پاورپوینت کامل درسهایی از واپسین روزهای عمر امیرمؤمنان (ع) ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل درسهایی از واپسین روزهای عمر امیرمؤمنان (ع) ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل درسهایی از واپسین روزهای عمر امیرمؤمنان (ع) ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل درسهایی از واپسین روزهای عمر امیرمؤمنان (ع) ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint :

علی (ع) امام معصوم و انسان کاملی است که تمام رفتار و سخنان و تأییدات او برای ما حجّت و اعتبار دارد او قرآن ناطق و امام مبینی است که به قول جورداق مسیحی: تنها نسخه ای است مطابق اصل خود یعنی پیامبر اکرم (ص) که مانند او در شرق و غرب عالم یافت نمی شود. بدان جهت تمام لحظات عمر او شنیدنی و درس است.

شاخ گلی زگلشن حسن نگار چیدنی است

بخواه وصل یار را، که آن جمال دیدنیست

لحظه به لحظه عمر او، روایتش شنیدنیست

ناز اگر کند علی (ع)، ناز علی خریدنیست

و دست تقدیر هم آن چنان دقیق طرح ریزی نمود که علی (ع) قبله و الگو باشد، و در طول زمان در یادها بماند چرا که او را در درون کعبه، خانه خدا، قبله مسلمانان که در روز لااقل پنج نماز به سوی آن می گذارند به دنیا آورد و از طرف دیگر، مسلمانان از مسجد و محراب جایگاه شهادت علی (ع) رو به سوی کعبه و زادگاه او می کنند تا بدانند که در تمام حالات الگو علی (ع) است.

در مکتب لایموت دُردانه علیست

در کون و مکان شاهد فرزانه علیست

در کعبه ظهور کرد تا بر همه خلق

معلوم شود که صاحب خانه علیست

با این حال که تمام لحظات عمر او درس های شنیدنی دارد روزهای آخر چنین انسان هایی باتوجه به ضیقی مقال و مجال از یک طرف و حرف ها و سخنان فراوان نگفته و درسهای بی پایان ارائه نشده از طرف دیگر می طلبد که زیباترین و با ارزشمندترین کلمات و رفتارها ارائه شود.

آنچه در پیش رو دارید سیری است در واپسین روزهای زندگی امیر موحّدان و مؤمنان تا ره توشه باشد برای کسانی که همیشه دست نیاز به سوی قبله دلها، علی(ع) دارند.

۱ – رمضان آخر و سرکشی از فرزندان

غالب انسان های بزرگ بر اثر اشتغالات بیش از حد و گرفتاری ها و مسئولیت های بزرگ کمتر مجال نشستن با اهل و عیال و فرزندان و شنیدن درد دلهای آن ها را دارند، همین امر گاهی باعث عقده ای شدن و انحراف فرزندان آن ها می گردد، کم نیست بزرگان و علمایی که در جامعه و تحوّلات آن بیشترین نقش ها را داشته اند، ولی در رسیدگی به فرزندان و تربیت آن ها کمترین نقش را ایفا نموده اند و در نتیجه فرزندان بر خلاف اهداف پدران، و سخنان آن ها تربیت یافته اند.

علی (ع) با همه گرفتاری ها، جنگ و جدال ها، و مصائب جانکاه و کمرشکن، از تربیت فرزندان غافل نبوده بلکه بهترین و وارسته ترین فرزندان را به جامعه تحویل داده است، با این حال در آخرین رمضان عمرش می خواهد فرزندان را از مهر پدری اشباع کند لذا هر شب را برای افطاری در منزل یکی از فرزندان سپری می کند، ابن حجر عسقلانی می گوید: «فَلَمّا دَخَل شَهرُ رَمَضانَ اَلَّتی قُتِلَ فیهِ یفطُرُ علی لیلَهً عِندَ الحَسَنِ وَ لَیلَهً عِندَ الحُسینِ وَلَیلَهً عِندَ عَبدُ اللّهِ بنِ جَعفَرٍ وَ لا یریدُ عَلی ثَلاثِ لُقَّمٍ، وَ یقُولُ اُحِبُّ اَن اَلقی اللّهَ وَ انا خِمص(۱)؛ آن گاه که رمضان (آخر عمر علی (ع)) فرا رسید، همان رمضانی که مولا در آن کشته شد، هر شب در یک جا افطار می کرد، شبی در منزل حسن (ع) و شبی در منزل حسین(ع) و شبی نزد (دخترش زینب منزل) عبداللّه جعفر و… و بیش از سه لقمه (غذا) میل نمی کرد و می فرمود: دوست دارم خدایم را (با شکم) گرسنه ملاقات کنم.»

