پاورپوینت کامل متن مصاحبه اختصاصی پاسدار اسلام با حجه الاسلام و المسلمین شیخ عبدالکریم عبید آزاده قهرمان لبنانی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل متن مصاحبه اختصاصی پاسدار اسلام با حجه الاسلام و المسلمین شیخ عبدالکریم عبید آزاده قهرمان لبنانی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل متن مصاحبه اختصاصی پاسدار اسلام با حجه الاسلام و المسلمین شیخ عبدالکریم عبید آزاده قهرمان لبنانی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل متن مصاحبه اختصاصی پاسدار اسلام با حجه الاسلام و المسلمین شیخ عبدالکریم عبید آزاده قهرمان لبنانی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

او تمام مدت ۱۵ سال اسارت خود به جز ایام خاص را روزه داشت و در این مدت بیش از هفتصد بار ختم قرآن نموده و ده جلد کتاب به رشته تحریر در آورد و بیست هزار بیت شعر سرود. شیخ المهندسین

از وی هراسیده و به همین دلیل او را ربودند. در سیاهی شب او را از خانواده اش و از میان پنج کودک خردسالش بر کندند. شیخ عبید در برابر آنها مقاومت کرده و با آنها درگیر شد امّا فزونی افراد و استفاده از مواد بیهوش کننده بر وی غلبه کرد و دست بسته او را به پشت میله های زندان بردند. کوشیدند تا آزادی او را به بند بکشند اما نتوانستند هر چند که پیکر او را در بازداشت داشتند.

ابوساجد از امامت روستای جبشیت تبدیل به شیخ و امام برای اسراء در زندانهای دشمن صهیونیستی و اراضی اشغالی فلسطین تبدیل شد فلسطینی که همواره در آرزوی آزادسازی آن بود.

شیخ عبدالکریم عبید – ابو ساجد – متولّد روستای جبشیت در سال ۱۹۵۷ میلادی (۱۳۳۵ شمسی) است روستایی که درگذشته و همچنان سمبل مقاومت بشمار می آید و شیخ راغب حرب شیخ شهدای مقاومت اسلامی از این دیار بود و سیدعباس موسوی سیدالشهدای مقاومت اسلامی نیز در روز شهادت خود از آن عبور کرد.

ابو ساجد حرکت و مسیر علمی خود را از مدرسه این روستا آغاز کرد و سپس راهی بیروت شد تا ادامه تحصیل دهد. وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه لبنان گردید و به مدّت ۳ سال در این دانشکده به کسب علم اشتغال داشت. سپس در یکی از مراکز مهندسی به فعالیت پرداخت امّا در سال ۱۹۷۹ میلادی جهت زندگی خود را بیکباره تغییر داده و راهی قم در جمهوری اسلامی ایران شد و به حوزه علمیه پیوست. شیخ عبید در ۱۹۸۳ از قم به روستایش بازگشت در آن دوران نیروهای اشغالگر شیخ راغب حرب را دستگیر کرده بودند.

در این مرحله شیخ عبید تحصّن اهالی جبشیت را در حسینیه این شهر به مدت ۱۷ روز رهبری کرد. این تحصّن که در اعتراض به دستگیری شیخ راغب حرب انجام شد آزادی وی را بدنبال داشت. آن دوره تبلور پیوند میان این دو شیخ در مبارزه با قوای اشغالگر و رویارویی با سیاست مشت آهنین صهیونیستها بود که بعدها توسط اراده آهنین مقاومت در هم شکست.

پس از شهادت شیخ راغب حرب در ۶ فوریه ۱۹۸۴ شیخ عبید پرچم مبارزه را بردوش گرفت و مسیر شیخ راغب حرب را در رویارویی با اشغالگران ادامه داد و رهبری تحصّنها و پیگیری فعالیتهای تبلیغی و برپایی نمازجمعه را نصب العین خود قرار داد و مورد فشار صهیونیستها واقع شده و در سال ۱۹۸۴ دوباره دستگیر شد.

