پاورپوینت کامل برکات وجود معصومان و وظایف ما ۶۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل برکات وجود معصومان و وظایف ما ۶۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل برکات وجود معصومان و وظایف ما ۶۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل برکات وجود معصومان و وظایف ما ۶۷ اسلاید در PowerPoint :

برکات حضوری و غیرحضوری ائمه

برکاتی که از ناحیه وجود مقدس ائمه اطهار عائد مردم می شود، طیف های مختلفی دارد. درک این امر بر معرفت بیشتر به مقامات اهل بیت«ع» و مخصوصاً وجود مقدس ولی عصر«عج» مبتنی است. همه ما در باره وجود امام می دانیم که او انسانی است که در زمانی خاص و از پدر و مادری متولد شده است و روزی هم از دنیا خواهد رفت. حال، ممکن است عمری کوتاه یا احیاناً عمر بلندی داشته باشد، مثل امام عصر«عج» که بیش از هزار سال عمر دارند. امام مثل همه انسان های دیگر با افرادی ارتباط دارد و از عوامل طبیعی متأثر می شود.

رابطه امام با مردمی که با او مواجه می شوند، به صورت گفت وگوی حضوری است که طبعاً چنین رابطه ای در زمان حیات امام و به هنگام حضور او در جامعه است و ارتباط امام با مردمی که غایبند و حضور ندارند، به صورت ارسال و دریافت پیام است. گاه این پیام ها، پیام های خاص و از طریق کسانی است که با ایشان ملاقات می کنند، همچنان که در زمان غیبت صغری این گونه بود. در این دوره بین ولی عصر«عج» و مردم، یک نفر واسطه بود که پیام های مردم را به آقا و پیام های آقا را به مردم می رساند. وقتی این فرد از دنیا می رفت، شخص دیگری جانشین او می شد. آنها چهار نفر بودند که یکی پس از دیگری، بین امام زمان«عج» و مردم واسطه بودند. غیبت صغری به این معناست که هنوز رابطه انسانی حضوری با آن حضرت فی الجمله ممکن است، ولو به واسطه فردی دیگر.

امام عصر«عج» به گونه ای دیگر نیز به مردم برکت می رسانند و آن برکتی است که در اثر توسلات و تضرعات مردم و واسطه قراردادن ایشان به مردم می رسد. در پیشگاه الهی، به برکت دعای ایشان و توجه ایشان، مشکلات توسل کنندگان حل می شود. البته، این توسلات به خود پیغمبر اکرم«ص» و ائمه اطهار«ع» نیز که از دنیا رفته اند می شود، اما ارتباط با وجود مقدس ولی عصر«عج» نزدیک تر است و طبق بعضی از بیانات، حتی وقتی مردم به پیغمبر اکرم«ص» یا ائمه اطهار«ع» هم متوسل می شوند، آنها امر را به امام حیّ حواله می دهند و اوست که نهایتاً حوائج مردم را برآورده و مشکلات آنها را رفع می کند. می دانیم که تقریباً همه مسلمان ها فی الجمله به توسل اعتقاد دارند، مخصوصاً شیعیان که بخصوص به حضرات چهارده معصوم«ع» متوسل می شوند و خدا به برکت آنها حوائج متوسلان را هم برآورده می کند.

اما طبق بسیاری از روایات، غیر از این وجود جسمانی که ما برای پیغمبر اکرم«ص» و اهل بیت«ع» معتقدیم، امام مرتبه وجودی دیگری نیز دارند، مرتبه ای فوق عوامل طبیعی و جسمانی که به آن مقام نورانیت می گویند. این امر مطلب غامضی است، اما آن قدر روایات شیعی و سنی دراین باره وجود دارند که اگر احصاء بشوند، فوق حد تواترند. خدای متعال، نور اهل بیت«ع» را در مرتبه ای مقدم بر همه عوالم آفریده است و همه برکات و فیوضاتی که در عالم نصیب موجودات می شود، شعاعی از آن نور مقدس است. حتی تصور این امر هم کمی برای ما دشوار است چه رسد به این که حقیقتش را دریابیم و کاملاً آگاهانه و عمیق آن را تصدیق کنیم.

