پاورپوینت کامل چرا دین داریم؟ ۵۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل چرا دین داریم؟ ۵۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل چرا دین داریم؟ ۵۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل چرا دین داریم؟ ۵۹ اسلاید در PowerPoint :
۶
پاورپوینت کامل چرا دین داریم؟ ۵۹ اسلاید در PowerPoint خیلی ها دین ندارند؛ ولی زندگی خوبی دارند؛ پس چرا می گویند که با دین، آدم کامل می شود؟
هر پدیده ای، برای کاری ساخته شده و به سوی نقطه ای در حرکت است که اگر برای کار مناسبش به کار گرفته شود و یا به
نقطه مطلوبش برسد، مسیر خردمندانه را طی کرده است؛ به طور مثال، قلم برای نوشتن است و استفاده پیچ گوشتی از آن،
نامناسب است. گوشت و میوه، برای خوردن و انرژی پیدا کردن انسان است و راکد ماندن و عدم استفاده از آنها، منجر به
فساد آنها می شود. آب رودخانه ها نیز باید جریان یابد و به استفاده صحیح برسد و به حرکت خود ادامه دهد تا به دریا برسد
و در غیر این صورت، راکد و بدبو می شود. از این رو، اگر آب ایستا و بدون حرکت بود، برای هر خردمندی علامت سوءال
خواهد بود؛ اما اگر آب در حرکت بود تا به دریا برسد، هر خردمندی به زیبایی و هدف مندی این حرکت، گواهی می دهد. داستان
انسان و مسیر کمال او تا رسیدن به صفات بی نهایت خداوند، از این قرار است. در این حرکت، هدف مندی و پویایی، آشکار
است و زیبایی و نشاط، نمایان است؛ همچنان که رسیدن به دریا، آخر خط نیست؛ بلکه ابتدا نجات از نابودی است و پیوستن به
منبعی است که بی پایان است و دارای زیبایی های فراوان است و سوءال «خوب بعد چی؟»، بی معنا خواهد بود؛ بلکه «همه چی»
خواهد شد و احساس خستگی و نابودی، از وجود انسان رخت بر می بندد.
برای توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنیم.
خدای متعال، انسان را برای تکامل اختیاری آفریده است و هدف این است که انسان با افعال اختیاری خودش، مستحق رحمت
گردد و به بالاترین درجه کمال ممکن برسد. کمال طلبی، فطری انسان است و در سرشت هر کسی، میل به کمال نهفته است،
بنابراین، نمی توان گفت که من نمی خواهم به کمال برسم؛ چون مخالفت با فطرت و سرشت انسانی پیش می آید و نوعی نفی
خود است و علاوه بر این، تمام آفرینش به سوی کمال در حرکت است و انسان هم به عنوان جزئی از این آفرینش و همگام با
آن، قادر است که با اختیار خود، به سمت کمال حرکت کند و در این مسیر، باید به این نکته توجه کند که تخلف از این حرکت،
خلاف جریان فطرت و خروج از نظام آفرینش است که امری ناپسند و غیرمعقول است.
ما خیال می کنیم که کشورهای پیشرفته با این که دین درستی ندارند، ولی زندگی خوبی دارند؛ در صورتی که در یک تعریف
حقیقی، زندگی خوب، زندگی ای است که حقیقت روحانی انسان به عنوان یک موجود فراطبیعی، بتواند به کمال و سعادت
نهایی و معنوی خود برسد و این، تنها از طریق دین داری ممکن است و آنها از این ویژگی محروم هستند.
وقتی از سود و فایده دین سخن به میان می آید، باید معنای عام آن مورد نظر باشد؛ یعنی در ارزیابی کارکردهای دینی، باید به
کارکردهای فردی و اجتماعی، فواید حسی و معنوی، فایده های دنیوی و ثمرات اخروی آن توجه داشت تا بتوان از برآیند آن،
به یک ایده مشخص و مطمئن در مورد دین و کارکردهای آن نایل آمد.