در سحرگاه جمعه ۲۸ جولای ۱۹۸۹ روستای جبشیت امام جمعه و شیخ خود را از دست داد که توسط صهیونیستها ربوده شده بود. چهره خندان و پر نوری که انوار ایمان و تقوی و صلابت و استواری در تمامی حرکات و سکنات وی هویدا بود. منبر وی در سکوت فرو رفت و پنج فرزند وی تلخی دوری از پدر تجربه کردند. در آرزوی دیدار پدر اسیر خود روزگار گذرانیده و به تدریج رشد کرده و بزرگ شدند ولی غم فراق پدر نیز با آنها رشد نموده و بزرگتر شد.

اشغالگران سرنوشت شیخ را با سرنوشت رون آراد خلبان مفقودالاثر اسرائیلی گره زدند و مانع ملاقات صلیب سرخ جهانی با شیخ عبید و کسب خبر از حال و روز وی در زندان شدند. تنها در محاکمه شیخ عبید و مصطفی دیرانی بود که تصویری از آنها پخش شد. صهیونیستها تنها اجازه ارسال ۲ نامه به خانواده اش دادند که نامه اول در ۱۹۹۶ و نامه دوم نیز چند هفته قبل از آزادی برای دختر شیخ ارسال شده بود.

شیخ عبید در زندان، امام و رهبر اسرای لبنانی و فلسطینی بود و باسخنان خویش به آنها دلگرمی داده و روحیه آنها را تقویت می کرد و تاکید داشت که سرانجام صبح روشن آزادی فراخواهد رسید.

او تمام مدت ۱۵ سال اسارت خود به جز ایام خاص را روزه داشت و در این مدت بیش از هفتصد بار ختم قرآن نموده و ده جلد کتاب به رشته تحریر در آورد و بیست هزار بیت شعر سرود.

پاسدار اسلام ضمن تشکر از جناب آقای مهندس مهدی قنبری که زحمت انجام این مصاحبه و ترجمه آن را به عهده گرفتند و ضمن دعای خالصانه برای موفقیت روزافزون جناب آقای شیخ عبدالکریم عبید و پیروزی نهائی مقاومت جهانی اسلامی بر صهیونیست و کفر جهانی متن این گفتگو را به امت «پاسدار اسلام» تقدیم می نماید: س: از اینکه به ما وقت داده و فرصتی در اختیار ما گذاشتید تشکر می کنم. بار دیگر این پیروزی یعنی آزادسازی اسراء را که از جهاتی بزرگتر از پیروزی آزادسازی جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ است به شما تبریک می گوییم. ممکن است درخصوص چگونگی اوضاع و شرایط اسارت خویش با ما سخن بگویید؟

ج: بسم اللَّه الرحمن الرحیم و الحمدللَّه رب العالمین و الصلوه و السلام علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین. عملیات اسرائیلی ها در ربودن اینجانب از منزل در روز پنج شنبه ۲۸/۷/۱۹۸۹ میلادی بعداز نیمه شب انجام شد. من بعداز یک درگیری کوتاه و بیهوشی توسط قوای صهیونیست به سرزمینهای اشغالی برده شدم و در آنجا حوالی ساعت ۱۲ جمعه روز بعد به هوش آمدم. از همان ساعت بازجویی آغاز شد و در حدود ۳ ماه ادامه داشت. معمولاً بازجویی به شیوه خشن و سخت آغاز می شود و بازجویان به همراه شکنجه و در فشار قرار دادن اسیر، پرسشهای بسیاری را مطرح می کنند. با گذشت ۳ ماه، از شدت دشواری بازجوییها تا حدود معینی کاسته می شود و سپس اوضاع به مدت پانزده یا شانزده سال ادامه یافت. س: اسرائیلی ها در طول این مدت زمان طولانی اسارت با شما چگونه تعامل و رفتار داشتند؟

