پاورپوینت کامل بوی گلاب هنوز می آید ۱۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بوی گلاب هنوز می آید ۱۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بوی گلاب هنوز می آید ۱۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بوی گلاب هنوز می آید ۱۲ اسلاید در PowerPoint :
۳
کلافه بودی… از دنیا… از هر چه می شنیدی و می گفتی… کلافه بودی و کلافه ام می کردی…. سردرگم بودی… سردرگم تمام
بایدها، نبایدها و اجبارها… مدام می گفتی: آخه چیکار به من دارید… بگذارید نفس بکشم… هر جا می خوام، برم… از من بدت
می آمد… معلمت بودم… اما دشمن حسابم می کردی؛ برادرت بودم… اما گوش نمی دادی. دوستت بودم… اما… اما من مانده ام با
آن همه خیال و توهّم. تو چرا به آن جا رسیدی و من نگاهت کردم…
**
این بنده خدا هم مانده که من چطور دارم روی این خاک های معطر، غلت می خورم و بر سر و رویم می پاشمشان… با آن حنجره
شیمیایی اش، مدام داد می زند: سید! خودتو کشتی… بسه! دِ آروم بگیر مؤمن خدا… نمی داند این بوی گلاب، دیوانه ام کرده یا
بلایی که تو سرم آورده ای… مدام داد می زند: سید!… سید!…
**
خنده ام گرفته… آمده بودم مثلاً آشتی کنان؛ دو تا شاخه گل سرخ، خرید بودم که دل جویی ات را کرده باشم… مادرت سلام که
کرد، گفت: آقا سید! خوش آمدی؛ ببخش این دختر ما رو؛ شاگرد نیست که؛ فقط سردرد و درد سره… ببخش… تا از شرمندگی
مادرت دربیایم، باز ابروهای گره خورده تو را دیدم و آمدم چیزی بگویم که…
**
حالا آن جا نشسته بودی و داشتی بچه گانه با او حرف می زدی… از بدبختی هایت می گفتی… از پدرت که گذاشته بود و بعد از
طلاق رفته بود ارومیه… از زورگویی های ناپدری… از مریضی مادرت… می خندیدم به تو و توی دلم می گفتم: دختر ۲۰ ساله رو
نیگا… مسخره! صورتت خیس خیس بود… هق هق می زدی و می گفتی: یعنی می شه آقا…؟
**
از دیشت تا امشب، مگر چه اتفاقی افتاده… توی این بیابان که جز من و تو کسی نبود… بلند شدی و گفتی: می خوام اینارو بدم
امام زمان. یعنی می شه؟ دیدم بچه شده ای و بچه گانه باید به تو گفت. سری تکان دادم که چرا نشه؟ حتما قبول می کنه… رفتی
توی سیاهی تپه ماهورها
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 