پاورپوینت کامل بخشی از یک سفرنامه; وای اگر فصل پروانه شدن نرسد! ۱۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بخشی از یک سفرنامه; وای اگر فصل پروانه شدن نرسد! ۱۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بخشی از یک سفرنامه; وای اگر فصل پروانه شدن نرسد! ۱۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بخشی از یک سفرنامه; وای اگر فصل پروانه شدن نرسد! ۱۵ اسلاید در PowerPoint :
۱
فصل ۱: خداحافظی
می گویم «خدا بخواهد دارم می روم حج»
می گوید: «پای ناودان طلا مرا یاد کن. حتماها! یادت نرود»
گوشی را که می گذارم به همه تلفن هایی که از صبح تا حالا کرده ام فکر می کنم، هر کسی، یک جایی را گفته که آنجا یادش بیفتم. پای کوه صفا، منی، مروه،
عرفات…
نصف این آدرس ها را احتمالاً فراموش می کنم ولی این برایم جالب است که هر کدام این آدمها، احتمالاً همین جایی که سفارشش را به من کرده اند سیم شان
وصل شده و خدا در آن نقطه عنایتش را بر سرشان باریده و از کل حج، این نقطه پر رنگ برایشان به جای مانده است.
ناگهان، همان جا پای تلفن به لرزه می افتم: من اسم کجا را با گریه خواهم برد، سال آینده وقتی دوستی زنگ می زند تا بگوید خداحافظ؟ آیا لحظه ای، جایی
خواهد بود؟
آیا نقطه بارشی، برای من هم هست؟
فصل ۲: میقات
اینجا میقات است. منزل بال بال زدن کبوتر پیش از پرواز.
نغمه ای همه ما را برانگیخته است. در صوری دمیده اند. و از خاک، ناگهان رها شده ایم: «های! بیایید، بچشید، طعمی غیر از طعم خاک، غیر از طعم خاک…، هم
برای چشیدن است»
ما ناشیانه دهانهایمان را گشوده ایم و نمی دانیم با این طعم غریب که روی زبان روحمان می نشیند چه کنیم؟ بخندیم یا بگرییم؟ ناشیانه و غریب…، مفاتیح را،
همه آداب را ورق می زنیم. آی کتابها! آی اوراد مقدس! کمک! ـ ما نمی دانیم این جور وقتها چه باید گفت؟ چه باید کرد؟
ما از آن دورها آمده ایم. ما به دنیای رنگ ها عادت داریم، از این بی رنگی، از این همرنگی، گیج شده ایم. این بعث از خاک، ما را غریب کرده است. هراسان و تُرد و
لرزان شده ایم.
اینجا نقطه صفر پروانه شدن است. برگهای توت، ما را فریب دادند و ما همه این سالها پیله تنیدیم. پیله، پیله. جوری شد که از لابلای لایه ها نمی شد ما را
شناخت و حالا اینجائیم، ما شفیره های فربه.
وای اگر فصل پروانه شدن نرسد. وای اگر پیله ها ما را خفه کنند. وای اگر تا ابد کرم بمانیم.
اینجا نقطه صفر پروانه شدن است. کسی از بیرون کمک می کند تا تو رها شوی. نه فقط از لباسهایت. از اسارتهایت. از بندها و زنجیرهایت. شادی پوست
انداختن در این بهار، تو را مست می کند. پروانه کجا بودی؟ چه دیرآمدی؟ تو از اول قرار بود فقط دور این بام و در بگردی.
فصل ۳: لبیک
چطور قرار است بگویم «بله» وقتی در تمام عمرم بر هیچ تصمیمی استوار نمانده ام؟ مرا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 