این رفتار علی (ع) درسی است برای همه پدران که با تمام موقعیت های بالای اجتماعی از فرزندان خویش غافل نباشند و تا آخرین لحظه نیز محبت پدری را از آن ها دریغ نکنند.

۲ – آخرین افطار در منزل دخترش ام کلثوم

در فرهنگ ناب محمدی (ص) و سیرت خالص علوی دختر، رحمت الهی و پسر نعمت خداوندی است، لذا این هر دو با احترام خاصی که برای دختران خویش قائل شده اند و ارجی که به آن ها نهاده اند سخت با فرهنگ جاهلی آن زمان که برای دختر ارزش و جایگاهی قائل نبودند، و به راحتی آن ها را زنده به گور می کردند، مقابله نمودند پیامبر آن قدر از فاطمه (س) دخترش تعظیم می نمود، که او را لقب «امّ ابیها، مادر پدرش» داد چنان که زینب (س)، «زین الاب» و زینت پدر گشت و آن مادر پدر، و این زینت پدرهم به شایستگی به محبّت های پدران پاسخ دادند، و به زیبائی تمام ارزش های انسانی یک زن را به مرحله ظهور و اثبات رساندند.(۲)

برهمان اساس، و برای دلجویی بیشتر از دختر کوچک خویش، آخرین افطار خویش را (با توجّه به اطلاع قبلی از شهادت خویش) در منزل دخترش ام کلثوم قرار می دهد، بعد از نماز شب نوزدهم، سر سفره افطاری که غذای موجود در آن دو قرص نان جو، مقداری شیر و نمک است می نشیند رو می کند به دخترش ام کلثوم تاکنون نشده پدرت با دو خورشت افطار کند، دخترم شیر را بردار، من با همان نان و نمک افطار می کنم، بیش از سه لقمه میل نکرد، وقتی با پرسش دخترش روبرو می شود، که پدر! مگر روزه دار نبودی؟ و چرا غذا کم میل فرمودی؟ پاسخ می دهد که دوست دارم خدایم را با شکم گرسنه ملاقات کنم.

رفت آن شب چو به مهمانی ام کلثوم

دخترش را زغم خویش خبر کرد علی(ع)

و این خود درس دیگری است که در بین فرزندان به دختران، و در بین دختران به کم سن ترین آن ها بیشتر توجّه شود چرا که دختر عاطفه بیشتری دارد و از نظر روحی لطیف تر و دل نازک تر از دیگران است.

۳ – احترام ویژه به فرزندان زهرا(س)

علی (ع) با آن که به همه فرزندان خویش محبّت می کرد و حق پدری را ادا می نمود بخاطر موقعیت خاص و ویژه فاطمه زهرا (س) و فرزندانش، احترام ویژه و فوق العاده ای برای آن ها قائل بود، و فرزندان دیگر را نیز به این امر واقف نموده بود.

شب نوزدهم بچّه ها تا پاسی از شب در خدمت پدر بودند، آن گاه به منزل خویش رفتند حسن مجتبی (ع) هنوز صبح طلوع نکرده بود نزد بابا برگشت و مستقیم به مصلّای پدر رفت علی (ع) با احترام خاصی، از حسنش استقبال نمود، آن گاه فرمود: «مَلَکتنی عَینی وَ اَنَا جالِسٌ فَسَنَحَ لِی رَسُول اللّه (ص) فَقُلتُ یا رَسُولَ اللّهِ ماذا لَقبتُ مِن اُمَتِک مِن الاَوَدِ وَ الّلدد فقال: اُدعُ عَلیهِمُ، فَقُلتُ اَبدِلینی اَللّهُ بِهِم خَیراً وَ اَبدِلهُم شَرّاً(۳)؛ (پسرم) لحظه ای خواب به سراغ چشمانم آمد در حالی که نشسته بودم، ناگهان پیامبر اکرم (ص)را در (عالم رؤیا) دیدم عرض کردم یا رسول اللّه، من از دست امّت تو چه رنجها و خون دل ها خوردم، پس حضرت فرمود: بر علیه آن ها نفرین کن، پس (نفرین کردم و) گفتم (خدایا مرا از آن ها بگیر و) بجای آن ها بهتری برای من قرار ده و بر آنان (نیز) بجای من (آدم نالایق) شری را مسلّط گردان.

