پاورپوینت کامل اول آدم این کار را پیدا کنید تا بعد ; گفت و گوی پرسمان با دکتر جواد منصوری، مبارز سیاسی پیش از انقلاب و کارشناس ارشد وزارت امور خارجه! ۸۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اول آدم این کار را پیدا کنید تا بعد ; گفت و گوی پرسمان با دکتر جواد منصوری، مبارز سیاسی پیش از انقلاب و کارشناس ارشد وزارت امور خارجه! ۸۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اول آدم این کار را پیدا کنید تا بعد ; گفت و گوی پرسمان با دکتر جواد منصوری، مبارز سیاسی پیش از انقلاب و کارشناس ارشد وزارت امور خارجه! ۸۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اول آدم این کار را پیدا کنید تا بعد ; گفت و گوی پرسمان با دکتر جواد منصوری، مبارز سیاسی پیش از انقلاب و کارشناس ارشد وزارت امور خارجه! ۸۷ اسلاید در PowerPoint :

۴

دکتر جواد منصوری در سال ۱۳۲۴ در کاشان متولد شد. فعالیت سیاسی خود را همزمان با قیام امام خمینی رحمه الله علیه در سال ۱۳۴۱ شروع کرد و سپس با
عضویت در حزب ملل اسلامی به مبارزه سیاسی با هدف براندازی رژیم شاه پرداخت. طی این سال ها دو بار زندانی شد و جمعاً ۱۰ سال از عمر خود را در
زندان های مخوف ساواک سپری کرد. پس ازانقلاب، به عنوان نخستین فرمانده کل سپاه پاسداران به خدمت انقلاب در آمد و همزمان با عضویت در شورای
مرکزی حزب جمهوری اسلامی، در سال ۱۳۶۰ به کار در وزارت امور خارجه مأموریت یافت. کتاب های بسیاری از او منتشر شده که عبارتند از: شناخت
استکبار، ۲۵ سال حاکمیت آمریکا بر ایران، فرهنگ استقلال، مقدمه ای بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، جنگ فرهنگی علیه انقلاب اسلامی،
شناخت و تحلیل پدیده های سیاسی، سیر تکوینی انقلاب اسلامی، فرهنگ استقلال و توسعه، قیام ۱۵ خرداد به روایت اسناد ساواک، هویت اسلامی و
نهادهای اجتماعی، قیام ۱۵ خرداد (تاریخ تحلیلی نهضت اسلامی) و خاطرات جواد منصوری. منصوری در حال حاضر سه کتاب نیز زیر چاپ دارد. وی
اکنون کارشناس ارشد وزارت امور خارجه و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد است.

وقتی مقابلش می نشینی تا به تاریخ ۵۰ سال گذشته برسی، باید منتظر شنیدن حرف های زیادی باشی و او درست مانند یک انقلابی مبارز زندان دیده و
حتماً شکنجه شده، برایت چنان بی پروا حرف می زند که به خوبی می توانی حدس بزنی که او جوانی اش را در چه شرایطی سپری کرده است. دکتر جواد
منصوری در آستانه ۶۰ سالگی، همان طور که انتظار می رفت، حرف های زیادی برای گفتن داشت؛ همچنان که ما – به عنوان نسلی که جوانی او را تداعی
می کنیم – از او پرسش های زیادی داریم.

منصوری گر چه در دوران دانشجویی اش یک مبارز سیاسی بر علیه نظام دیکتاتوری محمدرضا شاه بوده، اما تأکید دارد که این مبارزه را در خارج از
دانشگاه پی می گرفته است و شاید در سایه همین تجربه چندین ساله در عرصه سیاست و تدریس باشد که معتقد است: «افراط در سیاسی بازی و
حزبی گرایی، بزرگ ترین ضربه را به دانشگاه های ما زده است» و آن گاه نتیجه طبیعی این سیاست زدگی را به ویژه در سطح مدیران دانشگاه، علم گریزی
و سرخوردگی از دین بر می شمرد. با این تفکر است که با قاطعیت می گوید: «امروز به یک انقلاب فرهنگی و یک خانه تکانی جدی در نظام آموزش کشور
نیازمندیم». وی معتقد است که این انقلاب، در درجه اول، به استقرار عدل، یعنی قرار گرفتن هر چیز و هر کس در جای خود نیازمند است.

دکتر جواد منصوری اینک به عنوان مردی از یک نسل مبارز، درد دل هایش را به ما می گوید؛ در حالی که گلایه ها و دغدغه های زیادی دارد. این گفت وگو را با
هم بخوانیم و امیدواریم که بیش از یک شنونده برای حرف هایش باشیم.