ج: ما اسرائیلی ها را دشمن خود می دانیم و آنها نیز ما را دشمن قلمداد می کنند لذا زمانی که یک اسرائیلی شما را به عنوان دشمن به حساب می آورد طبیعی است که رفتار و برخورد خشنی با شما داشته باشد این موضوع گریزناپذیر است. دوره اسارت دوره ای سخت و دشوار است. یکی از بازجویان در پاسخ به این سؤال که «چرا اینگونه رفتار می کنید؟» چنین جمله روشن و واضحی را بیان کرد و گفت: «من اجازه دارم هر کاری که می توانم برای گرفتن اطلاعات از شما انجام دهم. تنها امر غیرمجاز این است که اسیر زیر دست من کشته شود.» این امر یک اصل است که به خودی خود به بسیاری از پرسشها در این مورد را که «چکار کردند؟» پاسخ می گوید زیرا در بعضی شرایط تفاصیل قابل بیان شدن نیست و با بیان آنها اسیر مناظر و صحنه های فجیعی را بیاد می آورد. بازجویان صهیونیستی در دستیابی به مقاصد خود از هیچ اقدام زشت و وحشیانه ای فروگذار نمی کردند. س: می توانید مثالهایی را در مورد شیوه شکنجه ای که درخصوص شما به کار گرفته شده بود، بیان کنید؟

ج: به عنوان مثال از جمله اموری که تحمل آن برای ما دشوار بود، کمبود خواب بود. بارها می شد که دو یا سه یا چند روز می گذشت و به ما اجازه خوابیدن بیش از یک ساعت نمی دادند. اگر بعداز دو یا سه روز بیخوابی اجازه یک ساعت خواب را می دادند، این رفتار در مقایسه با بیخوابی های طولانی تر، خوب به نظر می آمد. البته اینگونه رفتار در آغاز بازجویی بود. موضوع دوم فشارهای روانی بود که اعمال می شد. به عنوان مثال در مورد من نوار ویدئویی مربوط به پدر و مادرم را بعداز ربوده شدن من پخش می کردند که در آن وضعیت روانی آنها نشان داده می شد. طبعاً انسان از دیدن این امور متاثر می شود و آنها گمان می کردند که من با این شیوه ناتوان می شوم. دیگر اینکه آنها در مورد من از کتک زدن نیز استفاده کردند ولی زیاد نبود. همچنین از وسیله ای برای بر هم زدن تمرکز حواس استفاده می کردند.

آنها صدای ضبط صوت و آهنگ یا موسیقی های خارجی و عربی را بسیار بالا می بردند که باعث ایجاد نوعی سرگیجه و طنین در گوش می شود. این صداها در سلولها پخش می شد تا مانع تماس میان برادران شده و حتی جلوی استراحت و خواب اسراء را بگیرد. بعضی از اقدامات خلاف اخلاق نظیر فحاشی و تهدیدات درمورد انجام امور منافی عفت نیز صورت می گرفت و در مورد بعضی از اسراء به مورد اجرا نیز در آمد. س: چه عواملی می توانند اسیر را در تحمّل درد و رنج اسارت یاری دهند و در مورد شما چه عاملی بیشترین تأثیر را در تحمل این گونه مشقّت ها در طول مدت دراز اسارت داشت؟

