پاورپوینت کامل چشم انداز تحولات خاورمیانه ۷۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل چشم انداز تحولات خاورمیانه ۷۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل چشم انداز تحولات خاورمیانه ۷۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل چشم انداز تحولات خاورمیانه ۷۸ اسلاید در PowerPoint :
در گفتگوی «پاسدار اسلام» با دکتر سعدالله زارعی آمریکایی ها مقابله با داعش را مسأله خود نمی دانند
آمریکایی ها مقابله با داعش را مسأله خود نمی دانند
آقای دکتر! عده ای در سوریه به نام مبارزه با حکومت بشار اسد، سلاح آمریکایی در دست گرفتند و با حمایت سیاسی و مالی غربی- عربی، امروز به هر حال بر بخشی از خاک سوریه و عراق تسلط دارند. از طرف دیگر با شکل گیری ائتلاف آمریکا ضد داعش، بحث همکاری یا عدم همکاری جمهوری اسلامی ایران با این ائتلاف از سوی افراد مختلف مطرح شده.
به نظر جنابعالی آیا اساساً می توان با کسانی که خود روزی داعش را به وجود آوردند، علیه داعش همکاری کرد؟
آخرین اظهار نظر آمریکایی ها درباره داعش این بود که سیاست شان بر مبنای از بین بردن این گروه نیست بلکه معتقدند داعش را باید مدیریت کرد. در طول سال های گذشته به ویژه از سال ۲۰۰۳ تا امروز، سیاست آمریکا همواره در این چارچوب قرار داشته است.
این مساله می تواند دو دلیل داشته باشد. اول اینکه آمریکایی ها توان از بین بردن داعش را ندارند؛ این اظهار نظر آمریکایی ها را نیز می توان دلیلی بر ناتوانی آنها در از بین بردن داعش دانست. بزرگترین شواهد و قرائن در این زمینه آن است که آنها از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱ در عراق با این گروه می جنگیدند ولی موفق نبودند.
داعش در آن زمان ۱۰ درصد از توان امروز خود را هم از نظر نیروی انسانی، تسلیحات، مناطق تحت کنترل، پشتیبانی های منطقه ای و جهانی نداشت. آمریکا در آن مقطع در مبارزه با داعش بیش از ۴ هزار نفر کشته و بیش از ۱۵ هزار نفر زخمی داد. هنوز هم تعداد زیادی از نیروهای آمریکایی که به عراق آمده بودند، ناپدید هستند و این افراد را باید به لیست قربانیان اضافه کرد. آمریکایی ها در آن مدت نتوانستند داعش را مهار کنند و امروز می بینیم که داعش بالاخره مناطقی را در کنترل خود دارد و علاوه بر امکان تجاری، از حمایت سیاسی قدرتمندی نیز برخوردار است. داعش به واسطه غارت پادگان ها در عراق و سوریه، تجهیزات سنگینی در اختیار دارد و از کمک های جدی عربستان، ترکیه و قطر برخوردار است.
چگونه آمریکایی ها امروز می خواهند با جریانی که حدود ۲۰۰هزار کیلومتر مربع از خاک عراق و سوریه را در سیطره دارد، برخورد کند؟ نکته مهم این است که آمریکایی ها به هیچ وجه امکاناتی را که در خلال سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱ در اختیار داشتند، دیگر در اختیار ندارند. در آن سال ها آنها ۳۰۰ هزار نیروی نظامی در عراق داشتند. تعداد نیروهای آمریکایی مستقر در عراق، امروز به چند هزار تن هم نمی رسد. اگر فرض بگیریم، آمریکایی ها دوست دارند سر به تن داعش نباشد، توانایی تحقق چنین آرزویی را ندارند.
دلیل دوم این است که بگوییم آمریکایی ها محو داعش را به نفع خود ارزیابی نکرده و مساله خودشان نمی دانند. آنها مساله دیگری دارند و داعش هم مساله دیگری دارد. باید دقت داشته باشیم که نه داعش درگیر مساله ای به نام آمریکا و نه آمریکا درگیر مساله ای به نام داعش است بلکه برعکس آنان با دشمن مشترک یعنی جمهوری اسلامی ایران مسئله دارند.