الهی مردم از من سیر و من هم سیرم از مردم

نما راحت مرا ای خالق ارض و سما امشب

استاد مطهری در این زمینه می گوید: «علی یک مصلّی داشت شبها نمی خوابید معمولاً وقتی از کارهای خودش فارغ می شد، کارهای زندگی و اجتماعی اش، می رفت در مصلّی و در خلوت راز با رب الارباب، امام حسن (ع) هنوز صبح طلوع نکرده بود آمد پیش پدر و رفت مستقیم به مصلای پدر و امیرالمؤمنین برای فرزندانی که از اولاد زهرا (س) بودند احترام خاصی داشت. و احترام زهرا (س) را در این ها و احترام پیغمبر را درباره این ها حفظ می کردند(۴)…»

۴ – عشق و نشاط علی (ع) نسبت به شهادت

پیامبر اکرم (ص) در موارد مختلف خبر شهادت علی (ع) را به او داده بود، و علی از همان روز به عشق شهادت زنده بود و از یاد آن سرشار و از نشاط و شادی در جنگ احد ۷۰ زخم بر بدن علی (ع) وارد شد، حضرت با همان حال زخمی، در صورتی که بیش از ۲۵ سال نداشت عرض کرد یا رسول اللّه (ص) حمزه، و دیگر یاران به شهادت رسیدند ولی شهادت قسمت من نگشت، پیامبر اکرم(ص) فرمود: علی (جان) تو هم به شهادت می رسی منتهی سؤالی دارم: «کیفَ صَبرُک؟ چگونه در مقابل شهادت صبر خواهی کرد» عرض کرد: «یا رَسولُ اللّه لَیسَ هذا مِن مَواطِنِ الصَّبرِ بَل مِن مَواطِن الشُّکرِ؛ ای رسول خدا این (که انسان لیاقت شهادت پیدا کند) از موارد صبر نیست بلکه جای شکر و سپاس گزاری است (و از من بپرس که چگونه خدا را در مقابل این نعمت سپاس گزاری خواهی کرد؟)»

در جنگ خندق، وقتی پیشانی علی (ع) توسط عمروبن عبدود مجروح گشت، «فَجاءَ اِلی رَسُولِ اللّهِ فَشدَّه وَنَفَثَ فیهِ فَبَرءَ وَ قالَ اَینَ اکونُ اِذا خَضِبَ هذِهِ مِن هذِهِ، آمد نزد رسول خدا حضرت پیشانی او را بست (و بر آن دعای) دمید پس بهبودی یافت آن گاه فرمود: کجا هستم آن زمانی که این (محاسن) بوسیله این (خون سر) خضاب می شود.(۵) در این جاهم به صورت غیر مستقیم خبر شهادت علی (ع) را داد.

پرسید بهترین عمل در ماه رمضان چیست: «اَی الاَعمالِ اَفضَل» پیامبر(ص) فرمود: اَلوَرَعُ عَن مَحارِمِ اللّهِ ثُمّ بکی، فَقُلتُ ما یبکیک یا رَسُولَ اللّهِ فَقال: اَبکی لِما ینحَلُّ مِنک فی هذا الشَّهرِ – کاَنّی بِک وَ اَنتَ تُصَلّی لِرَبِّک وَ قَدِ انبَعَثَ اَشقی الاَوَّلینَ وَ الآخِرینَ شَقیقَ عاقِرِ ناقَهَ ثَمُودَ یضرِبُک ضَربَهً علی فَرقِک فَخَضَبَ مِنها لِحیتُک…؛ پرهیرکاری از حرام های خدا، سپس گریه نمود، عرض کردم چرا گریه می کنی؟ پس فرمود: برای آنچه که در این ماه (رمضان) بر تو روا می دارند گویا تو را می بینم که در حال نماز برای پروردگارت هستی، که شقی ترین انسان روزگار برانگیخته می شود، (بسان) پی کننده ناقه صالح، ضربتی بر فرقت می زند که از اثر (خون) آن ضربت محاسنت با خون سرت خضاب می شود…»(۶) آری این خبرها عشق و نشاط عجیبی در علی (ع) ایجاد کرده بود، بارها و بارها خبرهای پیامبر را گوشزد می فرمود، و عشق و نشاط خویش را به شهادت بدان وسیله ابراز می نمود. ابن حجر می گوید: علی (ع) بالای منبر در مسجد کوفه بود، شخصی از او پرسید، آیه «رجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللّه عَلَیه فَمِنهُم مَن قَضی نَحبَهُ وَ مِنهُم مَن ینتَظِر؛ در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده اند، بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و شهید شدند) و بعضی دیگر در انتظارند»(۷) درباره چه کسانی نازل شده است، حضرت فرمود:… هذِهِ الایهِ نُزِلَت فِی وَ فِی حَمزَهَ وَ فِی اِبنِ عَمّی عُبَیدَهَ… فَامّا عُبَیدَهُ فقضی نَحبَهُ شَهیداً یومَ بَدرٍ وَ حَمزَهُ قَضی نَحبَهُ شَهیداً یومَ اُحُدٍ وَ اَمّا اَنَا فَانتَظِرُ اَشقاها یخضِبُ هذِهِ مِن هذِهِ وَ اَشارَ بِیدِهِ اِلی لِحیتِهِ وَ رَأسِهِ، عَهدٌ عَهِدَه اِلی حَبیبی اَبُوالقاسِم»(۸)

