پاورپوینت کامل آنها چرا فرار می کنند؟ ۸۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آنها چرا فرار می کنند؟ ۸۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آنها چرا فرار می کنند؟ ۸۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آنها چرا فرار می کنند؟ ۸۰ اسلاید در PowerPoint :
۲۶
رژیم پهلوی یکی ازمهم ترین موانع پیشرفت، توسعه و استقلال ایران، در قرن حاضر است که با پایه گذاری و نهادینه ساختن انحرافات اساسی در زمینه های مختلف، کشور را به سمت عقب ماندگی های مضاعف، بی هویتی فرهنگی، وابستگی های گوناگون به بیگانگان، سوق داد؛ اما با بیداری و قیام اسلامی مردم مسلمان، این خاندان ننگین، برای همیشه برچیده شدند و نظام اسلامی با حمایت گسترده مردم، توانست ضمن جلوگیری از این انحطاط و عقب ماندگی، زمینه های دست یابی میهن اسلامی مان به قله های پر افتخار پیشرفت و تعالی در عرصه های مختلف را فراهم سازد که بحمدلله دستاوردهای شگرف و بسیار درخشانی به دنبال داشته است؛ چنان که بنا برگزارش اخیر شورای اطلاعات ملی آمریکا، در خلال دو دهه آینده، ایران به صف قدرت های عمده جهانی می پیوندد.۱ موضوعی که در این میان تعجب همگان را بر می انگیزد، تبلیغات عوامل فراری و وابسته به بیگانگان است که درصددند با تحریف واقعیات تاریخی، وضعیت کشور در رژیم پهلوی را در هاله ای از افسانه ها درآمیخته، در حال پیشرفت و ترقی جلوه دهند. این قبیل خیال پردازی ها در حالی است که علاوه بر حافظه تاریخی ملت آگاه ایران که بزرگ ترین و «آگاهانه ترین» انقلاب جهان۲ را به وجود آوردند، محققین و صاحب نظران داخلی و خارجی که به بررسی علل فروپاشی رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته اند، دیدگاهی کاملاً منفی نسبت به برنامه ها و دستاوردهای رژیم پهلوی – که سرانجام با ایجاد نارضایتی عمیق مردم ایران از وضعیت موجود، زمینه ها و شرایط لازم را برای انقلاب اسلامی فراهم ساخت – دارند. نوشتار حاضر، با مروری بر ویژگی های روان شناختی و ساختار حکومت محمدرضا شاه، به بررسی پیامدهای مدیریتی رژیم پهلوی و علت «فرار شاه از کشور» می پردازد.
روانشناسی پهلوی ها
یکی از ویژگی های مهم در ارزیابی سطح کارآمدی نظام های سیاسی، بررسی ویژگی های شخصیتی رهبران و مدیران ارشد آنان است که این ویژگی در نظام های سلطنتی که خواست و اراده شاه، محور تمامی تصمیمات و خط ومش های نظام سیاسی است، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می باشد. در بررسی چگونگی حکومت خاندان پهلوی نیز که حکومتی خودکامه و مبتنی بر اراده شاه بود، شناخت این ویژگی های شخصیتی و چگونگی تأثیرگذاری آنها بر جهت گیری های مدیریتی، حائز اهمیت است. این ویژگی ها عبارتند از:
۱. روحیه دیکتاتوری؛ محمدرضا در خانواده ای دیکتاتورمحور، پرورش یافت. این مسئله، عامل مهمی در شکل گیری شخصیت او بود. در چنین فضایی، یک نفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است؛ فقط دیکتاتور تصمیم می گیرد؛ هدف تعیین می کند؛ وظیفه افراد را مشخص و همه باید بدون چون و چرا، مطابق میل او رفتار کنند. او می تواند از دیگران انتقاد کند؛ اما خود نقدپذیر و پاسخ گو نیست. شخصیت، تمایلات و احتیاجات مجموعه، به هیچ وجه، مورد توجه نیست. در این محیط، همواره ترس و وحشت بر افراد غلبه دارد. از محبت و احساس امنیت، خبری نیست.۳ بزرگ شدن محمدرضا در چنین محیطی، با الگوی تربیتی رضاخان، باعث شد که او نیز یک دیکتاتور شود؛ نسبت به زیردست، خشن و بی رحم باشد و نسبت به بالادست، کاملاً تمکین نماید؛ همان گونه که نسبت به انگلیس و آمریکا در تمام دوره سلطنتش، چنین بود.۴
۲. فقدان اعتماد به نفس؛ ماروین زونیس در کتاب «شکست شاهانه»،۵ با توجه به محور بودن شخص شاه در حکومت و نقش تعیین کننده تصمیمات فردی او، به بررسی روان شناسی شخصیت شاه پرداخته است. به نظر وی، محمدرضا به دلیل نحوه تربیت دوران کودکی و نوجوانی ناشی از تربیت او در یک محیط زنانه و سپس قرار داشتن در کنار پدری مستبد، فردی مردد و فاقد اعتماد به نفس، بار آمده بود و به همین دلیل، فاقد اراده لازم و قدرت تصمیم گیری صحیح در مسائل مهم کشور بود.
