجه الاسلام بروجردی (داماد شهید محراب): شهید مدنی با این جلالت علمی و کفایت و لیاقت شخصی، در مقابل امام راحل، کاملاً مطیع و دربست در اختیار ایشان بود. بلکه می توان گفت فانی در امام عزیز بود و بی نهایت به او عشق می ورزید، یکی از اقوام نقل می کرد، یک روز نشسته بودیم، شهید مدنی تلویزیون را روشن کردند؛ به محض اینکه تصویر حضرت امام(ره) در صفحه تلویزیون ظاهر شد، بی اختیار خم شدند و تصویر مبارک امام را بوسیدند.(۸) آیت اللّه ملکوتی نیز می گویند: دید شهید مدنی نسبت به امام در یک کلمه خلاصه می شود و آن اینکه او به تمام معنی فانی در امام بود؛ به نحوی که هیچگاه نظر خودش را مقدم بر نظر امام نمی دید و در تمام مراحل امام را در نظر داشت. شهید مدنی بارها فرمود: دینم به من می گوید باید امروز خودت را فراموش کنی و خود را زیرپای این مرد (امام خمینی) بگذاری تا یک قدم بالا بیاید و به دنبال ایشان حرکت کنی.

همچنین می فرمود: امام هر زمانی فرمانی بدهد باید بدون چون و چرا آن را اطاعت کنیم، حتی اگر به ضرر جانمان هم باشد و بارها دیده می شد به محض اینکه پیام امام به دست ایشان می رسید تمام کارها را تعطیل می کرد و دنبال آن چیزی که امام می فرمود حرکت می کرد به طوری که اطاعت از اوامر امام را واجب و لازم می دانستند و این خود نشانگر تواضع عمیق و ایمان راسخ ایشان بوده پس از به شهادت رسیدن آیت اللّه شهید قاضی طباطبایی توسط گروهک فرقان، امام خمینی(ره) باصدور فرمانی، شهید مدنی را به عنوان نماینده تام الاختیار خود و امام جمعه تبریز منصوب می نمایند. نزدیکان شهید مدنی نقل می کنند: زمانی که به ایشان اطلاع دادند حضرت امام فرمانی به این مضمون صادر کرده اند که به تبریز بروید، ایشان شبانه عازم حرکت شدند و هرچه به ایشان اصرار کردیم که حداقل صبح حرکت نمایید، خطاب به ما فرمودند: اگر تا صبح زنده نمانم جواب خدا را در فردای قیامت چه بدهم؟».(۹)

استفاده از درس اخلاق استاد

شهید مدنی از کلاس اخلاق علمی و عملی امام بهره فراوان برد و همین درس نیز باعث شد تا امام را در مقام عمل بالاتر و برتر از مرز علم بیابد و عشقش نسبت به ایشان فزونی یابد. او با داشتن چنین معلم اخلاقی، بیش از هرچیز به طهارت نفس و تقوا اهمیت می داد. و حتی پیروزی بر دشمنان و طاغوتیها را زمانی مفید و مؤثر می دانست که همراه با تقوا و اصلاح نفس باشد و با بیان گیرا و شیرین خود می گفت:

ما باید بدانیم وقتی می توانیم از این پیروزی استفاده ببریم که، اول نفسمان را اصلاح کرده باشیم، به این معنا که، اگر نفسمان اصلاح نشده باشد پیروزی به هر حدی برسد چاره دردهای ما نخواهد بود. همه طاغوتها را سرکوب کردن، وقتی به دردمان می خورد که در مملکت بدن خودمان حکومت الله مستقر شده و حکومت طاغوت ریشه کن شود.(۱۰)

و این مرید و مراد به واقع در مملکت وجود خویش حکومت الله را مستقر کرده و عمری را در تهذیب نفس گذرانده بودند. آنچه می گفتند و به دیگران تعلیم می دادند، خود در صف مقدم عاملین آن بودند. و گرنه چگونه می توانستند در مقام معلم و مربی و اسوه برای دیگران، قرار گیرند و قلوب آنها را مالامال از محبت خود ساخته و به تسخیر خود در آورند. آنها مردان عمل بودند و تمام رفتار و کردار و گفتارشان حساب شده و دقیق بود و خدای را ناظر اعمال خود می دانستند. شهید مدنی می فرمود: «وقتی من مردم را به کار یا تظاهرات دعوت می کنم؛ باید اول خودم اقدام کنم و در پیشاپیش مردم باشم، تا اگر صدمه ای وارد شود، ابتدا متوجه خودم باشد». آنها بواسطه اطاعت و عبودیت محض، قلوبشان حرم امن الهی گشته و سخنانشان رنگ خدایی گرفته و تا اعماق روح انسان نفوذ می کرد و آدمی را منقلب می ساخت. فضایل اخلاقی در وجودشان ریشه دوانده و تا پایان عمر آنها را همراهی می کرد و مراحل تثبیت خلق نیک و زدودن اخلاق زشت را پشت سر گذاشته بودند و با محاسبه مداوم نفس و مراقبت از خود، تا بدانجا رسیدند که تمام اعمال و رفتار و حرکات و سکناتشان در مدار رضایت الهی قرار گرفت. ما از آن زندگی سراسر آموزنده، نکاتی را انتخاب کرده ایم تا ببینیم که این «از خود رستگان و به خدا رسیدگان» چگونه فرمایش مولای متقیان علی(ع) «کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم؛ مردم را نه با گفتار بلکه با عملتان هدایت کنید» را جامه عمل پوشاندند و به بالاترین مدارج انسانی رسیدند.

