پاورپوینت کامل اوصاف اقسام قلوب ۵۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اوصاف اقسام قلوب ۵۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اوصاف اقسام قلوب ۵۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اوصاف اقسام قلوب ۵۱ اسلاید در PowerPoint :

آیات و روایات زیادی در باره تقسیم بندی قلب وجود دارد که هیچ یک از آنها به حسب خلقت ابتدایی و فطرت اولیه قلوب انسانی نیستند، بلکه همه قلب ها از نظر فطرت اولیه ، از صفات کمال و جمال و حتی مقابلات آن دو خالی اند. مانند پیمانه هایی که خالی هستند و یا صفحه هایی که هیچ نقشی بر آنها وجود ندارد. جمیع قلوب از جهت فطرت، بر سبیل استقامت خلق شده اند، به گونه ای که هیچ اعوجاجی در آنها دیده نمی شود. همه شان مخمّر به انوار ذاتیّ توحیدیّه هستند و این در جمیع آنها از نظر فطرت یکسان است.

لذا محور آیات و روایاتی که قلوب را تقسیم می کنند، به حسب ملکات و اعمال معنویّه ای است که در دل ها تأثیر گذاشته اند. دل هم مانند بدن، صاحب حرکاتی است که به وسیله آن، توشه ای برای خود تحصیل و به تعبیر دیگر صفحه خالی از هرنقش خود را با تصاویر مختلفی، منقوش می کند. در اینجا قلب ها نسبت به شکل هایی که بر روی صفحاتشان کشیده شده اند، تقسیم می شوند، لذا تمام تعبیراتی که درباره انواع قلوب آمده، مربوط به این جنبه است.

تقسیم بندی قلوب به چهار دسته

در روایتی در کتاب اصول کافی و نیز جلد۷۰ بحار با کمی اختلاف آمده است که سعد نقل می کند: «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ«ع» قَالَ:» امام باقر«ع» فرمودند: «إِنَّ الْقُلُوبَ أَرْبَعَهٌ»؛ دل ها به چهاردسته تقسیم می شوند. البته این تقسیم بندی ارتباطی با فطرت اولی دل ندارد. حضرت نمی خواهند دل را از نظر فطرت اولیّه تقسیم کنند، بلکه می گویند: دل، همچون پیمانه ای است که چیزی در آن ریخته می شود و این ظرف و پیمانه را با توجه به آنچه در آن می ریزند، به انواع مختلفی تقسیم می کنند.

اوّل: «قَلْبٌ فِیهِ نِفَاقٌ وَ إِیمَانٌ»؛ دسته اول دل یا پیمانه ای است که در آن هم نفاق وجود دارد و هم ایمان. مثل ظرفی که عسل و سرکه را با هم در خود دارد. نه عسلش، عسل است و نه سرکه اش، خالص است و به درد می خورد.

دوم: «وَ قَلْبٌ مَنْکوسٌ»؛ بعضی از قلب ها هم واژگون و سر و ته هستند. یعنی چیزی وارد آنها نمی شود و راهی برای تغییر و تطهیر ندارند.

سوّم: «وَ قَلبٌ مَطبوعُ»؛ یک دسته از قلب ها هم هستند که آن قدر ظلمانی اند که درهایشان بسته شده و مهر خورده است. اینها راه ورودی ندارند و راهی برای هدایتشان باقی نمانده است.

چهارم: «وَ قَلْبٌ أَزْهَرُ أَجْرَدُ»؛ برخی از دل ها هم نورانی و صاف هستند و با انجام اعمال صالحه و کسب ملکات حسنه، روز به روز بر نورانیّت و اقتضای اولیه شان افزوده می شود.

سعد می گوید به حضرت عرض کردم: «مَا الْأَزْهَرُ؟»؛ آن قلب نورانی کدام است؟ حضرت در جواب، همه اقسام قلوب را برایم باز کردند و فرمودند: «فِیهِ کهَیئَهِ السِّرَاجِ فَأَمَّا الْمَطْبُوعُ فَقَلْبُ الْمُنَافِقِ وَ أَمَّا الْأَزْهَرُ فَقَلْبُ الْمُؤْمِنِ إِنْ أَعْطَاهُ شَکرَ وَ إِنِ ابْتَلَاهُ صَبَرَ وَ أَمَّا الْمَنْکوسُ فَقَلْبُ الْمُشْرِک ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآیهَ (أَ فَمَنْ یمْشِی مُکبًّا عَلی وَجْهِهِ أَهْدی أَمَّنْ یمْشِی سَوِیا عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ)(۱) فَأَمَّا الْقَلْبُ الَّذِی فِیهِ إِیمَانٌ وَ نِفَاقٌ فَهُمْ قَوْمٌ کانُوا بِالطَّائِفِ فَإِنْ أَدْرَک أَحَدَهُمْ أَجَلُهُ عَلَی نِفَاقِهِ هَلَک وَ إِنْ أَدْرَکهُ عَلَی إِیمَانِهِ نَجَا»؛(۲) یعنی قلبِ ازهر قلب مؤمن است که درونش مثل چراغ نور می دهد و تلألؤ دارد. قلب مؤمن، اگر بر او نعمتی عطا شود، شکر گوید و اگر مبتلا گردد، صبر می کند. امّا قلب مطبوعه و ظلمانی، قلب منافق است.

