پاورپوینت کامل استاد فرشته ۲۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل استاد فرشته ۲۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل استاد فرشته ۲۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل استاد فرشته ۲۸ اسلاید در PowerPoint :

۳۰

آن روز صبح، خبر مثل توپ در دانشکده ترکید و همه را متأثر کرد. پاورپوینت کامل استاد فرشته ۲۸ اسلاید در PowerPoint، شب
گذشته سکته کرده بود و هم اکنون در بیمارستان تحت مراقبت های ویژه قرار داشت.

پاورپوینت کامل استاد فرشته ۲۸ اسلاید در PowerPoint 65 ساله بود و علی رغم ظاهر خشکش، در دل همه دانشجویان جای داشت؛ زیرا
استادی دل سوز، بی ریا، متواضع و بی ادعا و مهم تر از همه بسیار باسواد بود.

یادم می آید که ابتدا هنگام انتخاب واحد در یکی از ترم های دوره کارشناسی، نام او
را در روی تابلو دیدم و تصور کردم که خانم است، از این رو بسیار تعجب کردم که دراین
دانشکده از خانمی برای تدریس استفاده می کنند. راستش به علّت کنجکاوی درسش را
انتخاب کردم و در اولین روز برپایی کلاس ها، وقتی کمی دیر به کلاس وارد شدم،
استادی را با عینک ذره بینی و سیبیل های قیطانی مشاهده کردم و به تصور آن که
اشتباه آمده ام، فوراً از کلاس خارج شدم؛ اما پس از پرس و جو فهمیدم که کلاس همین
است و فرشته فامیلی استاد است نه نام او؛ در حالی که کمی از انتخاب خود دل خور شده
بودم، وارد کلاس شدم و نشستم. بر خلاف اساتید دیگر، استاد رو به من کرده، احوالپرسی
کرد؛ سپس در حالی که نگاهی به ساعتش می انداخت، گفت: خیلی ببخشید! الآن ربع ساعت
از کلاس گذشته و ما هر چه منتظر جناب عالی شدیم، تشریف نیاوردید؛ از این رو به
ناچار درس را شروع کردیم.

من که فکر می کردم استاد جدی می گوید، گفتم: خواهش می کنم؛ اختیار دارید؛ اما با
خنده بچه ها فهمیدم که استاد خواسته شوخی کند و نظم را به من یادآور شود و بعدها
متوجه شدم که استاد معمولاً با دیر آمدگان – که البتّه در سر کلاس های او به ندرت
وجود داشت – چنین رفتار می کرد.

از این دست شوخی های حکمت آمیز، در کلاس های استاد بسیار وجود داشت. برخی اوقات
که با حرارت پیرامون موضوعی بحث می کرد، یک مرتبه صدای خود را پایین می آورد و با
نرمی و ملایمت می گفت: آقای…در آن گوشه خوابیده یا درحالت چرت است؛ بهتر است من
آهسته تر صحبت کنم تا بیدار نشود.

گاهی که می خواست منابع متعددی پیرامون موضوع معرفی کند، می گفت: اگر خدای ناکرده
خواستید درباره این موضوع تحقیق کنید، می توانید به این منابع مراجعه کنید. جالب
آن بود که خود معمولاً هنگام شوخی هایش نمی خندید؛ بلکه از بالای شیشه های ته
استکانی عینکش با نگاهی تیزتر به بچه ها می نگریست و به درس ادامه می داد.

در کارشناسی، شناخت من از استاد در همین حد بود؛ اما در کارشناسی ارشد و دکتری بود
که فهمیدم استاد دریایی از علم است و با این حال، چنان متواضعانه رفتار می کرد که
هر کس او را نمی شناخت، از نگهبان دانشکده تشخیصش نمی داد.

در دوره کارشناسی ارشد بود که با جنبه های دیگری از محاسن استاد، همچون شجاعت،
تعهد و صداقت وی آشنا شدیم و آن طور که شنیده بودم استاد زندگی بسیار ساده ای
دارد؛ گفته می شد که او آپارتمانی صد متری در مجتمع مسکونی استادان دارد که هنوز
مشغول پرداخت وام های آن می باشد و دوستان می گفتند که علّت تدریس او در این سن
و سال بازنشستگی، علاوه بر علاقه او به درس و دانشجو، همین نیازهای مادی می باشد.
برخی معتقد بودند که یکی از عواملی که باعث شد تا استاد پیشرفت مادی نداشته باشد،
همین روحیه آزادمنشی و شجاعت او بود؛ با این که گفته می شد تعداد زیادی از استادان
همین دانشکده و نیز تعدادی از مسئولان مملکتی شاگرد او بوده اند. خوب به یاد دارم
که روزی از باب کنجکاوی، در جلسه دفاعیه دکترای یکی از مسئولان میانی کشور شرکت
کرده بودم. در آن جا استاد سمت استاد داور را داشت و در حالی که پس از معرفی
پایان نامه توسط دانشجو، استاد راهنما و مشاور به تمجید و تعریف از دانشجو و کار
او پرداختند ،استاد با بیان اشکالات اساسی و بدون ملاحظه مقام و مسئولیت دانشجو
گفت: «من اصلاً این پایان نامه را در حد کارشناسی ارشد هم نمی دانم؛ چه رسد به
دکترا و از اساتید راهنما و مشاور و تعریف و تمجید آنان بسیار تعجب می کنم».

همین صفات و ویژگی ها بود که دانشجو را شیفته استاد می کرد. به هر حال با شنیدن
خبر سکته استاد، همواره پی جوی احوال وی بودیم تا این که بعد از چند هفته، استاد از
بیمارستان به منزل منتقل شد و حال او، رو به بهبودی بود و از سوی دکتر معالج او نیز
اجازه ملاقات داده شد.

روزی با تنی چند از دوستان، پس از گرفتن نشانی استاد، رهسپار منزل وی شدیم. از
ماشین های مدل بالای پارک شده

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.