ویژگی دین
برای فهم درست حقیقت دین باید به این نکته توجه داشت که در میان مجموعه نظام مند هستی، انسان پدیده ای مستقل نیست
و حقیقت انسانیِ او و روش زندگی اش، تنها در تناسب و تعامل او با هر آن چه که با او مرتبط است، مفهوم پیدا می کند؛ یعنی
راه و رسمی که برای انسان برگزیده می شود، نمی تواند از هست های پیرامونی اش فارغ باشد. نقشه زندگی و حیات واقعی، در
گرو شناخت درست جغرافیای هستی و جایگاه انسان در آن جغرافیاست. بر این اساس، باید روشی که برای انسان به عنوان
دین و روش زندگی نگاشته می شود، همگنی در نظام هستی و نظام وجودی انسان را از بین نبرد و با یک سونگری، هویت
انسانی را مسخ نسازد؛ یعنی در این برنامه زندگی، هم باید همه ابعاد انسان مورد توجه قرار گیرد و هم این که دیگر حقایق
هستی و شاهراه های صعود به سوی کمال، شناسایی گردند تا برنامه ای جامع و بدون هیچ نقصی، در اختیار انسان گذاشته
شود و فلسفه خلقت که همان معرفت باری تعالی است، به درستی تحقق یابد و خلقت، به پوچی و عبث منتهی نشود. تدوین این
برنامه زندگی، تنها شایسته خدایی است که به نظام هستی و تمام آن چه در آن وجود دارد، احاطه علمی و تکوینی دارد و راه
سعادت انسان را به خوبی می شناسد و برای هدایت انسان گم گشته در مسیر زندگی، توان مند است. فیلسوف شهیر، علامه
طباطبایی در این باره می نویسد:
«خدای متعال، هر یک از آفریده های خود و از آن جمله انسان را به سوی سعادت و هدف آفرینش ویژه خودش، از راه آفرینش
خودش راهنمایی می فرماید و راه واقعی برای انسان، در مسیر زندگی، همان است که آفرینش ویژه وی، به سوی آن دعوت
می کند و مقرراتی را در زندگی فردی و اجتماعی خود باید به کار ببندد که طبیعت یک انسان فطری، به سوی آنها هدایت
می کند؛ نه انسان هایی که به هوا و هوس آلوده و در برابر عواطف و احساسات، دست بسته می باشند. مقتضای دین فطری،
این است که تجهیزات وجودی انسان، الغا نشود و حق هر یک از آنها ادا شود و جهات مختلف و متضاد، مانند قوای گوناگون
عاطفی و احساسی که در هیکل وی به ودیعه گذارده شده، تعدیل شده، به هر کدام از آنها تا اندازه ای که مزاحم حال دیگران
نشود، رخصت عمل داده شود… از بحث بالا نتیجه گرفته می شود… که زمام حکم در تشریع، تنها به دست خداست و جز او را
نشاید که تشریع قانون و وضع مقررات و تعیین وظیفه نماید؛ لذا چنان که روشن شد، تنها مقررات و قوانینی در صراط
زندگی به درد می خورد که از راه آفرینش برای او تعیین شده باشند؛ یعنی علل و عوامل بیرونی و درونی، انسان را به انجام
دادن آن دعوت نمایند و آن را اقتضا کنند».۱
بنابراین، دین روشی برای زندگی کردن است که تمام ابعاد روحی، جسمی، فردی و اجتماعی انسان را شامل می شود و برای
کمال بخشی به انسان، در هر یک از بسترهای زندگی، او را به هر آن چه که آفرینش انسانی اش اقتضا می کند، رهنمون
می شود.