و امّا قلب منکوسه یعنی «واژگون»، قلب مشرک است. بعد حضرت این آی شریفه را قرائت کردند که آیا کسی که راه می رود در حالی که به رو افتاده، راه هدایت را بهتر یافته است یا آن کسی که استوار ایستاده، بر راه راست قدم بر می دارد؟! امّا قلبی که در آن، هم ایمان و هم نفاق وجود دارد، متعلّق به طایفه ای است که در طائف ساکنند و اگر مرگ هریک از آنها را در حال نفاق دریابد، هلاک شوند و اگر در حال ایمان دریابد، نجات می یابند.(۳)

بررسی لغات و مفردات روایت

مسئله اول مربوط به لغاتی است که در این روایت شریف به کار رفته اند. حضرت به قلب مشرک، «منکوس» می گویند. منکوس در لغت، یعنی مقلوب، واژگون و سر و ته. حتی در لغت به بچّ ای که به صورت غیرطبیعی و با پا به دنیا بیاید، «أَلوَلَدُ المَنکوس» می گویند. این هم که حضرت آیه سوره ملک را می خوانند، برای این است که معنای (مُکِّباً عَلی وَجهِهِ) تقریباً نظیر معنای منکوس است، یعنی کسی که به رو بیفتد، شبیه فرد منکوس است. معنا و منظور آیه، کنایه از این است که قلب اهل شرک، واژگونه و سیر و حرکت معنوی آنها بر غیر صراط مستقیم و برخلاف فطرت است، لذا ثمری ندارد و به نتیجه نمی رسد.

همان طور که خدا بدن انسان را با اسلوبی خاص خلق کرده که باید روی دو پا بایستد و درحالی که سرش بالا است، می تواند درست راه برود، قلب آدمی هم یک رویه و اسلوب فطری دارد که باید بر اساس آن حرکت کند. اگر کسی بخواهد سر و ته راه برود، برخلاف رویه ای است که خدا برایش تنظیم کرده است. همین طور هم اگر قلب کسی بر طبق فطرتش جلو نرود، واژگون می شود و راه خیر بر آن مسدود می گردد.

حضرت از قلب منافق به «مطبوع» تعبیر کردند که به معنای مختوم و مهر شده است. این تعبیر کنایه است از اینکه حرف حقّ و حقایق الهیّه در آن قلب ها وارد نمی شود و تأثیری ندارد. معنایش این نیست که خداوند الطافش را از او منع می کند، بلکه می فرماید این شخص، خودش حقایق الهی را نمی پذیرد. به چنین قلبی که نمی تواند حقایق را بپذیرد می گویند مطبوع و مهرشده.

قلب مؤمن، «ازهر» است که این عبارت در لغت این طور معنا شده است: «الابیضُ المَستَنیرُ»؛(۴) یعنی آن چیزی که سپید و نورانی است. به همین مناسبت به خورشید و ماه هم «أَلأَزهَرانِ» گفته می شود، چون هر دوی آنها سپید و نورانی هستند. گاهی به مرد سپیدچهره و نورانی هم أزهر می گویند. زهرا هم به زنی گفته می شود که سپید و نورانی است.

امّا اجرد، در لغت به معنای کسی است که بدنش مو ندارد. گاهی اوقات، زمین خشک و بی آب و علف را نیز «زمین أجرد» می گویند. اجرد در این روایت به معنای دلی است که اصلاً به دنیا تعلق ندارد، بی غل و غش و کاملاً صاف است و هیچ خار و خاشاکی ندارد.

بررسی اجمالی مفاد روایت

تقسیم بندی مذکور در این روایت شریفه، یک تقسیم کلی و اجمالی است، زیرا دل ها از نظر جهات معنویه، درجات و مراتب مختلفی دارند و حضرت قالب کلی دل ها را بیان فرمودند. دل ها چه از جهت کمال و چه از جهت عکس، مراتب و درجاتی دارند که احصای آنها ممکن نیست.

بزرگان ما با توجه به آنچه از این روایت استفاده می شود، وارد توضیح این تقسیم بندی شده اند و بهترین توضیح این است: یک دسته از دل ها، به «ما جاءَ بِهِ النَّبی «ص»» یعنی تمام آنچه از جانب پیغمبر اکرم رسیده است، ایمان آورده اند و ایمانشان هم محکم و پابرجاست، یعنی ایمان در قلوب آنها مستقر گردیده است.

دسته دیگر، با آنکه به تمام «ما جاءَ بِهِ النَّبی«ص»» ایمان آورده اند، اما ایمان در قلوبشان استقرار پیدا نکرده است. قلب اینان گاهی پر از ایمان است و گاهی خالی از آن. هنگامی که ایمان از دل های آنان خارج می شود، تنها ادعای ایمان دارند.

دسته سوم کسانی هستند که به آنچه پیغمبر«ص» از ناحی خداوند آورده است، ایمان ندارند، اما همیشه در ظاهر ادعای ایمان می کنند.

دسته چهارم هم قلوبی هستند که به هیچ کدام از این امور، ایمان ندارند و در ظاهر هم ادعای ایمان نمی کنند.

قِسم اول، قلوب مؤمنین است که که حضرت فرمود: «أزهر أجرد» است. گروه دوم، همان قلبی است که حضرت فرمود: «فیهِ ایمانٌ و نفاقٌ» و متعلق به گروهی است که گاهی مؤمنند و گاهی منافق.

دسته سوم، همان قلوب منافقین است که در روایت داشت: «مطبوعه» و مهر شده. و دسته چهارم هم قلب مشرکین است که «قلب منکوس» و واژگو

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.