پاورپوینت کامل مهدویت و آخرالزمان ; ما و شما ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مهدویت و آخرالزمان ; ما و شما ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مهدویت و آخرالزمان ; ما و شما ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مهدویت و آخرالزمان ; ما و شما ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint :

۲۰

آخرالزمان چیست و چه ارتباطی با ظهور حضرت مهدی (عج) دارد؟

شکی نیست هر آغازی را انجام و هر شروعی را پایانی است جز ذات بی پایان خداوندی که هم آغاز است و هم انجام . زمان نیز مانند
تمام مخلوقات الاهی از این قاعده مستثنا نیست . روزگاری بر دنیا سپری شده که دیباچه زندگی دنیایی به شمار می آید و زمانی
نیز خواهد گذشت که پایان این کتاب خواهد بود . برگه های پایانی کتاب زندگی انسان در زمین «آخرالزمان » خوانده می شود .
«آخرالزمان » اصطلاحی است که در فرهنگ اغلب ادیان بزرگ دنیا به چشم می خورد و به ویژه در ادیان ابراهیمی از برجستگی و
اهمیت خاص برخوردار است . این اصطلاح معمولا به روزگار پایانی دنیا و رویدادهایی که ممکن است در این بخش از زندگی دنیوی
به وقوع پیوندد گفته می شود و ادیان بزرگ درباره آن پیشگویی هایی کرده اند; برای مثال در «انجیل » چنین آمده ست: «. . . و این را
بدان که اوقات صعب در زمان آخر خواهد رسید× زیرا که خواهند بود مردم خود دوست و زر پرست و مغرور و متکبر و کفر گو و
نافرمان والدین و حق ناشناس و بی دین× و بی الفت و بی وفا و خبث کننده و بی پرهیز و بی حلم و با خوبان بی اعتنا× و خائن و کم
حوصله و عبوس کننده و عیش را بر خدا ترجیح می دهند .» (۱)

قرآن مجید نیز در آیات فراوان به دوران آخرالزمان اشاره کرده است . در معارف ارزشمند اسلامی این اصطلاح در دومعنای کلی به
کار رفته است:

۱ . مدت زمانی طولانی که با ولادت پیامبر اسلام (ص) آغاز و با شروع رستاخیز بزرگ پایان می یابد . از این رو آن پیامبر الاهی را
پیامبر آخرالزمان نیز نامیده اند .

۲ . مدت زمانی که باولادت واپسین جانشین پیامبر اسلام (ص) حضرت مهدی (ع) آغاز می شود، زمان غیبت و ظهور را در
برگرفته، با شروع قیامت به انجام می رسد .

روایات اهل بیت (ع) نشان می دهد:

الف) با سپری شدن این دوران بساط زندگی دنیوی برچیده می شود و مرحله ای جدید در نظام آفرینش آغاز می گردد .

ب) آخرالزمان خود به دو مرحله کاملا متفاوت تقسیم می شود: دوران نخست که انسان به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی رسیده،
فساد اخلاقی و ستم همه جوامع بشری را فرا می گیرد و واپسین امیدهای بشری به ناامیدی می گراید; و دوران دوم که عصر تحقق
وعده های الاهی به پیامبران و اولیای خدا است و با قیام مصلح جهانی آغاز می شود .

کلیات عقاید مربوط به آخرالزمان تقریبا از سوی همه فرقه های بزرگ اسلام پذیرفته شده است; ولی در خصوص وابستگی این
تحولات به ظهور مهدی موعود و نیز هویت مهدی موعود اختلاف نظر وجود دارد . شیعیان دوازده امامی حضرت مهدی (ع) و
حکومت جهانی او را حسن ختام حیات بشر در کره زمین و او را همان موعود امت ها می دانند . در نظر آنان، با ظهور حضرت
مهدی (ع) برخی از ائمه و نیکان و صالحان و نیز بدان و تبهکاران تحت عنوان «رجعت » به دنیا باز می گردند و زندگی دنیایی پایان
می یابد .