ج: البته این گونه عوامل در مورد افراد مختلف، تفاوت دارد بدین معنا که انسانی قادر است این دشواری ها را تحمل کند که ایمان داشته باشد. فکر نمی کنم انسان غیر مؤمن قدرت تحمّل این امور را داشته باشد. در حدیث آمده است که صبر در ارتباط با ایمان به منزله سر انسان در ارتباط با پیکر وی است، لذا کسی که صبر ندارد، از ایمان بی بهره است. عاملی که ما را در تحمل این مشکلات یاری می داد این بود که می دانستیم این صبر در راه خداوند است و این اسارت در حکم جهاد می باشد و انسان مؤمن در صورتی که در حال جهاد باشد در عرصه نبرد، صبر و تحمل خواهد داشت. در مورد اسیر، صبرکردن و تحمل داشتن یک تکلیف است تا دچار ناامیدی در داخل زندان نشود. واقعیت این است که حالت ناامیدی و یأس در میان ما بوجود نیامد و ما دچار آن نشدیم زیرا انسان مؤمن می داند دشمن، حداکثر می تواند او را بکشد و چنین مرگی چیزی جز شهادت نیست وانگهی همانطور که گفتم من پیش خود حساب کرده بودم که این اسارت ممکن است یک یا دو روز یا یک هفته یا یک ماه یا شاید چند سال طول بکشد و ممکن است من در زندان بمیرم همین عادت دادن به این امور بود که مرا در تحمّل مشکلات صبور گردانید. حال هرچه رُخ می داد حتی اگر مرگ بود، چیزی بود که من آن را دوست داشتم. ما دنیا طلب نبودیم که حسرت اموری را بخوریم که از آنها محروم شده بودیم. ما خواهان آخرت بودیم و اسارت نیز گونه ای از انواع جهاد و مبارزه و صبر است. س: آیا قرائت قرآن، روزه و… از وسایل و شیوه هایی بود که برای جلوگیری از بروز یأس مورد استفاده شما قرار می گرفت و آیا می توانید عوامل مساعد و کمک دهنده به خود را بیان کنید؟

ج: در مورد فرد مؤمن طبیعی است که نماز وسیله ای اساسی است بطوری که در قرآن وارد شده است «واستعینوا بالصبر و الصلوه». دوّمین چیزی که در مورد من بر صبر و تحمل کمک می کرد. روزه مداوم بود. من تقریباً از روز چهاردهم اسارت خود تا روزی که آزاد شدم در طول پانزده سال در روزه دائمی بودم به جز ایام عید و عاشورا که افطار می کردم.

علاوه بر این موضوع قرائت قرآن، شناخت سرگذشت پیشینیان و داستانهای وارد شده در قرآن که صبر و تحمل را توصیه می کرد، عامل بسیار مساعدی بود.

من تقریباً هر هفته یا ۱۰ روز ختم قرآن می کردم و قرآن را بیش از هفتصد یا هشتصد بار خواندم.

اعمال مستحب و نوافل و برگزاری مناسبات دینی نیز عامل کمکی بود. ما در حالت قطع رابطه با خارج بودیم در چنین حالتی انسان می باید خود را آرام کند. من چیزی در دنیا ندارم و فقط آخرت را پیش روی خود دارم و انشاءاللَّه یا از اسارت آزاد شده و به میان خانواده خود بازمی گردم و یا اینکه خداوند نعمت شهادت را نصیب من می گرداند که احدی الحسنیین است. ما بر این مبنا زندگی می کردیم. همه انواع عبادت چه واجب و چه مستحب به ما کمک می کرد که اوضاع دشوار را تحمل کنیم. س: روشن است که همه به آزادی اسراء افتخار می کنند زیرا آزادسازی اسراء پیروزی بسیار بزرگی برای حزب اللَّه و شکست و اندوه عظیمی برای اسرائیلی ها بود. ارزیابی شما در این مورد چیست؟ به نظر شما اسرائیل به چه دلیلی این شکست را پذیرفت؟

