پاورپوینت کامل ما و شناخت مقام اهل بیت«ع» ۶۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ما و شناخت مقام اهل بیت«ع» ۶۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ما و شناخت مقام اهل بیت«ع» ۶۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ما و شناخت مقام اهل بیت«ع» ۶۲ اسلاید در PowerPoint :
از مولا امیرالمؤمنین«ع» روایت شده است که: «هَلَکَ فِیَّ رَجُلَانِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَال [۱]: دو دسته درباره من به هلاکت افتادند: دوستدار غلوکننده و کینه ورز تهمت زننده.» یک دسته کسانی هستند که حضرت را نشناختند و فضایل ایشان را انکار و در حق ایشان تفریط کردند و دسته دیگر کسانی اند که در حق ایشان غلو کردند و حضرت را از حد مخلوق بالاتر بردند. در برخی از روایات به ما توصیه شده است که شما روش میانه را اتخاذ کنید، یعنی نه افراط کنید، نه تفریط: «کُونُوا النُّمْرُقَهَ الْوُسْطَی ».[۲]
واقعیت این است که دو حد نهایی افراط و تفریط را می توان به آسانی مشخص کرد، اما تعیین حد وسط کار آسانی نیست و مسلمانان در طول تاریخ اسلام و حتی در زمان خود پیغمبر اکرم«ص» هم در این موضوع اختلاف معرفتی داشتند. اصل مشکل از اینجا ناشی می شود که ما انسان ها در عالم دنیا، ماده و محسوسات پا به عرصه هستی می گذاریم، رشد می کنیم و فکر و فهم و درک ما در همین محدوده شکل می گیرد و پس از آن است که به تدریج و به دشواری می توانیم اندکی از حد محسوسات فراتر برویم و کمی خودمان را بالا بکشیم. شاید در میان مؤمنان واقعی هم کسانی باشند که به نحوی فکر می کنند که خدا بالای آسمان هاست یا برای مثال، روح انسان، نور انبیا یا نور ائمه«ع» یک بخار کمرنگ یا نور پررنگ است. البته این امر قدری طبیعی است و منع هم نشده است. شاید به همین خاطر است که در نماز هم حرکاتی تشریع شده که به یک نحوی ارتباط با بالا و پایین دارند. انسان سری در بالا و پایی در پایین دارد و برای اظهار نهایت خضوع به او امر شده سرت را روی زمین بگذار و برای اینکه موقعیت او در مقابل خدا مشخص گردد، به او گفته شده در قنوت و در دعاها دست هایت را به سوی آسمان بلند کن.
در روایتی آمده است که مورچه های کوچک هم گمان می کنند که خدای متعال دارای دو شاخک است.[۳] چون شاخک برای مورچه ها و همه حشرات شاخک دار کمال محسوب می شود و نقش مهمی در زندگی آنها دارد و جهت ها را به وسیله آنها تشخیص می دهند، لذا گمان می کنند خدایشان هم دو شاخک دارد. زیرا خود بدون شاخک نمی توانند زندگی کنند.
این سخن گرچه مجاز است، اما به حقیقتی اشاره دارد. خود ما انسان ها هم در درجه اول برای خدا و در مرتبه بعد در باره انوار پیامبر اکرم«ص» و اهل بیت«ع» کم و بیش دچار چنین افکاری هستیم. این عجز انسان است که او را به این افکار می کشاند. چاره ای هم نیست و باید به گونه ای با این عجز کنار آمد و در نهایت باید با بیانی که بین نفی و تشبیه است، در باره خدای متعال سخن بگوییم. معمولاً وقتی می گوییم خدا علم دارد گمان می کنیم علم او مثل همین صورت هایی ذهنی است که ما داریم، ازاین رو برای تنزیه خدای متعال می گوییم: خدا علم دارد اما نه مثل علم ما! این راه نجات از افتادن در مهلکه تشبیه و تجسیم است، اما بالاخره کم یا بیش اعماق ذهن ما به این مشکل مبتلاست.
