پاورپوینت کامل زندگی زیر آفتاب بیهودگی ; نگاهی به نحوه گذران اوقات فراغت جوانان ۴۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل زندگی زیر آفتاب بیهودگی ; نگاهی به نحوه گذران اوقات فراغت جوانان ۴۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل زندگی زیر آفتاب بیهودگی ; نگاهی به نحوه گذران اوقات فراغت جوانان ۴۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل زندگی زیر آفتاب بیهودگی ; نگاهی به نحوه گذران اوقات فراغت جوانان ۴۹ اسلاید در PowerPoint :

۲۰

تابستان و فصل فراغت که فرا می رسد، چگونگی گذران این ثانیه های باارزش، توسط دانشجویان و دانش آموزان، به بحث روز برخی محافل مبدل
می گردد.

در این نوشتار، این موضوع نسبتاً مهم را با دیدی متفاوت با آن چه دیده ایم و خوانده ایم، خواهیم نگریست. مباحثی از جمله این که – قشر محصل
– در مقاطع عالی و سایر مقاطع – تابستان ها چه می کنند، کامیابی یا ناکامی طرح های دولتی برای تابستان این قشر و مبناشناسی فکری اجرای
طرح های تابستانی و اوقات فراغت، بخش هایی از این گزارش است. اگر برخی نقدهای این نوشته به بعضی ها برخورد، پیشاپیش عذر
می خواهیم.

قصه این جوری شروع شد…

بعضی از نویسندگان و محققان، سابقه تدوین برنامه منظم برای پر کردن اوقات فراغت محصلان را تا دهه ۶۰ به عقب
برده اند۱ و معتقدند که کار برای پر کردن این لحظه ها، از خیلی وقت پیش آغاز شده است؛ اما به نظر می رسد که ضرورت این
برنامه ها به معنای واقعی خود – حداقل از نظر شکلی – برای نخستین بار پس از پایان جنگ تحمیلی مطرح شد.

واقعیت آن بود که تحلیل گران فرهنگی غرب، خیلی پیشتر از شروع جنگ تحمیلی – که نیروی خارق العاده جوانان در آن به
جلوگیری از شکست کشور ایران در مقابل ارتش مجهز عراق انجامید – به ارزش و تأثیرگذاری نسل جوان کشور در
مناسبات مختلف سیاسی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی پی برده بودند؛ اما فراغت از جنگ و نیز تغییر نسلی در ایران، یک
فرصت طلایی برای آنها بود که لحظه های از دست رفته خود برای مسخ اندیشه جوان ایرانی را جبران کنند و با یک
برنامه ریزی حساب شده، اول لباس، بعد گفتار و سپس تفکر او را متعلق و وابسته به خود نمایند.

موکول شدن بخش عمده ای از انرژی فکری و فیزیکی مسئولان وقت به طرح های اقتصادی و سازندگی و رها شدن نسل بعد
از جبهه که با بحران ارزش ها و مطلوب ها درگیر شده بود، عرصه را کاملاً برای رقیب فراهم ساخت و آن چه نباید می شد،
اتفاق افتاد. قضاوت در این باره که آیا غرب پس از فتح دو سنگر لباس و گفتار، توانسته است اندیشه جوان ایرانی را هم مسخ
کند یا خیر، در این نوشتار جایگاهی ندارد؛ اما به هر حال، آن چه امروز شاهد آن هستیم، حاصل چنان جوّی است.

یکی از راهکارهای مسئولان فرهنگی و تربیتی کشور در مقابله با تهاجم فرهنگی غرب، طرح های مربوط به پر کردن اوقات
فراغت محصلان بود؛ زیرا به زعم آنها، بخش عمده توفیق فرهنگ غرب در تسلط بر فضای ذهنی جوانان، در خلال ساعات و
روزهایی به دست می آید که آنها در مدرسه و دانشگاه نیستند و تعطیلات خود را می گذرانند.

این تفکر، بسترساز اجرای صدها طرح، پروژه و برنامه شد تا به قول آنها، جوانان را در مقابل این آسیب ها محافظت کنند.

آغاز قصه و ماجرا از همین جا بود؛ ولی آیا این استراتژی، مبنایی درست داشت؟

لاغرتر از ایدئولوژی

در جست وجوی علل موفقیت هر طرح و راهبردی، باید به دنبال یک غنای تئوریک برای آن بود. ممکن نیست طرحی در مقام
عمل، جلوه های بارزی از پیروزی را با خود همراه بیاورد، اما به لحاظ ساختاری، فاقد توجیه منطقی باشد.

طرح های اوقات فراغت، از غنای تئوریک بهره مند نبوده اند. اثبات این ارزیابی به ظاهر شتاب زده، در چند بند خلاصه می گردد:

۱. سال هاست که متخصصان تعلیم و تربیت دریافته اند که به کارگیری شیوه های مستقیم تبلیغ و تربیت، به ویژه برای
جوانان، کارکردی منفی داشته، نمی تواند وی را به غایت برساند؛ زیرا اصولاً در هر تبلیغ مستقیم، منع از رفتن به یک راه و یا
نفی یک رفتار یا اندیشه وجود دارد و همین «منع» و «نهی»، فرد را برای انجام دادن آن «منکر»، تحریک می کند.

