پاورپوینت کامل برنده و بازنده تحولات???? ۶۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل برنده و بازنده تحولات???? ۶۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل برنده و بازنده تحولات???? ۶۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل برنده و بازنده تحولات???? ۶۷ اسلاید در PowerPoint :

سال در تقویم ایران و جهان، یک سالِ «ماندگار» به حساب می آید؛ زیرا سلسله تحولات در عرصه بین المللی، وضع تازه ای را نوید داد و تحولات داخل ایران نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. این قلم بدون پرداختن مبسوط به «رخدادها» ـ که در جای خود اهمیت دارد ـ سعی می کند بعضی از رخدادهای مرتبط به هم را در یک قالب تحلیلی ارائه نماید.

الف. تحولات عرصه بین الملل

جهان در سال خورشیدی و به عبارتی سال میلادی، شاهد چالشِ فراگیرتر «هژمونی امنیتی «آمریکا» بود. باراک اوباما در روزهای آغازین سال ـ دو ماه پیش از پایان سال ـ در جمع شرکای اروپایی اش با صراحت و به طور علنی اعلام کرد که: «سال ، سال وحدت ما و تفرقه ایرانی هاست»، اما هر دوی این پیش بینی ها به نوعی و تا اندازه ای اشتباه از آب درآمدند.

غرب تلاش کرد که در مواجهه با ایران خود را متحد و منسجم نشان دهد. از این رو به موازات تحریم های غیرعادلانه و خارج از چهارچوب شورای امنیت سازمان ملل که از سوی آمریکا دنبال شد، اروپا نیز سلسله تحریم هایی مشابه را در حوزه انرژی علیه ایران به تصویب رساند و از اواسط تیرماه، آن را اجرایی کرد؛ چنان که اعمال فشار بر بانک ها را برای متوقف کردن معاملات با ایران را افزایش داد.

سهم اروپا در صادرات نفت ایران طی سال های گذشته حدود درصد بوده است. با وجود این به موازات اعمال فشار اتحادیه اروپا علیه ایران، کشورهای دیگری از دل همین اتحادیه به طور غیررسمی و به صورت عملی از این بازار استفاده کردند و با ایران وارد معامله شدند. این کشورها عملاً اقدام اتحادیه را خنثی کردند. اقدام این کشورها به پرستیژ و اعتبار اروپا ضربه وارد کرد.

هم زمان با این مسئله، فشار بعضی از کشورها به آمریکا و اروپا برای «مستثنی شدن» از قاعده عدم همکاری با ایران افزایش پیدا کرد و در نهایت آمریکایی ها و اروپایی ها، کشور را از این قاعده مستثنی کردند که نام هند، کره جنوبی و ژاپن از جمله آنان بود و از قضا مهم ترین طرف های خرید نفت ایران به حساب می آیند.

در این میان، اقدامات هند در خصوص تمدید بدهی های خود به ایران و آزادسازی میلیاردها دلار دارایی ایران که در بانک های هندی وجه الضمان قراردادهای ایران بود و نیز پرداخت به موقع وجوه ناشی از خرید نفت ایران به روند تحریم ایران ضربه جدی وارد کرد. از سوی دیگر دو کشور مهم دیگر، یعنی چین و روسیه هم رسماً اعلام کردند که تحریم های یک جانبه و خارج از شورای امنیت علیه ایران را به رسمیت نمی شناسند و این اعلام در واقع نشان داد که ادامه تحریم علیه ایران عملاً مقدور نیست. اما در عین حال آمریکا و اروپا با تصویب قوانین متعدد و در طول سال سعی کردند وانمود کنند که فشار علیه ایران روندی صعودی دارد.

با این وصف وحدت غرب علیه ایران بیش از آنکه برای ایران دشواری ایجاد کند، آمریکا، انگلیس و فرانسه را در شرایط سخت قرار داد؛ چرا که حفظ «رویه واحد علیه ایران» به سادگی امکان پذیر نبود.

وحدت داخلی ایران نیز به رغم برخی از رخدادهای تلخ و جرایم نابخشودنی که از سوی بعضی از مسئولان کشور روی داد، دچار بحران نشد. آمریکایی ها در تحلیل های اطلاعاتی و عملیاتی خود با صراحت گفته بودند تحریم، ایران را به دو پاره تقسیم می کند و در نهایت آن دسته از نیروهای اجتماعی که خواستار رفع تحریم ها و کوتاه آمدن ایران هستند، به صحنه می آیند و کار را برای رهبری انقلاب و نهادهای آن دشوار می کنند.