ج: به طور طبیعی اگر بخواهیم بفهمیم که چرا اسرائیل چنین اوضاعی را پذیرفت می بایست دریابیم که سه سال مذاکرات دائمی، آنها را به این نتیجه رساند. به نظر من علّت اصلی این بود که نخست وزیر اسرائیل از زمان به قدرت رسیدن خود، کار و دستاوردی مناسب و خوب برای یهودیان انجام نداده بود. من دائماً برنامه های تلویزیون اسرائیل را دنبال کرده و مشاهده می کردم که اکثر سیاستمداران و روزنامه نگاران از این روند مبادله اسراء راضی نبودند و فقط نخست وزیر نسبت به اجرای آن شور و شوق داشت. از آغاز کار، شارون با انتفاضه و کشتار و مرگ روبرو گردید. چه بسا وی در اندیشه انجام معامله ای یک جانبه بود. البته به نظر من علت مهمتری وجود دارد که همان اسیر زنده اسرائیلی بود که نزد برادران مقاومت به اسارت در آمده بود. این موضوع حتی تاکنون نیز از اهمیت معینّی برخوردار است. چه بسا وی مسائلی را می دانست که از دید دشمن نجات دادن این افسر بازنشسته از دست مقاوت را ضروری و گریزناپذیر می ساخت. البته مسائل شخصی نیز وجود داشت بطوری که جراید درحال حاضر از روابط وی با نزدیکان و بستگان نخست وزیر سخن می رانند.

به نظر من علت اساسی دیگری در کار است که جراید در مورد آن مطلبی ننوشته اند. علاوه بر اینکه آزادسازی اسراء یک پیروزی الهی بود و تکمیل پیروزی سال ۲۰۰۰ بشمار می آید، حقیقت دیگری نیز وجود دارد که مهمتر است. منظورم اولتیماتوم حزب اللَّه به دشمن در این خصوص بود که اگر این مبادله تمام نشود، رزمندگان مقاومت عملیات، اسارت گیری سربازان اسرائیلی را اجرا خواهند کرد. آنها می دانند که اگر حزب اللَّه تهدید کند، تهدید خود را اجرا می کند زیرا در گذشته تهدید کرده و آن را به اجرا در آورده بود. این هم دلیل سومی بر ترس دشمن بود. علل و اسباب متعدّدی وجود دارد به نظر من یک علت در کار نیست بلکه چندین علت وجود دارد که مجموعاً شرایط اجرای این مبادله را فراهم ساخت دلیل اینکه ما پیروز شده و آنها شکست خوردند این است که ما جشن گرفته و مراسم شادی بر پا می کنیم اما آنها هیچ مراسمی را در بازگشت به اصطلاح اسرایشان بر پا نکردند و ستایشی از آنها به عمل نیاوردند. سه اسیر کشته شده را به گورستان بردند و داستان به همین جا تمام شد. فرد زنده نیز روانه زندان و بازجویی گردید. آنها دچار حزن و اندوه بودند و آثار شکست در رفتارشان روشن بود ولی ما در جوّی از پیروزی و افتخار بودیم که هنوز هم در استبقال اسراء مراسم برگزار می شود و خانواده آنها و مردم و مقامات رسمی کشور ابراز شادمانی می نمایند. این دو چهره متفاوت بهترین دلیل بر پیروزی ما و شکست آنها است. س: به نظر بسیاری از تحلیل گران مبادله اسرا تأثیر زیادی بر کیان غاصب صهیونیستی و جایگاه آن گذارد. به نظر شما برجسته ترین این آثار و نتایج چیست؟

ج: طبیعتاً زمانی که به رویدادهای اتفاق افتاده می نگریم می توانیم آثار آن را بر کیان غاصب صهیونیستی مشاهده کنیم. اولاً این مبادله بر شهرت و آبروی اسرائیل در جهان تأثیر گذاشت. بدین معنا که اسرای اسرائیلی نزد ما با لباس رسمی خارج شدند در حالی که اسرای ما در نزد اسرائیلی ها همگی با غل و زنجیر بیرون آمدند و به شکل امنیتی و تحت الحفظ و در حالی که در محاصره عناصر ارتش صهیونیستی بودند انتقال داده شدند. در مورد پیکر افراد نیز وضع به همین منوال بود. پیکر شهدا همگی در زیر خاک دفن شده بودند و چیزی جز استخوان از آنها بر جای نمانده بود اما اجساد سربازان اسرائیلی که نزد حزب اللَّه بودند در شرایطی بود که گویی یعنی الآن مرده اند. این تفاوت حتی در داخل اسرائیل نیز تاثیر گذاشت و در بعد رسانه ای بر مصداقیت و اعتبار جهانی اسرائیل ضربه سنگینی وارد نمود بگونه ای که دموکراسی اسرائیلی در سطح جهان و بین المللی دچار خدشه گردید.