محور سوم: جلوه های رفتاری شهید مدنی

احتیاط در بیت المال

در رویه عملی علمای بزرگ – با وجود اینکه مبالغ زیادی از وجوه شرعی پیش آنهاست – می بینیم که سعی دارند که زندگی خود را هم سطح زندگی مردم ضعیف قرار دهند؛ چرا که دستور اخلاقی خود را از مولای متقیان علی(ع) گرفته اند که فرمود:

«اِنَّ اللّهَ فَرَضَ عَلی اَئِمَهِ العدل اَن یقدِرُوا اَنفُسَهُم بِضَعَهِ النّاسِ(۱۱)؛

خداوند بر رهبران عدالت واجب کرده است که خود را هم سطح مردم ضعیف قرار دهند».

هرچند اموال زیادی در اختیار شهید مدنی بود اما ساده زیستی در سراسر زندگی او مشهود بود، چنانچه گفته اند پس از شهادت ایشان، مبلغ ۹۳۶۰ تومان اموال شخصی از او در تبریز باقی ماند و بقیه حدود ۱۴ میلیون تومان از وجوه شرعی بود که در اختیار نماینده امام حضرت آیت اللّه مشکینی مدظلّه العالی قرار گرفت. شدت احتیاطشان به حدی بود که دوست و آشنا و غریبه برایش تفاوتی نداشت.

اهمیت دادن به جوانان

آیت اللّه مدنی به جوانان عشق می ورزیدند و توجه خاصی به این قشر پرجنب و جوش جامعه داشت. وقت معینی از روز را به جوانان اختصاص می داد و ساعتها سئوالات گوناگون آنها را پاسخ می گفت. در پاسخ به سؤال یکی از نزدیکانش که پرسیده بود، حاج آقا! چرا این قدر وقت خود را به این بچه ها اختصاص می دهید، در حالی که از وضعیت جسمانی خوبی برخوردار نیستند؟گفته بودند «اگر من آغوشم را برای بچه ها و جوانان باز نکنم، آغوشهای باز شده نگران کننده ای هست که اینها را در می یابد.»(۱۲)

لازم به ذکر است که شهید بزرگوار زین الدین نیز در خرم آباد با شهید مدنی آشنا شد. و برخورد ایشان چنان تأثیری در وجود این جوان برجا گذاشت که بعدها توانست با جذب و اداره جوانان قمی خدمات ارزنده ای در پیشبرد جنگ تحمیلی از خود نشان دهد و سرانجام مانند استاد اخلاق خود جامه سرخ شهادت را بر تن نماید.

مناجاتهای نیمه شب

یکی از خصایص علماء توجه زیاد به عبادت است، بزرگان حتی الامکان نوافل راترک نمی کنند و تقوا تنها لقلقه زبانشان نیست، بلکه سیر و سلوک در زندگیشان، همواره جایگاه ویژه ای دارد. آنها لحظه ای از ذکر و نام خدا غافل نیستند. مرحوم آقا میرزا جواد ملکی در کتاب اسرار الصلاه درباره آنها می گوید:

این روایات را انکار نکن؛ خدا را شاهد می گیرم که من از متهجّدین و شب زنده داران کسی را می شناسم که به هنگام سحر صدای فرشته ای او را بیدار می کند و او را به لفظ آقا خطاب می کند و آن شخص به این خطاب بیدار می شود و به نماز شب می ایستد.(۱۳)

از بین نمونه های فراوان، می توان به امام خمینی و شهید محراب اشاره کرد.

