پاورپوینت کامل آش رشته دانشجویی ۲۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل آش رشته دانشجویی ۲۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آش رشته دانشجویی ۲۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل آش رشته دانشجویی ۲۸ اسلاید در PowerPoint :

۲۷

صبح های جمعه خوابگاه حال و هوای خاص خود را داشت . جمعه تنها روز هفته بود که از ناهار و شام سلف سرویس کوی دانشگاه
خبری نبود . به همین خاطر، دانشجویان پس از بیدار شدن از خواب که معمولا از ۹ صبح زودتر نبود و نیز بعد از صرف یک
صبحانه سمبلیک، عزای ناهار داشتند . اما از طرف دیگر همین مساله یعنی تدارک ناهار شور و هیجان خاصی به کل خوابگاه و به
ویژه آشپزخانه های واحدها که روزهای قبل فقط وظیفه دم کردن چای را به عهده داشتند، می بخشید .

از ساعت ۱۱ به بعد بود که می دیدی دانشجویان هر کدام به تناسب، قابلمه به دست یا ماهی تابه بر سر به آشپزخانه وارد می شدند و
بر سر اشغال شعله های اجاق ها که طبیعتا کفاف همه آن ها را نمی داد با هم بگو مگو (البته دوستانه) داشتند . ساعت ۱۲ از بوهای
غذاهای مختلف پیچیده در آشپزخانه، بوهای جدید و نو ظهوری به مشام همگان می رسید . و اگر سری درون قابلمه ها و
ماهی تابه ها می زدی، متوجه می شدی که غذا پختنشان هم مثل درس خواندنشان که فقط برای پاس کردن واحد بود، تنها به
جهت رهایی از غرغرهای شکمشان بود و این که به هر حال با پر کردن آن، خاموشش سازند .

البته ناگفته نماند که بعضی ها دوراندیشی و ذکاوت خاصی داشتند، و بهره های والاتری می بردند . نظریه آن ها این بود که از این
روز باید حداکثر استفاده را به منظور آمادگی برای دوره تاهل در این دور و زمان برد که معمولا عروس خانم ها به ویژه اگر دانشجو
بوده باشند، در روزها و بلکه ماه های اولیه ازدواج دوران کارآموزی آشپزی را در خانه شوهر می گذرانند و طبیعتا به استاد ماهری
نیاز دارند و الا یا باید از گرسنگی بمیری و یا شکنجه های طاقت فرسای این دوره کارآموزی را به هر طریق به جان بخری .

در آن زمان من و مهدوی در یک اتاق ۸ – ۷ متری که گفته می شد برای سربازان آمریکایی در جنگ جهانی دوم ساخته بودند، در
قسمت قدیم کوی دانشگاه هم اتاق بودیم . در گوشه ای از اتاق تخت های دو طبقه قرار داشت و در گوشه ای دیگر کتاب ها، دفترها،
لباس ها، قوری و استکان و ظروف هر یک به تناسب حال جا خوش کرده بودند .

بنایمان بر آن بود که برای تخفیف عذاب روزهای جمعه، هر جمعه تهیه غذا با یک نفر باشد . آن روز نوبت من بود . از این رو، پس از
صرف صبحانه از مهدوی پرسیدم: امروز چی میل دارید برای ناهار؟

ایشان هم فرمودند: راستش امروز هوس ماکارونی کرده ام . راستش من هم مدت زیادی بود که هوس ماکارونی کرده بودم، به
خصوص ماکارونی هایی که مادرم می پخت، اما از شما چه پنهان جرات اظهار آن را نداشتم; چرا که نه خودم طریق پختن آن را
می دانستم و نه به مهدوی اطمینان داشتم .

اما در آن هنگام خود را از تا نینداختم و در جواب مهدوی گفتم: ای به چشم! برایت ماکارونی ای بپزم که انگشت هایت را با آن
بخوری .

هنوز حرفم تمام نشده بود که چند نفری از اتاق های بغلی به منظور صرف چای و داشتن گپی مختصر و همچنین تبادل نظر
پیرامون غذا وارد اتاق شدند و وقتی متوجه شدند که ما امروز بنای ماکارونی پختن داریم، خود را از طرف خودشان دعوت کردند .
حالا من مانده بودم و تهیه ماکارونی برای ۸ – ۷ نفر، غذایی که تا حال آن را درست نکرده بودم و از طرف دیگر با خالی بندی خود
را استاد ماهر این فن معرفی کرده بودم . به هر حال، خودم را سریعا به فروشگاه کوی رساندم و یک بسته ماکارونی و یک بسته
گوشت ماکارونی (سویا) خریدم و وقتی به اتاق رسیدم، متوجه شدم میهمان های ناخوانده که خیالشان از بابت ناهار راحت شده،
آماده رفتن به نماز جمعه اند .

پس از آن که آن ها از اتاق بیرون رفتند و مهدوی هم رفت تا به دوستانش سری بزند، من از فرصت استفاده کرده، در اتاق را قفل
کردم و خودم را در حالت فلسفه و تمرکز فرو بردم تا یادم بیاید که آن زمان ها مادرم چگونه ماکارونی می پخت . افق های مبهم
کم کم شفاف شد و من بااین تمرکز توانستم مراحل پختن را به گمان خودم به خوبی به یاد آورم .

سریعا قابلمه را پر از آب کرده و روی اجاق گذاشتم و از طرف دیگر، شروع به تف دادن سویاها با پیاز و رب کردم . در ضمن یک
سیب زمینی بزرگ هم پوست کندم و آن را خرد کردم و همراه با سویا تف دادم . پس از گرم شدن آب قابلمه، ماکارونی را خرد
کرده، در آن ریختم . وقتی آب قابلمه تمام شد، سویای تف داده شده را داخل قابلمه ریختم و آن را با ماکارونی مخلوط کردم و

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.