با گلگشتی در کلمات نورانی معصومان (ع) می توان واژه هایی را که بیانگر پیوند مهدویت و آخرالزمان است، یافت . این واژه ها
عبارت است از:

۱ . آخرالزمان (پایان زمان)

امام صادق (ع)، پیشوای ششم راستگویان، فرمود: «رسول گرامی اسلام (ص) به علی (ع) فرمود: آیا تو را بشارت ندهم؟ آیا تو را
خبر ندهم؟ عرض کرد: بله، یا رسول الله . آن حضرت فرمود: هم اینک جبرئیل نزد من بود و مرا خبر داد قائمی که در آخرالزمان
ظهور می کند و زمین را پر از عدل و داد می سازد – همان گونه که از ظلم و جور آکنده شده – از نسل تو و از فرزندان حسین (ع)
است .» (۲)

۲ . «لا تذهب الدنیا» (دنیا به پایان نرسد)

این تعبیر بیانگر حتمی بودن تحقق حوادثی است که پس از آن ذکر می شود . عبدالله بن مسعود می گوید: رسول گرامی اسلام
(ص) فرمود: «دنیا به پایان نرسد مگر این که امت مرا مردی رهبری کند که از اهل بیت من است و به او مهدی گفته می شود .»

و روشن است دنیا به پایان نمی رسد مگر این که بخش پایانی اش (آخرالزمان) را پشت سرگذارد .

۳ . «لا تقوم الساعه » (قیامت برپا نمی شود)

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: «قیامت برپا نمی شود تا این که قیام کننده ای به حق از خاندان ما قیام کند; و این هنگامی است
که خداوند به او اجازه فرماید; و هر کس از او پیروی کند، نجات یابد و هر کس از او سرپیچد، هلاک خواهد شد . . . .» (۴)

۴ . «لا تنقضی الایام » (روزها منقضی نگردد)

رسول خدا (ص) فرمود: «روزها منقضی نگردد تا این که مردی از اهل بیت من بر زمین حکومت کند که همنام من است .» (۵)

۵ . «لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد» (اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نماند)

امیرمؤمنان (ع) برفراز منبر در شهر کوفه چنین فرمود: «اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نماند، خداوند آن روز را چنان طولانی
خواهد کرد که مردی از خاندانم برانگیخته شود .» (۶)

۶ . «عند انقطاع من الزمان » (در بخش پایانی زمان)

پیامبر اکرم (ص) فرمود: هنگام پایان زمان و آشکار شدن فتنه ها، مردی هست که به او مهدی گفته می شود و بخشش بسیار دارد .
» (۷)

نشانه های آخر الزمان

این محدوده زمانی نشانه هایی دارد که اصطلاحا «علائم آخرالزمان » خوانده می شود . علاوه بر اصطلاح رایج «علائم آخرالزمان » در
فرهنگ مسلمانان اصطلاح مشابه دیگری به نام «اشراط الساعه » وجود دارد . این اصطلاح که بیش تر نزد اهل سنت رایج است، به
نشانه های وقوع قیامت اختصاص دارد; ولی روایاتی که ذیل این عنوان ذکر شده نشان می دهد بسیاری از نشانه های آن چون
نشانه های آخرالزمان است و می توان بسیاری از نشانه های آخرالزمان را نشانه های قیامت دانست .

همان گونه که اشاره شد آخرالزمان به دو بخش متفاوت تقسیم می شود . بر اساس روایات، بخش اول بسیار دشوار خواهد بود .
بخشی از مشخصه های این عصر عبارت است از:

۱ . گریز از دین

پیامبر گرامی اسلام (ص) ویژگی های انسان های این دوران را این گونه برشمرده است:

«زمانی بر مردم خواهد آمد که درهم های آن ها دینشان خواهد بود و همتشان شکم شان و قبله هاشان زنانشان . برای طلا و نقره
رکوع و سجود به جای می آورند . آن ها همواره در حیرت و مستی خواهند بود; نه بر مذهب مسلمانی اند و نه بر مسلک نصرانی .» (۸)

۲ . دنیا پرستی

رسول خدا فرمود: «زمانی بر امت من می آید که در آن زمان درون های مردم پلید می شود ولی ظواهرشان به طمع مال دنیا
آراسته می گردد; به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمی بندند; کارشان ریا و تظاهر است; خوف از خدا به دلشان راه نیابد و
خداوند آن ها را به عذابی فراگیر دچار سازد .