خواب امام در ساعت معینی شروع می شد و رأس ساعت ۲ نیمه شب جهت اقامه نماز شب از خواب بر می خاستند و تا ۴ صبح به راز و نیاز با محبوب و شب زنده داری مشغول بودند. برخی مواقع که ما شبها بالای سر امام بودیم می خواستیم، ایشان را برای نماز شب بیدار کنیم، همین که موقع نماز شبشان فرا می رسید خودشان به حالت عجیبی از خواب بیدار می شدند که گویی کسی ایشان را صدا کرده باشد.(۱۴)

شهید مدنی نیز هر شب، نماز شب را اقامه می نمودند و گفتار و کردار و سکنات و در یک کلام زندگیش با خدا در آمیخته بود. اطرافیانش می گویند وقتی ما حالات ایشان را می دیدیم خیال می کردیم روح در قالب او نیست. آقای بهاءالدینی (داماد ایشان) در خاطراتش می گوید: ما حالات نورانی و با صفای ایشان را در مناجاتهای نیمه شبشان، نظاره گر بودیم. در نیمه شب یک روز تابستانی در محلی نزدیک همدان، من دیدم از میان درختان باغ صدای ناله می آید، از رختخواب که بلند شدم دیدم آقا (آیت اللّه مدنی) نیست و رفته در میان درختان گریه می کنند و می گوید: خدایا من آمدم، اگر تو به من جواب ندهی و رهایم سازی، کیست که مرا دریابد! اینها را می گفت و اشک می ریخت.(۱۵)

عشق به ائمه اطهار(ع)

شیفتگان مکتب آل محمد(ص) از کمال عشق و تعبد نسبت به اهل بیت برخوردارند. این روحیه به شدت در شهید محراب به چشم می خورد. خود ایشان در اینباره می گوید: «وقتی به مشهد آمدم حاجتی داشتم و آن را به امام رضا(ع) عرض کردم، اما تا ۱۲ روز اثری ندیدم، روز دوازدهم به امام عرض کردم: ای امام! من از افرادی نیستم که زود دست بردارم، تا وقتی حاجتم را برآورده نکنی از در خانه ات نمی روم، فردای آن روز در مسجد نماز می خواندم، پس از نماز مردی که با امام(ع) ارتباط قلبی داشت؛ دستش را روی شانه من گذاشت و فرمود: سید حاجتت برآورده شد! و همین طور نیز شد و به آنچه می خواستم رسیدم.»(۱۶)در نجف اشرف هم که بودند، سالی چند بار با پای پیاده به کربلا می رفتند ایشان در این سفرها، قافله سالار بودند و در بین راه با ابراز احساسات پاک به ائمه(ع) دوستانش رامنقلب می ساخت. در ایام محرم نیز در پیشاپیش دسته های سینه زنی به راه می افتاد و به سر و سینه خویش می زد، به محض شنیدن نام امام حسین(ع) چهره مبارکش مملوّ از اشک می شد. در ایام شهادت ائمه در منزلشان مجالس عزاداری ترتیب می دادند. آری این بزرگان دریافته اند که عشق به ائمه یعنی عشق به خدا عشق به خدا یعنی رستگاری؛ و دوری از این خاندان، دوری از انسانیت و طریق انحطاط است.

نماز

کمتر مسلمانی یافت می شود که به اهمیت نماز واقف نباشد. در مکتب وحی بهترین نمازگزاران معصومین(ع) بودند. حضرت علی(ع) می فرماید: «رسول خدا(ص) هیچ چیز را بر نماز مقدم نمی داشت و آنگاه که وقت نماز می شد گویی،هیچ دوست و آشنایی ندارد.»(۱۷)

خود امیرالمؤمنین(ع) در بحبوحه جنگ صفین با نگاه کردن به خورشید فرمود: منتظر ظهر هستم تا نماز بخوانیم. گفتند: اینک در حال نبردیم چه وقت نماز است؟ فرمود ما برای اقامه نماز با اینها می جنگیم.(۱۸)

ره پویان راستینی همچون شهید مدنی نیز با تأسی از رهبران الهی، مقید به نماز اول وقت بودند و هیچ کاری در موقع نماز برای ایشان به اندازه نماز اهمیت نداشت و دیگران را نیز تشویق به برگزاری نماز اوّل وقت می کردند. شهید مدنی، هنگامی که به نماز می ایستاد، سراپا مجذوب جمال الهی می شد و عاشقانه با محبوب سخن می گفت.

آیت اللّه راستی کاشانی در خصوص عبادتهای شهید بزرگوار آیت اللّه مدنی می گویند:

ایشان در عبادتهایشان یک حالت خاصی داشتند، کسانی که حالت عبادت ایشان را می دیدند، لذت می بردند. در خصوص تشویق دیگران به نماز اول وقت آمده: به شهید مدنی اطلاع دادند،طلبه ای صبحها دیر از خواب بر می خیزد! او چهل روز، صبحها به دیدار او می رود! او را از خواب بیدار می کند، با او نماز می خواند، قرآن می خواند، صبحانه میل می فرماید، تا آن عادت ناپسند را، از او بگیرد و موفق هم می شود.(۱۹)و این همه تلاش و کوشش به خاطر درک و رسیدن دیگران به ثواب نماز اوّل وقت است.