این آیه درباره من و حمزه و پسرعمویم عبیده نازل شد، امّا عبیده پس پیمان خود را با شهادت در جنگ بدر به آخر رساند و حمزه پیمان خودرا با شهادت در روز (جنگ) احد به آخر برد و امّا من منتظر (و چشم براه شهادتم که) شقی ترین (انسان ها) این (محاسن را) از این (خون پیشانی) خضاب کند و با دستش به ریش (مبارک) و سرخویش اشاره نمود(آری این) عهدی است که حبیبم ابوالقاسم (رسول خدا) با من بسته است (و تخلف بردار نیست)»

هرچه شب نوزدهم نزدیک تر می شد عشق و اشتیاق مولا به شهادت شعله ورتر می شد، روز سیزدهم ماه مبارک رمضان در مسجد کوفه برفراز منبر رو کرد به حسنش آنگاه فرمود: «یا اَبامُحَمَّد کم مَضی مِن شَهرنا هذا؟ قالَ ثَلاثَ عَشرهٍ یا اَمیرَالمُؤمِنین ثُمَّ اُلتَفَتَ اَلَی الحُسَینِ (ع) فَقالَ یا اباعَبدِاللّهِ کم بَقِی مِن شَهرِنا یعنی رَمَضانُ الَّذی هُم فیهِ؟ فَقالَ الحُسینُ (ع) سَبعَ عَشرهَ یا اَمیرَالمُؤمِنین، فَضَرَبَ بِیدِهِ اِلی لِحیتهِ وَ هِی یومَئذٍ بَیضاء فَقال: اَللّهُ اَکبرُ، لَیخضِبَنَّها لِدَمِها اِذ انبَعَثَ اَشقاها(۹)؛ای ابا محمد(پسرم حسن) چند روز از این ماه (رمضان) گذشته؟ گفت سیزده روز ای امیرمؤمنان، آن گاه رو کرد به سوی حسین (ع) سپس فرمود: ای اباعبداللّه، چند روز از ماه (رمضان) که مردم در آن قرار دارند باقی مانده؟ حسین (ع) عرض کرد: هفده روز ای امیرمؤمنان سپس دستی به محاسنش کشید در حالی که در آن روز (کاملاً) سفید شده بود. آن گاه فرمود: خدابزرگتر است. (به زودی این) محاسن را با خونش خضاب می کند آن گاه که شقی ترین آن ها برانگیخته شود.»

امّا در شب نوزدهم حال عجیب و غیر قابل توصیفی داشت، آرام و قرار نداشت، هرلحظه بیرون می رفت به آسمان نگاه می کرد و می گفت به من دروغ گفته نشده و من نیز دروغ نمی گویم این شب همان شب وصال است، این همان شبی است که حبیبم رسول خدا(ص) به من وعده داده است. چنان که ابن حجر می گوید: «فَلَمّا کانَت اللَّیلَهَ الَّتی قتل فی صَبیحَتِها علِی بنِ اَبِی طالبٍ اَکثَرُ الخُرُوجَ وَ اَنظَرُ اِلی السَّماءِ فَقالَ ما کذِبتُ وَ لا کذِبتُ وَ انّها هِی اللَّیلَهُ اَلَّتی وُعِدتُ» و گاهی می فرمود: «اللّهُمَّ بارِک فِی اَلمَوتِ اِنّا لِلِّه وَ اِنّا اَلیهِ راجِعُون لا حَولَ وَلا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّهِ اَلعَلّی العَظیم(۱۰)؛ خدایا مرگ را مبارک گردان، ما از خداییم و به سوی او می رویم هیچ یاری و قدرتی نیست مگر از طریق خدای بلند مرتبه با عظمت». لحظه به لحظه بر اشتیاق مولا افزوده می شد و عرضه می داشت «خدایا بین مردم آنچنان رفتار کردم که پیغمبرت دستور داد ولی آن ها در حقّ من ستم کردند….

