پاورپوینت کامل تو چقدر بد نیستی! گفت وگو با احمدرضا محمدپور، روان شناس بالینی و روان درمانگر ۵۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تو چقدر بد نیستی! گفت وگو با احمدرضا محمدپور، روان شناس بالینی و روان درمانگر ۵۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تو چقدر بد نیستی! گفت وگو با احمدرضا محمدپور، روان شناس بالینی و روان درمانگر ۵۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تو چقدر بد نیستی! گفت وگو با احمدرضا محمدپور، روان شناس بالینی و روان درمانگر ۵۹ اسلاید در PowerPoint :

۸

مشاوره از دیرباز تاکنون، در همه جوامع، ابتدا به روش های سنتی مرسوم بوده، با گذشت زمان، شکل ها و شیوه های روشمند و تخصصی تری
به خود گرفته است. در کشور ما نیز کار مشاوره و روان درمانی، به تدریج، به شکل حرفه ای اش مطرح شد و در کنار روش های سنتی و به
اقتضای مناسبات جدید جامعه کنونی، سر برآورد.

نظر به اهمیت این موضوع، بر آن شدیم تا طی گفت وگویی با احمدرضا محمدپور، روان شناس بالینی و روان درمان گر، ضمن ارائه دورنمایی از
وضعیت فعلی مشاوره در کشورمان از گذشته تا امروز، مروری اجمالی بر یکی از الگوهای مشاوره ای موجود، یعنی معنادرمانی داشته باشیم.

محمدپور، کارشناس ارشد روان شناسی بالینی از انستیتو روان پزشکی تهران است. از آثار قلمی او، می توان به «ویکتور امیل فرانکل، بنیان گذار
معنادرمانی»، «فرادیدی بر روان شناسی بالینی: سیر تاریخی، تحمل ابهام و افق های فرارو»، «التزام دینی و مرگ و میر»، «یونگ و نمادپردازی
مذهبی» و «نگاهی به نظریه مذهب ویکتور امیل فرانکل»، اشاره کرد. با هم این گفت وگو را می خوانیم.

***

برای شروع، ابتدا تعریفی از معنا و مفهوم مشاوره و نیز دورنمایی از کارکردهای مشاوره را از گذشته تا امروز، بیان بفرمایید.

به طور کلی، اگر بخواهیم ببینیم مشاوره چیست، بهترین مصداقش مشاوره هایی است که مردم کوچه و بازار، با مراجعه به
ریش سفید یا بزرگ روستا یا مبلغ های مذهبی محله، انجام می دادند و از آنان، کسب تکلیف می کردند؛ چون معتقد بودند کسی
که به اصطلاح، چند تا پیراهن بیشتر پاره کرده یا با کتاب خدا آشناست، چیزهای بیشتری می داند و معمولاً هم همین طور بود؛
اما بعد از مدتی، در جامعه، مقتضیات جدیدی مطرح شد و تحولات عصر، چیزهایی را به جامعه تحمیل کرد؛ مثل زمانی که
جامعه شروع به صنعتی شدن کرد و مردم مجبور بودند با دانش جدید – که از غرب می آمد و پایه اش خردگرایی غربی بود –
آشنا شوند و از آن استفاده کنند. این فاصله در غرب هم ایجاد شد؛ یعنی در یک دوره ای، پاسخ گوها دیگر نمی توانستند همگام
با مقتضیات، واقعیت ها و خواسته های مردم، پیش بروند؛ چون به هر حال، جامعه در حال رشد بود و مردم هم نمی توانستند
بر همان نسبت های پیشین، باقی بمانند و اگر هم کسی می خواست جلوی جامعه در حال رشد را بگیرد، به همان تجربه ای
می رسید که کمونیست ها رسیدند؛ یعنی آنان خواستند که مدرنیته ناتمام را اعدام و یا منجمد کنند که همین مسئله، باعث
فروپاشی آنها شد. در نتیجه، مدرنیته، راه خودش را رفت و در ادامه، رشته های جدیدی شکل گرفت که مشاوره و
روان درمانی نیز از آن رشته ها می باشند.