علاوه بر این، از آن جا که انسان برای اندیشه خود – هر چند عموم اجتماع آن را زشت بشمارند – احترام قائل است و
روش های مستقیم، از همان ابتدا، هدف خود را اصلاح اندیشه مزبور اعلام می کنند، اصولاً راهی به لایه های بالایی ذهن فرد
نمی یابند؛ این در حالی است که شتاب زدگی برنامه ریزان اوقات فراغت، آنها را به شیوه های مستقیم وادار کرد و این
تحریکات، چون حالت پاتک نسبت به هجوم دشمن فرهنگی داشت، نمی توانست غیرمستقیم و نامحسوس اجرا شود.

۲. امور فوق برنامه و اوقات فراغتی، به لحاظ جنس و ساختار، شبیه همان برنامه های عرضه شده در روزها و ساعات
معمولی بود و از این رو، نمی توانست جذابیتی برای دانش آموزان و دانشجویان داشته باشد؛ زیرا میزان گریز و نامطلوب
شماردن محیط و عرصه دانشگاه و مدرسه توسط محصلان، به دلیل برخی سیاست های نادرست متولیان امر، بسیار بالاتر
از حد طبیعی است و این که با استفاده از همان زیرساخت های فکری بخواهند محیطی مناسب برای جذب جوانان فراهم
سازند، کاری عبث و شکست آن، قابل پیش بینی است؛ زیرا حتی در حالت اجبار، آمار غیبت از کلاس های دانشگاه و یا فرار از
مدرسه، به خصوص در شهرهای بزرگ، بسیار زیاد است؛ چه برسد به وضعیت غیراجباری و ارادی! آمارها نیز نشان
می دهد که هیچ اقبالی به چنین برنامه هایی وجود ندارد؛ پس اصل این مسئله که کار برای اوقات فراغت با همان سبک آموزش
و پرورشی انجام شود، از مبنا غلط بود.

جالب آن که متولیان «سازمان ملی جوانان» نیز از آموزش و پرورش آمده، به صورت بالقوه، همان تفکر را با خود همراه
آورده اند.

۳. از ابتدا این اندیشه که رقبای غربی فرهنگ ما، برنامه ویژه ای برای لحظه های فراغت جوانان تدارک دیده اند، به نظر درست
نمی آمد؛ بلکه برعکس، اغلب موفقیت آنها در همان لحظه هایی بود که فکر می کردیم جوانان خود را تحت کنترل داریم؛ بر همین
اساس، به جای آن که برنامه های عادی و روزمرّه دانشگاه ها و مدارس، اصلاح و جذاب شود، سعی کردیم دو نوع برنامه
خشک و انعطاف ناپذیر و فوق برنامه و جذاب را تعریف کرده، میان آنها مرز بکشیم.

این، همان نقطه شکست بود؛ زیرا با رفتار خود در مدرسه و دانشگاه، در واقع، جوان را از هر فعالیت فرهنگی – تربیتی
نشان دار، بیزار کرده بودیم و دیگر هیچ راهی برای رسوخ در ذهن او نداشتیم. در ادامه گزارش، با زبان آمار و ارقام، صحت
ادعاهای خود را به اثبات می رسانیم.

میزان اقبال از طرح های اوقات فراغت سازمانی

مطالعات نشان می دهد که ۸۰ درصد از جمعیت جوانان کشور، اعم از دانشجویان، دانش آموزان و سایرین، هرگز از
برنامه های اوقات فراغت دولتی بهره نمی برند. این آمار، وقتی در کنار نتیجه این پژوهش قرار می گیرد که ۷۱ درصد جوانان،
به اذعان خود، روزها و لحظه های فراغت خود را به بطالت می گذرانند، عمق فاجعه را نشان خواهد داد.۲

۱۶ میلیون جوان ایرانی، هر سال با آغاز تابستان، روزهای سراسر بی حوصلگی خود را آغاز می کنند و میلیاردها تومان
بودجه برای کمک به آنها خرج می شود؛ اما بخش عمده ای از این پول ها دور ریخته می شود و هیچ بازده مشخصی ندارد.

میزان بهره گیری دانشجویان از این قبیل برنامه ها چنان اندک است که در اکثر پژوهش های صورت گرفته، اصلاً این برنامه ها
در رده بندی علایق این قشر، جای نگرفته اند.

نتیجه این تحقیق نشان می دهد که دانشجویان یک واحد دانشگاهی، ۲/۴۹ درصد اوقات فراغت خود را با دوستان می گذرانند و
اغلب مشغول به کارهایی چون رفتن به پارک، حضور در معابر، سینما و فعالیت های ورزشی سازمان نیافته می باشند.

همین جامعه آماری، ۱۵/۳۰ درصد از وقت فراغت خود را همراه خانواده می گذرانند که میهمانی، تماشای تلویزیون و
تفریحات دسته جمعی، عمده این وقت را می گیرد.۳

نظرسنجی دیگری هم در تهران، بیانگر آن است که جوانان، ۶۱ درصد وقت فراغت خود را در کنار دوستان می گذرانند. در این
مرحله نیز تفریح – که البته بخش قابل ملاحظه ای از آن چندان هم سالم نیست – بیشترین وقت را به خود اختصاص می دهد.
بیش از نیمی از این عده نیز معتقدند که لحظه های خود را به هدر می دهند.<

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.