ثانیاً موضوعی که از دید تلویزیون اسرائیل بشدت بدان ضربه وارد آمد، خدشه دار شدن اعتماد و اعتبار دولت اسرائیل نزد ملت خود بود بدین معنا که اگر حزب اللَّه سخن گفته و شارون نیز سخنی بگوید مردم اسرائیل سخن حزب اللَّه را باور کرده و سخن سردمداران صهیونیستی را باور نمی کنند. آنها می دانند که حزب اللَّه همواره راست می گوید و دولت اسرائیل حقیقت را بیان نمی کند بلکه باتوجه به منافع سیاسی سخن می گوید. سیاست و دین با هم فرق دارند مگر در حالتی که سیاست تابع دین باشد. البته صرفاً لبنانیها خوشحال نشدند بلکه تمامی اعراب و تمامی مسلمانان و مستضعفان جهان شاد شدند همه این مردم احساس کردند که این یک پیروزی افتخارآمیز است و حزب اللَّه ابعاد و اندازه بزرگتری یافت. خود اسرائیلی ها می گفتند اگر این مبادله صورت بگیرد، حزب اللَّه و سیدحسن نصراللَّه تبدیل به رهبر اسلامی و رهبر جهانی خواهند شد و مورد توجه تمامی مردم قرار خواهند گرفت و اوضاع جاری در داخل فلسطین نیز تحت تأثیر قرار گرفته و دیگر سازمانها نیز در این مسیر تشویق خواهند شد و خواهند فهمید اگر خواستار آزادسازی اسرایشان هستند می بایست سربازان اسرائیل را بربایند. آنها از این شیوه حرکت و عمل می هراسند ولی آنچه از آن می ترسیدند اتفاق افتاد بدین مفهوم که تمامی جهان اسلامی به انسان آزاد شده و سازمانی که وی را آزاد ساخت یعنی حزب اللَّه به دیده احترام نگاه کرد و بدین ترتیب قدر و ارزش این سازمان و این شیوه نزد تمامی مردم چه عرب و چه مسلمان و حتی غیرمسلمانان ارتقاء یافت. احساس پیروزی و افتخاری که بوجود آمد شاید در روز آزادسازی جنوب لبنان نیز مشاهده نگردید زیرا آزادسازی اسراء بر جریان امور و آینده و اعتبار اسرائیل و اعتبار حزب اللَّه تأثیر گذاشت. این مبادله اسراء پی آمدهایی در آینده را بدنبال خواهد داشت. دو موضوع مهم برای اسرائیل مطرح هستند که عبارتند از امنیت و اقتصاد. اگر یکی از این دو خدشه دار شود تمامی کشور به لرزه در می آید. اگر اقتصاد نباشد و خوراک و آشامیدنی و پول و رفاه نباشد، فرد اسرائیلی آسیب می بیند موضوع دیگر مرگ یا قتل است. این دو موضوع چه بوسیله انتفاضه یا مقاومت، اسرائیل را متأثر ساخته اند. در اثر مقاومت بسیاری از یهودیان به کام مرگ فرو رفتند و درحال حاضر نیز انتفاضه جان آنها را می ستاند. اسرائیلی ها می گویند از غزه عقب نشینی خواهند کرد اوضاع امنیتی داخل کیان صهیونیستی باعث بروز نابسامانی اقتصادی در اسرائیل شده است بطوری که جهانگردی، کارخانه ها و دیگر مراکز درآمدی اسرائیل به شدت ضربه خورده اند و بنابر آمار موجود بسیاری از کارخانه ها به ویژه کارخانه های کوچک بسته شده اند. بسیاری از مراکز توریستی نیز بسته شده اند. اوضاع اقتصادی در اسرائیل همانند دو یا سه سال پیش نیست. آینده اسرائیل در گرو امنیت و اقتصاد است و اگر اقتصاد و امنیت خدشه دار شوند آینده اسرائیل دچار خطر می شود. اگر بخواهیم مبالغه نکنیم باید گفت نابودی اسرائیل باتوجه به این اوضاع در آینده نزدیک به خواست خداوند حتمی است. س: باتوجه به شرایط و اوضاع کنونی در جهان و وضعیت کشورهای اسلامی در منطقه و دیگر کشورها اوضاع اسرائیل را چگونه ارزیابی و آینده آن را چگونه می بینید؟ مزیت ها و نقاط قوّت ما در رویارویی با دیکتاتوری و توسعه طلبی آمریکا و اسرائیل چیست؟