پرسمان: آقای دکتر! چطور شد که وارد مبارزات سیاسی شدید؟

دکتر منصوری: فعالیت سیاسی و اجتماعی من از سال سوم دبیرستان آغاز شد. علت این امر هم این بود که پدرم خود یک فرد
سیاسی بود و لذا ما از سن کم، با روزنامه ها و بحث های سیاسی آشنا شدیم.

پرسمان: پدرتان گرایش های سیاسی داشتند یا آدم مؤثری در حوزه سیاست بودند؟

دکتر منصوری: پدرم کاسب بود؛ ولی به هر حال، آدم آگاهی بود و اطلاعات مذهبی داشت. اهل جامعه بود و به طور منظم کتاب و
روزنامه می خواند و به این ترتیب، من با دنیای سیاست آشنا و پس از آن، با نهضت امام خمینی همراه شدم. در جریان این مبارزات
بود که در سال ۱۳۴۴ش. و در حالی که محصل سال آخر دبیرستان بودم، دستگیر و محاکمه شدم و چون در دادگاه دفاع اعتقادی
کردم، به شش سال زندان محکوم شدم. پس از چهار سال که از زندان آزاد شدم، بیشتر با جو آن جا و فضای مسموم اخلاقی و
سیاسی اش آشنا شدم. دانشگاه ها در آن دوران، به خصوص از لحاظ دینی و اخلاقی، مسموم بودند و تعداد دانشجویان مذهبی
بسیار کم بود. من هم در آن زمان، مبارزات گذشته را دنبال می کردم و لذا در فعالیت های داخل دانشگاه خیلی شرکت نداشتم؛ در عین
حال بیرون از دانشگاه برنامه مبارزه مسلحانه بر علیه رژیم را ادامه می دادم.

در آن زمان، جریان های مارکسیستی، جریان های ملی گرا و حتی جریان های غرب گرا، در لباس مد و برنامه های مبتذل فعالیت
می کردند. گروه های ملی گرا، بیشتر شعار می دادند و گروه های مارکسیستی تحرکات فکری و اعتقادی و تا حدودی تشکیلاتی
داشتند؛ ولی من با هیچ کدام از آنها رابطه ای نداشتم. می دانید که دانشگاه ها در جهان سوم، اصولاً برای خدمت به مردم و ملت تشکیل
نمی شوند؛ بلکه برای پرورش کادر مدیران یک نظام وابسته تأسیس می شوند و لذا فعالیت برای جلوگیری از تربیت مدیرانی که برای
ملت کار می کنند، بسیار است. دانشگاه در رژیم گذشته هم دقیقاً چنین شرایطی داشت. نیروهای مذهبی به شدت تحت کنترل و
نظارت بودند تا مبادا ارتقا یابند و به پست های مدیریتی برسند. به این دلیل بود که من در دانشگاه، فعالیت چشم گیری نداشتم؛ فقط
سر کلاس می رفتم و امتحان می دادم؛ ولی در خارج از دانشگاه، با یک سازمان زیرزمینی کار می کردم.

پرسمان: شما آگاهانه فعالیت سیاسی را در خارج از دانشگاه دنبال می کردید؛ علت این بود که نگران بودید جذب جریان های سیاسی داخل دانشگاه شوید
یا چون پیش از دانشگاه، دستگیر و زندانی شده بودید، کمی محتاط تر عمل می کردید؟

دکتر منصوری: هیچ کدام؛ علت اصلی این بود که نمی خواستم به عنوان یک عنصر سیاسی و مبارز شناخته شوم. مبارزه ما، یک
مبارزه سنگین و تعیین کننده برای مملکت بود. اوج مبارزه در دانشگاه این بود که خواهان اصلاح در رژیم دیکتاتوری شاه بودند؛ اما
مبارزه ما، یک مبارزه انقلابی بود. ما معتقد بودیم که نظام، اصلاح پذیر نیست؛ یعنی شعار «اصلاحات، آری؛ دیکتاتوری، نه» که
بسیاری از گروه های دانشجویی سر می دادند، برای ما معنا نداشت؛ برای آن که ما می دانستیم که چنین چیزی اصلاً اتفاق نمی افتد؛
مگر این که نظام به کلی سرنگون شود. از این جهت از سال ۴۲، بعد از قیام ۱۵ خرداد، تحلیلمان این بود که تمام جریان هایی که
بخواهند در چارچوب نظام کار کنند، محکوم به شکست هستند؛ در عین حال، به مشکلات بسیاری که در این مسیر باید پشت سر
می گذاشتیم، واقف بودیم.