از آن جا که روش های موجود مشاوره، دیگر نمی توانستند پاسخ گوی نیازهای روز باشند و پا به پای مردم جلو بیایند،
مشاوره هم باید مثل همه چیزهای دیگر، تخصصی می شد و از آن حالت عام و کلی، بیرون می آمد. به این ترتیب، رشته های
مشاوره و روان شناسی بالینی شکل گرفتند. این نکته را هم یادآور شوم که از آن جا که روان درمانی، یک تدبیر و یک مداخله
در ساختارهای شخصیتی فرد محسوب می شود، عمیق تر و ژرف تر از مشاوره است؛ اما به دلیل این که همه مردم نمی توانند
به روان درمانی گردن نهند، بایستی هم روان شناسی های مشاور، هم روان شناسی های بالینی، هم روان پزشکی ها و به طور
کلی، تیم بهداشت روان، به سمت ارائه خدمات مشاوره ای می آمدند تا بتوانند در حد امکان، به مردم خدمت کنند.

به این نکته اشاره کردید که رشته های مشاوره و روان شناسی بالینی نیز مانند دیگر دانش های جدید، از غرب آمدند و مردم بنا به مقتضیات
زمان، ناگزیر به آشنایی و هماهنگی با آنها شدند؛ حال گر چه نمی توان برای مسائل اساسی انسان – به ویژه برای رنج او – محدوده جغرافیایی
تعیین کرد، اما به هر حال، این را هم نمی توان نادیده گرفت که آن چه از غرب می آمد، در بسیاری موارد، ناهمخوان با فرهنگ بومی ما بود؛ آیا امروز
این امکان را داریم که این الگوها را بومی کنیم؟

روان شناسی چیزی نیست که بگوییم چون غربی است، باید آن را کنار گذاشت؛ برای مثال، ما نمی خواهیم چرخ را دوباره
اختراع کنیم و همه کارهای غرب را دوباره انجام دهیم. غرب هم اگر در این زمینه پیشرفت کرده، دلیلش این است که بستری
مناسب برایش فراهم شد.

اگر نگاهی به تاریخ خودمان بیندازیم، می بینیم ما همواره در حال کشمکش بوده ایم؛ یعنی ما کمتر دوران ثبات داشته ایم؛ اما
هر وقت هم به ثبات رسیدیم، توانستیم کار کنیم. این که ما بخواهیم یک روان شناسی اسلامی یا یک روان شناسی ایرانی
پایه گذاری کنیم، خیلی خوب است؛ اما من فکر می کنم که انجام چنین کاری، به این زودی میسر نباشد؛ زیرا دغدغه ها، خیلی
دغدغه های فروکاسته ای است؛ به ویژه در بین استادان مشاوره و روان شناسی. اگر ما یک روان شناسی متأثر از
روان شناسی کلاسیک، با ملاحظات و اقتضائات بومی – فرهنگی جامعه ایرانی – اسلامی را لحاظ کنیم، چنین کاری، درحال
حاضر، شدنی است. بسیاری مسائل در جامعه ایرانی – مثل وسواس – زیربنای فرهنگی دارند. در روان درمانی، اگر استعاره
مریض را عوض نکنیم، درمان، اتفاق نمی افتد. خون در جامعه ایرانی کثیف است و مشاور نمی تواند به فرد بگوید خون نجس
نیست؛ زیرا این مسئله، در ذهن و اندیشه او هست. اگر بخواهید این استعاره را عوض کنید، باید مسائل فرهنگی را در نظر
بگیرید. برای این که بخواهیم به سمت یک روان شناسی اسلامی برویم، فعلاً محدودیت هایی وجود دارد؛ اما در درازمدت،
شاید بتوان کاری کرد.

ترس از تکرار اشتباه های گذشته، آدم ها را صبور می کند. ما هم باید صبر کنیم. ما باید روان شناسی کلاسیک و روش های آن
را بر مبانی و آموزه های اسلامی عرضه کنیم و این کار، به زمان نیاز دارد.