آمریکایی ها معتقد بودند تحریم، مسئولان ایرانی را رودرروی هم قرار می دهد و بعضی از آنان برای موجّه جلوه دادن مواضع خود، گفت وگو با غرب و حل و فصل مسائل با آن را مطرح خواهند کرد و در مقابلِ آنان، مسئولان دیگر را که دغدغه حفظ اصول و بنیان های انقلاب و نظام دارند علیه آنان وارد عمل می کند.

بعضی از مسئولان کشور تا حدی در این زمین بازی کردند و به علنی و برجسته سازی اختلافات میان قوا روی آوردند، و با وجود این، از یک سو مردم کشور نیز دچار تشتت و اختلاف نشدند. و حضور نزدیک به میلیون نفر در تظاهرات سالگرد انقلاب و تأکید بر روی اصول و مخالفت با مذاکره با آمریکا نشان داد که فشارهای اقتصادی و عملیات روانی و طراحی اطلاعاتی دشمن به جایی نرسیده است.

در طول سال ، به جز اتفاق محدود و برنامه ریزی شده ای که در شهریورماه در بازار طلای تهران اتفاق افتاد، هیچ گروهی در هیچ شهرِ کشور در اعتراض به وضع موجود به خیابان نیامدند. از سوی دیگر رهبر معظم انقلاب اسلامی با تدبیر و هوشمندی فوق العاده خود از تبدیل شدن اختلافات مسئولان به «بحران» جلوگیری کردند و عملاً نشان دادند که حتی اختلاف قوا، نظام سیاسی را دچار بحران نمی کند.

با این وصف، اگرچه سال دشواری هایی را برای مردم و رهبری دربرداشت، ولی عبور نظام از شرایطی که دشمن آشکارا آن را «خردکننده» و «فیصله دهنده» معرفی می کرد، از آن فشارها مهم تر بود.

چالش اَبَرقدرتی

آمریکا در سال بارها اعتراف کرد که قدرت آمریکا در حل و فصل و حتی مدیریت تحولات جهانی با محدودیت ها و ناکامی های بسیاری مواجه شده است. آمریکا در سال برای حل بحران امنیتی و نظامی سوریه از همه ظرفیت خود استفاده کرد، اما در نهایت نتوانست «اسد» را سرنگون کند و اعتراف کرد که تغییرات در سوریه با ابزارهای نظامی ـ امنیتی اتفاق نمی افتد.

بحرانی که برای عناصر موسوم به دیپلمات های آمریکایی در «بنغازی» روی داد و منجر به کشته شدن سفیر آمریکا شد، هم نشان داد که در شمال آفریقا اوضاع در کنترل آمریکا نیست. تأکید آمریکا بر خروج بخش اعظم نیروهای نظامی از افغانستان و پای بندی به توافق لیسبون هم بُعد دیگری از اعتراف آمریکا به این نکته بود که توان امنیتی نظامی آمریکا در حل و مدیریت تحولات با سایش زیادی مواجه شده و این در حالی است که وجه امتیاز آمریکا از دیگران همین قدرت نظامی امنیتی آن است.

آمریکا در سال و در حوزه فلسطین هم نتوانست اقدام مؤثری انجام دهد. جنگ هشت روزه غزه که در اواخر آذرماه روی داد و در نهایت تن دادن اسرائیل به خواسته های جنبش مقاومت فلسطین، نشان داد که روند تحولات مربوط به فلسطین در چهارچوب نگاه و منافع آمریکا قرار ندارد. این در حالی است که آمریکایی ها با صراحت اعلام کرده اند که حل هر پرونده ای در خاورمیانه موقوف به حل پرونده فلسطین است. نکته حائز اهمیت دیگر، تغییرات عمده در حوزه های نظامی ـ امنیتی آمریکا بود.

اوباما به بهانه پایان یافتن دور اول ریاست جمهوری اش، وزرای دفاع و خارجه و رئیس سازمان سیا را کنار گذاشت و افراد دیگری را جایگزین کرد و در عین حال سعی کرد این تغییرات را در راستای بهبود وضع امنیتی و دیپلماتیک آمریکا معرفی کند. ولی تحلیلگران معتقدند تغییر عمده در گروه اصلی دولت اوباما، نشان دهنده ناکامی او در چهار سال گذشته است.