می خواهم بگویم داعش و آمریکا در سوریه و عراق به نقطه مشترکی به نام دشمنی با جمهوری اسلامی رسیده اند و در دشمنی آنها با ایران تردیدی نیست. از طرف دیگر آمریکایی ها اصلاً تردید ندارند که مساله اصلی شان انقلاب اسلامی است.
داعش، النصره، احرار الشام و امثال آنها مانند ابرهایی هستند که با نسیمی وارد منطقه شده و با نسیم دیگری از آن خارج می شوند. این گروه ها عاملی برای نگرانی آمریکا یا ایران نیستند اما انقلاب اسلامی و مقاومت یک حقیقت فراگیر، گسترده، با انرژی و پرجاذبه است.
داعش نتوانست تسلط خود را بیش از چند ماه بر استان های صلاح الدین و الانبار عراق یا در سوریه کنترل خود را بر حلب، حمص، ریف حفظ کند.
امروز جغرافیای داعش در سوریه به ۲۵ درصد رسیده در حالی که سال گذشته بر ۷۵ درصد از این کشور تسلط داشتند؛ تا چهار ماه پیش هم بیش از نیمی از عراق در اختیار داعش بود. استان های الانبار، صلاح الدین، نینوا و دیاله، خردادماه سال جاری به اشغال داعش درآمد که ۶۰ درصد از خاک عراق را شامل می شود ولی امروز این میزان به حدود ۲۰ درصد رسیده است.
این مساله نشان می دهد که داعش قدرت بزرگی نیست و نمی تواند مساله ای جدی برای ما باشد بعلاوه اینکه داعشی ها دشمنان خانگی هستند. دشمن خانگی، دشمن خانگی دارد و نیازی به آمریکا نیست بلکه اهالی خانه چه آمریکا بخواهد و چه نخواهد این کار را انجام می دهند.
دولت های عراق و سوریه چه آمریکا موافق باشد و چه مخالف، در جهت تضعیف داعش و برچیدن آن قدم بر می دارند.
بدون تردید مساله ی آمریکایی ها در منطقه، مساله ای بسیار فراگیرتر از داعش یعنی انقلاب اسلامی است که حیات رژیم صهیونیستی را به طور جدی تهدید می کند. طی ۱۰ سال گذشته هر روز صهیونیست ها زیر آتش گلوله ها و نگاه های تند امنیتی جمهوری اسلامی بوده اند.
نتانیاهو که هرازگاهی صحبت از حمله به ایران می کند، هر روز زیر حملات جمهوری اسلامی است. امروز در کرانه باختری، غزه و حتی سرزمین های ۱۹۴۸ گلوله های جمهوری اسلامی وحشت اسرائیلی ها را برانگیخته در حالی که آنها فقط تهدید کردند که ما فلان جا را می زنیم و هیچ کاری هم نتوانسته اند بکنند.
چند روز پیش سالگرد شهادت شهید حاج حسن طهرانی مقدم است که تمام ظرفیت خود را صرف مبارزه با اسرائیل کرد و توانست آن را به ذلت بکشاند. این جمهوری اسلامی ایران است که آمریکا را در منطقه می ترساند و نه داعش و بنابراین مساله اصلی شان نیز ما هستیم.
نکته این است که آمریکایی ها نمی توانند در برخورد با جمهوری اسلامی راحت و ساده برخورد کنند. برخورد با داعش راحت است. به راحتی می توان آنها را بمباران کرد، حساب های بانکی شان را مسدود کرد؛ خواستار قطع کمک های عربستان، قطر و ترکیه شد و از MI-6 انگلیس و CIA خواست تا به این گروه اطلاعات ندهند اما در برخورد با جمهوری اسلامی هیچ یک از این کارها را نمی توان انجام داد.