در حال حاضر در کشور ما چه آسیب ها و مشکلاتی، متوجه حوزه مشاوره و روان درمانی است؟

آسیب شناسی مشاوره و روان درمانی در ایران، هنوز در میانه راه قرار دارد و ما هنوز در حال تجربه ایم. من فکر می کنم که
در ایران، ما در دهه روان شناسی به سر می بریم. درست است که سازمان نظام روان شناسی و مشاوره، تأسیس شده، اما
چون ما در حال تجربه ایم، شاید نشود آن آسیب شناسی مورد نظر را به شکل کلاسیکش انجام داد؛ چون این روان شناسی،
مثل ساختمانی نیمه ساز یا ساختمانی است که فرو ریخته و آن قدر گرد و غبار در اطرافش هست که نمی توانیم بگوییم چقدر
آسیب در آن وجود دارد.

منظور من همین محدوده وضع موجود است؛ یعنی آن مقداری که قابل بررسی است و شما به عنوان یک روان شناس بالینی، به دلیل قرار گرفتن
در متن این حوزه، شخصا با آن سروکار دارید و آن را می بینید.

از آن جا که نظام آموزشی ما خیلی مدرک گراست، در نتیجه، دانشجویان ما وقتی وارد حوزه مشاوره یا روان درمانی – به
ویژه روان درمانی – می شوند، می بینند که بیمار اول، خودشان هستند. چرا؟ چون مشاوره و روان شناسی بالینی، یک چیز و
مشاور بالین گر شدن، یک مسئله دیگر است.

چون اینها در یک ساختار مدرک گرا، رشد کرده اند، وقتی با مُراجع یا درمان جو روبه رو می شوند، عملاً ناامید می شوند؛ یعنی
در عمل نمی توانند طرف را اصلاح کنند؛ چون روش های عملی را فرا نگرفته اند!

یاد گرفتن یک روش عملی، گاهی ممکن است چهار پنج سال وقت بگیرد و همواره همه چیز، در دسترس ما نمی باشد. این
آدم ها اغلب کسانی هستند که خودشان روانکاوی یا روان درمانی نشده اند و به همین دلیل، کاری هم که می کنند، یک کار
کتابی است؛ مثل این که نقشه ای به این افراد داده اند و بر اساس آن نقشه، عمل می کنند و طبیعی است که هیچ وقت نقشه، خود
قلمرو نیست! این، اولین آسیب شناسی است.

دوم این که وقتی خودشان وارد کار می شوند، می بینند که درمان جو مسائلی دارد که در آن نقشه، آورده نشده و در نتیجه،
نمی توانند با کلیت وجودی درمان جو، روبه رو شوند. به همین دلیل، در یک جا متوقف می شوند. وقتی مغزها کار نکنند، در
نتیجه، دست ها کار می کنند و وقتی اینها به مانع برمی خورند، شروع به باج دادن به درمان جو می کنند؛ یعنی به تعریف و
تمجید می پردازند و یا برخوردی خصمانه و تهاجمی را با درمان جو در پیش می گیرند؛ یعنی عصبانی هستند از این که چرا تو
خوب نمی شوی!

این، یک آسیب شناسی اساسی است؛ مخصوصا که درآمدزایی هم در کنارش هست. ضمن این که گاهی یک مشاور، حتی اگر
تمام آموزش های لازم را هم دیده باشد، باز یک سری مسائل عجیب و غریب در مراجع شکل می گیرند که غیر قابل پیش بینی
هستند و نیاز به واکنش های خود به خودی مشاور و درمان گر دارند که اینها در هیچ کتابی نوشته نشده اند. همچنین مشاوره
و روان شناسی، نیازمند اطلاعاتی وسیع از فلسفه، روان شناسی، جامعه شناسی، ادیان و خیلی چیزهای دیگر است. ما یک
روان شناسی و مشاوره سرخورده داریم؛ یعنی افراد با کله های پر از باد می آیند؛ اما وقتی در محیط کار بالینی قرار می گیرند،
بیش از چهار یا پنج جلسه نمی توانند درمان جو یا مراجع را اداره کنند. علت این ناتوانی این است که آموزش های لازم را
ندیده اند. به هر حال، شاید آن چه من شخصا می بینم، ملاک نباشد؛ اما وضع موجود، نه تنها مطلوب نیست، بلکه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.