به هرحال، ما بر حسب تعبد به سخنان ائمه«ع» می دانیم که چنین واقعیتی وجود دارد، اما نمی دانیم دقیقاً به چه معناست. در زیارت جامعه کبیره ای که از امام هادی«ع» نقل شده و یکی از گنج های معارف اهل بیت«ع» است، می خوانیم: «خَلَقَکمُ اللَّهُ أَنْوَارا فَجَعَلَکمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ». خطاب به اهل بیت«ع» می فرماید: خدای متعال شما را به صورت نوری آفرید که اطراف عرش الهی حلقه زده بودید. البته ما نه معنای عرش خدا را می دانیم و نه معنای نور آنها و نیز نمی دانیم که مراد از حلقه زدن نور در اطراف عرش خدا چیست. ما اجمالاً می دانیم که حقیقتِ خیلی از چیزها را درک نمی کنیم.

نور وجود معصومان، مقدم بر عالم هستی است

طبق صدها روایتی که از طرق مختلف نقل شده و حتی در کتاب های معتبر اهل سنت هم آمده است، اول خدا نور پیامبر«ص» و نور علی«ع» را با هم آفرید. آنها یک نور بودند و بعد منشق شدند. از این نور چه ها آفریده شد! همه آن برکاتی که در بهشت و در نعمت های خدا هست، از شعاع نوری است که از نور پیغمبر اکرم«ص» و نور امیرالمؤمنین«ع» است.

به هر روی ما از معنای اینها سر در نمی آوریم. گاه امامان معانی اینها را به خواص اصحاب می گفتند و گاهی هم می گفتند که اینها را به همه نگویید، چون همه نمی توانند درک کنند و انکار می کنند. انکار بی دلیل، نمره منفی دارد. وقتی آدم وجود چیزی را که نمی داند، نفی کند در مرتبه ای از کفر قرار می گیرد.

این مقام نورانیت چیزی فراتر از عرصه زمان است. در فلسفه الهی اثبات می شود که فقط موجودات مادی در ساحت زمان قرار می گیرند و زمان بُعدی از ابعاد وجود مادی است، یعنی بُعد چهارم این عالم. این امر بنحوی در قضیه انیشتین نیز بیان شده است. اگر از عالم ماده فراتر برویم، آنجا دیگر اصلاً عالم زمان نیست. از این رو، کسانی که با آن عوالم ارتباط دارند، هم گذشته را می بینند و هم آینده را. آینده ای که هنوز در عالم زمان تحقق پیدا نکرده است، اما در ظرفی دیگر و در عالمی دیگر وجود دارد. برخی از افراد می توانند با آن عوالم ارتباط پیدا کنند و این حادثه را در ظرف و عالمی دیگر ببینند.

معصوم، واسطه فیض الهی

به هرحال مقام نورانیت اهل بیت«ع» مقامی است که واسطه فیض الهی با همه عوالم است، یعنی آن قدر این مقام ارزش دارد که همه برکات سایر عوالم، شعاعی از وجود آنهاست. آنها هدف اصلی خلقت الهی هستند و چیزهای دیگر طفیلی آنهایند. در حدیث کساء می خوانیم که اگر به سبب وجود شما نبود، آسمان و زمین و ماه و خورشید خلق نمی شد.

برای تقریب به ذهن مثالی از عالم جسمانی خودمان بزنیم. فرض کنید در منطقه ای معدن الماسی وجود دارد که هر گرم یا حتی هر قیراط آن ارزش بسیار زیادی دارد، منتهی این الماس ها در اعماق معدن ذغال سنگ قرار دارند و باید آنها را بسختی استخراج کرد. فرض کنید سرمایه داری بیاید، این زمین را بخرد و استخراج از معدن را آغاز کند، سنگ ها و خاک هایش را کنار بریزد تا به آن عمقی از زمین برسد که معدن الماس وجود دارد و از میان خروارها ذغال سنگ، چند گرم الماس پیدا کند. آیا می توان گفت او به هدف استخراج ذغال سنگ این کارها را کرده است؟ اگر کسی بپرسد شما این زمین را برای چه خریدید، پاسخ او استخراج الماس خواهد بود. هدف اصلی استخراج الماس بود، اما در کنار الماس، مقداری ذغال سنگ هم استخراج شد. اگر الماسی در کار نبود، این همه پول خرج نمی شد. پس ذغال سنگ طفیلی الماس است. البته، ذغال سنگ هم چیز کم ارزشی نیست، اما ذغال سنگ در مقایسه با الماس، ارزش ندارد.