ب. تحولات در منطقه عربی ـ اسلامی

تحولات منطقه عربی طی سال به صورتی معماگونه درگیر موضوع «هویت» بود. در محافل علمی بحث بر سر اینکه این تحولات، انقلاب (Revoloution) هستند یا صرفاً جنبش (Movement) مطرح بود و در این میان بعضی میانه این دو را برگزیدند و گفتند این خیزش ها (Refuloution) و به تعبیر فارسی آن «اصقلاب» بوده است. دامنه این بحث تا آنجا بالا گرفته است که بعضی می گویند اساساً امکان ندارد که در کشورهای عربی شمال آفریقا و کشورهای مشابه آنها در آسیای غربی، انقلاب روی دهد؛ زیرا بنیان های مذهبی و سنت های بومی انقلاب را برنمی تابند.

برای قضاوت پیرامون انقلاب یا اصلاحات بودن تحولات منطقه عربی باید به شاخص ها توجه کرد. با نگاه به این شاخص ها می توانیم بگوییم اگر دگرگونی در مناسبات داخلی و خارجی دولت های برآمده از تحولات روی داده است، در این کشورها انقلاب شده و اگر مناسبات دوره گذشته به نوعی بازسازی شده و تداوم پیدا کرده، آنچه روی داده «اصلاح» بوده است. به عنوان مثال «مردم سالاری» و «عدالت» در عرصه داخلی شاخص های تغییرات انقلابی است و «ایران» و «فلسطین» در عرصه خارجی شاخص های تغییرات انقلابی هستند.

اگر نگاهی به روند تحولات در مصر، لیبی و تونس بیندازیم، درمی یابیم که به این شاخص ها و مشابه های آنان به صورت ناقص نگریسته شده است؛ یعنی انتخابات آزاد تا حدی برگزار شده، عدالت در برخی حوزه ها مورد توجه قرار گرفته، روابط قهرآمیز با جمهوری اسلامی ایران تا حدی به روابط مهرآمیز تبدیل شده و فلسطین در سیاست خارجی این کشورها تا حدودی از حاشیه به متن آمده است.

با این وصف در یک جمع بندی می توان گفت که هنوز زود است که ما به عباراتی نظیر اصقلاب یا رفولوشن (Refuloution) برسیم.

انقلاب ها در کشورهای عربی با چالش های عدیده ای مواجه هستند. این چالش ها سرعت این انقلاب ها را تا حد بسیاری کُند کرده است. نخستین چالش آن، چالش هدف گذاری است. در این کشورها دو نیروی متضاد تلاش کرده اند تا معنا و هدف انقلاب ها را توضیح دهند؛ نیروهای «انقلاب» و «نیروهای سازش».

نیروهای انقلاب تغییرات بنیادین را مدنظر دارند و با شاخص های اجماعی نظیر آنچه گفته شد تلاش می کنند تا انقلاب را حفظ کنند. این نیروها به طور عمده نیروهای جوان این جوامع هستند که نه پای بند سنت های گذشته اند و نه منافع انقلاب را با منافع حزب و جناح خود پیوند می زنند. اینها همان نیروهایی هستند که انقلاب را به وجود آورده و سبب سرنگونی نظام های وابسته و فاسد در کشورهای مصر، لیبی و تونس بوده اند.

در مقابل اینها نیروهای سازش قرار دارند که در چهارچوب سنت ها عمل می کنند و حفظ انقلاب را با حفظ خود و گروه خود در «قدرت» پیوند زده اند. انتخابات های گذشته دسته دوم را به قدرت رسانده است؛ زیرا از سازمان و اعتبار نسبی اجتماعی برخوردار بوده اند و دسته اول را به حاشیه قدرت رانده است. اما در عین حال به دلیل اینکه نیروهای دسته اول وفادارتر به اصول انقلاب هستند، شکل گیری دولت های جدید که نشانه های جدی از تحول را با خود ندارند، آنان را در میادین نگه داشته است و از این رو می بینیم که میدان التحریر مصر، خیابان های منتهی به کاخ ریاست جمهوری در تونس و میدان مرکزی بنغازی شاهد تداوم حضور «تغییرطلبان» است.

هم زمان با حضور نیروهای انقلاب در این میادین و خیابان ها، نیروهای داخلی و خارجی را که اساساً با انقلاب و حتی اصلاح موافق نیستند هم به صحن

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.