۳. بلند پروازی؛ خودشیفتگی و عقده خود بزرگ بینیِ ارثی از رضاخان و در کنار آن، پایین بودن ضریب هوشی و فکری محمدرضا، باعث خود بزرگ بینی، تخیل افراطی و بلند پروازی در نحوه رفتار و مدیریت او شده بود. فردوست در مورد استعداد شاه، چنین می نویسد: «محمدرضا در ریاضیات، بسیار ضعیف بود و اصولاً حوصله فکر کردن نداشت. او از همان کودکی، اهل تفکر عمیق و همه جانبه نبود؛ زود خسته می شد و بیشتر علاقه داشت پیشنهادات را بپذیرد».۶ اسدالله علم نیز در خاطرات خود می گوید: «شاه از هر چه مطالعه است، متنفر است».۷
از منظر روان شناسی، هنگامی که قدرت استدلال در فرد ضعیف باشد، او بیشتر تمایل به مسائل کمّی، ظاهری و سطحی دارد. چنین نگرشی در ۳۷ سال سلطنت محمدرضا، به چشم می خورد. تکیه بیش از حد به غرب و جلب نظر آمریکا به هر قیمت، برای حمایت از خود، خرید تسلیحات انبوه، برپایی مراسم و جشن ها و بذل و بخشش های فراوان، همگی ناشی از چنین نگرشی در شاه بود. آمریکا نیز به این حالت شاه دامن می زد. شاه، مبالغ زیادی به روزنامه ها و مجلات خارجی باج می داد؛ تا در وصف او بنویسند و انتقادی از حکومت او به عمل نیاورند. فریدون هویدا، در کتاب سقوط شاه می نویسد: «توهمات عظمت گرایانه شاه به قدری او را از حقایق دور ساخته بود که حتی سازمان «سیا» نیز ضمن گزارش محرمانه ای در سال ۱۹۷۶/۱۳۵۵ش. شاه را به عنوان مردی که خطرات ناشی از عقده خود بزرگ بینی او را تهدید می کند، توصیف کرده بود».۸ اشتیاق و تمایل زیاد به تملق و چاپلوسی و تعریف از وی نیز سبب می شد که وی درک صحیحی از حقایق جامعه نداشته باشد و واقعیات کشور را به خوبی نشناسد.
۴. بی اعتقادی مذهبی؛ محمدرضا، تحت تربیت خانوادگی، سیاست اسلام ستیزی و غرب زدگی رضا شاه و تحصیل در غرب – که از سوی انگلیسی ها و برای آشنا ساختن وی با فرهنگ و ارزش های غربی انجام شد – به شدت، فردی بی اعتقاد به مذهب گردید. از این رو، بدون ملاحظه به فرهنگ مذهبی جامعه ایران، بی محابا مشروب می خورد و با زنان بی شمار، ارتباط داشت و خانواده و اطرافیانش، غرق در فساد بودند. او تقویم اسلامی را به تاریخ شاهنشاهی تغییر داد و کارهای ضدمذهبی دیگری انجام داد که همه از روحیه بی اعتقادی و ضدیت او با اسلام، حکایت دارد.