پرسمان: دانشجویان سال ۵۴ به بعد، چه خصوصیاتی داشتند که موجب شد مبارزات مذهبی و انقلابی به داخل دانشگاه راه پیدا کند؟

دکتر منصوری: بعضی از دانشجویانی که از سال های قبل هم به دانشگاه راه یافتند، انقلابی و مذهبی بودند؛ اما زمینه فعالیت وجود
نداشت. این زمینه، آرام آرام به وجود آمد و عوامل بسیاری هم در ایجاد این زمینه مؤثر بودند؛ مثل صحبت های دکتر شریعتی در
حسینیه ارشاد و یا حضور استاد مطهری در دانشکده الهیات و یا نیروهای مؤمنی که به روش های انقلابی اعتقاد نداشتند و به
روش های تبلیغی روی آورده بودند و خلاصه آن که زمینه فعالیت مذهبی، آرام آرام ایجاد شد؛ مثل تأسیس کتابخانه، برپایی
جلسات، گروه های صنفی و گاهی حتی برپایی نماز جماعت. از سال ۵۴ به بعد، اوضاع کمی تغییر کرد؛ به ویژه در سال ۵۵ که ساواک
تحت فشار آمریکا مجبور شد خفقان را از دانشگاه بردارد، این فعالیت ها گسترش بیشتری یافت. قبل از این هم نیروهای مذهبی در
دانشگاه بودند؛ ولی اجازه فعالیت به آنها داده نمی شد.

پرسمان: اگر دانشجویان امروز کشور با همین ویژگی ها در فضاهای سیاسی – اجتماعی قبل از انقلاب حضور می داشتند، آیا باز هم انقلاب می کردند؛
یعنی آیا خصوصیت یا مشخصه خاصی درنسل خودتان سراغ دارید که نسل ما فاقد آن باشد؛ البته آن خصوصیتی که مشخصاً در وقوع انقلاب تأثیرگذار
بوده است؟

دکتر منصوری: ببینید، این طور نبود که همه جوانان نسل ما، مثل هم فکر کنند و یک شکل عمل نمایند؛ مثلاً در کلاس ۵۰ نفری ما، پنج
یا شش نفر انقلابی بودند. چند نفری با سازمان های چریکی در ارتباط بودند و برخی فعال مذهبی بودند؛ یعنی در حد برپایی جلسات
سخنرانی یا نماز جماعت تلاش می کردند. تعدادی هم که بی خط و بی تفاوت، فقط تماشاچی بودند. ۱۰ یا ۱۵ نفر هم بسیار مبتذل و
غرب گرا بودند. منظورم این است که در آن زمان، جریان ها و تفکراتی در دانشگاه حضور داشتند و این گونه نبود که اکثر دانشجویان
از یک طیف باشند و حتی فعالان سیاسی و مبارزاتی هم یک جور فکر نمی کردند. بعضی هایشان مذهبی بودند؛ ولی حتی یک بار هم
در دانشگاه نماز نمی خوانند؛ اما در مجموع، جو غالب دانشگاه، در صدد تربیت افرادی بی دین و فاسد بود.

پرسمان: این امر شاید به خاطر آن بود که ایران را بیش از گذشته وابسته کنند؛ این طور نیست؟

دکتر منصوری: بله، قطعاً و برای همین هم می گویند که انقلاب اسلامی، برای آمریکایی ها، یک واقعه فوق العاده و مهم نبود؛ بلکه یک
اتفاق عجیب و باور نکردنی بود. به این دلیل که می گفتند: با این که ما چنین ارتش، دانشگاه، ساواک و رادیو و تلویزیونی درست
کردیم، چرا حاصل تلاش ما، انقلاب اسلامی از آب درآمد!

پرسمان: شما این مسئله را قبول دارید که دانشجویان قدیم، اکثراً کتاب خوان بودند و به عبارتی اهل تحلیل؛ اما دانشجویان امروز اغلب روزنامه خوان
هستند؛ یعنی اولاً گزیده خوانی می کنند و ثانیاً به جای این که خودشان تحلیل کنند، تحلیل های دیگران را می خوانند؟

دکتر منصوری: من بر خلاف برخی تحلیل هایی که البته کمی بدبینانه است، باید بگویم که نسل جوان ما گر چه در حد ایده آلی که
مدنظر است، نیستند، اما به طور نسبی قابل قبولند و در این میان، دانشجویان بهترند. یکی از عواملی که موجب ضعف اجتماعی و
سیاسی دانشگاه های ماست، عملکرد بخش مدیریتی است که قطعاً دانشجویان ما را مسئله دار می کند و این امر، یک واقعیت است.

پرسمان: لطفاً در این باره بیشتر توضیح دهید.