تواضع

از عالی ترین فضایل اخلاقی هر انسان صاحب کمالی تواضع اوست. شهید مدنی بسیار متواضع بود، ایشان آن قدر متواضع بود که در سلام کردن بر دیگران پیشی می گرفت؛ حتی اگر با بچه ها روبرو می شدند به آنها نیز سلام می کردند.

شهید بزرگوار چنان در برخوردهایش با تواضع عمل می کرد که گاهی دوستانش را به تعجب وا می داشت در این باره آیت اللّه بنی فضل می گوید:

در احترام و تواضع به دیگران حتی به کوچکتر از خودش از لحاظ علمی و موقعیت اجتماعی، به گونه ای برخورد می کرد که من فکر می کردم خداوند متعال در او نفس اماره نگذاشته است.

جاذبه و دافعه

خصوصیت دیگر ایشان جاذبه و دافعه عجیبی بود که داشتند، آن چنان جاذبه ای داشتند که بچه های خودمانی، وقتی به او می رسیدند، خیال می کردند با پدرشان یا محرم اسرارشان روبرو شده اند و آنچنان دافعه داشت که اگر دشمن ایشان را از دور می دید برخود می لرزید، این مشخصه یک انسان کامل است.

صفات متقین

در موقع حرف زدن، همیشه چشم را به پائین می دوخت و هیچ گاه چشم به صورت آدم نمی انداخت و این شاید نشانه ای از خصوصیات اولیاء الله باشد که در خطبه متقین (همام) نهج البلاغه با جمله «وَ غَضّوا بِاَبصارِهِم» به این خصوصیت اشاره شده است.

شجاعت

شجاعت آیت اللّه مدنی، ریشه در ایمان راستینش داشت او همواره در راه احقاق حقوق مردم، فریاد بر می آورد و از در افتادن با حکومت هم هیچ وحشتی نداشت. آیت اللّه بین فضل می گویند:

من از نزدیک با آیت اللّه مدنی معاشرت داشتم، ایشان را انسانی غیور و جسور می دیدم، غیرت دینی و انقلابی داشت. در گنبد کاووس تبعید بودند، رئیس ساواک گنبد به صورت یک فرد ناشناس به ایشان تلفن زده و در مسئله تقلید از او سؤال می کند که به نظر شما امروز از چه کسی باید تقلید کرد؟

وی با صراحت و بی پروا می گوید: با وجود آیت اللّه خمینی؛ معلوم است که باید از ایشان تقلید کرد. رئیس ساواک یکه خورده بود، بعداً به ایشان پیغام فرستاد که آقای مدنی کمی ملاحظه کنید ایشان در پاسخ می گوید: «من آنچه عقیده ام هست می گویم و از کسی هم باکی ندارم.»(۲۰)

قناعت

قناعت و صرفه جویی در امور زندگی از اوصاف پسندیده است، این خصلت در لابه لای زندگی بزرگانی همچون امام راحل و شهید مدنی آشکار است.

شهید مدنی صرفه جویی را در همه ابعاد زندگی خود جاری می ساخت و در این جهت به مردم پیرامون خود توجه خاصی داشت. در اوایل جنگ وقتی دید مردم با کمبود نفت مواجه شده اند از آن استفاده نکرد و در سرمای سوزان تبریز با پوشیدن پوستین، زندگیش را گذراند، زمانی که همه نمی توانستند گوشت بخرند او گوشت نمی خورد و حتی در جزئی ترین امور چنان دقت می کرد که تعجب اطرافیانش را برمی انگیخت.

وقتی به مجلس عروسی دعوت می شد، اگر پذیرایی، بیشتر از یک رقم میوه بود یا مهریه قدری گران و بالا بود ایشان آنجا را ترک می کرد و بیرون می آمد.

خدمت به محرومین

آیت اللّه مدنی خانه اش قبله آمال محرومان بود.

آقای بهاءالدینی (داماد ایشان) می گوید: یادم هست یک موقع پیرمردی رسید و ما به جهتی او را توی خانه راه ندادیم تا این که از فرصت استفاده کرد و دوید؛ خودش را به آقا رساند و نیازش را به ایشان گفت. ایشان بر سر ما فریاد زد که آقا من جواب خدا را چه بدهم این مرد کار داشت و شما راهش ندادید؟ آیت اللّه مدنی در همدان مؤسسه ای برای کمک به محرومان داشتند، هرکس هرچه می توانست از وسایلی که مورد احتیاج خانواده های مستمند بود می آورد و شبها آن وسایل را با همکاری افرادی می بردند و تحویل خانواده های بی سرپرست می دادند و از آنها دلجویی می کردند.

شهید گرانقدر خود را وقف خدمت به مردم و جامعه کرده بودند و از هیچ خدمتی در این راه دریغ نمی فرمودند. در همدان، خرم آباد و تبریز و حتی در اماکن تبعیدشان و یا محلهایی که به طور

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.