آن ها چون غریق خداوند را می خوانند; ولی خداوند دعایشان را مستجاب نمی کند .» (۹)

۳ . آزمایش های بزرگ

یکی دیگر از ویژگی های دوران آخرالزمان امتحاناتی است که انسان ها در این دوران پشت سر می گذارند . با این آزمون ها، مردم به
دو گروه تقسیم می شوند: موفق ها و ناموفق ها .

پیامبر اکرم (ص)، وقتی از چهره های موفق این دوران یاد می کند، با شگفتی به علی (ع) چنین می فرماید: «ای علی، بدان شگفت
آورترین مردم درایمان و بزرگ ترین آنان در یقین مردمی هستند که درآخرالزمان [با آن] که پیامبر خود را ندیدند و از امام خود
محجوبند، به نوشته که خطی سیاه بر صفحه ای سپید است، ایمان می آورند .» (۱۰)

امیرمؤمنان علی (ع) نیز درباره نجات یافتگان این دوران می فرماید: «و آن زمانی است که از فتنه ها نجات نمی یابد مگر مؤمنانی
که بی نام و نشانند . اگر در حضور باشند، شناخته نشوند; و اگر غایب گردند، کسی سراغ آن ها را نمی گیرد . آن ها برای
سیرکنندگان در شب ظلمانی جامعه ها چراغ های هدایت و نشانه های روشنند . نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگیز . نه در پی
اشاعه [فحشایند] و نه مردمی سفیه و لغو گو! اینانند که خداوند درهای رحمتش را به سوی شان باز می کند و سختی ها و مشکلاتی
را از آن ها برطرف می سازد .» (۱۱)

عشق دو سویه

عشق دو سویه در مورد ائمه (ع) چگونه است؟ مثلا آیا وقتی ناگهان یاد مولا امام زمان (عج) یا امام رضا (ع) در دل ما می افتد و
چشمان ما پر از اشک می شود و بی اختیار قلبمان متوجه آن حضرات می شود، ایشان به ما توجه می کنند یا خیر در یک لحظه
اختیار قلب انسان را می گیرند؟ خواهشمند است بیش تر توضیح دهید . طاهره قمری

روابط انسان ها انواع مختلف دارد . برخی از رابطه ها مسؤول اعتباری و قراردادی است و تنها برای حل مشکلات و سهولت در امور
زندگی ایجاد گردیده است . رابطه یک مسؤول و افراد زیر دستش این گونه است; یعنی امری قراردادی است و از نظر وجودی در
ذات طرفین تاثیری ندارد; به عبارت دیگر، فردی که رئیس یک اداره یا مؤسسه می شود، این عنوان بر واقعیت وجودی و مایه های
درونی اش چیزی نمی افزاید و حتی گاه جای طرفین در این رابطه عوض می شود و رئیس زیردست و زیردست رئیس می گردد . گاه
رابطه واقعی و تکوینی است و قرارداد دو طرف هیچ تاثیری در آن ندارد . این نوع رابطه تحت اختیار و انتخاب دو طرف نیست;
رابطه ای وجودی است که سهم وافری از حقیقت و واقعیت دارد . رابطه بین پدر و مادر و فرزندان از این قبیل است; یعنی در تکوین
ریشه دارد و منشا آثار بسیاری مانند محبت و علاقه و ظهور عواطف و احساسات است . این گونه رابطه های حقیقی، سرچشمه
بسیاری از زیبایی ها و خلاقیت ها و صفات عالی انسانی و خدایی است . دختری که شاید در منزل پدر چندان احساس مسؤولیتی
نداشته باشد; بسیاری اوقات بر طبل تنبلی و بی عاری می کوبد و خود را مهمان دائمی خانواده تصور می کند، پس از ازدواج
هنگامی که در نیمه شب صدای گریه نوزاد دلبندش را می شنود، سراسیمه از خواب می پرد و سختی بی خوابی را از یاد برد .

