پاورپوینت کامل من و جست و جوی نوروز ۲۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل من و جست و جوی نوروز ۲۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل من و جست و جوی نوروز ۲۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل من و جست و جوی نوروز ۲۲ اسلاید در PowerPoint :

۳

نشانی نوروز را از کوه پرسیدم؛ صدای مرا به خودم بازگرداند. فهمیدم با غریبهها هم
صادق است.

گفتم: مرا به نوروز برسان. گفت: من نمیتوانم تو را به جایی برسانم. چون باید محکم
در جای خود بایستم. اگر بخواهم پا از حریم خود فراتر بگذارم، فرو میپاشم.

میخواستم به اصرار ادامه دهم که متوجه دهانه غاری شدم. چرخ زدم و خود را به آن جا
رساندم. تاریک بود. با خود گفتم: شاید نوروز، این جا پنهان شده باشد.

به خورشید نگاه کردم و گفتم: چرا با زمین، عادلانه رفتار نمیکنی؟

خورشید گفت: روزها در آسمان میدرخشم و زمین به دور من میچرخد. شبها نوری به زمین
نمیدهم. اگر کمی دقت کنی، میبینی که بودن و نبودنم، هر دو از روی لطف و مهربانی
است. اگر یکسره بتابم، هیچ وقت شب نمیشود و اگر همیشه نباشم، هرگز روز نمیرسد.

گفتم: اما تو هیچ وقت داخل غار را روشن نمیکنی!

خورشید گفت: این غار است که هرگز دریچهای به سوی من نگشوده است!

صدای بال خفاشها، نگاهم را به داخل غار برگرداند. یکی از آنها بر دهانه غار، حاضر
شد و گفت: هیس! دوستانم خوابند!

گفتم: حالا که وقت خواب نیست؛ تازه به این حالت وارونه!

حرفم را قطع کرد و گفت: موجودات دیگر، در شب میخوابند؛ ما میخواهیم با دیدی متفاوت،
دنیا را تماشا کنیم؛ ما میخواهیم فرق داشته باشیم. راستی تا حالا در شب و در
تاریکی، دنیا را تماشا کردهای؟ چیزهایی را که در نور دیده نمیشوند، حتماً در تاریکی
ببین!

کاملاً گیج بودم؛ باور نمیکردم نوروز با تاریکی، میانه خوبی داشته باشد.

خود را به پایین کوه رساندم. ناگاه، چشمم به بادی افتاد که به سویم میوزید. با خود
گفتم: شاید او بتواند مرا به نوروز برساند. صدایش کردم و گفتم: به کجا میروی؟

باد گفت: هیچ بادی، آغاز و پایان خود را نمیداند.

گفتم: اگر مقصد خود را نمیدانی، چرا این قدر عجله داری؟ لحظهای کنار من بمان!

باد گفت: اگر در چیزی توقف کنم، گردباد میشوم. آن وقت، همه از من روی برمیگردانند و
مرا ویرانگر میدانند. علاوه بر این، من آزادی را دوست دارم و برای آن که آزاد باشم،
باید از همه چیز بگذرم.

مسافتی را با باد همسفر شدم تا این که به درختی رسیدیم. باد در شاخ و برگهای درخت
پیچید و چند میوه را از آن جدا کرد و بر زمین انداخت.

در حالی که داشت دور میشد، درخت صدایش کرد و گفت: چرا میوههایی را که چیدی، با خود
نمیبری؟

باد، زوزهکشان جواب داد: هیچ موجود آزادی، چیزی را که به دست میآورد، برای خودش
نمیخواهد. من سیب را برای حشراتی چیدم که دستشان به شاخههای بلندت نمیرسد.

باد رفت و من از درخت پرسیم: چرا میوههایت را محکم نگه نمیداری؟

درخت، خندید و گفت: این ریشه است که باید محکم نگهش داشت. میوه دادن، وظیفه و هدف
من است.

در همان لحظه، متوجه حرکت سنگی شدم؛ فهمیدم که لاک پشت است. در حالی که همراهش حرکت
میکردم، پرسیدم: چرا این قدر کند حرکت میکنی و با خود فکر کردم که او با این سرعت،
هرگز به نوروز نخواهد رسید!

لاک پشت گفت: چون خانهام بر دوش من است، چیزی ندارم که برایش نگرانی یا عجله داشته
باشم.

گفتم: خانهات همیشه همین قدر است؟

گفت: خانه من، به اندازه خودم بزرگ میشود؛ چون اگر بیشتر از ظرفیت خودم بزرگ باشد،
در آن گم میشوم.

داشتم به حرف آخر لاک پشت فکر میکردم که از دور، متوجه شعلههای آتش شدم.

گفتم: چه شعلههای زیبایی!

آتش گفت: نور و حر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.