فرح پهلوی در مصاحبه با رادیو لس آنجلس، درباره مذهب شاه و اعتقادات مذهبی او می گوید: «شاه، اعتقادات مذهبی نداشتند و به خصوص در این سال های آخر حکومتشان، مرتباً مورد مدح و چاپلوسی قرار می گرفتند و به شدت، بی دین شده بودند و حتی بدشان نمی آمد که توصیه امیرعباس هویدا را به کار ببندند [هویدا از شاه خواسته بود تا رسمیت دین اسلام را لغو و به بهاییان اجازه فعالیت گسترده بدهد]؛ اما از مردم، به شدت می ترسیدند و وحشت داشتند که مردم علیه ایشان دست به شورش بزنند. به همین خاطر، از هویدا خواستند تا دولت در خفا، وسیله رشد بهاییان را فراهم کند»۹ و تنها در مواقع خطر، ترس و تهدید و برای فریب توده های مردم، به مذهب متوسل می شود؛ در روز عاشورا، روی صندلی در مسجد می نشست و یا لباس احرام می پوشید و به زیارت کعبه می رفت و یا در حرم مطهر امام رضا علیه السلام حاضر می شد و زیارت می کرد. هنگامی که به مسافرت می رفت، روحانی دربار، او را از زیر قرآن عبور می داد و در موارد متعدد، اظهار می کند که از الهامات مذهبی و حمایت ائمهعلیهم السلام برخوردار است.۱۰
۵. فساد و هوس رانی؛ عقده ها و کمبودهای عاطفی دوران کودکی و پرورش در محیطی که قدرت را وسیله ای برای ارضای امیال و هواهای نفسانی خود می دانست و بی اعتقادی مذهبی، سبب شدند تا محمدرضا که با پادشاهی، قدرت و امکانات وسیعی پیدا کرد، از ثروت این ملت، برای تسکین حالات بیمارگونه خود، خرج های فراوانی کند. تاج الملوک، مادر محمدرضا شاه، ضمن بیان خاطراتش از هوس بازی های فرزندش دفاع کرده، ضمن تأیید وجود روابط میان شاه و طلا، آورده است: «این، حق پسرم بود که همسر و معشوقه را توأمان داشته باشد. اگر انسان شاه باشد و نتواند از پادشاهی خود لذت ببرد، پس چه فرقی با یک رعیت ساده دارد».۱۱ از این رو، شاه در فساد اخلاقی، حد و مرزی نمی شناخت و اصول اخلاقی را رعایت نمی کرد. در میان زنانی که به کاخ شاه رفت و آمد می کردند، همه تیپ زن دیده می شد؛ از ماریا اشنایدر، ستاره نوجوان فیلم های بی پروای جنسی گرفته، تا دختر صاحب سینمای ایران که یک ارمنی بود۱۲ و در این راه، بیت المال کشور، صرف هوس رانی و کام جویی های خاندان پهلوی می شد.
علاوه بر مفاسد اخلاقی، خاندان پهلوی، عقده و حرص و ولعی سیر ناشدنی، در جمع ثروت داشتند. شاه به بهانه های مختلف، هر روز بر ثروت، املاک و کاخ های خود و اطرافیانش، در داخل و خارج، می افزود. «بنیاد پهلوی» با استفاده از موقعیت و اقدامات غیرقانونی خود، نظیر کازینوهای قماربازی و کاباره ها، رانت خواری و استفاده های انحصاری از امکانات، معاملات، صنایع و وام ها، مواد مخدر، قاچاق عتیقه و…، منابع مالی سرشاری را عاید خانواده پهلوی نمود.۱۳ مطبوعات آمریکایی، اموال و دارایی شاه را تا ۳۵ میلیارد دلار برآورد کرده اند. اشرف پهلوی نیز توانست از راه های غیرقانونی و سوء استفاده از موقعیتش، یکی از «ثروتمندترین افراد خاندان پهلوی و از سرمایه داران بزرگ جهان» شود و اکنون نیز در نیویورک، پاریس، رم، مونت کارلو و چند نقطه دیگر جهان، اقامت گاههای مجلل و باشکوه دارد.۱۴