ج: یک مسئله را می بایست روشن کرد که مربوط به فرهنگ در پیش گرفته شده از سوی مقاومت اسلامی می باشد. این فرهنگ، فرهنگ اسلامی است بدین معنا که تفاوتی میان انسان اسرائیلی که خواهان پول بوده و می خواهد زندگی راحتی داشته باشد و دنیادوست است و میان انسان مقاومت که دوستدار آخرت است، وجود دارد. البته نه به این معنا که انسان معتقد به مقاومت زندگی دنیا و حیات را دوست ندارد بلکه به این مفهوم که دنیا را بخاطر خود دنیا دوست ندارد و آن را گذرگاه آخرت می داند و خانه اقامت دائمی خود در نظر نمی گیرد و تفاوت موجود نیز در همین است. تفاوت در این است که اسرائیلی می گوید حیات و زندگی من در همین دنیا است و لذا بخاطر همین حیات می جنگد. من در برخوردها و تماسهایی که در دوران اسارت با آنها داشتم دریافته ام که مشکل آنها در عدم توانایی در فهم و درک موضوع شهادت می باشد. آنها نمی توانند بفهمند که انسانی از روی خواست خود سوار بر ماشین بمب گذاری شده بشود و می داند که کشته خواهد شد و اقدام به انفجار خود در میان یهودیان بنماید. از دید آنها هر قدر هم که سطح آموزش نظامی بالا باشد نمی توان به چنین سطحی رسید. آنها همواره این پرسش را مطرح می کردند که چگونه انسانی به چنین سطحی می رسد؟ فرهنگ شهادت که در شرع ما وجود دارد در فرهنگ آنها موجود نیست و نه تنها شهادت بلکه فداکاری عادی هم در فرهنگ آنها وجود ندارد و انسان فدائی که بخاطر میهن خود جانبازی می کند نیز نزد آنها وجود ندارد. جانفشانی بخاطر میهن در فرهنگ آنها وجود ندارد. آنها صرفاً از اموال و همسران، خانه ها و اراضی خود دفاع می کنند و نگران زندگی و جان خویشند. دفاع نزد آنها چنین مفهومی دارد و دفاع از مسائل عقیدتی یا به عشق آخرت در فرهنگ آنها مشاهده نمی شود. آنها به استهزاء و مسخره می گفتند شما دارید به بهشت می روید. کلید پلاستیکی قرمز به من داده و می گفتند شما به کسی که می خواهد به بهشت برود می گویید این کلید بهشت است. من به آنها گفتم تا بحال نشده است که من کلید پلاستیکی چه قرمز یا آبی را به کسی بدهم. در ثانی اگر کلید پلاستیکی باشد به همراه فرد شهادت طلب و با آن انفجار تماماً آب خواهد شد ولی من کلید بزرگتری به آنها می دهم. زندانبان صهیونیست گفت: کدام کلید؟ کلید همان خونی است که از شهدا ریخته می شود. من به وی می گویم در ه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.