دکتر منصوری: واقعیت این است که وقتی گفتار انسان ها با رفتارشان مغایر و نوعی تضاد در عمل و گفتارشان نمایان باشد،
مقبولیت خود را از دست می دهند. در تاریخ، شاید فقط پنج درصد از مسلمانان با تحقیق و کتاب خواندن و یا مطالعه به اسلام
گرویده اند و بقیه تحت تأثیر ادب، رفتار و فداکاری مسلمانان به این دین گرایش پیدا کردند. این یک واقعیت است که انسان ها بیش از
آن که تحت تأثیر منطق و فلسفه و تحقیق قرار بگیرند، تحت تأثیر مشاهدات و عواطف خود هستند. وقتی من دروغ می گویم و دیگران
را به راست گویی دعوت می کنم، کسی به حرف های من اعتماد نمی کند. وقتی ما صادق ترین مدیران کشور را داشته باشیم، اما در
سطح ادارات، رشوه خواری، اختلاس و کم کاری وجود داشته باشد، وقتی بی اعتنایی به حقوق و اموال مردم در جامعه باشد و مردم
این رفتارها را ببینند، دیگر اعتقادشان به مدیران سلب می شود. امام وقتی از دنیا رفت، بیش از دو برابر کسانی که به هنگام ورود به
استقبالشان آمده بودند، در بدرقه شان حاضر شدند؛ چرا؟ چون مردم به صداقت او ایمان داشتند. اگر او به ساده زیستی سفارش
می کرد، خودش هم ساده زیست بود. اگر می گفت: تقوا داشته باشید، خودش هم باتقوا بود. اگر می گفت: مردم، واقعاً به فکر مردم بود.

پرسمان: در حقیقت شاید عامل اصلی انقلاب هم شخصیت خود امام رحمه الله علیه بود.

دکتر منصوری: اتفاقاً من هم همین را می گویم. گر چه احزاب و گروه ها در جریان انقلاب بی تأثیر نبودند، اما در واقع آن نیرویی که
انقلاب را به وجود آورد و رژیم را ساقط کرد، توده مردم بودند که مخلصانه از امام تبعیت می کردند؛ یعنی با یقین و اعتقاد می گفتند:
«رهبر ما خمینی است» و از او تبعیت می کردند. بنابراین، در حالی که نقش دانشجویان و دانشگاه را در انقلاب اسلامی قطعاً مؤثر
می دانم، اما معتقدم که بدون حضور نیروی اصلی مردم، این انقلاب ممکن نبود.

پرسمان: آیا دانشکاه ما بعد از انقلاب، دچار چنان تحولی شد که کاملاً در خدمت امام، انقلاب و مردم باشد؟

دکتر منصوری: نکته مهمی که در این بحث نباید فراموش شود، این است که اساساً دانشگاه ها در کشور ما بر بنیان سکولاریسم
تأسیس شده است. همان طور که قبلاً هم گفتم، برای خدمت به این مملکت درست نشده، بلکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود که با
یک انقلاب فرهنگی، سعی کردیم دانشگاه را متحول کنیم؛ اما متأسفانه ساختار دانشگاهی بعد از انقلاب، فقط یک ترمیم جزئی پیدا
کرد؛ نه یک تحول درونی و بدتر از همه، این که متأسفانه مدیریت ها و مجموعه فعالیت های دانشگاهی در همه ابعاد خود سیاسی شد
و آن چنان سیاست زدگی در دانشگاه ها حاکم شد که ارزش همه چیز را زیر سؤال برد و حتی ازرش علم و دین را؛ در صورتی که
خطرناک ترین کار در دانشگاه، سیاسی کاری است. سیاسی کاری، به معنی حزبی شدن و جناحی کارکردن. برای این توضیح، شاهد
و مثال هم دارم؛ اولین رئیس دانشگاه ما، عضو سازمان مجاهدین خلق بود که بزرگ ترین ضربه را به دانشگاه زد. دومی، سومی،
چهارمی و همه مسئولان دانشگاه ها تا امروز سیاسی بوده اند؛ نه علمی و این مسئله، تا امروز هم ادامه یافته است. وزیرمان هم تقریباً
دارای این شرایط است. او هم یک آدم سیاسی است و طبیعی است که چنین دانشگاهی چنان نتیجه ای هم داشته باشد.

پرسمان: یعنی شما علم گریزی و دوری از دین را نتیجه مدیریت سیاسی دانشگاه ها می دانید؟

دکتر منصوری: بله، این نتیجه طبیعی مدیریت سیاست زده است که عزم و انگیزه انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها را از بین برده یا
حداقل کم رنگ کرده است و در نتیجه سیاسی کاری، دانشگاه ما از لحاظ علمی افت می کند و آن انسجام و پیوندی که باید بین دانشگاه
و ملت وجود داشته باشد، کم می شود و این امر، امروزه به یک معضل در جامعه ما تبدیل شده است؛ زیرا بین جامعه و دولت و
دانشگاه پ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.