رابطه بین انسان و خالق هستی از نوع رابطه های اصیل و استوار است، در اعماق جان و فطرت دارد و بر قلب و روح انسان خیمه
زده است; رابطه ای بر اساس شوق خالق متعال به مخلوقش و احتیاج بنده ضعیف به خدای غنی و عزیز می باشد:

سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟

ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

در حدیث قدسی آمده: «لو علم المدبرون کیف اشتیاقی بهم لماتوا شوقا; اگر بندگانی که به من پشت کرده و از من روی
برگردانیده اند، می دانستند چقدر مشتاق آن هایم، از شدت شور و شوق جان می سپردند» .

البته رابطه خداوند و همه بندگان یکسان نیست و در برخی موارد قوی تر و محکم تر است; یعنی خداوند به بندگانی که بیش از
دیگران آداب بندگی و رسم تقوا و عبودیت را مراعات می کنند، لطف و عنایت ویژه دارد با آن که لطف او گسترده و فراگیر است و
همه مخلوقات زیر چتر لطف و رحمت او قرار دارند . رابطه اولیای خداوند متعال و پیروان و شیعیان آن ها نیز سایه ای از همان
رابطه عمیق بندگان و خداوند است . این رابطه معنوی و استوار برای کسانی که از چارچوب این رابطه بیرونند به خوبی قابل
درک نیست .

در فرهنگ شیعه، رابطه امام معصوم و شیعیان ازلی است و عمقی به ژرفای دریا و لطافتی به نرمی نسیم بهاری و ثمری به
شیرینی بهشت دارد . در حدیثی از حضرت صادق (ع) می خوانیم: «رحم الله شیعتنا! خلقوا من فاضل طینتنا و عجنوا بماء ولایتنا،
یحزنون لحزننا و یفرحون لفرحنا; خداوند شیعیان ما را مورد لطف خاص خویش قرار دهد . آن ها از زیادی سرشت ما خلق شده اند
و وجودشان را با آب ولایت ما سرشته اند و [به همین دلیل] در شادی ما شادان و در غم و غصه ما غمناکند» . (۱۲)

این رابطه رابطه ای بس عمیق و دقیق است که روح ائمه (ع) را به روح شیعیانشان پیوند زده، به گونه ای که غم و شادی هر کدام
در دیگری اثر می گذارد; هر کدام به عالم روح دیگری نفوذ می کند و از آن اثر می پذیرد . یکی از شیعیان حضرت علی (ع) به نام
«رمیله » چنین می گوید: من دچار تبی شدید شدم . هنگامی که از شدت آن کاسته شد، غسل کردم و برای رسیدن به ثواب نماز
جمعه و درک فضیلت نماز با مولایم علی (ع)، به مسجد آمدم . زمانی که حضرت (ع) به منبر شتافت و مشغول سخنرانی شد،
دوباره تبم شدت یافت . بعد از نماز به دیدار علی (ع) رفتم . حضرت علت بیماری و ناراحتی ام را پرسید و من توضیح دادم . حضرت
فرمود: ای رمیله، هر مؤمنی که بیمار می شود، ما نیز بیمار می شویم و حزن و اندوه او ما را محزون و غمناک می سازد و هر دعایی
که می کند ما به دنبالش «آمین » می گوییم و اگر دعا نکند ما برایش دعا می کنیم . (۱۳)

این ارتباط مقدس و عمیق، ارواح اولیای الاهی و شیعیانشان را به منزله روح واحد قرار داده و چنان آن ها را به هم پیوسته که
ابوبصیر، از یاران حضرت صادق (ع)، می گوید: در مجلسی از حضرت (ع) پرسیدم: گاهی بدون علت خاص دچار غم و غصه یا سرور
و خوشحالی می گردم، علت چیست؟ حضرت (ع) در پاسخ فرمود: «ان ذلک لحزن و فرح یصل الیکم منا اذا دخل علینا حزن او
سرور کان ذلک داخلا علیکم لانا و انتم من نور الله عزوجل; این حزن و شادی که گاه سراغ شما می آید اثر آن غم و سروری است که
در ما ایجاد می گردد; و چون ما و شما هر دو از نور خداوند متعال خلق شده ایم، این حالات ما در شما نیز اثر می گذارد» (۱۴) .