اَللّهُمَّ قَد وَعَدَنی نَبِیک اَن تَتَوفانی اِلَیک اِذاً سَئَلتُک اَللّهُمَّ وَ قَد رَغِبتُ اِلَیک فی ذلک؛ خدایا پیامبرت به من وعده داد (که من به شهادت می رسم و) به سوی خودت مرا (فراخوانده) دریافت می کنی. خدایا در این لحظه درخواست می کنم که من مشتاق آمدن به سوی تو هستم». هیجان و اشتیاق به شهادت، و ملاقات الهی حضرت آن قدر زیاد بود که خود می گوید هر کاری کردم راز مطلب را نفهمیدم «ما زِلتُ اَفحَصُ عَن مَکنُونِ هذا اَلاَمرِ وَ اَبی اللّهُ اِلاّ اَخفاهُ؛ خیلی تلاش کردم که سرّ و باطن این امر را (بدست بیاورم)ولی خدا ابا کرد جز این که این را پنهان کرد(۱۱)» نزدیک اذان صبح شد وقت رفتن به مسجد، مرغابی ها سر راه مولا را گرفته صدا می کردند حضرت فرمود: «دعو هنّ فانّهنّ صوانح تتبعها نوائح؛ آن ها را بحال خود واگذارید زیرا آن ها صیحه می زنند(طولی نمی کشد) که بدنبال آن نوحه گری (انسان) بلند می شود. ناله های مرغان کمند و مانع علی نگشت، براه خویش ادامه داد، آن گاه کمربند حضرت به قلاب درگیر کرده و باز شد، گویا با زبان بی زبانی می خواست مولا را از تصمیم رفتن به سوی دوست باز دارد، امّا برعکس، فریاد آن عاشق خداوند بلند شد:

اُشدُّد حَیا زیمَک لِلمَوتِ

فَاِنَّ المَوتَ لا قِیکا

وَ لا تَجزَع عَن المَوت ینادیکا

وَلا تَغتَرَّ بِالدَّهرِ وَ اِن کانَ یوافِیکا

کما اَضحَکک الدَّهرُ کذاک الدَّهرُ یبکیکا(۱۲)

(ای علی) کمربندت را برای مرگ (و شهادت) محکم ببند، زیرا مرگ (وشهادت حتمی است به زودی) تو را ملاقات می کند. و از مرگ هنگامی که می آید جزع و ناله مکن. و به دنیا (نیز) مغرور نباش هرچند با تو همراهی می کند (زیرا) روزگار همچنان که تو را بخنده می آورد، همین طور می گریاند».

لحظه به لحظه بر سوز آتش عشق مولا افزوده می شد، آرام آرام به سوی مسجد روان گشت، حالت عجیبی داشت، این روحیه شهادت طلبی درسی است اساسی برای جامعه ما چرا که شهادت طلبی و عشق به آن نیاز همیشگی جامعه علوی است. و سربلندی شیعیان در طول تاریخ مدیون شهادت ها و شهادت طلبی ها بوده است و خواهد بود و از طرفی زنده بودن روحیه شهادت طلبی عاملی است برای جلوگیری از انحراف جوانان و راهی است برای هدایت به سوی کوی جانان.

آری علی در آن شب حال عجیبی داشت.

آن شب علی در سینه سودایی دگر داشت

تنها خدا از سوز و حال او خبرداشت

گام زمان آهسته برروی زمین بود

قلب زمین در اضطرابی آتشین بود

آن شب علی را حال و روز دیگری بود

در جان مولا ساز و سوز دیگری بود

آن شب علی عزم سفر کردن به سر داشت

زهرا سرشک غم به چشمان زین سفر داشت

آن شب محمّد سخت دلتنگ علی بود

مشتاق دیدار دل آرای علی بود

آن شب حسن را سینه اقیانوس غم بود

جان حسین آن شب پر از درد و الم بود

چشم علی چشم انتظار اختران بود

جان علی مشتاق رضوان و جنان بود

روی سوی مسجد برد حیدر عاشقانه

جان جهانی در پی اش گشتی روانه(۱۳)

لحظه مولا را نگه می داریم تا آخرین اذانش را سر دهد، و با سپیده سحر خداحافظی کند، و افتخارات خویش را بیان دارد.

۵ – بزرگترین افتخار علی این است که یک بنده موحّد و رزمنده است

علی (ع) تمام ا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.