از خدای متعال که بگذریم مرتبه ای از این افکار در باره اهل بیت«ع» هم وجود دارد. در زیارت جامعه می خوانیم: «خَلَقَکُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ حَتَّی مَنَّ عَلَیْنَا بِکُمْ.. .: خداوند شما را به صورت نورهایی خلق کرد. پس شما را حلقه زده در اطراف عرش خود قرار داد.» در روایات مقبول فراوانی که حتی در کتاب های اهل سنت هم آمده، نقل شده است: نور پیغمبر اکرم«ص» و اهل بیت«ع» قبل از خلقت همه عالم آفریده شده است. حتی در برخی از روایات که اهل سنت هم نقل کرده اند آمده است که اولین مخلوقی که خدا خلق کرد نور پیغمبر اکرم«ص» و علی«ع» بود و این دو یک نور بودند و در صلب ابوطالب و عبدالله از هم جدا شدند.[۴] با توجه به این روایات ما چه تصوری از نور پیغمبر اکرم و اهل بیت«ع» داریم؟ شاید تصور می کنیم خیلی از چراغ های هزارشمعی پرنورتر بوده و هر چشمی را خیره می کرده است، اما وقتی خصوصیات این نور نقل می شود، می بینیم با چنین افکاری سازگاری ندارد. در زیارت جامعه می فرماید: «خَلَقَکُمُ اللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ: خداوند شما را به صورت نورهایی خلق کرد. پس شما را حلقه زده در اطراف عرش خود قرار داد.» یعنی همان گونه که حدقه چشم دور چشم حلقه می زند، شما دور عرش خدا حلقه زده بودید. فرض این است که در آن عالم این انوار اولین مخلوق هستند. پس چرا می فرماید که این انوار را خلق کرد و آنها را حلقه زده دور عرش قرار داد؟ آیا عرش قبلاً خلق شده بود؟ در روایات آمده است که عرش و کرسی را از نور شما آفرید، لذا می توان این گونه نتیجه گرفت که خدای متعال ابتدا این انوار و بعد عرش را خلق کرد و پس از خلقت عرش، این انوار به دور عرش حلقه زدند.
اما حقیقت این است همان طور که مفاهیم مربوط به خدای متعال از سنخ مفاهیم حسی نیستند، این مفاهیم از سنخ مفاهیم حسی نیستند. قدرت خدا بدین معنا نیست که خدای متعال بازوهای ستبری دارد، بلکه معنای آن این است: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ؛[۵] تنها امر او هنگامی که چیزی را اراده می کند این است که به آن می گوید باش! پس می باشد.» ولی ذهن ما با شنیدن قدرت، انسانی با بازوهای ستبر و قوی را تصور می کند. از این رو همواره باید خدا را از این گونه تصورات تنزیه کنیم و بگوییم خدای متعال این گونه نیست. اما چه باید کرد؟ حقیقت این است که ما نمی توانیم حقیقت قدرت الهی را بفهمیم و نهایتاً باید بگوییم خدای متعال نه عاجز است و نه قدرتی مانند قدرت ما دارد.