بنابراین، می توان گفت هنگامی که ما به یاد اولیای الاهی و عظمت و بزرگواری آنان می افتیم یا مصیبت ها و غم های آن ها را به یاد
می آوریم و قلبمان متوجه آنان می گردد و دریای دلمان به موج می افتد و آسمان قلبمان ابری و جویبار چشممان پر از گوهرهای
پربهای اشک می گردد، در اثر همان پیوند شدید روحی بین ما و آن ها است و در واقع عنایت و مهر آن ها به ما رانشان می دهد; یعنی
با لطف و توجه آن ها آن رابطه عمیق که شاید مورد غفلت ما قرار گرفته و قدری مخفی شده دوباره خود را آشکار می سازد و حالات
ما واکنشی در برابر لطف و عنایت و فقیرنوازی آن ها است .

البته باید زمینه این لطف و عنایت را خود فراهم سازیم و با شخم زدن زمین سخت دل، موقعیتی مناسب برای رشد بذر محبت
آن ها پدید آوریم تا این بذر به درختی تناور تبدیل گردد; به بار نشیند و میوه های شیرین محبت و ولا و اطاعت به ما ارزانی دارد .

ما باید با کم رنگ کردن حجاب ها و غفلت ها و آماده ساختن خانه دل برای پذیرایی از محبت و عنایت آن ها به استقبال لطف و توجه
آن ها رویم و خود را در برابر وزش نسیم های رحمت وجود آن ها که پرتوی از رحمت و کرم الاهی است، قرار دهیم و مشام جان را از
شمیم محبت و ولای آن ها عطرآگین سازیم .

عذاب الاهی و اختیار انسان!

خداوند به انسان قدرت اختیار و انتخاب داده که حق یا باطل را انتخاب کند و خود می فرماید که در پذیرش دین اکراه و اجباری
نیست; اما از طرفی عذاب اخروی را بر اهل باطل حتمی کرده است . آیا این مساله یعنی عذاب خداوند اختیار انسان را محدود
نمی کند؟

در پاسخ به این سؤال توجه به چند نکته لازم است:

۱ . در هیچ اندیشه و مکتبی، آزادی انسان مطلق نیست و همه متفکران، ادیان الاهی و مکاتب بشری به گونه های مختلف بر
محدودیت پذیری آزادی های انسان مهر تایید زده اند . اگر اختلافی نیز در این زمینه مشاهده می شود درباره مسائل زیر است:

الف) محدوده آزادی چیست؟

ب) چه کسی حق دارد آزادی انسان را محدود کند؟

ج) بر اساس چه معیارهایی می توان آزادی را محدود ساخت؟

بررسی تفصیلی این مساله از حوصله ا ین مختصر خارج است . برای آگاهی بیش تر به کتاب نظریه سیاسی اسلام نوشته محمد تقی
مصباح یزدی مراجعه شود .

۲ . کلماتی مانند «اختیار» ، «اراده » ، «آزادی » و «انتخاب » و همچنین واژه های مقابل آن مانند «جبر» ، «الزام » ، «اکراه » و . . . در معانی
و موارد مختلف استعمال می شوند که همه آن ها حکم واحد ندارند . بنابراین، در برخورد با این واژه ها باید دایره معنا و استعمال را
دقیقا مورد توجه قرار داد و از تسری و تعمیم غیر منطقی و بی دلیل حکم به دایره دیگر خودداری کرد . برای

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.