اگر سعودی ها بخواهند علیه ایران کاری بکنند، هیچ اقدامی نمی توانند انجام دهند. آنها نمی توانند جمهوری اسلامی را تهدید امنیتی، اقتصادی، سیاسی و. . بکنند. آن اندازه که ایران در عربستان امکان اثرگذاری دارد، سعودی ها در ایران امکان اثرگذاری ندارند. مثلاً اگر مذهب، مبنای یک سلسله فعل و انفعالات باشد، در عربستان حدود ۳۸ درصد مردم شیعه هستند یعنی الشرقیه، با ۴.۵ میلیون شیعه، سه میلیون شیعه زیدی در استان های عسیر و نجران، ۸۰۰ هزار اسماعیلی در جیزان که در مجموع بیش از هفت میلیون نفر می شوند.
جمعیت عربستان ۱۹ میلیون نفر است ولی به دروغ می گویند ۲۸ میلیون جمعیت داریم. ۹ میلیون نفر دیگر کارگران خارجی هستند که در عربستان سعودی کار می کنند. سعودی ها ادعا می کنند شیعیان ۱۰ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند ولی به راحتی می توان اثبات کرد که حدود ۳۸ درصد از جمعیت آنها شیعه هستند.
شیعیان عربستان به جمهوری اسلامی گرایش دارند. از صعده در یمن که مقر شیعیان حوثی است تا عسیر، جیزان، نجران و الشرقیه همه به یکدیگر متصل هستند و این مناطق از طریق بحرین و بصره در نهایت به طور کاملا پیوسته و پشت به هم داده به ایران وصل می شوند.
این زنجیره به عنوان یک امکان بزرگ در اختیار جمهوری اسلامی است. ما نه تنها نجابت کرده و از روش های غیرقانونی استفاده نمی کنیم بلکه به طور دائم طرفداران خودمان را به خویشتن داری دعوت می کنیم اما اگر تصمیم بگیریم مقداری این زنجیره را تکان دهیم، کاخ ملک عبدالله ویران می شود. البته سیاست جمهوری اسلامی دخالت در عربستان سعودی نیست. از طرف دیگر اگر عربستان بخواهد در ایران کاری بکند، از هیچ امکانی برخوردار نیست و هیچ نقطه اتصالی با ایران ندارد.
ترکیه نیز وضعیت مشابهی دارد. ۲۳ میلیون نفر از جمعیت ترکیه یعنی در حدود ۲۸ تا ۳۰ درصد را علوی های ترک، عرب و کُرد تشکیل می دهند. علویان ترکیه به دلیل سیاست های ضد سوری اردوغان، امروز با دولت این کشور مانند کارد و پنیر هستند؛ آنان خود را به هر حال صاحب حکومت سوریه می دانند.
این در حالی است که جمهوری اسلامی در میان کردهای ترکیه نیز به شدت نفوذ دارد و آنها بنا به دلایل مختلف بیشتر از هر کشور دیگری حس دوستی و صمیمیت با ایران دارند. ما اگر بخواهیم این زنجیره اجتماعی را در ترکیه به حرکت درآوریم، می توانیم، ولی ترکیه متقابلاً از چنین امکانی برخوردار نیست.
ترک های ایران شیعه هستند و در ایران آنها با نژاد ترک شناخته نمی شوند بلکه با تشیع شناخته می شوند. همچنین سهم ترک ها در امنیت و استقرار جمهوری اسلامی ایران بسیار بالاست. در زمان انقلاب بعد از قم، تبریزی ها قیام کردند و امروز ترک ها بیشترین سهم را در حاکمیت دارند و همیشه حس می کنند در راس نظام قرار دارند و نظام را از خودشان می دانند.