آن چه از ماهیت انسان برای فهم نیاز انسانِ مدرن به دین گفتنی است، این نکته است که انسان به عنوان پدیده ای که همواره
هویت انسانی اش ثابت بوده است، عناصری ثابت و اصیل در وجود خود دارد که هرگز و در هیچ زمانی نمی تواند خود را فارغ
از آن سازد؛ مگر آن که هویت انسانی اش را از دست دهد. این ذاتیات انسانی که همواره بوده است و هویت انسانی با آنها
عینیت می یابد، همان امور فطری ای هستند که در وجود همه انسان ها، در طول تاریخ، وجود داشته است. اگر نتوان اصالتی
مشترک میان همه انسان ها در یک زمان و در طول تاریخ پیدا کرد، هرگز نمی توان از پیشرفت و تکامل انسان در طول تاریخ و
یا حتی در یک عصر تاریخی، سخن به میان آورد.۲
آیا مقوله دین از عناصری است که از امور اصیل انسانی و یا امری مربوط به دوران جهل بشری و زاییده نادانی های
روزگاران گذشته بشریت است؟
برای پاسخ به این پرسش، دو روش می توان پیش گرفت؛ روش هایی که هر کدام از آنها برای دریافت یک پاسخ مطمئن، کافی
می نماید. نخست می توان با رویکردی تاریخی، دین را در بستر تاریخ جست وجو کرد و به دقت دریافت که آیا دین همواره در
گذشته حضور داشته و همواره میان انسان های نادان بوده است یا آن که دین در بستر علم نیز رخ نموده، بسیاری از
دانشمندان، در شمار موءمنان جای داشته اند؟ آن چه از مطالعات تاریخ برمی آید، روشن گر این معناست که هیچ زمانی از دین
تهی نبوده و آدمی همواره با دین زندگی کرده است. گاهی دین در مسائل اجتماعی نیز حضور داشته و گاهی در حوزه زندگی
فردی محدود و محصور گشته است. در این میان، سخن ویل دورانت «دین صد جان دارد؛ هر چه آن را بکشی، دو مرتبه زنده
می شود»۳، می تواند از بُعد تاریخی اطمینان بخش باشد.
رویکرد دیگری که در پاسخ به این سوءال می توان در نظر داشت، روش فلسفی و عقلی است که باید آن را در فلسفه یا کلام به
نتیجه رساند. در این رویکرد، اثبات می شود که دین با هویت همگامی که با نظام آفرینش انسانی دارد، برای انسانی که هدف
از خلقتش معرفت حق و نیل به کمالات حقانی است، امری عقلانی و ضروری است و بدون آن، نه نظام آفرینش معنا پیدا
می کند و نه نیل انسان به کمال انسانی و غایت وجودی اش، امکان می یابد و با حکمت الهی، هیچ تناسبی نخواهد داشت که
انسان برای معرفت حق و حقانی شدن خلق گردد؛ بدون آن که زمینه چنین امکانی فراهم آمده باشد.
دنیای مدرن
آن چه از دنیای مدرن باید متذکر شد، دو نکته زیر است:
۱. نخست این که به فرض پیشرفت موزون دنیای جدید با محوریت علوم طبیعی، نمی توان از علوم طبیعی انتظار برآورده
شدن نیازهای غیرطبیعی و ماورای طبیعی را داشت. علامه طباطبایی در این باره نوشته است:
«پیشرفت انسان در یک قسمت از معلومات، کافی برای قسمت دیگر نیست و مجهولات دیگر انسان را حل نمی نماید. درست که
علوم طبیعی، چراغی است روشن که بخشی از مجهولات را از تاریکی درآورده و برای انسان معلوم می سازد، ولی چراغی
است که برای رفع هر تاریکی، سودی نمی بخشد. از فن روان شناسی، حل مسائل فلکی را نمی توان توقع داشت. از یک پزشک،
حل مشکلات یک نفر مهندس راه بر نمی آید و بالاخره علومی که از طبیعت بحث می نماید، اصلاً از مسائل ماوراء الطبیعه و
مطالب معنوی و روحی، بیگانه بوده و توانا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 