در مقام تشبیه، انوار اهل بیت مانند آن الماس هایی هستند که هدف اصلی خلقتند. اینکه آنها چه مقامی دارند و چقدر می ارزند، ما نمی توانیم درک کنیم. ارزش آنها با اعداد و ارقامی که با آن آشنا هستیم، محاسبه نمی شود. گاه با یک اشاره اهل بیت«ع» و حتی با اشاره ای از امامزاده ها بیماری شفا می یابد که میلیون ها تومان برای او خرج کرده اند و درمان نشده است. صدها و هزارها نمونه این چنینی داریم و برخی از نزدیک دیده اند که در حرم حضرت رضا«ع» عده ای شفا پیدا کرده اند.

خاطره ای از زبان مقام معظم رهبری

چند ماه پیش در مشهد خدمت مقام معظم رهبری شرفیاب شدم. صحبت از کرامات حضرت رضا«ع» شد. ایشان فرمودند که برای مشهدی ها کرامات حضرت رضا«ع» چیزی عادی است و آنها از این مسئله که بگویند امروز حضرت کوری یا معلولی را شفا داد، هیچ تعجبی نمی کنند. آقا فرمودند: من بچه بودم که همراه پدرم به مسجد ترک ها در بازار رفتم. مسجد مکبری به نام کربلایی داشت که نابینا بود و حتی به او کربلایی رضای عاجز می گفتند ـ مشهدی ها به نابینا عاجز می گویند ـ سال ها بود که او را می شناختیم و کوری او را دیده بودیم. روزی من خدمت پدرم بودم که کربلایی رضا آمد، در حالی که بینا شده بود. پدرم از او پرسید: کربلایی رضا مرا می بینی؟ گفت: بله آقا و سپس قیافه پدرم را شرح داد. پدرم شنیده بودند که کربلایی شفا گرفته است و می خواستند خودشان ببینند.

ما جستجو کردیم که کربلائی چگونه شفا یافته است؟ گفتنداین کربلایی دختری داشت که دست کربلایی را می گرفت و پدر نابینایش را به مسجد می آورد و او بعد از این که در مسجد مستقر می شد، دیگر به کسی نیاز نداشت. کم کم دختر بزرگ شد و به اصطلاح آب و رنگی پیدا کرد. روزی بعضی از بچه های بازار متلکی گفته بودند و کربلایی هم شنیده بود. او نتوانسته بود تحمل کند و به دخترش گفته بود دست مرا بگیر و مرا به حرم ببر. در حرم، کربلایی به دخترش می گوید تو برو خانه من اینجا می مانم. او به امام رضا«ع» عرض کرده بود: آقا! من سال هاست که نابینا هستم و حتی یک بار هم گله نکردم. زندگی من با فقر گذشته است، اما یک بار هم گله نکردم و گفتم تقدیر خداست و من هم راضی هستم به رضای خدا، اما تعرض به ناموسم را تحمل نمی کنم. یا مرا شفا بدهید یا همین جا مرگم بدهید. من دیگر طاقت ندارم متلک های مردم را به ناموس خودم تحمل کنم. کربلایی به حضرت متوسل می شود و بعد از مدتی خوابش می برد. در خواب، حضرت رضا«ع» او را شفا می دهند. مقام معظم رهبری خودشان این داستان را نقل کردند و فرمودند من خودم این جریان را دیده ام. برای مردم مشهد این چیزها خیلی عادی است و آنها هر روز از این چیزها می بینند.

کرامات معصومان و ادراک انسانی

امام رضایی که هزار سال پیش از دنیا رفته و مشهد دفن شده است، با کدام گوش می شنود؟ چطور اراده می کند که فردی را شفا بدهد؟ چگونه چشم نابینایی را بینا می کند؟ با چه ابزاری؟ با چه عمل جراحی ای و با چه دارویی؟ هیچ یک از اینها در کار نبوده است و فقط اراده و توجه حضرت چنین کاری را کرده است. توجه حضرت رضا«ع» فرد نابینایی را بینا می کند که سی یا چهل سال کور و اصلاً معروف به عاجز و نابینا بوده است. این چه قدرتی است؟ با چه چیزی می توان این قدرت را سنجید؟ چقدر می ارزد؟

در چنین مواردی است که انسان می تواند حدس بزند که پیامبر و امامان«ع» چه مقامی دارند. آنها چه قدرتی دارند که برای مثال در ایام شلوغ، همزمان سخن میلیون ها انسان را می شنوند؟ نیمه شب هایی که در جمکران چند میلیون انسان با هم می گویند یا صاحب الزمان، امام عصر«عج» چند تا از این درخواست ها را می شنود؟ خود امام کجاست؟ بر فرض که همین جا هم باشد، اما چگونه چند میلیون صدا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.