بنابراین اردوغان نمی تواند زنجیره ترک را در ایران به حرکت در بیاورد زیرا هم جنس خودش نیست ولی علوی های ترکیه هم جنس ما هستند. از این رو آمریکا نمی تواند با چند توافق با همسایگان ایران یا چند برنامه امنیتی، ایران را به کنترل درآورد زیرا ایران تمامی علل و عوامل منطقه ای و فرامنطقه ای را در خود هضم می کند.
نامه ای که اخیرا اوباما برای رهبر معظم انقلاب فرستاد واقعا نامه ای پر از ذلت بود زیرا آمریکا در منطقه به ما نیاز دارد. گرفتاری هایی بزرگی که در پرونده های منطقه ای برای آنها پیش آمده، نشان می دهد جمهوری اسلامی یک جریان قوی و غیرقابل تسخیر است.
یکی از سوالاتی که ذهن بسیاری از افراد را به خود مشغول کرده این است که جریان فکری که در پس اقدامات داعش قرار دارد چیست؟ آنها به کدام یک از جریان های فکری اخوان یا وهابیت نزدیک هستند؟
داعش یک جریان شتر، گاو و پلنگ یا بهتر بگویم یک جریان رنگارنگ متنوعی است. بنیانگذار داعش در حقیقت بعثی های عراق بودند ولی نام آن در ابتدا «توحید و جهاد» بود. زمانی که در سال ۲۰۰۳ حکومت صدام ساقط شد، بعثی ها و شخص طه یاسین رمضان که معاون صدام حسین بود، با استفاده از امکانات گسترده ای که ملک عبدالله اردن در اختیار آنها گذاشت و با همکاری «ابومصعب الزرقاوی» این جریان شبه مذهبی را ایجاد کردند. این گروه بیشتر در استان های دیاله و الانبار با آمریکایی ها درگیر بود. بنابراین پایه و فلسفه سیاسی داعش را بعثی ها تنظیم کردند.
نکته مهم دیگر این است که یک حس ضد آمریکایی قوی و سابقه دار در منطقه ما وجود دارد. این احساس در بین کشورهای سُنی مذهب، بسیار غلیظ تر است زیرا به اندازه ای که اهل سنت طی ۱۰۰ سال گذشته مزه تلخ استعمار و اشغال را از غربی ها چشیده اند، شیعه نچشیده است.
عراق، پاکستان، عربستان، الجزایر یا هر کشور دیگر عربی منطقه مدت های طولانی تجربه اشغال یا استیلای کمپانی هندشرقی یا سایر سازمان های غربی را تجربه کرده اند. البته به دلیل وجود حکومت های نالایق، ایران نیز در دوره های قاجار و پهلوی از فشار غربی ها بی نصیب نبوده اما این فشارها قابل مقایسه با استعمار کشورهای منطقه نیست.
در حالی که شما وقتی سابقه و تاریخ فلسطین را مطالعه می کنید، می بینید فلسطین از ۱۸۲۰ تا سال ۱۹۴۸ و تاسیس اسرائیل تحت سیطره انگلیس بود. بعد از آن نیز تحت سیطره صهیونیست ها قرار گرفت. بنابراین احساسات ضد آمریکایی در منطقه ما بسیار بالاست و این انگیزه به داعش کمک می کند تا به نام مبارزه با آمریکا و غرب که البته یک عنوان دروغینی است، بتوانند از ملیت های مختلف نیرو جذب کنند.
سوالی که در اینجا مطرح می شود آن است که اساسا چه تعداد از نیروهای داعش که گفته می شود ۲۰۰ هزار نفر هستند، براساس اعتقادات خود مبارزه می کنند؟
همه اعضای داعش گرایش مذهبی ندارند. فکر می کنم بین ۲۰ تا ۳۰ درصد نیروهای داعش که عمدتاً نیز عراقی و سوری هستند از روی اعتقاد عضو این گروه شده و اعتقاد دارند که علیه غرب و به نفع اسلام فعالیت دارند.
مساله دیگر این است که داعشی ها خیلی بر روی عصبیت و مسائل قومی تاکید دارند لذا با قبایل مختلف در عربستان
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 