عدم تنافی رعایت حد وسط با بیان کمالات پیامبر«ص» و اهل بیت«ع»
صرف نظر از مسائل شرعی، فقهی، کلامی و… آیا همان خدایی که قدرت مطلق دارد می تواند مخلوقی را خلق کند که بالاتر از همه قدرت های امکانی و خدادادی باشد؟ مقصود از قدرت امکانی قدرتی است که خدا به مخلوق می دهد و از خود مخلوق نیست. آیا خداوند می تواند قدرتی نامحدود به مخلوقی بدهد که هیچ مرزی جز مخلوق بودن نداشته باشد و نسبت آن به سایر نورهای امکانی، مانند نسبت خورشید به منظومه شمسی باشد؟ در اینجا مقصود از نور، معنای واقعی آن است. قرآن کریم می فرماید: «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ..[۶]: الله نور آسمان ها و زمین است.» مقصود ما نور و همه آن چیزهایی است که در برابر ظلمت ها، جهل ها، تاریکی ها و… واقع می شوند. بخشی از این واقعیت، همین انوار حسی و بخشی از آن، خورشید همین عالم است که اگر نبود، موجود زنده ای در عالم و در منظومه شمسی حیات نداشت. آیا خدای متعال می تواند مخلوقی را خلق کند که نسبتش به مخلوقات دیگر مثل نسبت خورشید به موجودات منظومه شمسی باشد، به گونه ای که اگر آن مخلوق نباشد هیچ مخلوقی لیاقت وجود پیدا نکند و سایر مخلوقات شعاعی از وجود آن مخلوق باشند؛ بدین معنا که در عین حال که مخلوق است، خدا نورانیت، کمال، علم و قدرتی به او بدهد که سایر مخلوقات، شعاعی از وجود او باشند؟
به ظاهر، خلق چنین مخلوقی محالی به نظر نمی رسد؛ نه به توحید لطمه می زند، نه به قدرت خدا و هیچ تناقضی هم لازم نمی آید. اگر خدای متعال می تواند چنین مخلوقی را خلق کند، چرا نکند؟ وقتی خدا می تواند مخلوقی با این همه کمالات بیافریند که همه فیض های دیگر از آن ناشی شوند، چرا نیافریند؟ آیا خدا بخیل است؟!
اگر با این باور به معارف اهل بیت«ع» نگاه کنیم، دید ما عوض خواهد شد و آن گاه حقیقت بلندی را که در زیارت جامعه بیان شده در می یابیم که می فرماید: «بِکُمْ یُمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکْشِفُ الضُّر: به شما آسمان را نگه داشته است که بر زمین واقع شود، مگر به اذن خودش و به شما اندوه را از بین می برد و زیان ها را برطرف می کند.» و در زیارت آل یاسین می فرماید: «فَمَا شَیْ ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَیْهِ السَّبِیل؛[۷] پس چیزی برای ما نیست جز اینکه شما سبب آن و راهِ به سوی آن هستید.»
بنابراین هر خوبی ای که ما داریم به سبب پیامبر و آل ایشان است و آنان راه را باز کرده اند. با درک بلندیِ این معارف، دیگر گمان نمی شود این معارف غلو هستند و گفته نمی شود که بالاخره علی»ع» هم یک انسان بود و در مکانی و در زمانی خاص به دنیا آمد و بعد از چند سالی هم کشته و دیگر تمام شد. البته وجود جسمانی حضرت و آثار آن در زمانی معین به وجود آمد و در زمانی دیگر هم برکات محسوس این جسم مقدس به امام بعد منتقل شد؛ اما آنچه در بسیاری از روایات، حتی اهل تسنن هم به عنوان وجود نورانی آمده، مقام دیگری است که ما چندان آن را درک نمی کنیم. همین قدر می دانیم که نام آن مقام نورانیت است و مرتبه ای از وجود و آفرینش را دارد که مقدم بر سایر مخلوقات است و بقیه طفیلی آن مقام هستند. آیا اگر کسی چنین مقامی را به پیامبر«ص» و اهل بیت «ع» نسبت بدهد مرتکب غلو شده است؟ آیا واقعاً رعایت حد وسط به این معناست که نسبت دادن چنین مقاماتی به پیامبر گرامی اسلام«ص» و جانشینان حضرتش مانند سخنانی است که مسیحیان درباره حضرت عیسی«ع» گفتند و این نسبت ها را باید حذف کنیم، چنان که برخی، در سند زیارت جامعه کبیره و نظایر آن تشکیک و یا آنها را تأویل کردند؟
راه دیگر این است که ابتدا احتمال وجود چنین مقامی را مطرح کنیم و بعد ببینیم آیا می توان بر وجود آن استدلال کرد و یا مانعی برای پذیرش آن وجود دارد؟ ظاهر این احتمال دافعی ندارد و از وقوع آن هیچ تناقضی و محالی لازم نمی آید، بنابراین می توان گفت چنین مقامی در حد احتمال
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 