حیف و میل گسترده بیت المال و جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی که بیش از سی صد میلیون دلار هزینه دربر داشت، با ولخرجی ها و اتلاف بی حد و حصر سرمایه های ملی کشورمان، در حالی انجام شدند که متجاوز از نیمی از جمعیت کشور در روستاها و حومه شهرهای بزرگ، در فقر و فلاکت و تنگ دستی به سر می بردند و در اکثر شهرها و روستاهای کشور، اثری از وسایل اولیه و مقدماتی یک زندگی ساده برای عامه مردم، وجود نداشت۱۵ که ثریا، در توصیف آنها می نویسد: «محلات جنوب شهر[ تهران] با جوی های سرباز که آب کثیف آن، پس از عبور رختشوی خانه ها و آلوده شدن به کثافات ولگردان و سگ ها، به مصرف خوراک مردم می رسد، بچه های مفلوج، زنان و پیرمردان گرسنه، گل و لای کوچه ها که خانه هایشان شباهتی به خانه ندارد، محلاتی که فقر کامل بر آنها حکمفرماست و توان شکایت نیز ندارند».۱۶
فساد اخلاقی، تکبر و تفرعن، فساد جنسی، فساد مالی و فساد دینی که با ظهور رژیم پهلوی همزاد دربار بود، تمام تار و پود دربار را در نوردیده، با ایجاد بدبینی، بی اعتمادی و نارضایتی های گسترده، مردم مسلمان ایران را سخت به عکس العمل واداشت. به گفته ژان لوروریه، روزنامه نگار فرانسوی، «اگر در کوچه و خیابان از ایرانیان بپرسید که چرا رژیم را مورد انتقاد و سرزنش قرار می دهند و جواب آنها را جمع کنید، فساد و انحطاط اخلاقی رژیم، در ردیف اول پاسخ آنها خواهد بود».۱۷
۶. فقدان پایگاه مردمی؛ فریده دیبا، مادر فرح دیبا، در مورد خصوصیات دامادش می گوید: «محمدرضا، به دلیل تربیت غربی اش، مردم را کوچک و ذلیل و زبون می انگاشت و جان کلام این که افراد مقابل خود را فاقد شخصیت می خواست! اگر کسی در برابر او خودی نشان می داد، درجا، کنار گذاشته می شد. او مایل بود هرکاری در مملکت انجام می شود، به حساب او گذاشته شود و دوست داشت همه نوکر و کارگزار او باشند… در ارتش نیز همین سیاست را دنبال می کرد. امرا و فرماندهان ارتش، مشتی افراد پیروپاتال و به راستی، بی عرضه بودند. محمدرضا به ویژه در ارتش، سعی می کرد افراد بی عرضه و نوکرصفت و بله قربان گو و حقیر را مصدر امور کند. من در مراسم رسمی یا میهمانی ها، می دیدم که چطور افسران عالی رتبه ارتش، حتی کفش محمدرضا را می بوسیدند. این افسران، فاقد هر نوع شخصیت بودند».۱۸
در حکومت پهلوی، مردم و نهادهای مردم سالار، کوچک ترین جایگاهی نداشتند، شاه می کوشید طی دوران حکومت ۳۷ ساله خود، با تکیه بر پول نفت، ارتش ۷۰۰ هزار نفری، دستگاه های مخوف امنیتی، همانند ساواک، ایجاد حکومت ترور، وحشت، شکنجه، اعدام و سرکوب گسترده و بیرحمانه مخالفین، منحصر نمودن قدرت و امکانات کشور به گروهی خاص، مانند شبکه هزار فامیل و بهره مندی از حمایت بی دریغ بیگانگان، به طور دائم، کنترل خود را بر جامعه و سیاست ایران، افزایش دهد. به این ترتیب، بحران سیاسی در سراسر کشور، به خاطر تجمع نارضایتی های مردم، کنترل و سرکوب شدید، تمرکز گرایی بیش از حد، مبارزه علنی با اسلام و اعتقادات مذهبی مردم، رواج ابتذال و بی بندباری، فقدان بحث و آزادی سیاسی و احساس عمومی این مسئله که فساد و عدم کارآیی حکومت، به نحو غیر قابل تحملی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 